انتقاد فریدون جنیدی از واژه‌های مصوب فرهنگستان: کسی را نمی‌توان پیدا کرد که به ساندویچ بگوید درازلقمه

فریدون جنیدی از واژه‌های مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی انتقاد کرد.

به گزارش تارنمای «زبان فارسی» به نقل از خبرگزاری ایسنا، این شاهنامه‌پژوه و استاد زبان‌های باستانی خاطرنشان کرد: در کشوری که دارای کهن‌ترین فرهنگ‌های جهان است و یکی از کهن‌ترین زبان‌های جهان را با ریشه‌های بسیار عمیق در اختیار دارد، این مایه‌ٔ سرافکندگی است که چنین واژه‌هایی پدید می‌آید.

او به انتخاب برخی واژه‌ها از سوی فرهنگستان اشاره کرد و گفت: ۷۰ سال است که مردم به جای واژه‌ٔ «آلرژی»، «حساسیت» را استفاده می‌کنند. فرهنگستان هم همین واژه را مصوب می‌کند؛ اما اگر قرار است واژه‌هایی را که مردم می‌گویند، مصوب کنیم، دیگر وظیفه‌ٔ فرهنگستان چیست؟ در حالی‌که ما به جای واژه‌ٔ «حساسیت» یا «آلرژی»، در فارسی، « انگیزش» را داریم و می‌توان از این واژه که فارسی است، استفاده کرد.

جنیدی در ادامه خاطرنشان کرد: اگر قرار بود انتخاب‌های مردم را تصویب کنند که مردم بدون تصویب آن‌ها هم همان‌ واژه‌ها را استفاده می‌کردند و به تأیید آن‌ها لزومی نبود و چرا روزها و ماه‌ها وقت و هزینه‌ٔ کشور را گرفته‌اند؟

این پژوهشگر افزود: ما در گذشته، خوراکی داشته‌ایم که به آن «بزم‌آورد» می‌گفتند. برای پخت این خوراک، گوشت را با ادویه می‌پختند و درون نان تنک (لواش) می‌گذاشتند که شبیه ساندویج امروزی است و آن را برای این‌که گاز نزنند، تکه تکه می‌کردند؛ زیرا گاز زدن اهریمنی بوده و مفهوم اجتماعی منفی داشته است. حالا فرهنگستان برای کشوری که هزار سال پیش، «بزم‌آورد» داشته است، در برابر «ساندویچ»، «دارازلقمه» را تصویب می‌کند، که هیچ فردی در سراسر ایران این واژه را استفاده نمی‌کند. این نشانه‌ٔ بی‌مطالعه بودن و ناآشنایی است.

او همچنین به واژهٔ «نورتاب» به جای «آباژور» که توسط فرهنگستان تصویب شده است، اشاره کرد و گفت: همه‌ٔ چراغ‌ها نور می‌تابانند؛ چرا برای «آباژور»، «نورتاب» را تصویب کرده‌اند؟ «آباژور» نام ویژه‌ای است و باید نام ویژه‌ای هم داشته باشد.

جنیدی در ادامه به واژه‌ٔ «خوشاب» به معنای «کمپوت» اشاره کرد و گفت: این واژه‌ ریشه‌های درستی دارد؛ زیرا در خراسان میوه را با زعفران می‌پختند و این‌گونه آن را حفظ می‌کردند؛ اما برخی می‌گویند «خوشاب» به «کمپوت» ربطی ندارد، که این به علت ناآگاهی آن‌هاست.

او همچنین با اشاره به واژه‌ٔ «ایوار» برای «غروب»، گفت: این واژه در زبان کردی هم وجود دارد و در شعرهای آن‌ها هم آمده است، حتا واژه‌ٔ «evening» هم از آن گرفته شده است؛ اما آن‌ها می‌گویند این لغت ریشه ندارد؛ در حالی‌که مردم آن را پذیرفته‌اند.

جنیدی درباره‌ٔ استفاده‌ٔ مردم از واژه‌های مصوب فرهنگستان، اظهار کرد: وقتی کسی که صلاحیت ندارد، در مورد واژه‌ها حرف می‌زند و واژه‌هایی را که ریشه ندارد، تصویب می‌کند، مردم هم از آن استقبال نمی‌کنند. هیچ‌کس را نمی‌توان پیدا کرد که به «ساندویچ» بگوید «درازلقمه».

او همچنین درباره‌ٔ فارسی‌نویسی افزود: ما تلاش کرده‌ایم که در بنیاد نیشابور این کار صورت بگیرد و می‌دانم که کار بنیاد نیشابور بیش‌تر مورد توجه مردم قرار می‌گیرد.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ زبان فارسی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

40 comments on “انتقاد فریدون جنیدی از واژه‌های مصوب فرهنگستان: کسی را نمی‌توان پیدا کرد که به ساندویچ بگوید درازلقمه

  1. بهروز خاقانی
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۱۸:۴۸

    متاسفانه سوار بر احساسات ملی مردم شدن و سوء استفاده کردن از این احساسات بسیار ساده است. تا وقتی که ادبا (چه جناب جنیدی و چه ادیبان فرهنگستانی) حق دخالت در زبان‌شناسی را دارند وضعیت زبان فارسی همین است.
    تا به این باور نرسیم که زبان‌شناسان باید بر زبان موثر باشند و نه ادیبان همین دعواها و گفتارهای احساسی را شاهد خواهیم بود. جناب جنیدی بهتر است مفاهیم اولیه زبان‌شناسی و درست و نادرست در زبان را بدانند و بعد از واژه‌سازی درست و نادرست سخن بگویند. با آن زبان فارسی که جناب جنیدی در سر می‌پرود و در آن واژه‌هایی چون «حساسیت» و لابد «احساس»، «حس»، «محسوس» و… واژه‌ی بیگانه محسوب می‌شوند باید سپردن گنجینه‌ی ادبی هشتصد سال گذشته‌مان را به دست نسل بعد از سر بیرون کنیم. چرا که بدون انتقال چنین واژه‌هایی به نسل‌های بعدی دیوان شعرای ما غیرقابل فهم است:
    آزاد باش و بنده‌ی «احساس» کس مشو // کازاده آن بود که نگردد اسیر کس

  2. مروجی
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۱۹:۲۳

    صادق هدایت هم از حرف‌های آقای جنیدی زیاد زده است. اندکی مطالعه در تاریخ واژه‌سازی پیش از آغاز سخن بد نیست.

  3. ژاله شیرازی
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۱۷

    مردمانی که «درازلقمه» نمی‌گویند آن وقت می‌گویند «بزم‌آورد»؟؟

  4. ماندانا رحیمی
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۵۹

    البته توجه داشته باشید که واژگانی مثل درازلقمه مصوب فرهنگستان نیست، بلکه شوخی با فرهنگستان است. متعجبم که چطور در فرهنگ عامه جا افتاده است که این واژگان مصوب فرهنگستان اند.

    • مجيد
      ۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۷:۰۷

      واژگان نازیبایی مانند کش لقمه ، مشت گاه!(رینگ مشت زنی)و… کم نیستند

  5. میلاد
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۲۱:۳۲

    آقای خاقانی بهتر است کمی درباره این بزرگمرد بپژوهید و پس از آن سخن آغاز کنید
    ایشان بزرگترین استاد زبان های باستانی (مادر زبان پارسی) هستند و بسیار در کار خود خبره اند ، شک نکنید
    این چنین بی درنگ درباره بزرگان ننویسید

    • بهروز خاقانی
      ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۶

      دوست گرامی، من ایشان را می‌شناسم و از تلاش‌هایشان نیز اطلاع فراوانی دارم. به هیچ وجه منکر پاک‌سرشتی ایشان نمی‌خواهم بشوم. اما به نظرم انتقاد ایشان در این مورد چندان علمی و نیز چندان بر پایه‌‌ی حقیقت نبوده است.

    • سپیده
      ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ at ۰۷:۴۵

      موافقم.

      • سپیده
        ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ at ۰۷:۵۰

        منظور من این بود که با پاسخ آقای میلاد موافق هستم

    • سپیده
      ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ at ۰۷:۴۷

      موافقم.( ببخشید، جواب من به اشتباه برای شخص دیگری فرستاده شد. )

  6. ایرانی
    ۱۳ آبان ۱۳۸۹ at ۰۱:۱۳

    آفرین بر فریدون جنیدی!

    خانم ژاله شیرازی، “ایرانیان” به آن خواهند گفت “بزم آورد” و هیچ مشکلی با این واژه ۱۰۰% ایرانی نخواهند داشت!

  7. محمدیان
    ۱۳ آبان ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۱

    اصلن درازلقمه مصوب فرهنگستان نیست چرا حرف ناحق می‌زنید؟

    • ماندانا رحیمی
      ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۷

      دفترهای واژه‌های مصوب فرهنگستان را بگردید متوجه می‌شوید که این واژه مصوب فرهنگستان نیست.
      http://www.persianacademy.ir/fa/wordspdf.aspx

      • hassan
        ۱۷ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۴۲

        are, vali vajgane shabihe drazloghme besyarand

      • بورزو
        ۲۳ آبان ۱۳۹۰ at ۰۵:۳۷

        http://www.persianacademy.ir چه خنده دار است که فارسین را پرشین می نامند. کجای این زبان پارسی است که آنرا پرشین(persian) مینامند؟ این خود نشانگر توان و دانایی این سازمان است
        اکنون من برای کمک به این سازمان این پیشنهاد را دارم
        http://www.FArsian.AcaBery.ir
        is هم جای ایر باشد ۱۰۰٪ اسلامیتر خواهد بود

  8. پاکساز
    ۱۳ آبان ۱۳۸۹ at ۱۵:۲۴

    جناب آقای خاقانی، کدام زبانشناسان؟ زبانشناسانی که از دانشگاههای اسلامی میآیند و صرف و نحو عربی را بهتر میدانند تا دستور زبان پارسی؟ یا زبانشناسانی که تنها زبان “نامادری” که آموخته اند زبان فارسی است و زبانهای جهانی را نمی شناسند؟ یا زبانشناسانی که “احساسات” و انگیزه های دیگرشان بر انگیزه میهن پرستی شان سنگینی میکند ولی در فرهنگستان “میهن” واژه برمیگزینند؟
    هنوز یک عرب در دانشگاههای برونمرز نزدتان ننشسته است که واژه نامه (لغتنامه) فارسی تان را در دست بگیرد و با پوزخند بگوید: “اینکه همش عربیه” وگرنه میفهمیدید که استاد جنیدی چه میگوید و به اهمیت پاکسازی پارسی پی میبردید! یک ادیب میهن پرست به از زبانشناسان تازی پرست.
    اگر به شما می بود، اکنون باید بجای دانشگاه، دادگاه، دادگستری، خاورمیانه و ….میگفتیم دارالعلم، نظمیه، شرق الوسط، و … تا گنجینه ۸۰۰ سال پیش از دست نمیرفت. در فرانسه روزنامه ها، هفته نامه ها و کتابها پیش از چاپ پاکسازی میشوند و به فرانسوی سره بازنوشته میشوند، آیا در فرانسه تنها ادیبان “احساساتی” بر سر کار هستند و دارند از احساسات مردم سو استفاده میکنند؟ و یا انگلیسی های امروز که اثرهای شکسپیر را نمیفهمند، آیا این گنجینه ادبی شان را به فراموشی سپرده اند؟
    سنگ گذاری در راه پاکسازی زبان پارسی همیشه بوده و هست و خو اهد بود. این سنگها پیشرفت پاکسازی را کند میکنند ولی جلوی آنرا نمیتوانند بگیرند.

    • بهروز خاقانی
      ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۹

      دوست گرامی از شما خواهش می‌کنم که یک شعر از حافظ، سعدی، مولوی، عراقی، شاملو، اخوان، سهراب، فروغ و… را به طور تصادفی انتخاب کنید و آن را بدون آن که تغییری در زیبایی، عمق، معنی و وزن آن صورت گیرد به آن «پارسی» که خودتان می‌فرمایید برگردانید.
      زبان ما ریشه در ادبیات ما دارد. آن را به دست خود ویران نکنیم.

      • پاکساز
        ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۲۳:۱۲

        برای چه باید اینکار را بکنم؟ آیا این درخواست شما یک دژفرنود نیست؟
        با شاهنامه و نوشتارهایی مانند آن که تا روز رستاخیز هم مشکلی نخواهیم داشت. دیگر آثار را هم باید بفهمیم که خواهیم فهمید، چه نیازی به برگرداندن آنها به پارسی سره است؟
        پاکسازی زبان پارسی هزاران ساله، ویرانی آن نیست که آبادی دوباره آن پس از صدها سال ویرانیست. بیاییم و چوب لای این چرخ سازندگی نگذاریم تا ایرانیان آینده از ما خرده نگیرند، همچنان که ما از گذشتگان خرده میگیریم.

        • میلاد
          ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۴۰

          از ته دل با شما همراهم
          چه زیبا نوشتید

      • مجيد
        ۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۷:۲۱

        آقای خاقانی صحبت های شما غلط نیست ولی حرف اصلی ومهم واژه سازی برای واژگان فراوانی است که امروزه به زبان ما می آیند نه جایگزینی واژگان چند صدساله عربی
        ضمن اینکه دستگاه توانمند ولی کم و بیش از کارافتاده ی واژه سازی زبان فارسی به راحتی می تواند دربرابر سیل واژگان وارداتی برابر گزینی کند به شرطی که به جای ادیبان محترم ،زبانشناسان توانمند با همکاری متخصصان هر حوزه و تخصص این مسوولیت مهم و زیبا(!!) را به عهده بگیرند

      • بورزو
        ۲۳ آبان ۱۳۹۰ at ۰۶:۰۴

        اگر آن بزرگان در زمان خود میتوانستند زبان پارسی را مانند فردوسی بزرگ بکار گیرند، از آنچه که امروز از آنها داریم می توانستیم باز بهتر داشته باشیم و عربستان میلیاردها دلار به دانشگاههای جهان باج نمیداد تا دانشمندان، چکامه سرایان، پژوهشگران و دیگر ایرانیانی که از خود هنرها بجای گذاردند را عرب بنامند. تو با زبان فارسی که امروز بیش از ۵۰٪ آن واژه های تازی است، در هرکجای جهان سخن بگویی، کسی که فارسی را نشنیده و یا نمیداند، گمان میکند که تو یک عرب زبان هستی.
        چرا دست بر هنر آنان برده شود؟ آن بزرگان نگفتند که خاتم الشعرا هستند. اگر تو خود توان و دانشی مانند آنان داری، به همان فارسی خودت الشعر بقولون
        گرچه اگر تو حافظ و مولوی و سعدی خوان بودی، می بایستی می دیدی که آن گرامیان خود بارها و بارها زبان پارسی ( فارسی نه، بلکه پارسی) و زبان پهلوی که پارسی از پهلوی می آید را ارج و گرامی داشته اند.
        تو سنگ زبان نیاکان خود را بر سینه میزنی یا واژه هایی که به زور در سر نیاکان ما فرود آوردن؟
        تو مگر جشن نداری که آن را عید مینامی؟
        تو مگر دانش نداری که آن را علم مینامی؟
        تو مگر دانا نداری که آن را عاقل مینامی؟
        تو خود بنگر و ببین و بشنو که کدام زیباترند!

    • میلاد
      ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۳۰

      درود بر شما آقای پاکساز
      ایشان باید بدانند که با سره سازی زبان پارسی هیچ گنجینه ای از میان نخواهد رفت و بدبختانه مردم هیچ زمانی وام واژه های عربی موجود در زبانمان را فراموش نخواهند کرد
      تازه واژه های نو بسیاری نیز به گنجینه واژگانی افزوده خواهد شد

    • مجيد
      ۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۷:۴۳

      آقای پاکباز با سپاس از حس زیبای میهن دوستیتان
      این از بی دانشی ماست که فکر می کنیم پیوند “زبان ” فارسی و عربی یکسویه بوده است در حالیکه از سده ها پیش از اسلام این زبان قبیله ای عربی بوده که صدها بلکه هزاران واژه را از فارسی وام گرفته است ولی دستگاه واژه سازی عربی و دگرگون شدن حرف ها، آن واژگان را از شکل زبان به وام گرفته (فارسی) بسیار دور کرده است، این راهم فراموش نکنیم که به قول استاد همایی زبان علمی سده های نخستین اسلامی که بیشتر مولفان عربی نویس (ایرانی) آن را به وجود آوردند پرورده ی هم میهنان خودمان در آن دوران است و به گفته ی همان استاد، عربهای آن زمان ،زبان علمی عربی، که در آن زمان در حال شکل گیری و بالندگی بود را دارای “عیب عجمه”(ایرانی شده!!) می دانستند و در ابتدا در برابر آن بسیار مقاومت می کردند…
      از سوی دیگر،آنها که به فراوانی واژگان عربی در فارسی خرده می گیرند و آن را دستاویزی برای کوچکداشت فارسی قرار داده اند آیا تاکنون دیده اند که کسی واژه نامه انگلیسی در دست بگیرد و بگوید” وای..!اینکه بیش از نود درصدش انگلیسی نیست…!

      • بورزو
        ۲۳ آبان ۱۳۹۰ at ۰۷:۰۸

        خوب اگر چنین است، چرا به ریشه های آن واژه ها برنگردیم و آنان را با آوا و ریختی(شکلی) ایرانی به زبان پارسی نگماریم؟

        از سوی دیگر تا پیش از اسلام زبان عربی تنها یک گویش(لحجه) از زبان آشوری بود که با تازش عربها به کشورهایی چون سوریه، مصر، لبنان، بابل(عراق) و … زبان آشوری را با گویش عربی، عربی خواندن. برای نمونه زبان کردی، پارسی، لری و گیلکی از یک خانواده هستند. اکنون گمان بداریم که کردها یا لرها و یا گیلک ها بیایند وبه زور بخاهند ما پارسی با گویش و تنها واژه های در زبان انان را بکار ببریم. ما کم و بیش زبان آنان را میفهمیم و ناچار میشویم مانند آنان هم گویش داشته باشیم چرا که زور شمشیر است. اینگونه عربها با آشوری ها آن چنان کردند.
        در ۱۴۰۰ سال پیش در عربستان هیچ کتابی نبود که کتابخانه ای باشد، دبستانی نبود که دانش آموزی باشد و هیچ و هیچ، تنها ۱۷ تن(نفر) در آنجا توان خواندن و نوشتند را داشتند.
        آگر کتابی بوده نام ببرند و یا نمونه بیاورند
        هتا تا به امروز هیچ دانشمندی از عربستان برنخاسته، اگر هست نام ببرید و بگویید که هنر یا اندیشه کارش، دست رنجش چه بوده.
        عرب هرچه که امروز از فرهنگ و زبان و هنر به نام اسلام می دارند همه گرفته شده از ایران، مصر و دیگر کشورهای در خاورمیانه بوده که عرب زبان نبوده اند.

  9. آرش
    ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۰۰:۵۰

    از آقای جنیدی بعید است “درازلقمه” را به فرهنگستان بچسباند! ظاهرا ایشان مصوبات فرهنگستان را نمی خوانند.
    به شما دوستان توصیه می کنم دانلود کنید و بخوانید بعد انتقاد کنید.
    دقت داشته باشید که فرهنگستان راه میانه را در پیش گرفته است.
    واژگان دش میزی، دش رویش، اریخت، پیرابین، پیراشامه، هونهنگ، هوپرورد را هم در کنار واژگان بیگانه (عربی ) ببینید!

    • میلاد
      ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۳۸

      واژگانشان به درد خودشان می خورد
      ایشان هیچ آگاهی از زبان پهلوی و اوستایی ندارند و تنها کارشان این است که به فرهنگستان بروند و با شکم سیر به خانه بازگردند!
      زمانی که می گویند باید از زبان پهلوی یا اوستایی ووووووووواااااااااامممممممم گرفت ببینید که تا چه اندازه نادانند
      زبان اوستایی و پهلوی مادر زبان پارسی هستند و به مانند زبان های اروپایی که ریشه های لاتین را برای واژه سازی به کار می برند ما نیز باید این کار را بکنیم

      • آرش
        ۲۹ شهریور ۱۳۹۰ at ۱۱:۲۹

        با دقت بخون بعد جواب بده!
        همه مثال هایی که زدم از بن مایه های باستانی ساخته شده

  10. انگیختن
    ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۱۷:۴۸

    آقای خاقانی،

    حساسیت = انگیزش
    احساس = انگیزه
    محسوس = انگیخته

    مشکلتان در کجاست؟!

    • بهروز خاقانی
      ۱۴ آبان ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۲

      با بکار بردن این واژگان مشکلی ندارم دوست گرامی. از نظر من اگر در کاربرد درست استفاده شوند بسیار هم زیبا هستند. با حذف افراطی واژه‌هایی چون «حساسیت»، «احساس» و «محسوس» مشکل دارم. چرا که معتقدم بیش از هشتصد سال گنجینه‌ی ادبی ما با همین واژگان نوشته شده است و حذف آنان منجر به از دست رفتن این گنجینه می‌شود. بهتر است از همینک جلوی ورود واژگان بیگانه را بگیریم و از زیاده‌روی بپرهیزیم.
      از همه دوستان هم که مرا نقد کردند سپاسگزارم.

      • انگیختن
        ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۰۰:۱۱

        آقای خاقانی گرامی،
        بسیاری از واژگان بکاربرده شده در بوستان و گلستان سعدی، دیوان حافظ، معنوی مثنوی مولوی، و …….امروزه کاربردی ندارند و خودبخود حذف شده اند، آیا گنجینه این بزرگان از دست رفته است؟
        حذف واژگان بیگانه سبب از دست رفتن گنجینه های ادبی نمیشود، همچنان که مثلا در فرانسه نشد.

        • میلاد
          ۱۵ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۳۳

          درست است
          من خودم زبان فرانسه را فرا گرفته ام و می دانم که نزدیک به ۸۵ درصد از این زبان، زبان لاتین است
          می بینیم که تنها ۱۵ درصد از زبان های دیگر وام گرفته است

      • مجيد
        ۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۷:۵۵

        در زبان روزانه و در کاربرد ادبی به کاربردن آنها طبیعی و بجاست ولی برای حوزه ها و رشته های تخصصی چه خوب است که این واژگان زیبا و اصیل که بسیار اشتقاق پذیرهستند و همچنین با وندهای بسیار و واژگان دیگر ترکیب می شوند ودر کل زایایی بسیار دارند به کار گرفته شوند

  11. sirous
    ۲۰ آبان ۱۳۸۹ at ۱۸:۲۰

    دقیقا ایرانیها باید از گذاشتن نام فرزندانشون از نامهای عربی‌ دوری کنند.تا اینکه ما اصلیت خودمون را بهتر بشناسیم.و از نامهای ایرانی‌ استفاده کنند.

  12. دوستان گرامي
    ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۳:۲۰

    دوستان گرامی اگر کسی را سر آموختن و سخن گفتن به زبان حرامزاده باشد ما را چه ؟؟؟؟؟بگذارید به قول خودشان عربی تکلم کنند.سپاس

    • دوست خوب
      ۳ دی ۱۳۹۰ at ۱۶:۵۱

      دوست گرامی این گستاخی بزرگ فرجامی نیک نزد یزدان ندارد . بسیار بی فرهنگیست که ناسزا گویی جانم.آنان به هیچ گونه ناروازاده نیستند شایدهم باشند.مانیزشاید ناروازاده باشیم
      ایزد داند و بس

    • مهسا
      ۴ فروردین ۱۳۹۲ at ۱۲:۵۱

      دوست عزیز اگه بقیه از این زبان های بیگانه استفاده کنند کم کم این کلمات جا میفته و همه ازش استفاده میکنن ما با ید جلوی از یاد رفتن فارسی رو بگیریم.

  13. abas
    ۱۱ آبان ۱۳۹۱ at ۱۱:۲۹

    برا ساندویچ که نون پیچه بهتره ولی به اون عرب بگین بیشتر کلمات عربی نیستن معربن-۱-آسمانگون:سمنجونی۲-آبریز:ابریق۳-آبگری:عبقری۴-آگور:آجور-۵ابریشم:ابریسم۶-ابهل:عرعر-ادو:عدو۷-استاد:استاذ۸-اودر:عطر۹-ارز:ارض۱۰- اسپناج:اسفناج۱۱-ابلک:ابلق-۱۲-اسپنج:اسفنج-۱۳اندازه:اندسه،هندسه۱۴-ارغوان:ارجوان۱۵-ارگ:عرش۱۶-ازبه:اسوه۱۷-استاریاب:اسطرلاب-۱۸-استبرک:استبرق۱۹-اسپهبد:اصبهبذ۲۰-بادیه:باطیه۲۱-بارگاه:بارجا۲۲-باروت:بارود۲۳- باز:باع۲۴- ۲۵باشه:باشق۲۶-باشنده:اباشه۲۷-بت:بد۲۸-برز:بذر-بزبازه:بسباسه۲۹-برنامه:برنامج-بردون:برذون۳۰- بغپور:فغفور۳۱-بهستان:بیستون-۳۲بنفشه:بنفسج۳۳-بنیاد:بنیان-بوخور:بخور- بورگ:برج۳۴-بدهوش:مدهوش۳۵-بیانه:بیعانه۳۶-پسته:فستق۳۷-پته:بتک-پادشاه:باشا-پادزهر:فازهر۳۸-پاخته:فاخته۳۹-پالانی:بالانی۴۰-پردیس:فردوس۴۱-پرده:برقع ۴۲-پرزده:فرزجه۴۳-پالوده:فالوذج۴۴-پارسنگ:فرسنگ۴۵-پیل:فیل۴۶-پلپل:فلفل۴۷-پونه:فوذج۴۸-پیاده:بیادق،بیدق۴۹-پیام:بیان۵۰-پولاد:فولاد-
    تابه:طابق-تازه:تازج۵۱تاق(تک)طاقه–تاریک:تاریخ(ناروشن)تاراج:تارات۵۲-تاتوره:داتوره-تب وتاب:تبت۵۳- تلایه:طلیعه۵۴-تبر:طبر-تبنگ:طبق۵۵-ترگمان:ترجمان۵۶-تربال:طربال-تراشه:خراشه-تن سوخ:تن سوق۵۷-تنبان:التبان-تنبسه:طنفسه۵۸-توده:صوبه-تیر،ستون:التیر-ترنگبین:ترنجبین-۵۹جین:جن-۶۰جیوه:زیبق-۶۱جوراب:جورب-۶۲جهنا:جهنم-۶۳چغندر:شمندر-۶۴چراغ:سراج-۶۵چرغ:صقر-چنار:صنار-چکه:سکه-۶۶چلیپ:صلیب-۶۷چموش:شموس-۶۸خانه:حانه-۶۹چخت:سقف-۷۰خسک:حسک-۷۱خشم:سخط-۷۲خرتال:قنطار-خسرو:کسرا۷۳خانگاه:خانقاه-۷۴خورنه:خورنق(خوردنگاه)۷۵خونگر:خنجر-۷۶دادیک:قاضی-۷۷داوش:دعوی-۷۸در:درب- ۷۹دبر:زبر(نوشته)۸۰دمک:دمق-۸۱دهگان:دهقان-۸۲دیبا:دیباج-۸۳رواو:رباب
    ۸۴راه:رای-۸۵رمه:رمق-۸۶روستا:روسداق-۸۷ریچال:ریصار-۸۸رف:الرفف-۸۹رود:عود-۹۰زمهریر:قمطریر-۹۱زمنج:زمج-زنگی:زنجی-۹۲زشت:رجس-۹۳ زیگ:زیج-زندیگ:زندیق-زولبیا:زلابیه-
    ۹۴-سایاگ:سیاق-۹۵ساده:ساذج-۹۶سبزشدن: سبزت-۹۷ سپیداب:سفیداج-۹۸سرپوش:طربوش-سرد:صرد۹۹سراپرده:سرادق۱۰۰سرکنگبین:سکنجبین-۱۰۱سگین:سجین-۱۰۲سگبا:سکباج- ۱۰۳سماک:سماق-۱۰۴سنباده:سنباذج-۱۰۵سنگه:سنجه-۱۰۶سوا:سواء- ۱۰۷سنبک:سنبق-۱۰۸سنگل:سجیل-۱۰۹سه تو:ستوق-۱۱۰سو:سوق-۱۱۱سیفی:سفیه- ۱۱۲سیتان:شیطان-۱۱۳شالوار:سروال-شاذروان:چادربان۱۱۴شبه:سبج-۱۱۵ شاخه:ساقه -۱۱۶شیپور:شبورسنبور۱۱۷-شنگرف:شنجفر
    ۱۱۹– فندق:بندق۱۲۰فیروزه:فیروزج-۱۲۱فهرست:فهرس-۱۲۲ قول:غول- ۱۲۳قوزه:جوزق-
    ۱۲۴ کوسه:کوسج-۱۲۵ کنال:قناۀ۱۲۵کاسه:کاسق-۱۲۶کرته:قرطه-۱۲۷کامه:کامخ-۱۲۸کرگدن:کرکدن-۱۲۹کرباس:قرطاس-۱۳۰کژ:قز-۱۳۱کلندر:قلندر-۱۳۲کلات:قلات- ۱۳۳کفان:قفان-۱۳۴کلادر:قلاده-۱۳۵کلیه-قلوه-۱۳۶کندک:خندق- ۱۳۷کوشک:جوشق-۱۳۸کندیل:قندیل۱۳۹کرپان:قربان-۱۴۰کوری:کورت-۱۴۱کوفی:چوفیه-۱۴۲کولنج:قولنج-۱۴۳ کوهستان:قهستان-۱۴۴کهندژ:قهندژ-۱۴۵کیماک:قیماق-۱۴۶کلید:قلید -۱۴۷کیمیا:شیمیا-۱۴۸کانون:قانون-۱۴۹کومه،کیمه:خیمه-۱۵۰کند:قند-۱۵۱گاومیش:جاموس-۱۵۲گرم:غرم- ۱۵۳گربز:جربز-۱۵۴گزر:جزر-۱۵۵گریبان:جریبان-۱۵۶گزاف:جزاف-۱۵۷گزیت:جزیت-۱۵۸گلاب:جلاب-۱۵۹گناه:جناه-۱۶۰گدا:کدا-۱۶۱گنج:کنز-۱۶۲گنبد:جنبذ-۱۶۳گوهر:جوهر-۱۶۴گوژ:قوز-۱۶۵گوبال:جوال-۱۶۶گلنار:جلنار-۱۶۷گلمان:غلمان-۱۶۸گلانگبین:جلانجبین-۱۶۹گچ:جص-۱۷۰گنجینه:خزینه-
    ۱۷۱لشگر:عسگر-۱۷۲لگام:لجام-۱۷۳لفچ:لفظ-۱۷۴لک لکه:لق لقه-۱۷۵لنگر:انجر-۱۷۶منجنیک:منجنیق-۱۷۷مشک :مسک-۱۷۸ماس:الماس-۱۷۹مغ:مج(مجوس)۱۸۰مومی:مومیا-۱۸۱مزگت:مسجد-۱۸۲مهرگان:المهرجان(جشن)۱۸۳مهراب:محراب-۱۸۴مینی:معنی-۱۸۵مینوی:معنوی-۱۸۶میان:میدان-۱۸۷نه:نهی-۱۸۸نرمک:نمرق-۱۸۹نوور:تنور-
    ۱۹۰نشاسته:نشاستج- ۱۹۱-نارنگی:نارنج-۱۹۲ناسور:ناصور۱۹۳-نپتا:نفت-۱۹۴نگر:نظر-۱۹۵نمونه:نموذج۱۹۶-نسک:نسخ- ۱۹۷نشترنیشو:نسوق۱۹۸-نوروز:نیروز۱۹۹-همه:عامه- ۲۰۰هفت چین:هفت سین-هلیله:اهلیلج-۲۰۱یاره:یارج- ۲۰۲یاکند:یاقوت-۲۰۳-یشم:یشب-۲۰۴یلمه:یلمق……….بعضی را هم درسته مال خود کردند مث: :۱آدم-۲اکسیر-۳ادب-۴ایوان۵بخت-۶باز۷- بدن-۸ برهان-۹برجاس-۱۰برید-۱۱برسام۱۲بلور-۱۳-بم-۱۴-بندر-۱۵-بند-۱۶بیمارستان- ۱۷بلوط-۱۸تاق–تباشیر۱۹تخت-۲۰تسو-ترخون- ۲۱صندل-۲۲طارم-۲۳-توتیا-۲۴ تنبور ۲۵طوفان-۲۶تومار-طشت-۲۷جن-۲۸-جام-۲۹خام-خاتون-خروب۳۰-خوان- ۳۱-خیش-۳۲-دین-۳۲دستور-۳۳-دفتر-۳۴-دیوان-۳۵- دوره-۳۶- زنجبیل -زرنیق-زرنب-زریر- ۳۷-ساروج -۳۸سندروس-۳۹سندان- ۴۰سختیان-۴۱شاهین-۴۲شاقول۴۳شوکران-شیرین-۴۴صدا-عنبر-۴۵عرق- ۴۶فرمان -۴۷کفش-۴۸کافور -۴۹کهربا-۵۰قهرمان-۵۱ تراز- ۵۲نور-۵۳نسرین-۵۴-نکته ۵۵-وزیر- ۵۶-یاسمن-۵۷میل-۵۸ماش-۵۹میزاب-………
    . بیاد داشته باشید عربا از هر واژه دستکم بیش از ۲۰ کلمه ساخته اند وپز آن را بدنیا داده اند در عوض کلماتی در لغتنامه فارسی عربی است که حتا بگوش مانخورده وفقط علما بین خودشان آنهم بندرت ردوبدل میکنند

  14. tabriz
    ۲۹ آبان ۱۳۹۱ at ۱۳:۵۴

    به عنوان یه شخصی که به طور ۱۰۰درصد زبان ترکی خوندم وبلد هستم و واسه زبان پارسی هم احترام قایل هستم میخوام نظر خودمو بگم که اگه فرهنگستان هرچند اشتباه بگذارید کار خودشو بکنه نذارید فارسی مثل ترکی اذری ما پر بشه از فارسی و روسی و..واونموقع دیر میشه من که شخصا کار فرهنگستانو قبول دارم وبهتون حسودیم میشه..یه درد دل بول خالصانه اگه فحش بارانم نکنید

  15. روستایی
    ۳ فروردین ۱۳۹۲ at ۲۳:۴۰

    با درود وشادباش نوروزی
    اگر کدبان جنیدی و هموندان فرهنگستان سری به روستای ما بزنند. همه کارها روبراه میشود.
    ما در روستا به “ساندویج” می گوییم “غازی”و به “غروب ” هم میگوییم ” پسین”. پسین واژه ای است پهلوی.ولی هنگامی که ما بکار می بردیم شما شهری ها بما میخندیدید. اگر خواستید واژه های پارسی را پیدا کنید به روستا های دیگر هم بروید.به تاجیکستان و افغانستان هم بروید. سمرقند و بخارا را هم از یاد نبرید.خواستم به گویش روستای خودمان بنویسم. گفتم شما دوباره وی می سید هرته کردن

  16. مهسا
    ۴ فروردین ۱۳۹۲ at ۱۲:۵۶

    چی میشد اگه میتونستیم جلوی وارد شدن کلمات هر زبان بیگانه ای رو به زبان خودمون بگیریم تا هویت تاریخی مون از دست نره. از فرهنگستان خواهش میکنم به جای تصویب کردن کلماتی که توسط برخی از هموطنان استفاده میشه،کلماتی با توجه به ادبیات کهن بسازند به خدا ما ازش حمایت میکنیم هرچقدر هم تلفظش سخت باشه. البته اگه توانایی شو ندارید خودتونو کنار بکشید.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *