ترجمه، مرگ علم يا به كارگيرى علم

نگاهى به انجام ترجمه به عنوان پایان‌نامه در دوره کارشناسى ارشد مترجمى زبان

شکى نیست که ترجمه سه بعد دارد: علم، فن و هنر. آنچه در دوره کارشناسى مترجمى زبان انگلیسى تدریس مى‌شود بیشتر فن ترجمه است. زیرا از میان ۱۱۸ واحد دروس اختصاصى این رشته فقط ۴ واحد به اصول و نظریه‌هاى ترجمه اختصاص داده شده است: اصول و روش ترجمه ۲ واحد (ترم چهارم) و اصول و مبانى نظرى ترجمه ۲ (ترم پنجم). دروس عملى ترجمه این دوره را دروس ترجمه متون ساده، ترجمه پیشرفته ۱و ۲، ترجمه شفاهى ۱و ۲ و ۳، ترجمه فیلم و نوار، ترجمه متون مطبوعاتى ۱و ۲، ترجمه مکاتبات و اسناد ۱و ۲، ترجمه انفرادى ۱و ۲، ترجمه متون ادبى، ترجمه متون سیاسى و ترجمه متون اقتصادى تشکیل مى‌دهند. هر کدام از این دروس به ارزش ۲ واحد مى‌باشد و در مجموع ۳۲ واحد را تشکیل مى‌دهند. اگر ۴ واحد درس بررسى آثار ترجمه شده اسلامى ۱و ۲ که در واقع به گونه‌اى نقد ترجمه در سطح ابتدایى است را نیز به دروس ذکر شده اضافه کنیم، بنابراین از مجموع ۴۰ واحد دروس این دوره که به گونه‌اى در رابطه با ترجمه است ۴ واحد را اصول و نظریه‌هاى ترجمه، ۳۲ واحد ترجمه عملى و ۴ واحد را نیز نقد ترجمه تشکیل مى‌دهد. بنابراین مى‌توان این دوره را دوره کارشناسى مترجمى (تربیت مترجم) زبان انگلیسى نامید و هدف آن را تربیت مترجمان جهت بازار کار تعریف کرد.

دوره کارشناسى ارشد این رشته با همان نام مترجمى زبان انگلیسى ارائه مى‌شود. دروس این دوره شامل ۲۲ واحد دروس تخصصى اجبارى، ۶ واحد دروس تخصصى انتخابى (اختیارى) و ۴ واحد پایانن امه مى‌باشد. دروس تخصصى اجبارى این رشته شامل ۱۱ درس: زبان‌شناسى کاربردى و ترجمه، روش‌هاى پیشرفته تحقیق و ترجمه، نظریه‌هاى ترجمه، ادب فارسى در ادبیات جهان، واژه‌شناسى و معادل‌گزینى در ترجمه، سمینار مسائل ترجمه، مدل‌هاى ترجمه، نقد و بررسى آثار ترجمه شده اسلامى، ارزشیابى پیشرفته و ترجمه، کارگاه ترجمه و نقد کاربردى در ترجمه است. از میان ۲۲ واحد فقط ۲ واحد کارگاه ترجمه در رابطه با ترجمه عملى است و دیگر واحدها به نظریه‌ها و مطالعات ترجمه مى‌پردازد. آنچه از نام دروس این دوره مشخص است این رشته در دوره کارشناسى ارشد در واقع مطالعات ترجمه است نه مترجمى و تربیت مترجم.

در این راستا آقاى دکتر حسین ملانظر که خود از بنیان‌گذاران دوره کارشناسى ارشد مترجمى زبان انگلیسى و مدیر گروه زبان انگلیسى دانشگاه علامه طباطبایى هستند در مصاحبه‌اى با نشریه درباره ترجمه شماره ۶، درباره هدف و سیاست‌گذارى این رشته اظهار داشته‌اند که در سال‌هاى اخیر تلاش داشته‌اند تا رشته مترجمى زبان را از ترجمه زبان و ادبیات خارجى جدا کنند و با بخشیدن هویتى مستقل به آن و با تاکید بر فرهنگ، رشته ترجمه را به دانش (مطالعات ترجمه) نزدیک‌تر کنند. همچنین آقاى دکتر على خزاعى‌فر که بنیان‌گذار فصلنامه مترجم است و سالیان سال سعى در خدمت به مترجمان داشته‌اند نیز در مصاحبه‌اى با نشریه درباره ترجمه شماره ۴، اظهار داشته‌اند که اولین کارى که براى کارشناسى ارشد این رشته باید انجام دهند این است که نام این رشته را از مترجمى به مطالعات ترجمه تغییر دهند. آنچه در این رشته ارائه مى‌شود هیچ ربطى به تربیت مترجم ندارد. در این صورت چه دلیل دارد که نام رشته، مترجمى باشد که گاهى نیز منجر به سوء تفاهم مى‌گردد.

حال با توجه به دروس این دوره که باید فى‌الواقع نام «مطالعات ترجمه» را بر آن نهاد این سوال پیش مى‌آید که چرا در پایان این دوره به جاى انجام تحقیق در زمینه مطالعات ترجمه، ترجمه کتاب نیز قابل قبول است؟ مطالعات ترجمه هدفى جز کمک به آموزش، پیش‌برد و افزایش کیفیت ترجمه ندارد. اما آیا ترجمه‌ها هدفمند انجام مى‌شود؟ آیا در انجام ترجمه‌ها با بکارگیرى نظرات درباب مطالعات ترجمه توجه مى‌شود؟ آیا ترجمه کتاب ماحصل سه ترم مطالعه مطالعات ترجمه است؟ یا اینکه ترجمه صرفاٌ تلاشى براى گریز از مطالعات ترجمه و علم ترجمه است. آیا دانشجویانى که دست به کار ترجمه کتاب مى‌زنند سعى بر آن دارند که به جامعه کمکى کنند؟ آیا هدفى را دنبال مى‌کنند؟ آیا روش و ترفند خاصى را در ترجمه خود به کار مى‌برند؟ آیا با ترجمه خود به جامعه علمى کمک مى‌کنند؟ به نظر مى‌رسد که در اکثر موارد این گونه نیست و برخى از دانشجویان فقط جهت فرار از مطالعه و انجام تحقیق و رعایت نکات دقیق تحقیق و نگارش دست به کار ترجمه کتاب مى‌شوند. به نظر مى‌‌رسد با ادامه این رویه حاصلى جز فراموشى علم ترجمه به جا نمى‌ماند. زیرا معمولاٌ دانشجویان ما پس از فراغت از تحصیل به قول غلامعلى حداد عادل به معناى واقعى کلمه فارغ‌التحصیل مى‌شوند و دیگر پی‌گیر مطالعات رشته خود نیستند. اما با تحقیق و نگارش پایان‌نامه حداقل دانشجویان ملزم به مطالعه نظریات و تازه‌هاى مطالعات ترجمه مى‌شوند و همچنین با روش انجام تحقیق علمى و نگارش پایان‌نامه و نگارش مقاله آشنا مى‌شوند و آنگاه شاید راهى براى ادامه مطالعه و افزایش دانش عمومى و تحقیق براى دانشجویان باز شود.

به هر حال ترجمه را نمى‌توان از سه مقوله علم، فن و هنر جدا دانست اما ترجمه توان علمى فرد را نشان نمى‌دهد، آن هم در جایى که نگارش پایان‌نامه به معناى عصاره و چکیده و توان علمى فرد است. در این صورت به نظر مى‌رسد که دیگر علم ترجمه، نظرات و یافته‌هاى مطالعات ترجمه به بوته فراموشى سپرده مى‌شود. دیگر از کتاب‌هاى مشهور و معروف در باب ترجمه شاید فقط نام نویسنده آن در ذهن دانشجویان باقى بماند نه محتواى کتاب. دیگر انواع ترجمه، مدل‌هاى ترجمه، نام‌هاى مشهور نایدا، نیومارک، کت فورد و… تعاریف آنها از ترجمه و تقسیم‌بندى‌هاى آنها از انواع ترجمه کاملاٌ فراموش مى‌گردد.

متاسفانه دانشجویان ما گاهى اوقات به رشته تخصصى خود هم علاقه ندارند و در باب ترجمه کتاب با این پیشنهاد روبرو مى‌شوند که کتابى را ترجمه کنند که در رشته‌هاى دیگر کاربرد داشته باشد. اما دانشجویان ما که به رشته خود (مطالعات ترجمه) علاقه ندارند آن وقت به چه رشته‌اى علاقه دارند که بخواهند به آن رشته کمک کنند. آقاى دکتر عبدالمهدى ریاضى در کتاب خود ( How to Write Research Proposal ) پیشنهاد مى‌کنند که موضوع پایان‌نامه بر اساس تجربه و علاقه خود دانشجویان انتخاب شود اما دانشجویانى که دست به ترجمه کتاب مى‌زنند نه علاقه‌اى به کتاب و مطالعه دارند و نه اساساٌ تجربه‌اى در حیطه موضوع کتابى که ترجمه مى‌کنند و فقط رنج ترجمه کتابى که باید بیش از ۲۰۰ صفحه باشد را به جان مى‌خرند تا از مطالعات ترجمه و افزودن به دانش ترجمه فرار کنند و به چند فرهنگ لغت بسنده مى‌کنند و در نهایت کارى پر مشقت و دشوار انجام مى‌دهند.

موضوع دیگر به کارگیرى پایان‌نامه‌ها و استفاده کاربردى از آن است که هم مى‌تواند به عنوان مرجع مورد استفاده دانشجویان قرار بگیرد و هم به صورت مقاله‌اى در نشریات تخصصى منتشر شود و هم مورد استفاده دیگر دانشجویان و علاقه‌مندان قرار بگیرد. شایان ذکر است که ۵/ ۱ تا ۲ نمره از نمره پایان‌نامه مربوط به چاپ و نشر مقالات از پایان‌نامه یا دیگر تحقیقات است. اما قدر مسلّم از ترجمه کتابى که در رابطه با رشته ترجمه و مطالعات ترجمه نیست نمى‌توان مقاله علمى و تحقیقاتى تهیه و منتشر کرد.

نگارنده به عنوان دانشجوى کارشناسى ارشد مترجمى زبان انگلیسى با انجام ترجمه مخالف نیستم از آن روى که مطالعات ترجمه هدفى جز کمک به مترجمان و بهبود ترجمه ندارد، اما با این رویه به نظر مى‌رسد که ترجمه کتاب به عنوان پایان‌نامه- که عصاره توان علمى و تلاش علمى فرد است- در حد ترجمه انفرادى ۱ و ۲ در دوره کارشناسى تنزل مى‌یابد با این تفاوت که در دوره کارشناسى ارشد حجم ترجمه انفرادى افزایش مى‌یابد از یک فصل به تمامى کتاب. پایان‌نامه‌اى که بر این روال باشد مورد استفاده هیچ کس قرار نمى‌گیرد و در نهایت در گوشه کتابخانه دانشگاه‌ها بدون ارجاع خاک خواهد خورد.

اما اگر قرار باشد ترجمه‌اى از کتاب انجام پذیرد، ترجمه باید هدفمند باشد. انتخاب کتاب، کاربرد کتاب، لزوم ترجمه کتاب باید بر اساس نیازهاى جامعه باشد، نه صرفاٌ فرار از تحقیق و نگارش پایان‌نامه. چنانچه قرار است کتابى ترجمه شود سایر نهادها اعم از آموزشى، پرورشى، تربیتى، دانشگاه‌ها و… و همچنین انتشارات کتاب‌هاى مورد نیاز خود را به دانشگاه‌ها و دانشکده‌هاى زبان اعلام دارند تا دانشگاه‌ها با ابلاغ کتاب‌هاى مورد نیاز جهت ترجمه به دانشجویان با تعیین زمان و اولویت، کار ترجمه را هدفمند سازند. به دانشگاه‌ها نیز پیشنهاد مى‌شود که ترجمه دانشجویان را بدون دریافت وجهى یا دریافت حداقلى در اختیار نهادها، دانشگاه‌ها و انتشارات قرار دهند. به هر حال علم را اهل علم بارور مى‌کنند و اهل علم باید همراه و کمک حال هم باشند. بنابراین دیگر در اینجا مادیات مهم نیست. پیشنهاد مى‌شود که نهادها هم در طول ترجمه کتاب حداکثر کمک خود را به مترجمان و دانشجویان انجام دهند و پس از انجام دفاع توسط دانشجویان متن ترجمه شده کتاب را بر اساس نمره اکتسابى مترجم به متخصصان و ویراستاران رشته مربوطه دهند تا نسبت به اصلاح موارد تخصصى و واژگان تخصصى همت گمارند و ویراستاران هم به تعدیل ترجمه کمک کنند. اگر این چنین شود در فرایند ترجمه کتاب حق‌الزحمه مترجم حذف مى‌شود، چون مترجم داوطلبانه و جهت انجام پایان‌نامه دست به ترجمه زده است و نه مسائل مادى- در دانشگاه‌هاى آزاد اسلامى دانشجویان حتى براى انجام پایان‌نامه مبلغى در حدود یک میلیون تومان نیز مى‌پردازند- در نتیجه فقط هزینه ویراستاران و چاپ و نشر کتاب باقى مى‌ماند که منجر به کاهش قیمت تمام شده کتاب مى‌شود. آن‌گاه کتاب‌هایى که توسط دانشجویان ترجمه مى‌شود، مورد استفاده سایر نهادها نیز قرار مى‌گیرد.

برگرفته از: مجله ترجمان

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ احمد ابراهيمى

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

13 comments on “ترجمه، مرگ علم یا به کارگیرى علم

  1. محمود
    ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۱۹:۱۴

    مطلب خوبی بود

  2. پریسا پیرتاج
    ۳۰ آبان ۱۳۸۹ at ۲۰:۴۵

    علم یا دانش؟
    ترجمه یا برگردان؟

    • مرادپور
      ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۱

      ضحاک یا اَژی دهاکه!؟

      • کشاورز
        ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۱۰

        شما ایرانی هستید یا عرب؟

      • پریسا پیرتاج
        ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۲۳

        اژدهاگ

    • مرادپور
      ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۳:۵۷

      منظورم اینه که فردوسی هم از واژه‌های زمانهٔ خودش برای نوشتن شاهنامه استفاده کرده و نرفته از فارسی باستان یا فارسی میانه واژه برداره.

      • تازی زدا
        ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۱۸

        آری، ولی فردوسی واژگان ایرانی و خودی را بکار برده نه واژگان بیگانه تازی یا عربی را!
        آیا واژگان “دانش” و “برگردان” واژگان یک میلیون سال پیش هستند و امروزه دیگر کاربردی ندارند؟

      • پریسا پیرتاج
        ۲ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۱۲

        آره، والی فردوسی بزرگ واژگان ایرانی را بکار برده، نه واژگان بیگانه عربی را!
        واژگان “دانش” و “برگردان” واژگان ایرانی هستند که امروزه هم کاربرد دارند، پس چرا باید بجای این واژگان زیبای ایرانی، واژگان بیگانه عربی را بکار ببریم؟

        • احمد ابراهیمی
          ۵ آذر ۱۳۸۹ at ۱۹:۲۴

          خانم پیرتاج نظر مرادپور درست است بنده واژه های زمان حاضر را به کار بردم. اگرچه عربی هستند اما به هیچ وجه وازۀ بیگانه محسوب نمی شود. عربی با زبان فارسی در آمیخته و جداشدنی نیست. واژۀ علم و مشتقات آن امروزه به کار می رود مانند وزارت علوم تحقیقات و فن آوری، دانشکدۀ علوم پزشکی، ارزش علمی و… ضمن اینکه دانش هم به جای خود کارایی دارد مانند دانشیار، دانش آموز، دانشجو و…. اگر بر اساس نظر شما بخواهم موضوع را بنویسم می شود برگردان مرگ دانش یا به کارگیری دانش. آما در مورد ترجمه و معادل برگردان باید ضابطۀ گردش پذیری را رعایت نمود. واژه باید گردش پذیر باشد یعنی بتوان اشتقاقات مختلف از آن ساخت(کافی ۱۳۷۴).اگر برگردان را معادل ترجمه می دانید بهتر است به آقای ملانظر بفرمایید تا نام فصلنامۀ خود را از مطالعات ترجمه به مطالعات برگردان تغییر دهند. همچنین آقای خزایی فر نیز نام فصلنامه مترجم را به فصلنامۀ برگرداننده وآقای کروبی نیز نشریۀ خود را از از دربارۀ ترجمه به دربارۀ برگردان تغییر دهند. برای نشریۀ ترجمان هم نمی توانم واژه ای مشتق از برگردان بسازم خودتان لطف فرموده زحمت بکشید. و دورۀ تربیت مترجم را هم از این پس تربیت برگرداننده می نامیم. موضوع دیگر به کارگیری لغات در جملات است. آن وقت اگر گزارشگر تلویزیون فرمودند مدافع توپ را از زمین خود برگرداند یعنی مدافع توپ را از زمین خود ترجمه کرد. این گونه معادل گزینی هیچ کمکی به زبان فارسی نمی کند بلکه تیشه به ریشۀ آن میزند. استفاده از واژۀ عربی که در فارسی استفاده می شود استفاده ازواژۀ بیگانه نیست و خارج کردن زبان عربی از زبان فارسی گاه منجر به گنگ شدن زبان فارسی می شود.
          پیشنهاد می کنم در این رابطه و موضوع واژه گزینی مقالات زیر را مطالعه فرمایید.
          ۱) کافی،علی. مبانی علمی واژه سازی و واژه گزینی، نامۀ فرهنگستان، ( ۲)۱ ۱۳۷۴ ص۴۹- ۶۷

          ۲) حسینی، امیر و محمود عزیزی. واژه سازی وجه فراموش شده در ترجمۀ اصطلاحات علمی و فنی. فصلنامۀ مطالعات ترجمه سال ۸ شماره ۲۹ بهار ۱۳۸۹ ص ۲۷-۴۲
          ۳) خروشاهی، بهالدین ۱۳۷۰ زبان خاموش ولیکن دهان پر از عربی است.سیر بی سلوک. مباحثی در زمینه دین، فلسفه، زبان، نقد و نشر. تهران: انتشارات ناهید ٌ ۵۵۵- ۵۶۶

  3. آرین فراهانی
    ۱ آذر ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۰

    با سلام. مطلبی که آقای ابراهیمی در این وبگاه قرار داده اند نشاندهنده ی دانش سطحی و درک نادرست ایشان از مفهوم ترجمه و باید و نباید های دنیای مترجمی است.  برای مثال ایشان در بخشی از مقاله ی خود آورده اند که «ترجمه توان علمی فرد را نشان نمی دهد». جناب آقای ابراهیمی دلیل این ادعای واهی چیست؟ چه کسی گفته که آثار ترجمه شده در دانشگاه ها ” مورد استفاده هیچ کس قرار نمى‌گیرد و در نهایت در گوشه کتابخانه دانشگاه‌ها بدون ارجاع خاک خواهد خورد” ؟ شاید در دانشگاه آزاد اسلامی برخی از اساتید و دانشجویان رشته ی مطالعات ترجمه «جهت فرار از مطالعه و انجام تحقیق و رعایت نکات دقیق تحقیق و نگارش دست به کار ترجمه کتاب مى‌شوند»، با وجود این، بد نیست به خاطر داشته باشید که بیشتر اوقات زحمت ترجمه ی یک کتاب خوب علمی از زحمت نگارش یک پایان نامه ی به اصطلاح علمی به مراتب بیشتر است.  

    • احمد ابراهیمی
      ۶ آذر ۱۳۸۹ at ۰۱:۳۰

      با سلام اقای فراهانی ابتدا لازم می دانم یادآوری سازم که اگر در مقاله گفته ام ترجمه توان علمی فرد را نشان نمی دهد می توانم از نظریه و تعریف نیومارک که یکی از بزرگترین نظریه پردازان ترجمه هستند استفاده کنم که ترجمه را فن می داند نه علم. نیومارک (١٩٧۶) ترجمه را فن و حرفه ای می داند که طی آن سعی می شود یک پیام نوشتاری در زبانی را با همان پیام در زبان دیگر جایگزین بکنند( ذکر شده در لطفی پور ساعدی، ١٣٧١، ص ۶۶.) به یاد داشته باشید که اکثر مترجمان بزرگ ما دانشگاهی نبودند و تحصیلات در رابطه با ترجمه ندارند و تمامی نظرات ترجمه و مجلات و مقالات تخصصی در باب ترجمه را مطالعه نمی کنند. از روی ترجمه و مقابلۀ آن با متن اصلی نمی توان پی به توان علمی مترجم برد و مرتبۀ علمی مترجم را تایین کرد. اگر گفته ام ترجمه توان علمی فرد را نشان نمی دهد می توانید در جلسات دفاع ترجمۀ کتاب شرکت کنید تا ببینید که مثلا اگر در مورد ترجمۀ جناس استاد داور از دانشجو دلیل نحوۀ ترجمه را بپرسد دانشجو به مقالۀ دلاباستیتا در باب ترجمۀ جناس در مجلۀ the translator سال۲ شمارۀ۲ ارجاع نخواهد داد و فقط می گوید تشخیص من این گونه بود و اینگونه ترجمه کردم. در جلسات دفاع دانشجویان به نظریه و یا کتاب و مقاله ای ارجاع نمی دهند و از علم و مطالعات ترجمه بهره نمی گیرند و فقط جواب می دهند تشخیص من این گونه بود و اینگونه ترجمه کردم. اگر گفته ام ترجمه توان علمی فرد را نشان نمی دهد بر این اساس است. اما در مورد این گفته که آثار ترجمه شده در دانشگاه ها خاک خواهد خورد باید عرض کنم آیا کتاب های ترجمه شدۀ موجود در بازار همان پایان نامۀ کارشناسی ارشد دانشجویان زبان است؟ آیا تمامی کتاب های ترجمه شده توسط دانشجویان به چاپ رسیده و منتشر شده و در دسترس همگان است؟ آیا ترجمۀ کتاب ها به سایر دانشگاه ها ارسال می شودتا دانشجویان از ترجمۀ آن استفاده کنند؟ یا اینکه ترجمه در کتابخانۀ همان دانشگاهی که دانشجو تحصیلات تکمیلی خود را گذرانده باقی می ماند و شاید فقط دانشجویان همان دانشگاه آن هم در صورت نیاز از آن استفاده کنند. من هیچگاه معتقد نیستم که ترجمه کاری راحت است زیرا حتی در نگارش مقاله هم احتیاج به ترجمه است.گاه خود منبع فارسی داشته و مقاله را به انگلیسی می نوشتم و مجبور به ترجمه بودم و یا برعکس منبع انگلیسی بوده و مقاله باید به فارسی نگاشته می شده. خود نسبت به دشواری امر ترجمه آگاهم و در همین مقاله نیز دو بار به این موضوع اشاره کرده ام که دانشجویان کاری سخت و پر مشقت را به جان میخرند و انجام می دهند. اما خواهان انجام ترجمه به صورت هدفمند هستم نه فرار از نگارش پایان نامه ای که عصارۀ دانش فرد و ماحصل سه ترم تحصیل مطالعات ترجمه می باشد. خواستم این رویه تغییر کند و در انتخاب کتاب دانشجو در نمایشگاه کتاب کتابی را خریداری نکند که فقط دو و یا چند نفر آن را تایید کنند استاد راهنما و استادی از رشتۀ مرتبط با موضوع کتاب و در نهایت گروه تخصصی. بلکه باید نیاز جامعه و تقاضا جهت ترجمۀ کتاب محسوس باشد تا زحمت دانشجویان هدر نرود.دانشجویان با احساس مسئولیت بیشتری کتاب را ترجمه کنند و زمینه برای چاپ و نشر کتاب فراهم باشد.

      • پریسا پیرتاج
        ۷ آذر ۱۳۸۹ at ۱۵:۳۷

        درود آقای ابراهیمی،
        پاسخ شما در اینجا داده شده است:

        http://persianlanguage.ir/articles/received_articles/920

        بدرود

        • احمد ابراهیمی
          ۲۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۹:۲۶

          خانم پیرتاج باز هم سلام ممنون از راهنمایی شما با این مقاله ای که شما معرفی کرده بودید و اظهارات شما اندک شک من در مورد واژه هایی که در زبان فارسی استفاده می شود و به اصطلاح جاافتاده هستند و دیگر نباید آن را بیگانه محسوب کرد تبدیل به یقین شد و دیگر واژگان علم و ترجمه را به هیچ وجه بیگانه نمی دانم زیرا آقای پارسا که فرموده اند کاش واژۀ علم را به زبان فارسی راه نداده بودیم تا هم خانواده های این واژه به زبان فارسی لشکر نکشند و واژگان بیگانه مانند علم،علوم، معلم، عالم،معلوم، تعلیم، تعلم،علیم، علامه،اعلام، استعلام به زبان فارس راه پیدا نکنند و از واژگان پارسی دانش، دانا، نادان، دانسته، پیشدانسته، دانستنی،دانشمند، دانشور، دانشیار، دانش آموز،دانشجو، دانش پژوه، دانش آموخته و … استفاده می کردیم ابتدا نگارنده مشخص کنند که برای مشتقات واژۀ بیگانۀ علم که در بالا ذکر شد دقیقا برای هرکدام چه واژه ای از مشتقات دانش پیشنهاد می کنند که ما هم استفاده کنیم و از گمراهی به در آییم. در ثانی این چه واژۀ بیگانه ایست که نگارنده آن را بیگانه می داند و سعی در محو آن از زبان به قول خودشان پارسیک دارند آما در خط دوم مقاله از آن استفاده می کند و در طول مقاله بیش از ۴۰ بار از این واژۀ بیگانه استفاده می کندفقط صفحات ۲۲و۲۳ را مطالعه کنید تا ببینید نگارنده در همین ۲ صفحه ۱۰ بار از این واژۀ بیگانه استفاده کرده است. کسی که در مقالۀ خود از واژگانی مانند زبان پارسیک، حدسید و بازبرد(به جای منابع) و دیگر واژگان اصیل پارسیک استغاده می کند و خود در دو صفحه ۱۰ بار از واژۀ بیگانۀ علم و مشتقات آن استفاده می کند نمی توان واژۀ علم را بیگانه به حساب آورد و بهتر است بگویم خوشا بر این بیگانگی با زبان فارسی. در مورد واژۀ ترجمه نیز باید عرض کنم که به قول شما همین فردوسی بزرگ که واژگان ایرانی را به کار می بردند نه واژگان بیگانۀ عربی، همین جناب فردوسی می فرمایند: یکی ترجمان را ز لشکر بجست/ که گفتار ترکان بداند درست. وقتی فردوسی بزرگ که از واژگان ایرانی استفاده می کند از واژۀ ترجمان که هم خانواده با ترجمه است و به معنای مترجم هست استفاده می کننداین واژه بیگانه نیست چون فردوسی بزرگ از آن استفاده می کند وگرنه خودش بهتر می دانست از چه واژه ای استفاده کند اگر قانع نشدید از خود فردوسی بزرگ بپرسید که چرا از واژۀ بیگانۀ عربی استفاده کردید تا جوانان مردم گمراه شوند و به جای واژۀ اصیل فارسی برگرداننده( به معنای مترجم) از واژۀ بیگانۀ مترجم و ترجمان و ترجمه استفاده کنند.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *