دستور هسته‌بنیان در گفتگو با دکتر مهران تقوائی پور

دکتر مهران تقوائی پور

کتاب «بندهای موصولی زبان فارسی در دستور هسته‌بنیان» نوشتۀ مهران تقوائی پور به تازگی در انگلیس منتشر شد.
به گزارش تارنمای «زبان فارسی»، «مهران تقوائی پور» دکترای زبان‌شناسی دارد و مترجم فارسی-انگلیسی است. او دارای ‌مدرک کارشناسی زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی،‌ کارشناسی ارشد در رشته آموزش از دانشگاه علامه طباطبائی،‌ و دکترا در زبان‌شناسی رایانه‌ای از دانشگاه اسکس انگلیس است.

وی در دانشگاه‌های مختلفی در ایران و انگلیس از جمله دانشگاه‌های شهید بهشتی، علامه طباطبائی، آزاد، اسکس‌ و هاردفوردشایر تدریس کرده وعضو موسسه زبانشناسان انگلیس است.

وی در حال حاضر، دفتر ترجمه‌ای در لندن را مدیریت می‌کند و مدیریت پروژه‌های ترجمه به زبان‌های مختلف دنیا از جمله پروژه‌های ترجمه ادبی مانند داستان‌های کوتاه ایرانی به انگلیسی و نشر آنها در خارج از ایران را بر عهده دارد.

خبرنگار «زبان فارسی» به بهانهٔ انتشار کتاب «بندهای موصولی زبان فارسی در دستور هسته‌بنیان»، گفتگوی کوتاهی با تقوائی پور انجام داده است:

– انتشار این کتاب با چنین موضوع تخصصی درمورد زبان فارسی،‌ در خارج از ایران و به زبان انگلیسی چگونه رخ داد؟

این کتاب در واقع برگزیده‌ای از پایان‌نامۀ دکترای من است. تصمیم من برای کار روی این موضوع هم به بیش از ۱۰ سال قبل برمی‌گردد که به مطالعه یکی از گرایش‌های زبان‌شناسی در مقطع کارشناسی ارشد روی آوردم. پس از دو سال، بعد از گذراندن واحدهای مختلف و متنوع از ریاضیات و منطق گرفته تا برنامه‌نویسی کامپیوتر و چارچوب‌های نحوی مختلف از جمله دستور هسته‌بنیان، در سال ۱۳۸۰ تصمیم قاطع من تحقیق روی زبان فارسی در یکی از چارچوب‌های دستوری بود که عده معدودی در ایران از آن چیزی شنیده بودند.

به مدت پنج سال زیر نظر پروفسور باب بُرزلی که خود از زبان‌شناسان سرشناس و موثر در شکل‌گیری این دستور بود کار کردم. پس از پایان دوره دکتری و چاپ مقالات مختلف من در همین زمینه، چندین و چند‌بار از تحقیقاتم به عنوان مرجع در تحقیقات یا مقالات تخصصی برای فارسی یا زبان‌های دیگر در کشورهای مختلف مثل آمریکا، انگلستان، فرانسه، آلمان، ژاپن، مجارستان و استرالیا استفاده شد. من هم از این بابت بسیار خوشحال بوده و هستم چرا که بر این باورم در زمینه‌ای تحقیق کردم که هم به آن علاقه داشتم و هم در آن توانایی. به‌علاوه، تحقیقاتم برای دیگرانی که علاقه‌مند به زبان و زبان‌شناسی فارسی هستند، مفید واقع شده است. نهایتاً چند ماه پیش، از انتشارات دانشگاهی لمبرت آلمان که کتاب‌هایشان را در آمریکا و انگلستان هم به چاپ می‌رساند با من تماس گرفتند و گفتند که پایان‌نامه مرا در دانشگاه اسکس دیده‌اند و مایلند آن را به شکل کتاب به چاپ برسانند تا در دسترس محققین بیشتری قرار گیرد. من هم با کمال میل از این فرصت استفاده کرده و موافقت کردم تا اینکه بالاخره در مهر ماه امسال از زیر چاپ بیرون آمد.

– استقبال از این کتاب در انگلیس چگونه بود؟ آیا فقط مورد توجه فارسی‌زبانان بود و یا غیرفارسی‌زبان هم به آن علاقه نشان داده است. البته از انجا که کتاب بسیار تخصصی است طبیعتا مخاطب کمتر و خاص‌تری هم دارد.

هنوز خیلی زود است که صحبت از استقبال کتاب کنیم، چون تازه ماه پیش بیرون آمده است. اما در نهایت هم همانطور که خودتان اشاره کردید، این کتاب یک کتاب تخصصی و مرجع است امّا، به نظر من اگر تحقیقات انجام شده آنقدر خواننده داشته که تا قبل از چاپ به صورت کتاب در تعداد قابل ملاحظه‌ای کشور مورد توجه قرار گیرد و از آن به عنوان مرجع استفاده شود، چاپ این کتاب توسط یک ناشر دانشگاهی معتبر و خصوصاً عرضه آن در کلیه کتابفروشی‌های جهان و به ویژه کتابفروشی اینترنتی آمازون باعث خواهد شد، این تحقیق مخاطبان بیشتری را به خود جذب کند. مخاطبانی که یا علاقه‌مند به تحقیق در زبان‌شناسی فارسی هستند و یا علاقه‌مند به استفاده از داده‌های فارسی موجود در آن هستند.

–  کمی تخصصی‌تر سوالات را ادامه می‌دهیم . کلا منظور از دستور هسته‌بنیا‌ن چیست؟
معادل اسم کامل این دستور را آقای دکتر دبیرمقدم «دستور ساخت گروهی هسته‌بنیان» قرار داده‌اند که ترجمه عنوان انگلیسی آن یعنی Head-driven Phrase Structure Grammar یا به اختصار HPSG است. همانطور که از اسم آن پیداست، این دستور نوعی «دستور ساخت گروهی» است یعنی در آن همانند دیگر دستورهای زایشی، ساختارها از ترکیب عناصر از پی اعمال عده‌ای قاعده دستوری زائیده می‌شوند. یکی از ویژگی‌های اصلی «دستور هسته‌بنیان» این است که یکی از عناصر یک گروه که به آن «هسته» می‌گویند، نقش تعیین‌کننده‌ای در گروه به عهده دارد. با توجه به محدود بودن وقت، اجازه بدهید به چند ویژگی «دستور هسته‌بنیان» که این دستور را از دیگر دستورهای مشابه متمایز می‌کند، بسنده کنم.

نخستین ویژگی بسیار متمایز این دستور این است که همۀ داده‌های زبان‌شناختی مثل معنایی، نحوی، آوایی و امثالهم در غالب «نشانه‌ها» گنجانده می‌شوند. پس وقتی که ما مثلاً یک واژه مثل «رفت» را در نظر می‌گیریم، می‌توانیم برای آن نشانه‌ای را در این دستور تصور کنیم که حاوی داده‌های مختلف است مثلاً اینکه فعل است، زمان گذشته است، به چه معناست، از چه حروفی تشکیل شده، از چه صداهایی تشکیل شده و غیره. بعلاوه، ترتیب قرار گرفتن داده‌ها پیرو یک رابطه سلسله مراتبی و چندگانه است. این رابطه سلسله مراتبی بسیار جالب، جذاب و کارآ است. مثل ترتیب طبقه‌بندی جانداران و غیرجانداران و زیر‌مجموعه‌های آنها در زیست‌شناسی می‌ماند.

دومین ویژگی این دستور این است که بر مبنای محدودیت‌ها کار می‌کند و قوانینی مثل قوانین ریاضی بطور بسیار واضح بین عناصر مختلف زبانی حاکم است. یعنی، هر نشانه‌ای تابع یک یا عده‌ای از محدودیت‌ها است. اگر نشانه‌ای مشمول محدودیتی باشد، زیرمجموعه‌های آن هم مشمول آن محدودیت هستند، بنابراین نیازی به تکرار نیست. بعلاوه، زمانی ساختاری درست است که محدودیت‌های مربوطه را رعایت کرده باشد. مثل اینکه بگوییم ۲ به اضافه ۲ می‌شود ۴، نه بیشتر، نه کمتر. روابط ریاضی محکمی بین عناصر زبانی حکم فرماست.

سوم اینکه، این چارچوب به شدت بر مبانی واژگانی استوار است. یعنی ساختارهای واژگانی متفاوت و تا حدّ زیادی مستقل از ساختارهای گروهی می‌باشند. ساختارهای واژگانی خود تابع اصولی هستند که عمدتاً مستقل از اصول حاکم بر ساختارهای گروهی هستند.

چهارم اینکه، در این دستور از به‌کار بردن ساختارهای غیرملموس و انتزاعی مثل ساختارهای تهی اجتناب می‌شود.

پنجم اینکه، نیاز نیست قواعد در این دستور به ترتیب اعمال شوند. یعنی احتیاجی نیست که مثلاً اول قاعده یک اعمال شود و بعداً قاعده دو. اعمال قواعد تقدم و تاخر ندارد و می‌تواند به‌صورت هم‌زمان هم اعمال شوند.

از جمله ویژگی‌های دیگر این چارچوب می‌توان به این اشاره کرد که همه چیز در این دستور در یک سطح صورت می‌گیرد. یعنی مثلاً ژرف‌ساخت و روساخت و قواعد گشتاری وجود ندارد.

یکی از منابع برای معرفی این دستور به زبان فارسی، کتاب آقای دکتر دبیرمقدم تحت‌عنوان «زبان‌شناسی نظری: پیدایش و تکوین دستور زایشی» از انتشارات سخن است که در سال ۱۳۷۸ به چاپ رسیده است. همچنین در تابستان ۱۳۸۶ هم، من و دوست عزیزم آقای امیر حسین فلکه در مقاله‌ای تحت‌عنوان «مروری بر دستورهای غیر‌گشتاری» که در مجله زبان‌شناسی به چاپ رسیده، کمی به معرفی این دستور پرداخته‌ایم. علاقه‌مندانی که انگلیسی می‌دانند هم می‌توانند برای اطلاعات جامع درباره این دستور به وب سایت آن در دانشگاه استنفورد hpsg.stanford.edu رجوع کنند.

–  و مختصری در مورد دستور زایشی غیرگشتاری؟
منظور از دستور زایشی، دستوری است که در آن با استفاده از تعداد محدودی قاعده می‌توان ساختارهایی درست را در یک زبان تولید کرد. به بیان دیگر، با آن قواعد می‌توان توضیح داد که چرا فلان ساختار در یک زبان درست است و فلان ساختار نادرست. به همین ترتیب، با استفاده از این قواعد می‌توان پیش‌بینی کرد که می‌توان در یک زبان فلان ساختارِ درست را داشت یا با توجه به آن قواعد امکان وجود چنان ساختاری هرگز وجود ندارد.

در عده‌ای از دستورهای زایشی، قواعدی وجود دارند که به آنها قواعد گشتاری می‌گویند. این قواعد متفاوت با قواعد ساخت گروهی است. بطور ساده، «قواعد ساخت گروهی» بر یک یا چند عنصر اعمال شده و موجب تولید گروهی دیگر که معمولاً بزرگتر است، می‌شوند. در دستورهای گشتاری به این ساختارها ژرف ساخت می‌گویند. ژرف‌ساخت‌ها الزاماً از لحاظ دستوری ساختارهایی درست نیستند. قواعد گشتاری بر ژرف ساخت‌ها اعمال می‌شوند و آنها را به روساخت تبدیل می‌کنند. بنابراین، منظور از دستور زایشی غیرگشتاری یعنی دستور زایشی که در آن قواعد گشتاری وجود ندارد. در نتیجه ژرف‌ساخت و روساخت هم وجود ندارد. هر ساختار خود بخشی است درست از یک ساختار بزرگتر که تابع محدودیت‌های مربوطه می‌باشد.

– برتری دستو‌رهای زایشی-غیرگشتاری به دستورهای زایشی-گشتاری چیست؟

فرض وجود گشتارها و ژرف‌ساخت و روساخت چند مشکل اساسی دارد. یکی عدم وجود شواهد کافی در زبان‌آموزان است. چه کودکانی که زبان مادری خود را یاد می‌گیرند و چه بزرگسالانی که زبان دوم یا چندمی را می‌آموزند. دوم، فرض وجود گشتارها و ساختارهای بینابینی موجب پایین آمدن سرعت پردازش و درک داده‌ها در ذهن انسان و یا کامپیوترها می‌شود. در عمل، سرعت پردازش و درک داده‌های زبانی در انسان بسیار بالاست که حاکی از عدم وجود چنین قواعد و ساختا‌رهایی است. در برنامه‌های کامپیوتری هم، ترجیح با دستوری است که از چنین قواعد و ساختا‌رهایی استفاده نکند، خصوصاً اگر قرار باشد استفاده از آنها تقدم و تاخر هم داشته باشد.

–  علت انتخاب این دستور برای بررسی زبان فارسی چه بوده است؟

به نظر من این دستورها که لااقل من با یکی دو تا از آنها به خوبی آشنایی دارم، به خاطر تک‌سطحی بودن و داشتن روابط ریاضی‌گونه و واضح خود بیشتر مناسب برنامه‌های کامپیوتری و پردازش زبان هستند. من شخصاً قبل از اینکه با دستورهای غیر گشتاری آشنا شوم، واحدهایی در دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد در چارچوب دستورهای گشتاری گذرانده بودم. قبل از آشنایی‌ام با دستور هسته‌بنیان هم واحدی به نام «دستور واژی نقشی» یا Lexical Functional Grammar که به آن به اختصار LFG می‌گویند و از جمله دستورهای غیرگشتاری است گذرانده بودم که برای اولین‌بار با روش‌هایی آشنا شدم که پدیده‌های زبان‌شناختی از دیدگاه کاملاً متفاوتی بررسی و توضیح داده می‌شدند. دیدگاهی که برای من بسیار تازگی داشت و خیلی هم کارآ بود. ترم بعد از آن، با دستور هسته‌بنیان آشنا شدم که دراین گروه از دستورها خبری از گشتار و ژرف‌ساخت و روساخت و حرکت نبود و به‌علاوه منطق و ریاضی در آنها بیشتر حکم‌فرما بود. این شد که تحقیقات خود را در همین وادی ادامه دادم.

–  با توجه به گرایش دکترایتان یعنی «زبان‌شناسی رایانه‌ای» وضعیت این گرایش را در ایران چگونه می‌بینید؟

تا آنجا که من اطلاع دارم، هم دانشجویان علاقه‌مندی به این گرایش در ایران هست و هم استادان خوبی که می‌توانند آن را ترویج دهند. در چند سال اخیر هم، گروه‌های تحقیقاتی مختلفی در دانشگاه‌های مختلف ایران از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه صنعتی‌شریف و پژوهشکده علوم انسانی تحقیقات بسیار خوبی را در این زمینه انجام داده‌اند. این گرایش نیاز به دو بازو دارد: یکی بازوی فنی و کامپیوتری آن است و دیگری بازوی زبان‌شناسی و تحلیل‌های واضح و ریاضی‌گونه از پدیده‌های مختلف زبان فارسی. من امیدوارم شاهد تحقیقات بیشتری در زمینه‌های مختلف زبان فارسی در چارچوب‌های زبان‌شناسی متنوع‌تری باشیم.

– وضعیت کارهای انجام‌شده در زمینهٔ «زبان‌شناسی رایانه‌ای» یا به تعبیری دیگر «پردازش زبان طبیعی» در حوزۀ زبان‌فارسی در خارج از ایران چگونه است؟

توجه بفرمائید که «زبان‌شناسی رایانه‌ای» با «پردازش زبان طبیعی» یکی نیست. شاید بتوان گفت پردازش زبان طبیعی یکی از گرایش‌های بسیار مرتبط به زبان‌شناسی رایانه‌ای است. دامنه زبان‌شناسی رایانه‌ای بسیار وسیع‌تر است. از یک سو جنبه‌هایی بسیار نظری را در برمی‌گیرد و از سوی دیگر جنبه‌هایی بسیار عملی. خوشبختانه کارهای بسیار زیادی در این زمینه در خارج از ایران هم انجام شده که در اینجا فقط می‌توانم اسامی چند نفر از افرادی را که خودم شخصاً به نوعی در جریان کارهایشان قرار گرفته‌ام، ذکر کنم: خانم کارن مگردومیان در آمریکا، آقای عرشیا آسوده در کانادا، آقای مسعود قیومی در فرانسه، و آقای استفان مولر در آلمان. فکر می‌کنم یکی از راهنماهای خوب در این زمینه وب سایت کانون زبان‌شناسی ایرانی به آدرس www.iranianlinguistics.org باشد.

– به نظر شما در کدام حوزه‌ها در زمینۀ تخصصی شما هنوز کار زیادی بر روی زبان فارسی انجام نشده است؟

با توجه به این که تخصص من بیشتر در سمت زبان‌شناسی این گرایش است تا در سمت کامپیوتر آن، به نظر من ما نیاز به ترویج جنبه‌های نظری و مطالعات زبان‌شناختی این گرایش داریم. یعنی هم جنبه‌های مختلف زبان فارسی را در زمینه‌های مختلف نحوی، معنایی و آوایی و امثالهم بررسی کنیم و هم از چارچوب‌های زبان‌شناسی مختلفی استفاده کنیم که کمتر در ایران رایج هستند. بدین ترتیب، هم می‌توانیم از تخصص مهندسین فنی‌مان بهره‌مند شویم و آنها هم از یافته‌های تحلیل‌های زبان‌شناسانمان سود جویند.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ نسترن صادقی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

5 comments on “دستور هسته‌بنیان در گفتگو با دکتر مهران تقوائی پور

  1. علی رستمی
    ۲۴ آبان ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۱

    ممنون. استفاده کردیم.

  2. کیومرث بیات
    ۲۵ آبان ۱۳۸۹ at ۱۴:۱۵

    سلام
    بسیار جالب و خواندنی بود لذت بردم . متشکرم

  3. شهناز زندیه
    ۲۵ آبان ۱۳۸۹ at ۱۴:۳۹

    با درود وسپاس بسیار جالب و مفید است .

  4. Arash
    ۲۵ آبان ۱۳۸۹ at ۱۷:۱۶

    It is very nice and I enjoy a lot

  5. فهیمه قپاندارای بیدگلی و مهنوش مدرسی
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۲۲:۵۶

    با سلام. از دیدن خبر موفقیت شما بسیار مسرور و مفتخر شدیم. دوست داریم با شما بیشتر ارتباط داشته باشیم لطفا در صورت امکان email خود را به آدرس فوق ارسال کنید تا امکان ارتباط فراهم شود. باسپاس

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *