سرگذشت فکر تغییر خط فارسی

گویا نخستین کسی که معایب الفبای ملل شرقی را دریافته و رسالاتی در این باب نوشته و نمونه‌هایی از خط جدید را ارایه داده و در پیشرفت آن کوشش‌ها کرده، میرزا فتح علی آخوندزاده، نویسندهٔ شهیر آذزبایجان است.

آخوندزاده که به زبان‌های شرقی آشنایی و با فرهنگ جهان آشنایی به سزا داشت، جدا معتقد بود که الفبای مرسوم و متداول عربی، با آن سختی‌ها و دشواری‌ها و نقایص و معایبی که دارد، یکی از بزرگ ترین علل نادانی و عقب ماندگی ملل اسلامی است، و با این عقیده و ایمان راسخ بود که در صدد برآمد که الفبای عربی را اصلاح و آن را برای احتیاجات مردم ترکی و فارسی زبان مناسب سازد.

آخوندزاده در سال ١٢٣۶ شمسی از تنظیم نخستین الفبای اختراعی خود که یک الفبای بدون نقطه با حروف متصل بود فراغت یافت و رساله‌ای نیز برای پیشنهاد کردن این الفبا به جای الفبای عربی فراهم آورد.

در این رساله که به فارسی نوشته شده بود، نویسنده پس از ذکر نقش مهم الفبا در ترقی و پیشرفت فرهنگ و تمدن ملل و اقوام، از تاریخ خطوط و معایب ملل اسلامی و لزوم تغییر خط عربی و مزایای الفبای پیشنهادی خود به تفصیل سخن رانده و راه‌های رفع این معایب را نیز نشان داده بود.

آخوندزاده در سال ١٢۴٢ ش با اجازه و کمک مالی شاهزاده میخاییل نیکلایوویچ، فرزند امپراتور روس که در آن زمان در قفقاز حکومت می‌کرد، برای تقدیم طرح الفبای جدید و دفاع از رسالهٔ خود به استانبول رفت. وی رسالهٔ خود را که در بیست صفحه پرداخته بود، به وسیلهٔ مترجم سفارت روس به صدراعظم عثمانی، فواد پاشا تقدیم کرد. صدر اعظم عثمانی شخصا او را به انجمن دانش یا «جمعیت علمیه عثمانیه» راهنمایی کرد و آخوندزاده طرح الفبای خود را به انجمن عرضه داشت. اما مهمان نوازی پاشایان و روحانیان ترک که در انجمن گرد آمده بودند از حد تشریفات و تعارف تجاوز نکرد و اگر چه همگی آن را پسندیدند، ولی ظاهرا به این دلیل که در خط مزبور هم مانند سابق حروف چسبیده و درهم آمیحته است و در ترتیب کلمات اشکالاتی ایجاد می‌کند، آن را رد کردند و در عوض وی را با نشان مجیدیه و فرمان سلطان بنواختند.

در مقابل ایرادات رجال و دانشمندان ترک، پاسخ آخوندزاده این بود که در این صورت باید الفبای موجود را از بیخ و بن برانداخت و به جای آن اصول خط لاتین را پذیرفت، یعنی از چپ به راست نوشت و حروف صدادار را در کنار حروف بی صدا قرار داد و نقطه‌ها را نیز به کلی مرخص کرد.

پیداست که پیشنهاد یک انقلاب بنیادی در زمینهٔ خط ملل اسلامی در آن روزگار به آسانی قابل قبول نبود. بنابراین آخوندزاده بدون گرفتن نتیجه از استانبول به قفقاز بازگشت و چندی بعد کار و کوشش خود را از سر گرفت و طرح‌های تازه ریخت. او این بار رسالهٔ خط اختراعی خود را با دو رسالهٔ دیگر با خط و امضای خود در سال ١٢۴٧ ش نزد وزیر علوم ناصرالدین شاه فرستاد. ( روزنامهٔ کشکول، شماره‌های ۴٣ تا ۴۵ باکو ١٩۶٣)

پاسخ اولیای دولت ایران به آخوندزاده چون این بود :

« الیق و انسب آن است که میرزا فتح علی آخوندزاده در باب تغییر الفبای اسلام خیالات خود را به اولیای دولت عثمانیه معروض دارد، چون که در ابتدا ملاحظهٔ این خیال در آن سلطنت شده است.

ما ملت ایران اصلن به تغییر الفبای خودمان محتاج نیستیم، به علت این که ما سه رقم خط داریم: نستعلیق، شکسته و نسخ که در حسن و رعنایی بالاتر از خطوط جمع ملل روی زمین است و ما هرگز این خطوط خودمان را متروک و خط جدید میرزا فتح علی آخوندزاده و یا ملکم خان را معمول نمی‌کنیم و نخواهیم کرد.»

آخوندزاده پس از این شکست و نامرادی باز مایوس نشد و رسالهٔ سوم خود را نوشت و برای عالی پاشا صدراعظم دولت عثمانی فرستاد و مقاله‌ای را نیز که «سعاوی پاشا» از دانشمندان عثمانی در انتقاد از الفبای عربی نوشته بود صمیمهٔ آن کرد . لیکن این بار نیز کوشش او به هدر رفت.

آخوندزاده پس از این آزمایش‌ها و شکست‌های پیاپی، سرانجام از اندیشهٔ اصلاح خط عربی منصرف شد و چهارمین خط جدید ملل اسلامی را تنظیم کرد. این طرح بر پایهٔ الفبای روسی نهاده شده و از ٢۴ حرف بی صدا و ١٠ حرف صدادار ترکیب یافته بود و ٨ حرف هم برای ادای آواها و مخارج وبژهٔ عربی در آن در نظر گرفته شده بود که با این ۴٢ حرف همهٔ ملل اسلامی از عرب و عجم و ترک و تاجیک بتوانند بی زحمت و اشکال مقاصد خود را بیان کنند. (مجلهٔ فرهنگ و خط شرق، دفتر دوم، برگ ۵٩، به روسی، باکو ١٩٢٨)

آخوندزاده به درستی راهی که در پیش گرفته بود ایمان داشت و در این راه با سختی‌ها و دشواری‌های فراوان رو به رو شد، اما هرگز از پای ننشست. او صدها نامه و رساله‌ای که به رجال دولت‌های ایران و عثمانی و روس و به دوستان خود (مانند میرزا ملکم خان، علی خان، اعتضادالسلطنه، جلال الدین میرزا، مانکجی نویسندهٔ هندی و پروفسور کاظم بیگ) فرستاد از نقص الفبای عربی و اشکالاتی که این خط در تدریس و نحصیل علوم فراهم می‌کند، سخن گفت و ضرورت تغییر آن را با دلایل و مثال‌ها و شواهد بیان نمود.

او در نامه‌ای در سال ١٢۵٣ ش به شاهزاده اعتضادالسلطنه وزیر علوم نوشت:

«باز می‌نویسم و مادام که زنده‌ام خواهم نوشت تا این که خیال تجدید الفبا فیمابین کل ملت پراکنده شود. چنان که قریب پانزده سال است تخم این خیال را در خاک ایران و روم می‌پاشم. بی شبهه این تخم در عصر اخلاف ما خواهد رویید». (مجموعهٔ الفبای حدید و مکتوبات، برگ ٣١٧، باکو ١٩۶٣)

اهمیت کار آخوندزاده (و پس از او ملکم خان) در این بود که برای نخستین بار دانشمندان شرق اسلامی را به این امر مهم متوجه کرد و همهٔ کسانی که بعدها دربارهٔ الفبا و معایب آن سخن گفته‌اند از نظر آن دو بهره‌مند گردیده‌اند.

میرزا ملکم خان ناظم الدوله

پس از آخوندزاده، گروهی از شرقیان در این راه به کوشش برخاستند و در نارسایی خط کنونی ملل اسلامی مطالبی گفتند و رسالاتی نوشتند و بعضی از آن‌ها خود الفبایی نیز اختراع کردند.

ولی نه محیط آن روزگار برای پذیرش این گونه نظرات آمادگی داشت و نه آن خطوط پیشنهادی می‌توانست معایب خط کنونی را رفع کند. افزون بر آن، هیچ یک از آن خطوط با اشکالات آموزشی و صنعت چاپ آن دوره قابل اجرا و رواج نبود. مشهورترین این کسان میرزا ملکم خان ناظم الدوله بود.

ملکم خان هم مانند آخوندزاده اعتقاد داشت که : «وضع خطوط ملل اسلام زیاد از حد معیوب است و با چنان خط محال خواهد بود که ملل اسلام بتوانند به درجهٔ حالیهٔ فرنگستان ترقی نماید». (از مقدمهٔ کتاب روشنایی، لندن ١٣٠٣ ق)

ملکم تغییر الفبای فارسی و گرفتن الفبای اروپایی را پیشنهاد نمی‌کرد، بلکه از ترکیب حروف الفبای فارسی، خط دیگری ساخته بود که به نظرش ساده‌تر و مفیدتر می‌نمود.

او شرح خط اختراعی خود را در رساله‌ای به نام «نمونهٔ خط آدمیت» در سال ١٣٠٣ ق به ضمیمهٔ رسالهٔ روشنایی، در لندن منتشر کرد و در این‌باره دو رساله نیز با نام‌های «مبدا ترقی» و «شیخ و وزیر» نوشت و با دستیاری میرزا محمد علی خان فریدالملک همدانی، منشی سفارت ایران در لندن، چند حکایت از گلستان سعدی و نیز کلمات قصار حضرت علی امیرالمومنین را با خط موسوم به «ملکمی» در آورد و در سال ١٣٠٢ ق در لندن به چاپ رسانید.

ملکم همان گونه که خود در مقدمهٔ گلستان اشاره کرده است، بیست و پنج سال در این راه زحمت کشید، ولی الفبای جدید او نیز به علت همان اشکالات و موانعی که برای آخوندزاده هم وجود داشت و هم به علت نواقصی که در آن بود، رواج نیافت و نمی‌توانست رواج یابد.

میرزا یوسف خان مستشارالدوله

میرزا یوسف خان مستشارالدوله تبریزی نیز از پیروان جدی این فکر جدید بود و زحمات زیادی در این راه کشید. از جمله در سال ١٢٩٧ ق که در مشهد بود، مسالهٔ تغییر الفبا را از علمای معروف آن شهر پرسید و از میرزا نصرالله مجتهد چون این فتوا گرفت:

«تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقا جایز است بلا اشکال، بلکه هرگاه موجب تسهیل تعلیم و تعلم و نصحیح قرائت بشود راجح خواهد بود. اگر کسی توهم کند که این تغییر تشبه به اهل خارجه است و جایز نیست، این توهم ضعیف است که این گونه تشبیهات حرام نیست و الا استعمال سماور هم باید جایز نباشد». (شرح این مذاکرات و نظر علما در شمارهٔ ٢٢ روزنامهٔ اختر، سال ١٢٩٧ ق درج شده است)

مستشارالدوله در سال ١٣٠٣ ق رسالهٔ بسیار مفیدی هم با عنوان «اصلاح خط اسلام» نوشت و در تهران چاپ کرد.

این درست است که همهٔ این خطوط کمابیش معایبی داشت و هیچ کدام از آن‌ها قابل اجرا نبود، اما مطلب این جا است که مسوولان دولت‌ها ابدن توجهی به آن‌ها نداشتند و همه را به دور می‌افکندند.

علاوه بر کسانی که مستقیمن و مشروحن دربارهٔ الفبا اظهارنظر کرده اند، بیش‌تر دانشمندان و نویسندگانی که نوشته‌های آنان در پیدایش اندیشهٔ آزادی و مشروطیت موثر بوده است به معایب و مفاسد خط فارسی اشاره و از فکر اصلاح آن حمایت کرده‌اند.

از جمله عبدالرحیم طالبوف نویسندهٔ مشهور آن دوران در نوشته‌های خود در چند جا از گرفتاری ملت ایران در دست این «الفبای مندرس و بی مصرف» صحبت می‌کند و اظهار امیدواری می‌کند که «سایر معایب تدریس اطفال یحتمل وقتی الفبای ما را تغییر دادند، اصلاح گردد». ( کتاب احمد، برگ‌های ١٠، ١١ و ٣٢ و مسالک المحسنین، برگ ٢۴٨)

پس از جنگ بین‌الملل اول و انقلاب بزرگ اکتبر، مسالهٔ تغییر الفبا و به وجود آوردن خطی که پیشرفت و تعمیم علم و دانش را در میان تودهٔ وسیع مردم تسهیل کند، در کشورهای شرقی (یعنی کشورهایی که در تحت لوای فرهنگ و خط اسلامی به سر می‌بردند) مطرح گردید و در بیش‌تر این کشورها درک گردید که الفبای عربی یکی از مهمترین عواملی است که از بسط و توسعهٔ دانش و فرهنگ جلوگیری می‌کند.

کوشش‌های دیگر دربارهٔ تغییر الفبای فارسی

پس از جنگ جهانی اول، باز کسانی در ایران به کوشش برخاستند و رساله‌هایی نوشتند که از آن میان میرزا علی اصغر خان طالقانی (پدر مهندس خلیل طالقانی، که از اعضای حزب دموکرات بود و در روزنامهٔ «زبان آزاد»، ارگان این حزب مقاله می‌نوشت)، سعید نفیسی، رشید یاسمی، سید حسن تقی‌زاده و میرزا ابوالقاسم آزاد مراغه‌ای را می‌توان نام برد.

همهٔ این کسان و کسانی که بعد از آنان در این باره بحث کرده‌اند، جز عدهٔ معدودی مانند کاظم ایرانشهر و احمد کسروی، اصلاح خط کنونی را کوششی بی‌فایده و ناصواب می‌دانستند و همگی اعتقاد داشتند که الفبای آیندهٔ زبان فارسی جز الفبای لاتینی نمی‌تواند باشد، زیرا حروف لاتین که اکنون در زبان‌های اروپایی به کار می‌رود زیباترین و مناسب‌ترین اشکال خط است. از لحاظ خواندن و نوشتن کامل‌ترین و غنی‌ترین همهٔ خط‌هاست. این الفبا از حروف منفصل تشکیل یافته و اکثر مردم با سواد جهان با آن آشنا هستند و همین خط است که در مراکز دنیای متمدن رایج است.

دکتر سعید نفیسی از هواداران معتقد و سرسخت تغییر الفبا بود. او خیلی زود به معایب خط کنونی پی‌برد و تا پایان عمر به عقیدهٔ خود وفادار ماند. پروفسور ژیرکوف روسی که در سال ١٩٢٨ م با نفیسی در تهران ملاقات کرد، در مقاله‌ای که با عنوان «الفبای لاتین برای زبان فارسی» در مجلهٔ «فرهنگ و خط شرقی» (شمارهٔ ١، مسکو ١٩٢٨) نوشته است می‌گوید:

«نفیسی پس از گفت و گو با من و اطلاع یافتن بر اقداماتی که ما برای الفبای زبان‌های شرقی در اتحاد جماهیر شوروی انجام داده‌ایم، در صدد بود که یک الفبای عملی بر اساس حروف لاتین برای زبان فارسی به وجود آورد. او می‌دانست که تغییر الفبای فارسی به لاتین به این زودی‌ها میسر نخواهد شد و کوشش‌‌های وی در این زمینه به نتیحهٔ آنی نخواهد رسید و عقیده داشت که فعلا باید راهنمایی جهت آموختن لهجه‌های محلی ایرانی به بیگانگان تهیه کرد. نفیسی به این نکته توجه داشت که حروفی که برای الفبای فارسی اختیار خواهد شد، باید از میان حروف لاتین رایج و موجود در چاپ خانه‌های دنیا انتخاب شود و حروف مرکب و دارای علامات، حتی الامکان در آن نیاید و نیز همهٔ حروفی که هم صدا هستند تنها با یک حرف نشان داده شود.»

رشید یاسمی، شاعر، ادیب، محقق و عضو فرهنگستان ایران، علاوه بر هواداری جدی از عقیدهٔ تغییر الفبا اشعاری دارد که در آنها عیوب خط فارسی را یکایک برشمرده است.

ابوالقاسم آزاد در سال ١٣٢۴ش به فکر تبدیل الفبا افتاد و در مهرماه آن سال «الفبای آسان» را چاپ کرد و در همان سال انجمنی به نام «گروه طرفداران الفبای آسان» تاسیس نمود و خود دبیری آن جمعیت را به عهده گرفت و در صدد برآمد که با تقدیم طرحی قانونی به مجلس شورای ملی در دورهٔ پانزدهم به این امر رسمیت دهد و آن را در سراسر کشوز معمول سازد، اما عمرش وفا نکرد و پیش از گشوده شدن مجلس در تاریخ پنجم خرداد ماه ١٣٢۵در گذشت.

اما احمد کسروی، اگر چه تغیبر الفبا را لازم می‌دانست، ولی از قرار نظر وی نه آن بوده که الفبای جدید از میان حروف لاتین انتخاب شود، بلکه قصد داشته است که الفبایی بسازد به قول خود او درست و رسا و آن را به جای الفبای کنونی بگذارد.

در سال ١٣٣٨ش انجمنی به نام «انجمن اصلاح خط» از جمعی از دانشمندان (از جمله دکتر نصرالله شیفته، مسعود رجب‌‌نیا، ابراهیم گرانفر، منوچهر امیری، یدالله رویایی، یحیی ذکا، سهیل آذری و چند تن دیگر) به ریاست استاد سعید نفیسی در تهران تشکیل یافت و الفبایی پیشنهاد کرد و در جراید و رادیو توضیحاتی دربارهٔ نقص الفبای کنونی فارسی و لزوم تغییر آن داد. این انجمن اصلاح خط فارسی را مهمترین اصلاح اجتماعی در ایران می‌دانست، ولی معتقد بود که این قبیل اصلاحات مهم و جاودانی را نباید با قوهٔ قهریه عملی کرد، زیرا در آن صورت واکنش مردم شدیدتر می‌شود و نتیجهٔ مطلوب به دست نمی‌آید، بلکه باید فکر مردم را با منطق قوی و دلایل محکم حاضر کرد و هر روز بر عدهٔ هواخواهان آن افزود تا همهٔ افراد ملت پشتیبان آن گردند.

در سال ١٣۴٣ ش انجمنی به نام «انجمن ترویج زبان فارسی» در تهران دایر شد و مجله‌ای به نام «بنیاد فرهنگ» انتشار داد و الفبایی به نام «الفبای فارسی به خط جهانی» پیشنهاد کرد و از خوانندگان خود خواست تا هرگونه نظری دربارهٔ این الفبا دارند به انجمن بنویسند.

در سال ١٣۴۴ موضوع تغییر خط فارسی در دو مجلهٔ پایتخت، یعنی «روشنفکر» و «سپید و سیاه» مطرح شد و به مجلات دیگر هم سرایت کرد و هر کس از موافق و مخالف دربارهٔ آن اظهار نظر کرد. در این زمینه مقالات دکتر رحمت مصطفوی، مدیر مجلهٔ روشنفکر، به ویژه بسیار چشمگیر بود. او الفبای فعلی را «مردار» نامید و گفت:

«این خط مثل بختک روی زبان ما، روی روح و فکر نوآموزان ما و روی روح و فکر همهٔ کسانی که حرفه‌شان نویسندگی یا ادبیات نیست و خط را برای احتیاجات روزانه و شغلی می‌خواهند افتاده است.»

و در پایان مقاله افزود که:

«اگر عرب زبانش را به طور مخصوصی در دهانش می‌چرخاند و صدایی مانند ص یا ض درمی‌آورد و ما نمی‌توانیم این صدا را دربیاوریم، نباید لج کنیم و حرفی را که علامت آن صدا است در رسم الخط خود نگاه داریم. به دیوانگی ماند این داوری. (روشنفکر، شماره‌های ۶٢٨ و ۶٢٩ در ٢٩ مهر و ۶ آبان ١٣۴۴)

وی در شمارهٔ بعدی این مجله ادامه می‌دهد:

«در ترکیه، تیراژ روزنامه‌های درجه اول از ٢٠٠ هزار بیش‌تر است. در ایران تیراژ بزرگ‌ترین روزنامه‌ها به یک سوم این تعداد هم نمی‌رسد، چرا؟ برای این که یک ترک با سواد خیلی عادی، در حدود شش ابتدایی ما، که روزنامهٔ ترکی در دستش می‌گیرد، تردید ندارد که روزنامه را می‌تواند بخواند، اسامی نا آشنا را، اعم از داخلی و خارجی، می‌تواند درست تلفظ کند و می‌تواند آن را با صدای بلند برای دیگران بخواند. چند درصد از باسوادهای ایرانی می‌توانند روزنامه‌ای را با صدای بلند بخوانند و ده بار و بیست بار بر سر تلفظ کلمه‌ای، اعم از ایرانی و بیگانه، گیر نکنند؟» ( روشنفکر، شمارهٔ ۶٣٠، در ١٣ آبان ١٣۴۴)

برگفته از : کتاب از نیما تا روزگار ما، جلد سوم – یحیی آرین‌پور

  • 4

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬1 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ یحیی آرین‌پور

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

62 comments on “سرگذشت فکر تغییر خط فارسی

  1. ماندانا رحیمی
    ۲۸ آبان ۱۳۸۹ at ۰۳:۳۷

    مقاله بسیار جامع و مفیدی بود.
    به قول معروف ملتی که تاریخ خود را نداند محکوم به تکرار تاریخ است. به نظر من باید که ما نسل جوان از تاریخ با خبر باشیم تا بتوانیم دربارهٔ مسائل روز درست قضاوت کنیم و نظر بدهیم و آینده بهتری بسازیم.
    بنده شخصا با تغییر خط موافق نیستم اما معتقدم که به علت کم کاری مهندسان نرم‌افزار خط فارسی با تکنولوژی روز همراه نشده است و از این رو ما با حفظ خط فارسی نیاز به یک خط کمکی یا به عبارتی خط فنی داریم که به لاتین باشد.

  2. مهرداد
    ۲۸ آبان ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۸

    اول سپاس از مطلب.
    دوم اینکه: به نظر من بعد از این همه سال بحث و گفتگو باید به این جا برسیم که تغییر خط آسیب‌های زیادی دارد. اما وجود خطی استاندارد به لاتین نیز به خصوص با توجه به حضورش در رایانه‌ها ضروری است. بنابر این بهترین کار استاندارسازی خط دوم است.

  3. payam
    ۲۸ آبان ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۵

    بسیار جامع /کامل و مختصر و مفید بود. به نظر من اگر امروزه تصمیم به تغییر خط گرفته شود بجاست که از الفبای اوستا که بسیار کامل و رساست در الفبای نو استفاده شود.

  4. اردشیر
    ۲۸ آبان ۱۳۸۹ at ۱۸:۰۶

    اگر اینها به این کار موفق میشدند نسل نوین ایران یکبار دیگر میراث فرهنگی و ادبی دو هزار ساله خود را از دست میداد. هیچ کس دیگر نمیتوانست اشعار حافظ را بخواند یا از سخن سعدی یا عراقی لذت ببرد
    تمام خط ها و الفباهای موجود اشکالاتی دارند . چطور خط عربی مشکلی در پیشرفت ممالک اسلامی به در قرون وسطی به وجود نیاورد ؟ چطور خط اوستایی سدها سال در امپراطوری ایران به کار رفت و مملکت با آن اداره میشد و مشکلی نبود؟
    ترکیه که الفبای خود را تغییر داد هیچ پیشرفت محسوسی در علم و فناوری نکرده است و ارتباط خود را با گذشته خود هم از دست داده
    ما به واژه های نو و رسا و خوش صدا نیاز داریم نه به الفبای نو
    به فرض که الفبای نو داشتیم اگر واژه نو نداشته باشیم که با آن الفبای نو بنویسیم آن الفبای نو به چه درد میخورد؟

    • امیر
      ۲۹ آبان ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۳

      تعصب و نادانی در نوشته شما موج می زنه!
      آخه خط چه ربطی به زبان داره؟
      یعنی اگر خط عربی رو ازما بگیرند زبان فارسی زمینگیر میشه؟
      مگر وقتی خط پهلوی را از دست دادیم (با حمله عرب ها) زبان فارسی از میان رفت؟
      هر خطی مزایا و معایبی دارد. تاحالا حتا یک نفر ندیدم دلیل علمی بیاورد برای حفظ خط عربی! همه از روی تعصب دفاع می کنید.
      مگر همین الان فرزندان ما پیامک ها رو به لاتین و زبان فارسی نمیدهند؟ این اختلالی در فهم ایجاد میکنه؟
      یک ابلهی ادعا کرده که ما اگر خط عوض کنیم میراثمان را از دست می دهیم! آخه این شد استدلال! خوب همه مثیراثمان را با خط جدید باز می نویسیم. الان هم که با رایانه و ocr راحت می شود این کارها را کرد.
      شما واقعا پیشرفت را در ترکیه نمی بینید؟ چشهایتان را باز کنید!

      • مرتضی
        ۳ آذر ۱۳۸۹ at ۱۸:۰۲

        کدام پیشرفت؟ آیا شما تا کنون در میان مردم عادی ترکیه زندگی کرده‌اید که دم از پیشرفت آن‌ها می‌زنید یا تنها با دیدن چند شبکهٔ تلویزیونی و زرق و برق این شبکه‌ها و درج چند خبر در روزنامه‌ها معتقد به پیشرفت آن‌ها هستید؟ وقتی صحبت از خط و زبان و هویت می‌شود منظور نهایی از طرح این مباحث، پایداری و استحکام هویت، آداب و رسوم، فرهنگ، و در نهایت ایرانی ماندن یک ملت است، نه پیشرفت اقتصادی! که اگر منظورتان این است باید بگویم این کار هیچ ربطی به خط ما ندارد بلکه به خط‌مشی ما در سلوک با دیگر ممالک ربط دارد.
        از این گذشته، نگاهی به کشورهای عربی بیفکنید که چگونه با هزینه کردن‌های درست و بجا دنیایی از نرم‌افزارهای کاربردی بسیار پیشرفته را با همین الفبا عرضه کرده‌اند که هیچ‌گونه خطا و خللی در آن‌ها راه نیافته و بسیار مفید واقع شده‌اند. نرم‌افزارهایی مانند موسوعه الشعریه و موسوعه الشعر العربی. چرا ما چنین نکرده‌ایم؟ چون نخواسته‌ایم. چون تنبلیم و هرگاه سخن از پیشرفت می‌کنیم بهانه می‌آوریم که خطمان چنین است و چنان است باید تغییر کند. نه برادر من! راهش این نیست! باید آستین بالا زد تا از قافلهٔ فنّوری عقب نماند. همین ذهنیت امثال شماست که ما را چنین عقب نگه داشته‌است.

        • تازی زدا
          ۷ آذر ۱۳۸۹ at ۱۶:۱۲

          آیا نشانه های بازرگانی، صنعتی، کشاورزی، فرهنگی، سیاسی، مردمی، و……ترکیه و ایران را میشناسید؟ آیا تا کنون این نشانه ها را در کنار هم گذاشته اید؟ آیا میدانید که چند کیلومتر راه، اتوبان، راه آهن، بندر، فرودگاه، و….در ترکیه و ایران هست؟ آیا پرستیژ جهانی هر دو کشور را میشناسید؟ آیا روسپی گری، اندازه کاربری تریاک و هرویین، و….در هر دو کشور را میدانید؟ و هزاران نشانه های دیگر….
          خواهشمندم آمار نشانه های هر دو کشور را با هم بسنجید تا ببینید که کدامیک از دو کشور پیشرفته ترند.

        • برسام
          ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۶

          اشکالات خط عربی:
          ۱- علائم تشدید، سکون و سه حرف صدادار کوتاه یعنی حرکتهای فتحه (زیر)، کسره (زبر) و ضمه (پیش) در نوشتن حذف میشوند.
          هر حرف بیصدا در کلمات فارسی میتواند یکی از علائم پنجگانه کسره، فتحه، ضمه، تشدید و سکون را دارا باشد، ولی چون این علائم در نوشتن بکارنمیروند کلمات به اشکال مختلف تلفظ میشوند. مثلاً کلمه دوحرفی “بر” را به ۶ حالت و کلمه سه حرفی “برد” را به ٢١شکل مختلف میتوان تلفظ کرد:
          “بر”
          bar ber bor barr berr borr

          “برد”

          barrod barred barrad barod bared barad bard

          berrod berred berrad berod bered berad berd

          borrod borred borrad borod bored borad bord

    • پریسا پیرتاج
      ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۵۵

      با پوزش، این نوشتار شما از بالا تا پایین دژفرنودی (مغلطه) بیش نیست!
      تا مرد سخن نگفته باشد
      عیب و هنرش نهفته باشد

    • امیر
      ۱۱ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۰

      خندیدم! ۲۰۰۰ سال رو از کجا آوردی؟
      فرهنگ ما (البته بهه خط عربی) ۱۴۰۰ ساله است!
      اگر منظورت کتابهای پهلوی است که آقای باهوش! نقض غرض کردی! چون کتابهای پهلوی به خط پهلوی نوشته می شده نه عربی! پس اگر خط عوض بشه اونا از دست ما نمیره!
      از نوع حرف زندت معلومه حتا یه مقاله تو عمرت درباره دلایل تغییر خط نخوندی و همیشه با تعصب قضاوت کردی!

  5. امیر
    ۲۹ آبان ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۶

    تغییر خط باید انجام شود. این خط برای زبان هندواروپایی فارسی مناسب نیست.
    تنها چیزی باید نگران بود گسستگی میان فارسی زبانان افغانشتان و تاجیکستان است.

  6. hosein
    ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۰۰:۱۹

    men fars zaban hastam va zabane maderiyam farsi deri hest
    ama be elete inke be zebane torki estanbul
    i ta hodudi mosellet hestem baraye namenegari ba doustane xarejiyem ke be zebanhaye torki aşenayi darend xeyli rahatab ve be jaye fingliş fitongliş estefade mikonem

  7. حسین سرایانی
    ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۰۰:۲۱

    فیتنگلیش ترکیب حروف انگلیسی آذر بایجانی و ترکی استانبولی است که من از اون برای مکاتبه استفاده میکنم و راحت هستم

  8. مهدی
    ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۵

    الفبای عربی بسیار ناتوان است. به نظر من به یک همه‌پرسی برای تصمیم نهایی لازم است. همچنین اگر کار تغییر خط با هماهنگی تمام کشورهای حوزه نوروز از جمله کردستان و آذربایجان انجام شود به یکپارچگی بیشتر مردم می‌انجامد. شاید بتوان در آن صورت در یک روند ۵۰ تا ۱۰۰ ساله نگارش جایگزینی در منطقه رواج پیدا کند.
    با تغییر خط چیزی را از دست نمیدهیم.

  9. شهاب
    ۵ آذر ۱۳۸۹ at ۲۳:۵۰

    متاسفانه دوستان تنها به ذکر اینکه الفبای عربی ناتوان است اکتفا میکنند و دلیلی برای این مدعا نمی‌آورند. لطفا دلایل خود را هم ارائه کنید.
    بنده با نظر اردشیر موافقم، خاصه آنکه توجه کنیم که در دوره‌ای چند صدساله ایران در زمینه‌ای چون جبر، هندسه، مثلثات و نجوم سرآمد دنیا بود و افتخارات بزرگانی چون خیام، غیاث‌الدین کاشانی، خواجه‌نصیرالدین طوسی در بستر همین رسم‌الخط بدست آمده است. از آنرو از این علوم نام بردم که امروزه در این علوم بیش از سایر علوم از الفبای انگلیسی استفاده میشود.
    اگر امروز ما از کاروان علم و فناوری جدا مانده‌ایم بدلیل کاهلی، ضعف مدیریت و بسیاری مسائل اجتماعی و فرهنگی دیگر است.

    • پریسا پیرتاج
      ۷ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۵۲

      آیا زبانهای بزرگ جهانی (مانند آلمانی، انگلیسی،…) را می شناسید؟
      تنها کسی می تواند ناتوانیهای الفبای تازی را بفهمد که با این زبانهای بزرگ جهانی آشنایی داشته باشد.

    • برسام
      ۱۱ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۶

      شما خیلی خام و فکر نکرده حرف می زنی! عزیزم شما برو رسالات خیام رو بخون. ببین خیام چه زجری کشیده که ریاضیات رو با این رسم الخط نوشته!
      ضمنا رسم الخط با notattion فرق داره. Notation کنونی ریاضی تازه بوجود اومده. و ریاضی رو با رسم الخط نمی نویسند! با علائم می نویسند.
      ضمنا اول برو یه search بکن! ببین هزاران مشکل در خط عربی هست که اینجا جای بیانش نیست!
      اول اونا رو بخون بعد الکی بگو ما هیچ استدلالی نداریم.
      نمونه اش همین غ است که چهار تا شکل مختلف داره! غب / بغ / بغب / بغ !
      فرزندان بدبخت ما باید یادشون باشه این غ آشغال کجای کلمه میاد! اولش (غب)، آخرش ناچسبان(دغ)، آخرش چسبان (بغ)؛ وسطش (بغب) !
      این خط پر از بیماری و مشکله! شما اگر نمی بینید بهتر است اول تعصب رو ول کنی، بعد چند تا مقاله بخونی!

      • شهاب
        ۱۲ آذر ۱۳۸۹ at ۱۸:۴۲

        یکم: من جبر و مقابله را کامل مطالعه کردم. و با توجه به رشته تحصیلی‌ام به خوبی تفاوت بین نشانه و رسم‌الخط را میدانم. از آن جهت به این مورد اشاره کردم که یکی از اشکالات اساسی وارده به الفبای فارسی است. دقت کنید که من خوب واقفم که مثلا نقاط زیادی که در الفبای فارسی وجود دارد باعث سختی کار میشود. اما با یک بررسی تاریخی ساده در میابیم که اگر امروز انگلیسی زبان کارآمدی است نه از جهت رسم‌الخط که از جهت پیشرفت دانش و فناوری در بستر این زبان است.

        دوم: خانم پیرتاج، قبل از آنکه انگلیسی را زبان بزرگی بدانید، بهتر است تاریخ زبان انگلیسی را که توسط دانشگاه آکسفورد به چاپ رسیده مطالعه کنید. سپس درمیابید که آنچه ما به عنوان انگلیسی میشناسیم قدمتی کمتر از ۵۰۰ سال دارد. جالب است که شکسپیر از پیشگامان ساخت واژگان انگلیسی است و پیش از این زمان، زبان رایج انگلستان ترکیبی از لاتین، ژرمانیک، فرانسوی و نروژی بوده است.(کمااینکه امروز هم لغات انگلیسی اکثرا ریشه لاتین و وندهای فرانسوی دارند.) حال این را مقایسه کنید با زبان فارسی که بسیاری از واژگان را از خود دارد و ساخت مردمان همین سرزمین است. این بحث البته انحرافی است زیرا که سخن از رسم‌الخط است و نه از زبان.

        سوم: به جای آنکه دیگران را بی‌مطالعه و متعصب بخوانید، ابتدا اندکی درنگ کرده و به بررسی دلایل خود بپردازید. آموزش رسم‌الخط یک موضوع است و ناکارآمدی آن موضوعی دیگر. در مورد حرفی چون ، باید بدانید که مغز کودک هیچگاه کلمات را حفظ نمیکند بلکه رابطه‌ای میان محل آن حرف و حروف قبل و بعد آن برقرار میسازد. ایراد آموزشی که میتوانستید به رسم‌الخط فارسی وارد کنید، در مورد املای آن است. که مثلا پسوندها باید جدا نوشته شوند یا خیر.
        حال توجه شما را به املای فرانسوی جلب میکنم که اگر اندکی آشنا باشید میدانید که در املای کلمات فرانسوی حروف بلااستفاده زیاد است که نوشته میشوند اما خوانده نمیشوند و این امر که باعث دشواری املا شده، دلیلی تاریخی دارد. اما سوال اینجاست که آیا فرانسوی‌ها دست به تغییر املای خود میزنند؟ دقت کنید که این فقط در مورد املای یک زبان است و نه رسم‌الخط آن!

        در آخر اینکه من تنها از شما استدلال خواستم. و البته شما به جای توضیح بالا میتوانستید چند مورد از استدلالات خود را ارائه کنید تا در مورد آنها با هم به گفتگو بنشینیم.

        • برسام
          ۲۲ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۲۹

          دگرش خط لزوما به معنی حذف استثناهای تاریخی نیست!
          شما می تونید بنویسید خواهر یا xwahar
          همانگونه که دلیلی ندارد “خواهر” را “خاهر ” بنویسیم( زیراکه دلایل تاریخی دارد و در زبان پهلوی خواهر تلفظ میشده و …) می توانیم بعد از دگرش خط نیز این دلایل تاریخی را حفظ کنیم.
          خط جدید هم می تواند حامل دلایل .. تاریخی باشد.

        • برسام
          ۲۲ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۷

          ما یک تجربه تغییر اجباری خط رو داشتیم.
          چرا شما از اون تجربه سخنی به میان نمی آورید؟
          اگر دگرش خط این همه آسیب که شما می گویید در بر دارد، پس باید بپذیرید که ما این آسیب را در ۱۴۰۰ سال پیش تجربه کرده ایم.
          اگر هم تغییر ۱۴۰۰ سال پیش را زیانبار و فرهنگ سوز نمی دانید پس بدانید دگرش خط به لاتین نیز زیانبار نخواهد بود و خط جدید نیز حامل فرهنگ ما خواهد بود بهتر از خط پرمشکل عربی

      • سیاوش
        ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۹:۲۱

        عزیز من خود شما خیلی بیشتر از بقیه متعصب هستی… اونم تعصب ضد عرب هست. ظاهرا ما قراره دوباره تاریخ را تکرار کنیم و کاری که عرب ها بعد از حمله به ایران انجام دادن را مجددا انجام بدیم. اونها تمام میراث ما را نابود کردند چون فکر می کردند هر چیزی به زرتشت و در مجموع غیر اسلام مربوط میشه را باید از بین برد حالا ما هم فکر می کنیم هر چیزی به عرب و عربی مربوط میشه را باید از بین برد. قبل از هر چیز باید بدونید که این احساس نژادپرستی ایرانیان بسیار منفور است و هیچ کس در هیچ کجای دنیا نه فکر می کنه و نه قبول داره که ما از عربها بهتریم.
        اما برگردیم سر بحث شما که وجود چند نوع “غ” یا سایر موارد را دلیل ضعف زبان فارسی میدونید و از دوستان هم خواستید که اندکی مطالعه کنند و ظاهرا برای همه مخالفان نظر خودتون هم متاسف هستید. باید پیشنهاد بدم ابتدا خودتون اندکی (و البته دور از تعصب) مطالعه کنید. شما هنوز تفاوت خط با کانتکست historic و نگارش فونتیک را متوجه نشدید. اگر قرار به استنباطهای شما بود باید قبل از ما فرانسوی ها خطشون را عوض می کردند و مثل اسپانیایی ها از نگارش فونتیک استفاده می کردند. آیا میدونید چند تا حرف و ترکیب حرف صدا دار در زبان فرانسه فقط صدای e میدهد منتها فرانسوی ها برخلاف شما اون را نشان غنای زبانشون میدونند. هنوز در خط فرانسوی “اکسان سیرکنفلکس” میبینید که نشون میده این کلمه در قدیم یک حرف دیگه داشته که بعدها اون حرف حذف شده، حرفی که خیلی از فرانسوی ها نمیدونند اصلا چی بوده ولی هیچ وقت عقیده نداشتند که این “اکسان” دیگه به درد نمیخوره باید حذفش کرد بلکه برعکس عقیده دارند که باید همیشه حفظش کرد. اینکه وجود چند شکل برای یک حرف برای بچه های ما سخته واقعا خیلی دلیل مسخره ایست مگر اینکه بچه های ما از خود ما تنبل تر و از زیر کار در رو تر باشند که حوصله یادگرفتن همین چند تا حرف هم نداشته باشند. اصلا شاید بهتر باشه یه جوری همون حرف های باقیمونده را هم ترکیب کنیم (مثلا “د” و “ت”) تا ۷-۸ تا حرف بیشتر برای بچه های گل ما که حوصله مدرسه رفتن را ندارند و میخوان زود برند کامپیوتر بازی کنند باقی نمونه.
        درسته که خط فارسی منشا عربی داره ولی از منشا که بگذریم قرنها فرهنگ پشت این خط خوابیده. ما زمانی می تونیم درست برای کشورمون و از جمله خطمون تصمیم بگیریم که ابتدا تعصب را کنار بگذاریم… به نظر من درصد بالایی از این تفکرات تعویض خط و ایرادهایی که برای خط فارسی میتراشیم فقط به تعصب ضد عربی ما مربوط میشه اما ما حق نداریم میراث آیندگان را به خاطر تعصبات ذهنی خودمون که معلوم نیست چند سال دوام بیاره تخریب کنیم.

  10. ایمان
    ۱۱ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۰۸

    درود بر همه دوستان
    این خیلی خوبه که همه ما یک نگرانی داریم .
    باید بپذیریم که به هر روی هیچ یک از شیوه های نوشتاری بی نیاز از دگرگونی نیستند.من به یک سایت جالب برخوردم در مورد شیوه نوشتن در ایرال باستان و از دید دیگری به این داستان نگاه میکنه.ارزش خوندن داره.
    http://pouyamonsefi.blogspot.com/2009/09/blog-post_26.html

  11. سام
    ۱۳ آذر ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۵

    یک سئوال: نسل دوم ایرانی های مهاجر اکثرا فارسی بلد هستند اما خواندن و نوشتن نمیدانند. من به کرات مشاهده کرده ام که با نوشتن فینگلیش – یا پی انگلیش – سعی . میکنند حد اقل هویت ایرانی خود را حفظ کنند. به نظر شما در این حالت آیا نوشتن فارسی با حروف بیگانه غلط است یا می توان آنرا به عنوان ابزاری برای اتصال به فرهنگ ایرانی هم دید؟

  12. عبّاس مهدوي
    ۱۵ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۳۱

    به نام خدا
    با سلام
    مثلا الآن چینی‌ها و ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها با این خط نقاشی‌وارشان با بیش از ۲۰۰۰ نشانه (چینی ساده=۱۰۰۰۰ نشانه دارد) اکنون کشور‌هایی عقب مانده از غفاله‌ی علم و دانش و فرهنگ و تمدن هستند؟ یا همین انگلیسی‌ها که زمین می‌نویسند و آسمان می‌خوانند و ….
    یا علی

    • امیر
      ۱۹ آذر ۱۳۸۹ at ۲۲:۳۴

      غفاله ! یا قافله؟
      شما خیلی کارت درسته!
      شما با این غلط املایی هاتون ثابت کردید خط عربی به درد نمی خوره!

      • عبّاس مهدوي
        ۲۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۳:۲۰

        به ام خدا
        با سلام
        منظور شما همان خطّی است که ایرانی‌ها تکمیل و اصلاحش کردند؟ در ضمن مشکل بنده در استفاده از صفحه کلید و بروز غلط تایپی در هنگام تند نویسی و کم حوصلگی در بازخوانی مطلب چه ربطی به خط دارد؟ اگر به شیوه‌ی غرب پرستان هم می‌نوشتم ممکن بود بنویسم gafla نه ghafele در ضمن یک سوال دارم: می‌دانیم مهم‌ترین ویژگی خط آن است که برای همه‌ی لهجه‌ها و گویش‌های یک زبان مورد استفاده‌ی مشترک باشد مثلا می‌نویسیم “نمی‌دانم” من تلفّظ می‌کنم [نِـ . می. دآ. نَـ .مْـ] مثلا افغانی تلفّظ می‌کند [نَـ . می‌.دآ.نَـ.مْـ] و دیگری شاید نَم را نِم تلفظ کند و همگی یکی و قابل فهم برای همه است ولی اگر مثلا به لاتین بنویسیم چه؟ من می‌نویسم nemidaanam او می‌نویسد namidaanam دیگری namidaanem یکی دیگر هم شاید در کشور خودش بنویسد nimidonim کلا پس از چند سال بر فارسی همان می‌آید که بر تُرکی آمده است ۶ کشور تُرک داریم اما فقط به تعارف! تُرکند از نظر ریشه وگرنه یکی ازبک است و دیگری قرقیز و… آذری و استامبولی هم که تقریبا زبان هم را می‌فهمند خطشان متفاوت است!
        عاقل باشیم
        یا علی

        • یک ایرانی
          ۲۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۶:۵۸

          غرب پرستی به از تازی پرستی! چرا که زبان باختریان هندواروپایی است و به زبان پارسی نزدیکتر است تا زبان تازی که هم خانواده زبان هبری و اسراییلی ست و با زبانهای ایرانی هیچ همگونی ندارد و زبان ما را ویران میکند. خواشمند است از دید مذهبی به زبان و خط ننگرید!

        • برسام
          ۲۲ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۴

          حرفتون هیچ منطقی نداره دوست عزیز.
          الان baby رو انگلیسی ها یه جور تلفظ می کنن و استرالیایی ها یه جور دیگه و هیچ وقت هم به ذهنشون نرسیده baby روجور دیگه ای بنویسن!
          چرا فکر می کنید دگرش خط به لاتین نمی تونه لهجه های مختلف رو تحمل کنه؟
          بهتره یه کم در تفاوت های آوایی در لهجه های انگلیسی، آمریکایی و استرالیایی دقت کنید.

        • عبّاس مهدوي
          ۲۲ آذر ۱۳۸۹ at ۱۳:۴۲

          به نام خدا
          با سلام
          اولا خطاب به یک ایرانی که تازی پرست آن کسی که دچار عصبیت قومی و نژادی شده و منطق را به فراموشی سپرده که قوم پرستی افراطی کار تازی‌هاست نه فارس‌هایی که طبق همین شاهنامه ،گوهر شناسند و برایشان اصالت و هویت و انسانیت مهم است نه نژاد و زبان پس چه توفیر اگر عروسان فریدون دختران حاکم عرب یمن باشند و زن رستم دختری تورانی! نه منی که به خطی که بیانگر هویت تاریخی من است می‌نازم! خطی که پدرانم آن را تکمیل و تصحیح کردند! در ضمن جناب برسام! انگلیسی‌ها و استرالیایی‌ها در گذشته یک جور حرف می‌زدند و به مرور تغییر لهجه دادند درست مانند فارس زبان‌ها وخط کنونی درست بر اساس گویش گذشته و هویت آن‌هاست که البته زبان مشترک همه‌ی لهجه‌ها و گویش‌های انگلیسی درست مانند خط کنونی فارسی اگر می‌بینید امروز ما برای “ز” چند شکل داریم درست به این دلیل است که در گذشته “ذ” را یک جور و “ز” را جور دیگر تلفّظ می‌کردیم حتّی گنبد را گنبذ می‌گفتیم نه گنبز! امروز هم در برخی جا‌ها مانند گلپایگان برخی حروف مانند “ح” و “ع” تلفّظی جدا دارند و در تاجیکستان ح را متمایل به خ تلفّظ می‌کنند و ق را متمایل به ک و غین را جور دیگر [در ایران هم برخی غین را با حالت غلغله تلفّظ می‌کنند] ولی به مرور بنا به دلایل مختلف لهجه ساده‌تر شد اما خط به عنوان وسیله‌ی ارتباط مشترک همه‌ی اقوام و تیره‌های فارس یکسان باقی ماند! در انگلیسی و بسیاری دیگر از زبان‌ها کهن هم چنین است مثلا اگر همین انگلیسی بخواهد تغییر خط بدهد همان بلایی سرش می‌آید که بر سر تُرکی آمد! استرالیایی یک جور خواهد نوشت و بریتانیایی جور دیگر! نمی‌دانم می‌توانید خط سریلیک را بخوانید یا نه ولی اگر مانند من بتوانید بخواهید فهمید اگر قرار بود ما نیز چون تاجیکان به سریلیک بنویسیم یا باید خط مخصوص به ایران و بر خلاف تاجیکان طراحی می‌کردیم [مانند خط لاتین رایج در آذربایجان که با ترکیه متفاوت است!] یا اینکه گویش معیارمان را به تاجیکی تغییر می‌دادیم و یا مانند خیلی از زبان‌ها نظیر همین انگلیسی زمین می‌نوشتیم و آسمان می‌خواندیم! هر چند اگر در همین تاجیکستان هم چند صد سالی خط سریلیک بماند در نسل‌های آینده‌شان هم بی هویت‌هایی پیدا خواهند شد که بگویند چرا خط کنونی با گفتار ما همسان نیست! هر چند همین الآن هم نشریه‌ی دولتی جمهوریت پیشنهاد حذف چهار کلمه ار خط کریلی تاجیکستان را داده است!؟
          در طول زمان گفتار چه بخواهیم چه نخواهیم تغییر می‌کند و این خط است که پل ارتباطی زمان‌ها و گویش‌هاست که با تغییر آن نه فقط خط که هویت تغییر کرده و بلکه نابود می شود! امّا می ـوان خط را متناسب با زمان بهسازی کرد بدون آنکه شکاف نسلی به وجود آید مانند پیشنهادی که من دادم!
          یا علی

  13. عبّاس مهدوي
    ۱۵ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۳۷

    به نام خدا
    بنده معتقد هستم باید همین خط را تقویت و اصلاح کنیم مثلا “ی” در کلمه‌ای که صدای [اَ. یْـ یا اِیْـ] داد روی آن سکون بگذاریم: دیْ، میْ، میِْ ناب، کیْقباد و… و نیز “و” در اوْرنگ، شوْق، دوْران و… نیز در بعضی کلمه‌های هم شکل دست کم یک اِعراب به کار ببریم: ملک، مُلک، ملِک، ملَک، پر، پَر‌ و… استفاده از تشدید را هم الزامی نماییم تا آنجایی که باعث کم فهمی آثار ادبی گذشتگان توسط آیندگان مانند گلستان نشود از جمع عربی بپرهیزیم و نیز ترجیحا کلمه‌هایی مانند حتی و مصطفی را حتا و مصطفا بنویسیم
    در ضمن این روز‌ها کلاس تحصیلکرده‌ها شده استفاده از لغات انگلیسی و در بیمارستان‌ها چیزی نمانده که انگلیسی زبان رسمی شود [مثلا به استراحت می گویند آف و به تمام وقت می‌گویند لانگ و…] در کافی شاپ‌‌ها به بستنی میوه‌ای می‌گویند فروت آیس کریم و در صدا و سیما هم به بهانه‌ی خنداندن مردم واژگان بیگانه را ترویج می‌کنند آنگاه شما نشسته‌اید ببینید خط باید تغییر کند یا نه؟ نان را بچسب که خربزه آب است!
    یا علی

  14. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۸

    ۲- برای یک حرف چند علامت مختلف وجود دارد که در نوشتن ایجاد اشکال میکند. مثال:
    “س، ص، ث” (S) ساده sáde، صاف sáf، ثابت sábet
    “ز، ذ، ض، ظ” (Z) زبان zabán، ذره zarre، ضررzarar، ظرف zarf
    “ت،ط” (T) تجربه tajrobe، طبل tabl
    “ه، ح” (H) هندسه hendese، حساب hesáb
    “ق، غ” (Q) قارچ qárč، غار qár
    “ع، ء” (‘) ارجاع ‘erjá، ارضاء ‘erzá

  15. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۹

    ۳- یک علامت نشانه چند حرف است که امر خواندن رامشکلتر میسازد:
    و
    “و” پنج مورد نوشتن دارد:
    ١- ضمه o در کلمات خوش xoš و تو to.
    ٢- حرف صدادار “او” u در روز ruz و زود zud.
    ٣- حرف بیصدای”واو” v در کلماتی چون ورزش varzeš و واژگون vážgun.
    ۴- حرف صدادار مرکب ow در کلمات “سوگند” sowgand و “نو” now
    ۵- واو معدوله در کلمات خواهر xáhar، خواهش xáheš، خواستن xástan و خواب xáb که تلفظ نمیشود.
    ی
    “ی” چهار مورد نوشتن دارد:
    ١- حرف صدادار “ای ” در میز miz، سیب sib و سیر sir.
    ٢- حرف بیصدای “ی ” در کلماتی چون یادگار yádgár و خیام xayyám.
    ٣- حرف صدادار مرکب در کلمات “می” mey (شراب) ” میل meyl و سیل seyl.
    ۴- “ی” در انتهای اسامی یحیی yahyá، موسی musá، عیسی isá و مرتضی mortezá دارای صدای الف است.
    الف مقصوره در عربی (ی) یاییست در پایان واژه ها که ( آ ) خوانده میشود. اینگونه واژه ها در املای فارسی مانند اصل عربی نوشته میشوند، مانند عیسی isá و موسی musá.
    الف
    ١- صدای فتحه a در ابر abr، اسب asb
    ٢- صدای کسره e در اسم esm، اشاره ešáre
    ٣- صدای ضمه o در اردک ordak، ارکیده orkide
    ۴- الف در کلمات “آب” áb و “سراب” saráb تلفظ یکسانی دارد ولی بصورتهای گوناگونی نوشته میشود.
    ۵- “آ” در الان” al’án و “قرآن” qor’án بصورت “عا” تلفظ میشود، العان و قرعان.
    همزه ء
    تلفظ همزه و “ع” در عربی متفاوت ولی در فارسی یکسان است. املای کلماتیکه دارای همزه هستند و از عربی به فارسی وارد شده اند معمولاً حفظ میشود. قائده نوشتن این کلمات به شرح زیر میباشد:
    کلماتیکه در وسط یا انتهای آنها همزه باشد عربی هستند، مانند رأس، جزء.
    اگر حرکت حرف پیش از همزه “فتحه” باشد همزه بصورت “أ” نوشته میشود، مانند رأس و یأس.
    اگر حرکت پیش از همزه کسره باشد، همزه بصورت “ئ” نوشته میشود. مثال: لئام
    اگر حرکت حرف پیش از همزه ضمه باشد همزه بصورت “ؤ” نوشته میشود، مانند مؤسسه، مؤمن.
    اگر حرکت حرف پیش از همزه “ا” باشد همزه بصورت “ئ” نوشته میشود، مانند غائب.
    اگر حرکت حرف پیش از همزه ساکن باشد، همزه بصورت “ئ ” نوشته میشود مانند مسئله.

    • مهدی
      ۲۷ تیر ۱۳۹۰ at ۱۰:۲۳

      پائیز عربی است؟

  16. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۱۰

    ۴- حرفهایی هم هست که در کلمات خاصی از نوشتن حذف میشود، مانند الف در کلمات اسحق و اسمعیل.

  17. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۱۲

    ۵- نقطه های متعدد در بالا و پایین حرف و همچنین تعداد حروف دندانه دار متوالی در یک کلمه هم سبب دشواری در نوشتن و هم موجب اشتباه در تلفظ میشود. مثلاً کلمه سه حرفی “شپش” دارای ٧ دندانه متوالی و ٩ نقطه میباشد

  18. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۵

    ۶‌- حروف فارسی از راست به چپ ولی اعداد از چپ به راست نوشته میشوند و این باعث مشکلاتی در امر نوشتن با ماشین تحریر میشود.

    ۷- تنوین، صدای دو زیر یا دو زبر در پایان کلمه های عربی اتفاقاً و ثانیاً که بصورت اتفاقن و ثانین تلفظ میشوند.

    ۸- های ناملفوظ و ملفوظ
    های ملفوظ آنست که نوشته و خوانده میشود و در اول، وسط و آخر کلمه ظاهر میشود مثل: هوا، میهن، ماه.
    های ناملفوظ آنست که نوشته شده اما خوانده نمیشود و فقط در آخر کلمه ظاهر میشود مانند “ه” در پایان کلمات خانه، لانه، دانه، جوانه، مرده، زنده و .. که هرگز تلفظ نمیشود. درواقع حرف آخر این کلمات کسره میباشد و نه”ه” ولی چون کسره در نوشتن می افتد، این کلمات بشکل خان، لان، دان و جوان درمی آیند، یعنی خانه و جوانه با خان و جوان یکسان نوشته میشوند. برای جلوگیری از این امر های ناملفوظ به انتهای این کلمات اضافه شده است.
    اما اگر دو کسره متوالی در انتهای یک کلمه واقع شود، بعبارت دیگر وقتیکه علامت کسره فارسی بعد از کلماتیکه به کسره ختم میشوند، بیاید مانند خانه دوست. درا‌ینمورد قاعده واحدی وجودندارد، هر سه شکل “خانه ی دوست” ، “خانه دوست” و خانه دوست (با همزه روی “ه” خانه) رایج میباشند.
    اگر پسوند فعل بعد از های ناملفوظ واقع شود نیز شیوه های نگارش متفاوتند مانند رفته ای، رفته یی، رفته ئی.
    در کلمه “رفته ام” ماضی نقلی فعل رفتن، “ه” بجای کسره و “ا” بجای فتحه بکاررفته. در کلمه “نامه ها”، های اول دارای صدای کسره و های دوم دارای صدای h است.

  19. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۷

    ۹- ساخت کلمه
    برای نوشتن یک کلمه کافی نیست که فقط حروف را کنار یکدیگر بچینیم، آنچنانکه در زبانهای اروپایی که از حروف لاتینی استفاده میکنند، رایج است. در این زبانها یک کلمه هم با حروف بزرگ و هم کوچک و یا ترکیبی از این دو قابل نوشتن است. بعنوان مثال هر سه شکل “WATER, water,Water” مجاز میباشند. علاوه بر این ترکیب اعداد و حروف در یک کلمه نیز امریست بدیهی و ضروری بویژه در کوتاهنویسی های علمی، بعنوان مثال فرمول “H2O” برای آب در شیمی.

    کلمه در خط فارسی ترکیبی است از حروف که ساخت آن پیرو قواعد خاصی میباشد، ازجمله:
    – اکثر حروف دارای دو شکل کوچک و بزرگ میباشند مانند”بب” کوچک و بزرگ.
    – یک سری دارای چهار فرم “اول”، “وسط”، “آخر” و “تنها” مانند ععع ع.
    – الف دارای دو فرم “آ ا ” اصطلاحاً کلاهدار و بی کلاه.
    – همزه به سه شکل “ئأء ” ظاهر میشود.
    ‌- حروف “رژزدذو” فقط یک فرم دارند.
    – حروف یک کلمه به هم متصلند، بجز “آارزژدذو” که به حروف بعد از خود نمی چسبند.
    مثال: همه حروف تشکیل دهنده کلمه “قسطنطنیه” متصلند، در صورتیکه حروف کلمه “آرام” جدا میباشند.
    – حرف آخر کلمه با حرف بزرگ، آخر و یا تنها نوشته میشود، مثلاً نان، سه، ماه.
    – بقیه حروف با توجه به جایگاهشان در کلمه تغییر شکل پیدا میکنند.
    با توجه به محدودیتهای فوق نوشتن کلمه ماشین بصورت “م آ ش ی ن” و یا تعهد بصورت “ت ع ه د” نادرست میباشد. اینگونه محدودیتها امکان کوتاهنویسیی های علمی را (آنچنانکه در غرب رایج است و نقش مهمی در آموزش و یادگیری این علوم ایفا میکند) از بین میبرد.
    مشکل دیگر اینکه یک حرف نماینده چند صدا و بالعکس یک صدا با چندین حرف نمایش داده میشود مانند س، ص، ث. حال اگر علیرغم مشکلات فوق سعی کنیم ساده ترین فرمول شیمی “H2O” یعنی آب را با خط فارسی بنویسیم:
    ١- H را به دو فرم (ه، ح) میتوان نمایش داد.
    ٢- عدد ٢ با حروف (ه، ح) ترکیب پذیر نیست.
    ٣‌- “O” در حروف الفبای فارسی وجودندارد. اگر حرف “و” را بجای O بکار بگیریم، ترکیبات ” ه ٢ و”، “ح ٢ و” حاصل میشود که در آنها “و” خود دارای چهار صدای V, O,U, OW میباشد و در نتیجه فرمول نوشته شده به فارسی را در هر دو حالت ه و ح میتوان به چهار گونه تعبیر کرد: H2U, H2OW, H2O, H2V. این مثال ساده خود بیانگر مشکلاتیست که خط فارسی در ارتباط با کامپیوتر و اینترنت با آن مواجه خواهد شد.

  20. برسام
    ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۸

    ۱۰ – املای کلمات مرکب
    چسباندن حروف بیکدیگر و اشکالاتی که ایجاد میشود:
    – حروف با توجه به جایشان در کلمه تا چهار شکل مختلف پیدا میکنند، مانند “ععع ع”.
    – تعداد دندانه ها در حروف متوالی امر خواندن را مشکل میسازد (هفت دندانه پیاپی در مستشرق )
    – کلماتی مانند تعججب، مرففه، تفککر، تکببر، تأسسف، معللم، تمددن، مرددد “moraddad” شاید باعث اختراع علامت تشدید شده است.
    – زبان فارسی زبانیست ترکیبی و بیشتر کلمات با یکدیگر ترکیب پذیرند ولی در مورد متصل یا منفصل نوشتن اینگونه کلمات ترکیبیی هیچگونه قائده خاصی وجود ندارد و یا اگر هم بخشاً چنین قوائدی موجود باشد در عمل نقض میشوند.
    “خوش” در حدود ۴٣٠ ترکیب دارد که درحدود ۶٠ ترکیب از آنها متصل و بقیه منفصل نوشته میشود. مثال: خوش سلیقه، خوش حساب، خوش لباس، خوشبو، خوشگل، خوشحال، خوشگذران و …
    “کم” در حدود ٣٠٠ ترکیب دارد که فقط “۶” ترکیب متصل است و “هم ” درحدود ٢٣٠ و “بی” درحدود هزار ترکیب پیوندپذیر، و “شیرین” ٧٠، “سخت” ۴۵ (که بجز سختدل همه جدا نوشته میشوند)، “سخن” ۵٢ (تنها ٧ ترکیب جدا نوشته میشود)، “پاک” ١٠٠ (بیست ترکیب جداست)، و “تهی” ٢۵ (دو ترکیب جداست) دارد. “به نقل از فرهنگ املایی دکتر جعفر شعار، صفحه ۶”.
    بحث در اینجا بر سر قوائد کلمات ترکیبی نیست بلکه در وهله اول نشان دادن اینکه شکل خاص ساخت کلمه (چسباندن حروف بیکدیگر) قوائد احتمالی رانقض نموده و استثناء قائده شده است. مثلاً چرا “دانشجو” سرهم است و “صلح جو” جدا، در صورتیکه هر دو از نظر گرامری فرم یکسانی دارند. کلمات “دانش جو” و “صلحجو” عجیب بنظر میرسند. از این نوع مثالها فراوان است. مثال: خوشسخن، خوشسلیقه، خوشحساب، خوشلباس و …
    کلمه ترکیبی است از حروف بهم چسبیده ولی “رزژدوا” به حرف بعدی نمی چسبند (نقض قاعده)، بعضی حروف ترکیبشان زیبا نیست مانند “صلحجو” و این خود راه را برای شیوه های گوناگون نگارش باز میگذارد. بین نویسندگان ایرانی در این مورد اختلاف نظر فراوان است چنانکه برخی طرفدار جدانویسی و گروهی از متصل نویسی جانبداری میکنند و برخی نیز سعی میکنند با استناد به قواعد گرامری ترکیبی از این دو راه حل ارائه دهند.
    جدانویسی: هم تا، دانش کده، سخن ور، شاه کار، بجای همتا، دانشکده، سخنور و شاهکار
    متصل نویسی: ترقیپرور، موسیقیشناس، واقعبین بجای ترقی پرور، موسیقی شناس، واقع بین

    • عبّاس مهدوي
      ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۰۹:۰۲

      به نام خدا
      با سلام
      چه بخواهیم چه نخواهیم این خط ماست! هرگاه فرانسوی‌ها با نوشتارشان به مشکل برخوردند! انگلیسی‌ها دیگر نخواستند one بنویسند و wan بخوانند و چینی‌ها تصمیم گرفتند به جای اصلاح و تکمیل خطشان آن را از بن تغییر دهند و نیز ژاپنی‌ها و کره‌ای‌ها و هندی‌ها و… بی‌شک ما هم چنین خواهیم کرد! ولی مساله چیز دیگری است، بزرگ‌ترین مشکل زبان فارسی این است که ادیبان و زبان شناسانش خود را غرق در فرعیات کرده‌اند و از اصل وامانده‌اند! صدا و سیما به بهانه‌ی طنز یستردی و ریلکس باش را ترویج می‌کند آن وقت کارشناس ما مشکلش این است که چرا خط ما این چنین است! در بیمارستان‌های ما تمامی اصطلاحات حتی غیر پزشکی انگلیسی است و مثلا استراحت را آف و تمام وقت را لانگ می‌گویند آن وقت مشکل محقق ما این است که سپاسگزارام درست است یا سپاسگزارم! در بازار کافی است بگویی رایانه تا تمسخر شوی آنگاه دلسوز ما مشکلش این است که آیا لازم است اِعرابگزاری کنیم یا نه! ماکروسافت آمریکایی انگلیسی زبان برای ویندوز ۷ و پیش از آن برای اکس پی نسخه‌ی فارسی ساز درست کرده و احتمالا بر خلاف ما موس را موشواره نوشته [مانند نسخه‌ی فارسی اکس‌پی] ولی در ایران کسی از آن استفاده نمی‌کند که هیچ! اگر هم کسی استفاده کند توسط دیگران تا مرز بی‌سوادی و املی تحقیر خواهد شد! [مانند شخص به به جرم استفاده داز اکس‌پی فارسی!]آنگاه مشکل لغت شناس ما این است که جدا نویسی کنیم یا پیوسته نویسی! همراه اول تمامی پیام‌های متنی‌اش به زبان انگلیسی و ایرانسل به فینگلیش است و در پست الکترونیک ایران شاهد ارسال پیام‌های انگلیسی از سرور به کاربران هستیم و برخی امکاناتش به انگلیسی می‌باشد و گزارشگران ورزشی در مسابقات اخیر گوانگجو هیئت داروان را به هیئت ژولی تغییر نام دادند آن وقت ما نشسته‌ایم افسوس می‌خوریم چرا تلاش فلانی برای تغییر خط به ثمر ننشست! هر چند در همین ایران خودمان تا آنجایی که من سراغ دارم هیچ گونه تونی بلری نداریم که با وجود تحصیلات بالا در یک نامه‌ی ده خطی ۵ غلط املایی فاحش داشته باشد! کاملا پر واضح است برایم که چرا اغلب بزرگان ادب پارسی در تاریخ معاصر رشته‌ای غیر از ادبیات را برگزیده و اگر مانند فریدون مشیری وارد رشته‌ی ادبیات شده‌اند پس از چندی از ادامه‌ی تحصیل انصراف داده‌اند! زیرا از قرار معلوم تحصیل در این شته‌ها یعنی روشن‌فکری به شیوه‌ی ایرانی! یعنی از دنیا عقب بودن و از ملّت غافل شدن! خود را نخبه دانستن و دیگران را پخمه نامیدن!
      برادر اصل را بگیر و فرع را رها کن! می‌ترسم تا دو سه نسل دیگر از فارسی جز یادی در خاطر‌ها نمانده باشد و ما مجبور به ترجمه‌ی گلستان و بوستان برای نسل نو باشیم در حالی که شما هنوز در پی پیدا کردن ایراد‌های خط فارسی و تلاش برای تغییر آن هستید!
      برادر تو را به بزرگ استاد ادب پارسی فردوسی که به همین خط بلکه مشکل‌ترش (پیوسته‌نویسی بیشتر) می‌نوشیت و بی مشکل پی می‌افکند از نظم کاخی بلند! قسم می‌دهم که نان را بچسب که خربزه آب است!
      یا علی

      • برسام
        ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۱۲:۳۵

        بنده این اشکالات را برای آقای شهاب لیست کردم. چون ایشون هی اشکال می خواست ما هم نوشتیم ببینیم حالا چه پاسخی دارند.
        شما آقای مهدوی! اگر مشکل غرب ستیزی دارید به ما چه؟ چرا سرنوشت مردم باید دست عده باشه که با دلایل مذهبی با غرب سر ستیز دارند؟
        این مقاله درباره دلایل تغییر خط هست. درباره اینکه زمان تغییر خط صحبتی نکرده!
        بنده هم معتقدم تا وقتی شرایطی فراهم نشده که همه کشورهای فارسی زبان با هم بتوانند روی یک استاندارد خط لاتین به توافق برسند این کار جز تفرقه حاصلی ندارد. اما این مسایل سیاسی امنیتی دگرش خط است نه علمی!
        اینجا صرفا بحث چرایی علمی دگرش خط و بررسی اشکالات خط عربی برای زبان پارسی است.

        • عالیس
          ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۸

          چه ربطی به غرب-ستیزی داره؟ من ستیزی با غرب ندارم، انگیزه مذهبی هم ندارم، الآن هم در ینگه دنیا دانشجوی دکتری‌ام. امّا سرسختانه با تغییر خط به خطّ لاتین مخالف.

      • برسام
        ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۴

        شما فرمودید “چه بخواهیم چه نخواهیم این خط ماست”!
        میشه بفرمایید اگر همین امروز روسها به ما حمله کنند و خط ما عوض کنند، فردا باز همین حرف را می زنید؟ یا میگویید این خط سریلیک خط ما نیست؟
        مانند تاجیکان که پس از ۸۰ سال هنوز سریلیک رو خودی نمی دانند!
        درواقع می خوام بدونم شما چند سال گذر زمان رو کافی می دونید تا یه خط بیگانه تبدیل به خط خودی بشه؟ یک روز، دو روز، ۱ سال، ۸۰ سال؟ یا دقیقا ۱۴۰۰ سال؟
        چرا شما که خودی پرست هستی نمی ری سراغ خط پهلوی؟

        • عالیس
          ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۱۰

          خطّ فعلی‌ای که داریم، امتداد خطّ پهلوی ست. خطّ پهلوی هم از خطّ آرامی اقتباس شده بود. خطّ امروزمان هم از خطّ آرامی اقتباس شده.

      • عبّاس مهدوي
        ۲۳ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۱۱

        به نام خدا
        این را هم توجه داشته باشیم که تا حدود قرن ۸ هجری یعنی حتی در زمان فردوسی خط فارسی مشکل‌تر بود نه تنها از نظر پیوسته نویسی که حتی “س” هم در آن دارای سه نقطه در زیر بود[حالا می‌گذریم از اینکه خط تحریری امروز هم رایج نبود و خود اتصال‌‌ها مشکلی مضاعف!] ولی در همین دوران‌ها بود که جهان اسلام عموما و ایران خصوصا از نظر علم و فرهنگ و ادب و هنر حرف اول را می‌زد و امثال فردوسی و حافظ و رودکی را به جهان هدیه می‌داد پس مشکل از خط نیست ایراد جای دیگر است!
        یا علی

        • برسام
          ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۶

          شما ظاهرا دوست نداری بحث علمی بکنی! هی حاشیه می ری!
          ایراد نداره. به نظرم نظراتت تحت تاثیر باورهای دینی قرار گرفته و تا نتونی از این بند برهی نمی تونی حقیقت رو بپذیری.
          یه پیشنهاد دارم برات: فرض کن زرتشتی هستی، بعد بشین درباره خط و زبان فکر کن، ببین باز به همین نظرات می رسی!

  21. عبّاس مهدوي
    ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۰۹:۱۱

    به نام خدا
    با سلام
    بنده کلا با شما بحثی ندارم! به هویت خود هم می‌نازم که یک انسان مسلمان شیعه‌ی ایرانی فارس زبان هستم! به تاریخ پس از اسلام هم بیشتر می‌نازم که بو‌علی سینا‌ها و بیرونی‌ها و خوارزمی‌هاا و فردوسی‌ها و … را دارد تا آنجا که اگر نبودند دانشمندان ایرانی امروز حتی فرقه‌های چهارگانه‌ی سنی امامی نداشتند تا حنفی یا شافعی یا مالکی و.. باشند! مثلا همین مالک ایرانی است! اما بعد!
    روس‌ها که کلا به گور بابایشان خندیده‌اند اگر هوس چنین کاری کنند شاید شما ملی‌گرا‌ها مانند دوران دفاع مقدّس هوس خارجه نشینی یا حتی بغداد نشینی به سرتان بزند ولی ما که به قول شما عرب‌پرستیم خوب بلدیم بمیریم ولی تن به خفّت تغییر خط ندهیم! یعنی آن روز هم اگر فرا برسد ما زنده نیستیم تا مجبور به تبعیت باشیم! الگوی ما امام حسین است! مشکل تاجیک‌ها هم بی الگو بودنشان بود چه اینکه رسم است تبعیت از حاکم ولو جائر در بین اهل سنت و عالم‌هایش! همین الآن هم شورای علمای تاجیکستان بر اساس خواسته‌های دولت لائیک فتوا صادر می‌کند! اگر خط اوستایی خوب بود چرا کتیبه‌های هخامنشی به خط‌های میخی و آرامی و یونانی است؟ اگر آن خط‌ها خوب بودند چرا در دوره‌ی اشکانی خط پهلوی اول پدید آمد و اگر آن خوب بود چرا در دوره‌ی ساسانی خط پهلوی‌ای رایج شد که در ظاهر ۴۴ حرف و در عمل بیش از۲۰۰۰ نشانه داشت تا آنجا که ملکا می‌نوشتند و شاه می‌خواندند تیبا می‌نوشتند و آهو می‌خواندند! امّا خط اصیل عربی را کوفی می‌نامند که اگر خوب بود چرا تغییر کرد؟ چه شد که اعراب دست به دامان دبیران ایرانی شدند تا پدران ما با نیم نگاهی به خط مانوی و حتی پهلوی و بر پایه‌ی خط کوفی خط کنونی را پدید آورند و اگر این خط بد است چرا از قرن سوّم و چهارم به بعد نه تنها تغییر نکرده بلکه تمدن عظیمی را هم مکتوب کرده است! مشکلات خط را که در همه‌ی زبان‌ها جاری است باید اصلاح کرد نه اینکه ریشه‌ی این درخت تنومند را زد و جایش نهالی سست کاشت!
    بنده ترجیح می‌دهم پیرو آیینی باشم که کتابش دهان بزرگان علم را واگذاشته است نه آیینی که که تا ۱۰۰ سال پیش دو خدا داشت و ناگه تغییر موضع داد! که یک خدا داریم! آیینی که از یک طرف آتش را مقدس می‌داند آنگاه منبع آتش که خورشید باشد را باعث آلودگی آتش مقدس عبد! و اگر نبود فشار دولت‌های ایران و هند انگلیس[حدود ۱۰۰ سال پیش] هنوز هم بوی گند جنازه‌های خاک نشده‌یشان آدمی را آزار می‌داد! آیینی تحریفی آلوده به خرافات که اگر اسلام نبود مسیحیت جای آن را می‌گرفت کما اینکه امروز هم تعداد ارمنیان ایران بیشتر از زرتشتیان است!
    به هر حال چون بحث به جدال کشیده بنده همین جا بحث را متوقف کرده و دیگر پاسخ نمی‌دهم!
    یا علی

    • برسام
      ۲۶ آذر ۱۳۸۹ at ۱۳:۴۳

      شما گفتید “اگر خط اوستایی خوب بود چرا کتیبه‌های هخامنشی به خط‌های میخی و آرامی و یونانی است”
      واقعا براتون متاسفم که هنوز فرق خط و زبان رو بدرستی نمی دانید.
      کتیبه های تخت جمشید به خط میخی هستند
      و به زبانهای پارسی، ایلامی.
      همه آنها به خط میخی هستند عزیز

  22. عالیس
    ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۰

    با آقای مهدوی در کل موافقم، و باید عرض کنم از این همه نفرت قومی سخت در رنج.

    اگر قرار بود تغییر خط به خطوط لاتینی یا سیریلیک بهبود چشمگیری حاصل کند، باید نتیجه را در تاجیکستان می‌دیدیم. مگر آنکه بخواهند بگویند در خطّ لاتین گوهری هست که در خطّ سیریلیک نیست! و این ماوراء مضحک است.

  23. عالیس
    ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۴

    ضمناْ، اگر کسی خیال تغییر خط دارد، برود و تتبّع و تحقیق کند و از خطوط قدیمیتر رایج در ایرانی چیزی بربسازد، به جای لاتین-گردانی همه چیز. هرچند، خطوط قدیم ایران نیز، مانند همین خطّ فعلی، ریشه در خطّ آرامی داشته‌اند. در زمان هخامنشی هم خطّ دیوانی خطّ آرامی بوده است. حتّی خطّ میخی هم عاریه از سومریان بوده است.

    بهتر است به جای نفرت پراکنی و قومیّت محوری بی-پایه، قدری واقعگرا باشیم.

  24. شهاب
    ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۴

    به علت تاخیر در جواب پوزش میخواهم.
    ابتدا از اینکه میبینم این مکان تبدیل به میدان جنگی در مورد مذاهب شده واقعا متاسف شدم، زیرا به جای بحث علمی و استدلال، جنگی احساسی و غیرمرتبط درگرفته است.

    از برسام بخاطر مسائلی که مطرح کرد، متشکرم. البته بنده به اکثر موارد بالا آگاهی داشته و دارم و همانطور که اشاره کردم این مشکلات به طور خاص به املا زبان بازمیگردد و نه به خود رسم‌الخط.
    آنچه مسلم است باید به اصلاح نواقص پرداخت و قوانینی برای املای زبان وضع نمود تا پاره‌ای از مشکلات حل شود. مانند نوشتن تمامی حروف در کلماتی چون «اسماعیل».
    در مورد حروفی که یک صدا دارند اما بگونه‌های مختلف نوشته میشوند، مانند «س»، «ص»، «ث» باید توجه کنیم که این امر ریشه‌ای تاریخی دارد. در گذشته این حروف هریک آوای مخصوص خود را داشتند ولی با گذشت زمان و به دلیل ساده شدن تلفظ و ریشه‌های زبان پهلوی، امروزه تنها به صورت آوای «س» تلفظ میشود. این مطلب همانند مشکلی است که در مورد زبان فرانسوی اشاره کردم.
    دقت کنید که من تمام تلاش خود را بکار میبرم تا دو مقوله را از هم تفکیک کنیم:
    یکم: مشکلات رسم‌الخط بخودیخود
    دوم: مشکلات املایی

    ایرادات مطرح شده از طرف شما را باید در این دو دسته تفکیک کنیم و به بحث بگذاریم.
    دقت کنید که عمده مشکلات املایی ریشه در عدم توافق در نحوه استفاده از رسم‌الخط دارد و نه در خود رسم‌الخط. (بجز مشکل حروف هم‌آوا) بنابراین زمانیکه از تغییر رسم‌الخط صحبت میکنیم باید بیشتر توجه خود را به دسته یکم معطوف کنیم. حال مشکلات رسم‌الخط مانند تعدد نقاط، تعدد دندانه و … باید مورد بررسی باشند. این مشکلات قابل سازگاری و یا اصلاح هستند و نیازی نیست که برای حل این مشکلات به تغییر کلی رسم‌الخط متوسل شویم.

    مورد جالب دیگری که در میان مشکلات مطرح کرده بودید، ابهام در تلفظ آواهای کشیده مانند «او»، «ای» بود. توجه کنید که فارسی‌زبانان قادر به تفکیک این آواها هستند و هرکجا که بیم ابهام رود، از اعراب‌گذاری بهره میجویند. این مشکل در رسم‌الخط انگلیسی هم وجود دارد:
    cake /keik/
    car /ka:r/
    cat /kæt/
    I
    همانطور که ملاحظه میکنید برای یک شکل نوشتار، سه نوع تلفظ مختلف وجود دارد.

    بسیاری از مشکلاتی که مطرح میکنید، در دیگر زبانها و رسم‌الخطها نیز وجود دارد. تنها باید با دقت بیشتری به آنها بنگریم.
    باز هم تاکید میکنم که ۱۴۰۰ سال ادبیات ایران‌زمین به همین رسم‌الخط است که البته ریشه در رسم‌الخط زبانهای پهلوی و اوستایی دارد و یکسره واراداتی نیست. با تغییر رسم‌الخط نه تنها مشکلی حل نمیشود که صدها مشکل فرهنگی بوجود می‌آید.

    با سپاس از توجه شما و با امید بحثی علمی و جدا از مسائل حاشیه‌ای

  25. عالیس
    ۲۴ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۶

    اگرچه من نمی‌دانم چرا بحث دوستان، با آنکه نوشته است، صدای فریادش بلند است و بوی مشاجره و دهن-کجی می‌دهد. (روی سخنم به هر دو طرف عمده بحث است)

    • برسام
      ۲۵ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۲

      سلام عالیس
      خط پهلوی هم ریشه در آرامی داره. خوب که چی؟ من که نگفتم خط پهلوی رو برگزینیم. من حرفم اینه که خط عربی یک سری اشکال داره. اگر پهلوی هم داشته باشه اونم به درد الان نمی خوره. باید یک خط ساخته بشه (یا وام گرفته بشه) که اشکالات پیش گفته رو نداشته باشه.
      من اصلا بحثم نه رو نژاده، نه قومیت، نه دین و ..
      من میگم اسن خط اشکال زیاد داره.

  26. برسام
    ۲۵ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۲۵

    خوبه!
    خودتون ثابت کردید حرفاتون از حب علی نیست! از بغض معاویه است!
    من دارم بحث علمی می کنم. از حرفای تعصبی شما هم چیزی سردرنمی آرم.
    بنده بر این باورم این خط مشکلات زیادی دارد و عمده آنها اصلاح پذیر نیست. این خط برای زبان پارسی طراحی نشده. اگر چه خط لاتین هم مانند خط عربی ریشه در خط های سومری دارد و دارای شباهت های انکارناپذیری می باشد ولی خط لاتین (یا هر خط ناچسبان دیگری) برای پارسی مناسب تر است.

  27. برسام
    ۲۵ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۳

    دوست عزیز
    تعصب کشنده ی هر نوع دانش و خرد و پیشرفته
    بنده همین دیروز داشتم با پدربزرگم بحث می کردم و سعی می کردم بهش بقبولانم که داستان طفلن مسلم دروغ تاریخیه، ولی کم مونده بود کتک بخورم.
    چون ایشون هرگز به خودش اجازه شک نمی ده و مطمئنه که باورهاش درسته!
    اما امروز هیچ روحانی این داستان دروغین طفلان مسلم رو تایید نمی کنه!
    حالا ببینید ۸۰۰ سال پدران ما چقدر برای این داستان دروغین اشک ریختند! چه بسا الان هم خیلی ها می ریزند!
    پس تا با دیده شک نگاه نکنیم نمی تونیم باور های درست و غلط رو تمایز بدیم.
    رهاندن اندیشه از بند تعصب هنر اندیشمندانه

    • شهاب
      ۲۶ آذر ۱۳۸۹ at ۱۰:۵۱

      لطفا به این بحث انحرافی پایان دهید.

      باتشکر

      • برسام
        ۲۶ آذر ۱۳۸۹ at ۱۳:۴۵

        بنده بیشتر از هر کس دیگری در اینجا بحث علمی کردم
        ۱۰ دلیل آوردم که هنوز هیچ کدامشان را پاسخ نگفته اید.
        بهتره خودتون بحث انحرافی نکنید و جواب علمی بدید.

  28. برسام
    ۴ دی ۱۳۸۹ at ۱۶:۲۳

    به آقای مهدوی:
    متن رو بخونید:
    میرزا نصرالله مجتهد چون این فتوا گرفت:
    «تغییر در خط کتب یا اختراع خط جدید مطلقا جایز است بلا اشکال، بلکه هرگاه موجب تسهیل تعلیم و تعلم و نصحیح قرائت بشود راجح خواهد بود. اگر کسی توهم کند که این تغییر تشبه به اهل خارجه است و جایز نیست، این توهم ضعیف است که این گونه تشبیهات حرام نیست و الا استعمال سماور هم باید جایز نباشد». (شرح این مذاکرات و نظر علما در شمارهٔ ٢٢ روزنامهٔ اختر، سال ١٢٩٧ ق درج شده است)

    شما ظاهرا هنوز این توهم رو دارید!

  29. ققنوس
    ۷ دی ۱۳۸۹ at ۲۱:۳۵

    آخه چه فرقی می‌کنه که چه خطی استفاده بشه؟
    قبلا یه سری حروف بوده، که الان از نظر آوایی با هم یکی شدن، ولی خیلی ایجاد مشکل نمی‌کنه.
    همه خطها یه سری معایب دارن.
    خطوط دارای حروف مجزا در نوشتن با دست مشکل دارن، برای همین خودشون هم یه جوری حروف رو به هم وصل می‌کنن. خط فعلی فارسی هم یه سری مشکلات داره که خصوصا در حروف‌چینی و تایپ خودش رو نشون می‌داد. الان که با پیشرفت رایانه، مشکلات حروف چینی هم رفع شده.

    گسترش زبان هم بیشتر به مفاهیمی که درش منتقل می‌شه ربط داره نه سادگی یا سختی خط. خط فعلی فارسی از نظر زیبایی بسیار پیشرفته است، از نظر سختی‌های نوشتاری هم که به لطف ابزار فناوری مشکلش حل شده، از جنبه خواندن هم که شبکه عصبی مغز ما فرق شیر و شیر و شیر و فرق ملک و ملک رو وسط جمله به سادگی درک می‌کنه، اصلا لازم نیست در موردش فکر کرد.

    به نظر من، تغییر خط چیزی نصیب ما نمی‌کنه. فقط چندین دهه ایجاد مشکل و بحث و جدل می‌کنه؛ یکی مخالفه و یکی موافق. انصافا هم خطوط اروپایی زیبایی خط فارسی و رسم‌الخطهای اون رو ندارن. وگرنه دلیلی نداره من متعصب به قومیت یا خط خاصی باشم.

    برای گسترش زبان، بایستی سعی کنیم که دانش بیشتری کسب کنیم و دانش بیشتری تولید کنیم. باید سعی کنیم که ادبیات غنی‌تری ایجاد کنیم و ادبیات کهن رو ترویج کنیم. فارسی قدیم، با متون علمی دانشمندان و اشعار ادبای ما اونقدر تقویت شد و جهانگیر شد. الان هم با گسترش علم و ادبیات، خط و زبان فعلی رو می‌شه گسترش داد.

    پیروز باشید.

  30. farhixt
    ۵ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۹:۵۹

    کتابها و گفتارهای احمد کسروی در روزنامه پرچم را در پایگاه زیر بخوانید :
    http://www.kasravi-ahmad.blogspot.com

  31. mohammad
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ at ۱۷:۰۳

    عالیه. فقط همین..

  32. داریوش
    ۱۴ آبان ۱۳۹۰ at ۲۰:۴۹

    درود
    اگر نوشتار پارسی نواقصی دارد باید با نوشتار خودش اصلاح شود نه اینکه به طور کلی نوشتار پارسی که از عربی گرفته شده و اکنون بومی شده را تغییر داده و انگلیسی کنیم.
    امروز اگر الفبای انگلیسی وارد زبانمان بشود فردا زبان انگلیسی.
    امروز که ایران چیزی نداره به جز یه فرهنگ و ادبیات گذشته شما با تغییر این نوشتار اون رو هم از ایران زمین خواهین گرفت.
    در ضمن نوشتار لاتین هم اشکالاتی داره مانند:
    Hooman که اصلش Humanدر صورتی که این نام پارسی اگر به شیوه ی درستش نشته بشه در انگلیسی به معنی انسان خواهد بود.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *