مسعود خیام و پیشنهاد «خط فنی» فارسی او

توضیح: مسعود خیام که در زمینهٔ خط فارسی پژوهش می‌کند و کتاب «خط آینده» را نیز در همین زمینه نوشته است، چکیده‌ای از پاسخ‌های خود به پرسش‌هایی که علاقه‌مندان در زمینهٔ خط فنی پیشنهادی او مطرح کرده‌اند را در اختیار «زبان فارسی» قرار داده است که به همان شکل در بخش گفتگوی تارنما منتشر می‌گردد.

آیا پیشنهاد ابداع «خط فنی» فارسی از سوی شما به معنای کنار گذاشتن خط کنونی فارسی‌ست؟

به هیچ وجه. اگر یک خیابان کشش خود را از دست بدهد یا کارآیی‌اش کم شود و شما ناگزیر شوید آن طرف‌تر یک جادهٔ جدید یا بزرگراه بکشید خیابان قبلی را دور نمی‌اندازید یا تعطیل نمی‌کنید. در ضمن شما هرگز احساس نمی‌کنید به خیابان قبلی توهین شده است. در هر حال خیابان قبلی با همهٔ کاستی‌هایش هنوز خدمات ضروری ارائه می‌کند. به عنوان مثالی خارج از خط می‌توان به جادهٔ قدیم کرج اشاره کرد که هنوز هست و کاربرد خاص خود را نیز دارد! خط کنونی فارسی برای مصارف خاص خود از جمله ادبیات کلاسیک که با همین خط به وجود آمده و برخی مصارف کنونی کاربرد خود را حفظ خواهد کرد. در ‌نهایت شما دو خیابان خواهید داشت. در حال حاضر ژاپنی‌ها سه خط رایج دارند.

گویا این داستان قدیمی است و هر چند سال یک بار سر و کله‌اش پیدا ‌شده، بعد از مدتی به فراموشی سپرده می‌شود. اصلاً داستان از کجا شروع شد؟

هرچند توجه به خط و بحث انتقادی آن پیشینه‌ای هزارساله دارد اما آن‌چه ضرورت توجه به «خط فنی» را برانگیخت از حدود یک قرن پیش آغاز شد. از زمانی‌که به ویژه با ورود دانش‌هایی مانند فیزیک، شیمی، ریاضیات نوین و هنرهایی مانند نت‌نویسی موسیقی و آواز‌ها و همچنین خطی که برای ثبت حرکت‌ها در ورزش‌هایی نظیر شطرنج مورد استفاده قرار گرفت، مشکلات خط راست‌نویس کنونی فارسی را نمایان کرد و پیش‌کسوتان بحث خط به چاره‌جویی پرداختند. البته چون ارادهٔ حاکمان وقت جلب نشد کار به جایی نرسید. امروز با توجه به «انقلاب فنی» مخابرات و پدیداری حروف‌چینی کامپیوتری و ایمیل‌ها و پیامک‌ها و مانند آن ضرورت بازنگری خط کنونی فارسی و چاره‌جویی و تدبیر «خط فنی» دو چندان شده است. در حال حاضر جامعهٔ جوان منتظر نمانده و «فینگلیش» را پدید آورده و «فارگلیسی» صحبت می‌کند.

شما ویژگی‌های زیر را برای خط ایده‌آل برشمرده‌اید و آن‌ها را مبنای «خط فنی فارسی» قرار داده‌اید؛
۱- هرصوت به کار گرفته شده در زبان را یک و فقط یک حرف الفبا نمایندگی کند و بالعکس، هرحرف الفبا به یک و فقط یک صوت در زبان دلالت کند.
۲- هر مصوت با یک و فقط یک حرف در زنجیرهٔ خط نمایش داده شود.
۳- تمام حروف و حرکات از نظر شکل در ماتریس‌های مساوی، ترجیحاً مربع، جا بگیرد به طوری‌که خط بتواند مانند جدول کلمات متقاطع عمل کند.
۴- جدانویس باشد.
۵- از چپ به راست نوشته شود.
فکر نمی‌کنید خط انگلیسی‌ همان خط حاضر و آماده‌ای است که شما به دنبالش می‌گردید؟

نه. این یک اشتباه عمومی‌ست. هرچند خط انگلیسی نسبت به خط کنونی ما به خط ایده‌آل نزدیک‌تر است اما زبان فارسی ویژگی‌هایی دارد که خط انگلیسی قادر به ارائهٔ آن نیست و از طرف دیگر خط انگلیسی کاستی‌هایی دارد که ما باید از آن بپرهیزیم.

به کدام ویژگی‌های زبان فارسی اشاره می‌کنید؟

مثلاً به صداهای فارسی توجه کنید؛ ا در سه صدای زبر (مانند احمد)، زیر (مانند اسماعیل) و پیش (مانند ارد، پادشاه اشکانی). یا آ در کلماتی مانند آذر و‌ای در این. و همچنین او در کلماتی مانند دو و جلو. و همین‌طور‌ای در کلمه‌ای مانند میدان. اولاً در مورد این چند صدا بین استادان اختلاف نظر هست. ثانیاً از بین بیست و شش حرف الفبای انگلیسی کدام حروف را برای کدام صدا پیشنهاد می‌کنید؟ کسرهٔ اضافه را چه کنیم؟

وقتی صحبت از کاستی‌های خط انگلیسی می‌کنید آیا می‌خواهید خط انگلیسی را نیز اصلاح کنید؟

نمی‌دانم این را شوخی بردارم یا متلک؟ ما را به اصلاح خط آنان چه کار؟ آنان خود هفت کل را کلاه و هفت کور را عصایند. بگذارید ما کلاه خودمان را سفت بچسبیم تا باد کل بودنمان را بر سر بازار جار نزند. اما توجه به هر خطی از جمله خط انگلیسی، اگرچه وقت می‌برد، می‌تواند برای رسیدن به خط ایده‌آل راهگشا باشد.

اگر ممکن است کمی بیشتر توضیح دهید.

بسیار خوب. فرض کنیم، فقط فرض کنیم که ما الفبای انگلیسی را برای کار خود برداشته‌ایم. در این صورت باید فقط یک صورت آن را انتخاب کنیم و از حروف کوچک یا ریز آن به خاطر مشکلاتی مانند کرسی‌ها و عرض حروف بپرهیزیم.

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

اگر شما ماتریس یا جعبه‌ای را در نظر بگیرید که این حروف را جاسازی کند می‌بینید که شکل حرف نهم یعنی I به هیچ وجه مناسب نیست. در واقع عرض آن کم است. حرف دهم نیز مشکل دارد. مقایسه دو حرف سیزده و چهارده یعنی M و N نیز نشان می‌دهد که حرف سیزدهم به عرض بیشتری نیاز دارد. همین گونه است حرف بیست و سوم یعنی W. شباهت بیش از حد دو حرف پانزدهم و هفدهم یعنی O و Q نیز به هیچ وجه مطلوب نیست. در مورد حروف کوچک یا ریز مشکلات چند برابر می‌شود و یکسره باید از شکل کنونی آن صرفنظر کرد.

مگر حذف حروف کوچک ممکن است؟

نه. نمی‌شود حذفشان کرد. مقولهٔ فونت به کنار، ما حداقل چهار نوع حرف داریم؛ حروف چاپی در دو شکل بزرگ و کوچک و حروف دست نوشته در دو شکل کوچک و بزرگ. بیاییم اینجا فقط در مورد شکل‌های حروف چاپی صحبت کنیم.

خط کنونی انگلیسی در بهترین شکل خود به چهار کرسی افقی نیاز دارد. دو کرسی میانی بالا و پایین برای حروفی مانند s ،u  و v. یک کرسی بالا برای حروفی مانند b ،d و f. و یک کرسی پایین برای حروفی مانند g ، j،p و q. البته این مستقل از فونت است و در فونت‌های تزئینی تعداد کرسی‌های افقی بیشتر هم می‌شود.

وقتی ما از جعبه‌ها یا ماتریس‌های متحدالشکل برای حروف نام می‌بریم در واقع تعداد کرسی‌های افقی را عملاً به دو عدد تقلیل می‌دهیم. اما در عین حال به مفهوم جدیدی که می‌توان آن را «کرسی عمودی» نیز نامید اشاره می‌کنیم. حروف انگلیسی در شکل کنونی چنین‌اند:

a b c d e f g h i j k l m n o p q r s t u v w x y z

کرسی‌ها از مهم‌ترین عوامل تصمیم گیرندهٔ خط به شمار می‌روند. خط فوق با چهار کرسی افقی نوشته می‌شود. ما باید سعی کنیم آن را به دو کرسی تقلیل دهیم. برای این کار به حروف مناسب زیر دقت کنید:

a c e i m n o r s u v w x z

البته این‌ها حروف کوچک کتابی‌ست. حروف کوچک دست‌نویس حکم دیگری دارد و مثلاً حرف z یعنی آخرین حرف الفبا دارای کرسی‌های پایین می‌شود که مطلوب نیست. نقطه‌دار بودن حروف به هیچ عنوان مناسب نیست. به حرف چهارم سطر فوق بنگرید. همان‌گونه که به دو کرسی افقی می‌توان اکتفا کرد، خط ایده‌آل نیاز به دو «کرسی عمودی» دارد. به طوری‌که حروف متن، شبیه جدول کلمات متقاطع زیر هم قرار بگیرند. در عمل هر حرف را باید بتوان در یک چارگوش (مربع یا مستطیل) قرار داد. برای این کار به حروف مناسب زیر دقت کنید:

a c e n o r s u v x z

اگر فقط ۲ دو کرسی افقی داشته باشیم تعداد سطر در صفحه تقریبا دو برابر می‌شود. اگر کرسی‌های عمودی دو تا باشد، مکان‌نمای کامپیو‌تر برای پایین آمدن تغییر مسیر نمی‌دهد. به عرض گ یا ب بزرگ در مقایسه با ب کوچک نگاه کنیم. وقتی کرسی‌های عمودی دو تا بشود نظام متن خیلی بالا می‌رود. به متن‌هایی که با حروف بزرگ انگلیسی نوشته می‌شود دقت کنیم.

اکنون به یکی از کلیدی‌ترین نکات خط ایده‌آل دقت کنیم. از نظر سهولت آموزش، شباهت حروف کوچک و بزرگ بسیار مطلوب است. یعنی اکنون که ما ناگزیر از طراحی حروف هستیم بهتر است آن را طوری در نظر بگیریم که حروف کوچک شبیه به حروف بزرگ باشند، مانند:

c o s u v x z

به این ترتیب حروف کوچک خط ایده‌آل ما پس از در نظر گرفتن شرایط به هفت حرف تقلیل می‌یابد. اکنون باید سایر حروف کنار گذاشته شده و حروف مورد نیاز جدید را بر مبنای این هفت حرف طراحی کرد. ذبیح بهروز و دیگران تلاش کرده‌اند به طراحی خط نزدیک شوند که در جای خود می‌تواند موضوع بررسی باشد.

از طرفی بنابر کاربردهای امروز خط عوامل دیگری را نیز باید در نظر بگیریم؛ در تعریف جدید باید «فاصله‌گذاری» را با دقت تعریف کرد. عجالتاً فرض کنیم هر فاصله به اندازهٔ یک حرف باشد. اندازهٔ «نیم فاصله» (در صورت نیاز) نیاز به تعرف پیدا می‌کند. علائم نقطه‌گذاری را نیز باید مشخصاً تعریف کرد. در حال حاضر فقط عدد و عدد نویسی‌ست که مشکلی ایجاد نمی‌کند. البته باید مراقبت کرد که مشابهت‌های (صفر) o ,0 و z, 2 و همچنین s ,5 می‌تواند مشکل‌ساز شود همان‌گونه که در انگلیسی امروز مشکل‌ساز هست.

با این تفاصیل کار بزرگی باقی‌مانده است…

بله. چاره‌ای هم نداریم. اگر روشنفکری این سرزمین توان ابداع و تدبیر «خط فنی فارسی» را دارد باید آن را به مرزهای خط ایده‌آل نزدیک کند و اگر نمی‌تواند بهتر است خاموش بنشیند. یادمان نرود که کار ما «تغییر خط» نیست که نیاز به پشتیبانی سیاسی داشته باشد. کار ما ابداع خط فنی فارسی‌ست که کاری‌ست برای فرهنگ‌مندان و فرهیختگان. به راستی مگر جوان‌ها برای خط یأجوج مأجوج پیامک‌‌هاشان منتظر اجازهٔ دولت شدند؟ و هنوز قصه به مراتب مفصل‌تر از این است و داوری شتابزده در زمینهٔ خط به همین‌جا می‌رسد که تاکنون رسیده یعنی به «هیچ‌کجای پر آشوب».

ویرایش اولیهٔ این نوشته با ویراسباز انجام شده است.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ زبان فارسی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

122 comments on “مسعود خیام و پیشنهاد «خط فنی» فارسی او

  1. شهاب
    ۱۴ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۲۲

    الف) سوالات اساسی که مطرح می‌شود این است که چرا خط ایده‌آل:
    ۱- باید از چپ به راست نوشته شود؟
    ۲- باید حروف آن در یک مربع جا بگیرند تا مانند جدول متقاطع عمل کنند؟
    ۳- جدانویس باشند؟
    باید جوابهایی منطقی برای این پرسش‌ها ارائه شود زیرا پایه بحث آقای خیام است.

    ب) به این گفته دقت کنید:
    ا«مروز با توجه به «انقلاب فنی» مخابرات و پدیداری حروف‌چینی کامپیوتری و ایمیل‌ها و پیامک‌ها و مانند آن ضرورت بازنگری خط کنونی فارسی و چاره‌جویی و تدبیر «خط فنی» دو چندان شده است. در حال حاضر جامعهٔ جوان منتظر نمانده و «فینگلیش» را پدید آورده و «فارگلیسی» صحبت می‌کند.»

    چنین به نظر میرسد که آقای خیام به جای حل مسئله به دنبال پاک کردن صورت مسئله هستند! اگر در مقولات فنی دچار مشکل هستیم تنها بدلیل کاهلی خودمان است و نه الفبایمان! جناب خیام عزیز اگر به کشور ژاپن که مثال آوردید بنگرید، در میابید که همین ژاپن با آن الفبا توانسته بر تمامی مشکلات فنی فائق آید بی‌آنکه به شکل الفبا دست بزند. «فینگیلیش» و «فارگیلیسی» دو معضل فرهنگی هستند که به دلیل عدم سیاست‌گذاری مناسب در امر زبان و رسم‌الخط به وجود آمدند. این درحالی است که شما بگونه‌ای در مورد این مسئله صحبت میکنید که گویی این دو موجود منحوس باعث مباهت زبان گشته‌اند.

    • برسام
      ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۶

      اگر لای یک کتاب ریاضی یا هر کتابی که دیسول(فرمول) های زیادی در آن نوشته شده را باز کنید متوجه می شوید چرا باید از چپ به راست نوشت.
      یا باید جهت خط را دگراند و یا جهت همه ی اعداد و نشانه (notation) های ریاضی را.

      • شهاب
        ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۲

        برسام جان! من مهندس مکانیک هستم. و مسلم بدونید که من به اندازه کافی لای کتب ریاضی رو باز کردم.

    • برسام
      ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۶

      ۱- باید جدا نوشت چون هیچ دلیل منطقی ای برای چسباندن حروف وجود ندارد.
      ۲- باید جدا نوشت چون باعث پیچیدگی بیش از حد خط می شود. به تغییر شکل های حرف غ در واژگان زیر دقت کنید:
      زغال- زاغ – بغداد – بغ
      چهار گونه ی متفاوت فقط برای یک حرف! خوب یادگیری اینها هزینه بر است، زمانبر است و …
      ۳- با این حرف های چسبان اصلا قابلیت کوته نوشت سازی وجود ندارد. باید زور بزنیم جوری کوته نوشته بسازیم که خوانده شود! مثل هما (همواپیمایی ملی ایران) ! در حالیکه یک HMA است نه HOMA.
      ۴- اصلا چیزی به نام حروف capital در این خط وجود ندارد و تغییر حروف برای حل مشکلات چسباندن حروف است (بند ۲) نه به منظور داشتن حروف capital.
      وقتی حروف capital ندارید یعنی نمی توانید اسم خاص را در متن تشخصی دهید و …

    • مشهدی
      ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۲:۲۴

      بنده هم موافقم. نویسنده به هیچ وجه استدلالی ارایه نمی‌دهد. بسیاری از بدیهیات ایشان برای من بدیهی نیستند و نیازمند دلیل و برهان هستند.

    • ناشناس
      ۱۳ آبان ۱۳۹۱ at ۱۷:۰۵

      دوستان عزیز برخی از بایدهائی که در اینجا توسط آقای خیامی و دیگران به عنوان فرض اولیه در نظر گرفته شده دیگر موضوعیت خود را از دست داده. بنده یک کارشناس نرم افزار هستم و از سال ۱۳۶۶ روی خط فارسی کارکرده ام. این که حروف در یک ماتریس یکسان جابگیرند مربوط به محمدودیتهای دهه ۸۰ میلادی بود امروز نه از نظر نرم افزاری و نه سخت افزاری چنان محدودیتهائی وجود ندارد و استفاده از خط فارسی روز به روز راحتتر میشود. مشکل ما فارسی زبانها هستیم که در این زمینه کوتاهی میکنیم.
      امروز حتی نوشتن با خط شکسته و نستعلیق هم به صورت نرم افزاری عملی است. (صرفنظر از زیبا بودن/نبودن و اینکه چقدر هنرمندانه است یا نه).
      بپذیریم که تولیدات فنی جهان امروز بر پایه زبان دیگری بوده و ما نمیتوانیم به دلیل استفاده از آنها زبان و خط خود را عوض کنیم.
      من گرچه نمیخوام وارد مباحث نژادی و تعصبات قومی شوم اما علیرغم اینکه نمیپسندم زبان و فرهنگم با اعراب مخلوط شود اما حتی اگر واقعا رسم الخط ما هم با اعراب مخلوط شده باشد در حال حاضر ایرادی بر آن نمیگیرم و فک رمیکنم که بهتر است برای وضعیت فعلی آن تلاش کنیم نه اینکه صورت مسئله را پاک کنیم.
      همچنین مگر وحی نازل شده که تعداد حروف یک زبان باید کم باشد؟ خب حالا برای برخی حروف هم اشکال مختلفی داشته باشیم چه میشود؟
      این تنبلی و ساده خواهی را چرا بر زبان و فرهنگ خود مسلط میکنیم. اگر کسی قرار است با سواد شود باید که این سختی ! را هم به جان بخرد .

  2. رضا پوروالی
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۱:۳۳

    آقای خیام عزیز، دغدغه‌های شما قابل ارج است اما به نظر من با دیدی بهتر نیز می‌توان به موضوع نگاه کرد. اگر مشکل ما اکنون عدم پیاده‌سازی خط در ابزارهای رایانه‌ای است یا باید خط امروز را در ابزارها وارد کنیم، یا از خطی کاملا منطبق با خط انگلیسی استفاده کنیم. آلمان‌ها هم وقتی در نشانی اینترنتی می‌خواهند بنویسند Ü با خط انگلیسی می‌نویسند UE . اگر خط شما را خط جایگزینی برای فارسی بگیریم، باز مشکلات کنونی پا برجا خواهد بود زیرا باز باید آن خط جدید را در ابزارها پیاده‌سازی کنیم که اگر بر این کار توانا بودیم همین خط کنونی را پیاده‌سازی می‌کردیم. اما اگر خطی بر مبنای انگلیسی داشته باشیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود. توجه کنید می‌شود قرارداد کرد که بنویسیم w و بخوانیم خ! منظورم این است که نشانه‌ها را می‌توان به قرارداد هر چیزی خواند در نتیجه دلیلی که شما دربارهٔ آواهای فارسی آوردید کاملا بی‌منطق به نظر می‌رسد.
    جسارت من را ببخشید

  3. مشهدی
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۲:۳۰

    یادم رفت بگویم که کلن با پیشنهاد داشتن خطی دیگر کاملا موافقم. اما هم با نامیدن آن به عنوان خط فنی و هم از کاربرد گسترده‌ی آن و محدود کردن خط کنونی به ادبیات کلاسیک و هم با در نظر گرفتن نویسه‌های جدید و غیرانگلیسی برای خط دیگر مخالفم.

  4. برسام
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۳۹

    شما واقعا دنبال دلیل هستید؟ یعنی اگر دلیل بیاوریم شما می پذیرید؟ یا نه شما می خواهید از این خط دفاع کنید حالا با دلیل یا بدون دلیل!
    مقاله زیر را بخوانید!
    http://www.eurobaluchi.com/alphabet/xatt.htm

  5. برسام
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۴۰

    اینم یه مقاله دیگه از دکتر باطنی
    http://persianlanguage.ir/articles/persian_alphabet/319
    ۹ دلیل قانع کننده!

  6. برسام
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۵۰

    شما فقط به این “و” دقت کنید! ببینید چقدر کار انجام می دهد:
    یک علامت، نشانه چند حرف است که امر خواندن را مشکل میسازد.
    حرف “و” پنج مورد نوشتن دارد:
    * ضمه در کلمات خوش و تو.
    * حرف صدادار “او” در روز و زود.
    * حرف بیصدای “واو” در کلماتی چون ورزش و واژگون.
    * حرف صدادار مرکب در کلمات سوگند و نو.
    * واو معدوله در کلمات خواهر، خواهش، خواستن و خواب که تلفظ نمیشود.

    در حالیکه در لاتین w , u , v این کارها را می کنند!
    تاحالا فکر کردید چرا در فارسی کتابی و رسمی دویدن ، دواندن ، جویدن و .. را با صدای v می خوانیم و در محاوره با صدای w تلفظ میکنیم؟ نیود حرف w حتا تلفظ این واژگان را نیز دگرانده ست!

    • مینا
      ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۵۰

      لطفا دو واحد زبان‌شناسی بگذرانید دوست عزیز.

      • برسام
        ۱۶ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۹

        بنده دانش آنوخته کارشناسی ارشد زبانشناسی هستم!
        ضمنا مقالات فراوانی درباره تاریخ خط خوانده ام.
        شما بهتره استدلال بیاورید!
        اینجا میدان سیاست نیست که با اینجور ناسزاها طرف رو از میدان بدر کنید!
        جواب استدلال، استدلال است. نه ناسزا.

        • مینوچهر
          ۱۴ اسفند ۱۳۸۹ at ۲۱:۲۰

          متشکرم

    • امین
      ۳ آبان ۱۳۹۱ at ۱۲:۴۷

      در مورد w و v این استدلال درستی نیست.اولا کلماتی که به کار بردید نیازی به w ندارد.مثلا دویدن را هم میتوان آنگونه که مدنظر شماست doeedan نوشت.در واقع انگار بنویسیم دو اییدن.ما میتوانیم به طور مثال از کلمه ای مثل “فردوسی” استفاده کنیم.که میتوان نوشت ferdowsi اما اگر بنویسیم ferdosi باز هم با معنی است.در واقع در واژه فردوسی ما کلمه ی واو که برابر با v باشد نداریم.بلکه اینجا واو نوشته میشود اما تلفظ آن مانند ضمه است.که برابر با o است و w اینجا نقش اصلی ندارد و بیشتر سلیقه ای است.و این به گویش و لهجه مربوط میشود و نه نوشتار.وگر نه در زبان عربی که کاملترین است ما کلمه ای برای تلفظ v نداریم اما در سالهای معاصر از حرفی شبیه به “ف” اما با سه نقطه بهره میبرند.بیاییم ما هم هم خلاقیتمان را اینگونه در اصلاح زبان به کار ببریم به جای آنکه کل نوشتار را زیر و رو کنیم.
      به عقیده من مشکل از زبان نیست.مشکل فقط با فناوری رایانه ای است.و دلیلش هم این است که چون بیشتر برنامه نویسان لاتین و از چپ به راست مینویسند بنابراین هزینه ی تبدیل این برنامه ها برای زبان دومی که آن هم از چپ به راست است پایین تر است.اما وقتی همان برنامه برای زبانی از راست به چپ پیاده شود فقط و فقط هزینه و وقت بیشتری میطلبد.برای همین عربی هیچوقت با این مشکل مواجه نشده چون هزینه کرده اند.ما هم جای نابود کردن زبان بیاییم هزینه کنیم.از پول از وقت از خلاقیت.

  7. برسام
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۵۳

    اینم یه مقاله
    http://www.ferge.blogfa.com/page/rexne.ASPX
    با توجه به اینکه کردی دست نخورده تر باقیمانده بهتره این مقاله رو هم بخونید!

  8. برسام
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۴:۰۲

    اینم یه مقاله دیگه از سایت یونیپرس
    http://unipers.com/pa_per.htm
    ۲۸ دلیل!

  9. Ali
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۰۴:۲۱

    چندین ایراد به مقاله وارد است. برای مثال از راست نوشتن چه ایرادی دارد؟ اگر ما با تاریخ چند هزار ساله فرمول نویسی را از زبان هائی که از چپ نوشته میشوند به عاریت گرفته ایم، ایراد از ماس……ت، ضمن اینکه هیچ کس با نوشتن فرمول از چپ مشکل جدی ندارد. در مورد لزوم برابری عرض حروف هم ایراد مطلقا وارد نیست. در مورد وجود چند شکل برای بعضی حروف نگارنده محترم باید بدانند که هر واژه تاریخی دارد و ریشه ی خاص آن کلمه خود را در این تفاوت حروف نشان میدهد. برای مثال “گذاردن” و “گزاردن” با یک تلافوذ والی در دو معنا به کار میروند و علت آن حذف تلفظ حرف ذ در پارسی کنونی است، پیشنهاد شما مشکلات فراوانی از این دست در بر خواهد داشت.
    در آخر مثال مقایسه زبان و خیابان بسیار خنده در بود!
    نظر شما را به تلفظ و نگارش کلمات در ۳ زبان رایج اروپائی انگلیسی، فرانسه و آلمانی جلب میکنم. اگر مثال خواستید بفرماید تا از این زبان ها کلماتی را برایتان برای نمونه بیاورم. ضمنا خط ژاپنی معضلی برای ژاپنی هاست چرا که بسیاری از کنجی های چینی وارد آن شده است و مقایسه فارسی با ژاپنی بی انصافی است. شما باید فارسی را با زبان های هم خانواده ان یعنی زبان های هند و اروپائی مقایسه کنید. و در نهایت به دلیل حضور کلمات عربی، فارسی با عربی از لحاظ بر معانی واژگان (نه دستور) قابل قیاس است.

  10. مشهدی
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۲۹

    بحث دلیل آوردن دربارهٔ معایب خط کنونی فارسی نیست برسام جان. بحث دلیل آوردن برای موارد زیر است:
    – تمام حروف و حرکات از نظر شکل در ماتریس‌های مساوی، ترجیحاً مربع، جا بگیرد به طوری‌که خط بتواند مانند جدول کلمات متقاطع عمل کند.
    – جدانویس باشد.
    – از چپ به راست نوشته شود.

  11. مینا
    ۱۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۵۲

    به نظر من هم ایشان به عنوان یک طراح موضوع را مطرح کرده‌اند و نه به عنوان یک زبان‌شناس یا متخصص رایانه

  12. مسعود خيام
    ۱۶ دی ۱۳۸۹ at ۰۹:۴۵

    بحث جالبی در گرفته. چون اطلاع ندارم راهنمایی بفرمایید. آیا نویسنده مطلب می تواند در بحث شرکت کند؟

    • زبان فارسی
      ۱۶ دی ۱۳۸۹ at ۲۱:۱۸

      جناب خیام گرامی، مسلما شرکت شما در بحث به نتیجه‌گیری بهتر خوانندگان کمک فراوانی خواهد کرد.

  13. دانشجو
    ۱۶ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۲۹

    به نظرم حتی بحث دلیل آوردن درباره این موارد هم نیست. باید توجیه شود که آیا رایج شدن این خط ارزشمند نیز هست؟ منظورم این است که آیا راه بهتری وجود ندارد؟ رایج شدن این خط چه مزایا و چه معایبی دارد؟ به طور خاص روی معایب تاکید دارم. زیرا صرف وجود دلیل مثبت برای یک راه حل نمی‌تواند به انتخاب آن بیانجامد. وقتی گزینه‌های مختلفی وجود دارد باید خوبی‌ها و بدی‌های همه‌ی آن‌ها آورده شود و بعد نتیجه‌گیری ارایه شود که کدامیک «ارزشمندتر» است.
    نگه‌داشتن خط کنونی و عدم تصویب خطی دیگر، جایگزینی کامل خط کنونی با خطی دیگر، داشتن دو یا چند خط، داشتن خط پیشنهادی این مقاله، داشتن خط‌های دیگر که افراد گوناگونی پیشنهاد داده‌اند، هیچ کدام بدون مزیت نیست. اما کدام یک بهتر است!؟
    به نظر من در این مطلب به تحلیلی که منجر به نتیجه‌گیری اصولی شود پرداخته نشده است، چرا که به هیچ روش دیگری اشاره نشده است.

  14. مسعود خيام
    ۱۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۴:۱۷

    با سلام. این بحث مفصل‌تر از آن است که برخی پنداشته‌اند. بیایم به شیوه جزء به کل، به برخی از درختان جنگل نگاه کنیم بعد اگر عمری باقی بود سعی کنیم با استقراء تصویری کلی بدهیم. اول چپ نویس بودن خط. می‌خواهیم به موسیقی، شطرنج، منطق ریاضی، شیمی فیزیک و مانند آن نگاه کنیم. اول موسیقی. روی یک صفحه نت موسیقی از چپ می‌نویسند : نت اول “ر” – نت دوم “ر” – نت سوم “می کرون” – نت چهارم “فا” – نت پنجم “می کرون” – نت ششم “فا” – اکنون آواز آن را از چپ بنویسیم : واژه اول “گل” – واژه دوم “پ” – واژه سوم “ری” – واژه چهارم “جون” – واژه پنجم “ب” – واژه ششم “له” و متن فارسی شما به این شکل می شود: “له ب جون ری پ گل”. این است عاقبت خط راست نویس در موسیقی. البته ممکن است در آوازهای ساده به نوعی مساله را گرد کرد اما در آوازهای نسبتا مفصل مانند اپرا؟!
    عزیزی می‌گفت : یکی (اما فقط یکی) از دلایلی که ما اپرا نداریم نداشتن خط چپ نویس است.

  15. فريدون مجلسي
    ۱۷ دی ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۵

    من پیشتر هم در باره ضیشنهاد آقای مسعود خیام در باب وضع یک الفبای لاتین فنی برای کاربردهای ویژه در کنار الفبای فارسی رایج نظر خود را داده ام.
    نخست اینکه موضوع تغییر خط فارسی مطرح نیست و لزومی هم ندارد که مطرح شود. هرچند رسم الخط کنونی فارسی نیاز به برسی و وضع دستورالعمل یک دست با توجه به اصول زبان شناسی دارد.
    دوم اینکه چه بخواهیم و چه نخواهیم آنچه به فینگلیسی معروف شده است هم اکنون در میان میلیونهای ایرانی و ایرانی تبار که کاربران اینترنتی هم هستند رایج است. بنا براین موضوع در این باره هم تحت قاعده و نظم آوردن حروف الفبایی شناخته شده ای است که هم اکنون رایج است و نیازی نیست که قانونی یا دستوری برای ترویج یا جلوگیری از آن وضع شود. مردمی که از آن استفاده می کنند تصمیصم خودشان را گرفته اند و دارند کارشان را می کنند و نیازی به کسب اجازه از کسی هم ندارند!
    سوم اینکه این پیشنهاد به مردم با سواد مربوط می شود نه به بیسوادان و کم سوادان. آدم با سواد کسی است که عملاَ حرف الفبای لاتین را هم اکنون به خوبی می شناسد بنا بر این خطر و واویلایی به او تحمیل نمی شود، و کاربری اینترنت و کامپیوتر را می داند. بنا براین باز به این نتیجه می رسیم که ساماندهی الفبای فنی فقط به نظم آوری امری است که هم اکنون موجود و رایج است اما بی نظم است.
    چهارم اینکه ایرانیان ایران داخلی با میلیونها ایرانی و تاجیک ایران خارجی نمی توانند ارتباط برقرار کنند در حالی که الفبای جهانی لاتین چنین امکانی را پدید می آورد.
    پنجم اینکه ایرانی تباران در خارج که آموختن الفبای فارسی و استفاده از آن برایشان مشکل و وقت گیر است،‌با توجه به آشنایی اولیه با کلیات زبان فارسی می توانند به آسانی به آموزش بیشتر آن روی بیاورند و فارسی شفاهی خود ر تکیمیل کنند و یا دیگران رابطه برقرار سازند!.
    ششم اینکه بیگانگانی که به زبانهای هند و اروپایی سخن می گویند به راحتی می توانند فارسی را با الفبای آشنای خودشان بیاموزند،‌ و در غیر این صورت از خیر آن می گذرند!
    هفتم اینکه به هر حال ما نیز در آینده ناچار خواهیم بود در منطقه خود مانند اتحادیه اروپا نوعی اتحادیه ایرانی-تورانی در میان کشورهای دارای زمینه های فرهنگی مشترک که نوروز را پاس می دارند پدید آوریم،‌ و در آن صورت ضمن ترویج الفبای فارسی در میان آنها باید خودمان را نیز با نوعی الفبای فنی برای سهولت مراورده و ارتباط آسانتر با آنان آماده کنیم.
    و بالاخره هشتم اینکه چنین الفبایی نباید از صورت بین المللی و آشنای آن دور شود. مثلاً حروف الفبای ترکیه با اندکی تغییرات متناسب با زبان فارسی می تواند ایده مناسبی برای استاندارد کردن آن برای کاربری در زبان فارسی باشد. فریدون مجلسی

    • برسام
      ۱۷ دی ۱۳۸۹ at ۲۰:۱۴

      ایرانی – تورانی؟!
      من خیلی شنیده ام که متاسفانه برخی همسایه های ما هویت تورانی بر خود گزیده اند و لابد به اینکه هویت خود را از کتاب ملت دیگری برگیرند افتخار هم می کنند!
      انسان برهنه هر جامه ای که بیابد می پوشد (برای گریز از ننگ برهنگی) ، چه جامه ای فاخر و برازنده و شکوهمند (مانند داستان دزدیدن مولوی، گنجوی و بابک خرمدین و ..) و جه جامه ای نه چندان شکوهمند و حتا آشنا! (مانند همین هویت تورانی!)
      اما الان می بینم ایرانیانی هم هستند که چنین فکر می کنند!
      کجا ثابت شده که تورانیان همین مثلا قوم محترم ترکمن هستند؟
      تور فرزند فریدون بوده و هیچ ربطی به اقوام دیگر ندارد.
      اقوام ترک از ۱۰۰۰ سال پیش شروع به مهاجرت به این نواحی کردند حال آنکه داستان های شاهنامه به چندین هزار سال پیش برمی گردد.

      • فريدون مجلسي
        ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۱۹

        چون مخاطب من بوده ام، لطفاً‌به زبان فارسی و روشن بنویسید در باره حروف فنی لاتین چه می گویید. انشاهای کودکانه و بی ربط خارج از موضوع است! ف.م

    • رستگار
      ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۱۹:۵۳

      صد در صد موافقم. درود بر شما جناب مجلسی

  16. مسعود خيام
    ۱۷ دی ۱۳۸۹ at ۱۲:۳۰

    حال به یک تفسیر فرضی شطرنجی نگاه کنیم :
    اگر حرکت پنجم سفید d2 – d4 باشد سیاه ناگزیر از پاسخ C – f3 می‌شود.

    ببینید برای خواندن سطر بالا چند بار باید جهت خواندن را تغییر دهیم.

    آیا در یک “متن اتوماتیک” که همه چیز آن توسط ماشین “نوشته” و “خوانده” و اداره می‌شود چنین اعوجاجی مطلوب است؟
    نام کامل کتاب من “خط آینده، آینده خط تمام اتوماتیک فارسی” است.

  17. برسام
    ۱۷ دی ۱۳۸۹ at ۲۰:۲۳

    برای اطلاع دوستان!
    خط romanji رو مطالعه کنید
    و ببینید که ژاپنی ها هم کوشش فراوانی برای داشتن خط جایگزین داشته اند و حتا کتابهایی هم به این خط نگاشته اند

  18. مسعود خيام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۱۰

    چون نرم‌افزار این سایت نیز با ترکیب خطوط راست‌نویس و چپ‌نویس مشکل دارد، بقیه مطلب را فارسی می‌نویسم.
    در منطق ریاضی در جمله‌ :
    “اگر” فریدون “بزرگ‌تر از” بیژن “پس” …
    واژه‌های داخل ” ” از پیش تعریف شده و متعلق به مجموعه واژگان ریاضی و منطق هستند. واژه‌ی “بزرگ‌تر از” دارای جهت و چپ‌نویس است. شکل حرف فارسی “د” را دارد و سمت چپ آن بزرگ‌تر از سمت راست آن است بنابراین فریدون باید سمت چپ آن نوشته شود. واژه‌ “اگر” چپ‌نویس است اما حتما باید اول جمله بیاید یعنی در منتهی علیه سمت چپ قرار بگیرد. می‌بینید که نمی‌توان این جمله‌ ساده منطق ریاضی را با خط ترکیبی راست‌نویس و چپ‌نویس نوشت.

  19. مسعود خيام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۴۱

    چون با این نرم افزار قادر به ترکیب درست فارسی و لاتین نیستم از آوردن مثال در مورد شیمی و فیزیک در می‌گذرم. اکنون برای پرداختن به ماتریس حروف به بحث کرسی‌ها می‌پردازم. به راستی تا این‌جا کسی مشکل یا ایراد یا اعتراضی نداشت؟ نکند این سایت به خاطر ورود من خوانندگانش را از دست داده باشد؟

  20. مسعود خيام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۷:۲۵

    یک نکته از قلم نیفتد.
    عرب‌ها اعداد را هم از راست می‌نویسند یعنی برای دوازده می‌نویسند بیست و یک. اما ریاضیات را نمی‌شود راست‌نویس کرد در نتیجه عرب‌ها برای انجام کلیه کارهای علمی‌شان از “خط” و همچنین از “زبان” انگلیسی استفاده می‌کنند.

  21. مسعود خيام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۲۴

    اگر حوصله دارید نگاه کنید

    http://www.chn.ir/news/?section=4&id=9291

  22. دانشجو
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۳۲

    آقای خیام، شما تنها به توجیح چپ به راست نوشتن می‌پردازید. مسایل رایانه‌ای خطی که بر مبنای انگلیسی نباشد را چگونه توجیح می‌کنید؟ این همه دستگاه که خط فارسی کنونی را پشتیبانی نمی‌کنند، همچنان خط پیشنهادی شما را نیز پشتیبانی نخواهند کرد. اما اگر خط، بر مبنای انگلیسی باشد در همه‌ی این دستگاه‌ها خود به خود پیاده‌سازی شده است.
    مثلا آیا با خط شما می‌توان نشانی اینترنتی نوشت؟
    هدف از خط جدید چیست!؟ زیباسازی؟

  23. برسام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۲۵

    جناب خیام!
    خیلی ها اینجا دنبال دلیل و استدلال نیستند!
    بنده سالهاست مساله خط جدید رو دنبال می کنم و مقالات زیادی رو خوندم و همه ی فعالیت ها در این زمینه رو نپاهش (observe) کردم.
    حتا سود و زیان تغییر خط در کشورهای همسایه رو دنبال کردم و …
    اما تابحال هیچ، واقعا هیچ دلیل علمی و منطقی ای برای دفاع از خط عربی ندیدم از این جماعت!
    فقط مسایل احساسی, مذهبی، تاریخی و …
    که البته بنده هم وقتی پای گسست فرهنگی ایران و تاجیکستان و افغانستان به میان می آید به طبع امروز را زمان مناسب تغییر خط نمی دانم.

  24. مسعود خيام
    ۱۸ دی ۱۳۸۹ at ۱۹:۴۲

    قبل از پرداختن به مقوله کرسی‌ و ماتریس و جدانویسی و مصوت‌ها و خروج از مبحث چپ‌نویسی لازم است ببینیم آیا عزیزان شهاب، مشهدی، مینا، دانشجو و ALI در مورد چپ‌نویسی بحث دارند؟

    • مشهدی
      ۱۹ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۴۶

      استدلال‌ها برای چپ به راست‌نویسی منطقی است. باقی ابهامات زیر که بسیار جدی‌تر هستند را توضیح دهید:
      – تمام حروف و حرکات از نظر شکل در ماتریس‌های مساوی، ترجیحاً مربع، جا بگیرد به طوری‌که خط بتواند مانند جدول کلمات متقاطع عمل کند.
      – جدانویس باشد.
      – مشکلاتی که خط غیرانگلیسی باز با کامپیوتر خواهد داشت (دوستی نشانی‌های اینترنتی را مثال زده).
      – چرا خط کنونی به ادبیات آن هم از نوع کلاسیکش محدود باید شود؟ روزنامه‌های صبح تهران هم‌اکنون غیرقابل فهم هستند؟
      – و…

    • شهاب
      ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۱:۴۰

      جناب خیام عزیز
      متاسفانه شما در مقوله چپ به راست نوشتن هیچ دلیل منطقی ارائه نمیکنید. اینکه ریاضی را چپ به راست مینویسند به دلیل عرف جهانی است. دلیلی وجود ندارد که تمامی خط را به این دلیل از چپ به راست بنویسیم. در مورد اینکه در رایانه از چپ-به-راست به خوبی پشتیبانی نمیشود بدلیل عدم توسعه نرم‌افزارهای دوجهته در ایران است نه بدلیل ناممکن بودن آن. شما میتوانید برای نمونه نرم‌افزار gedit که نرم‌افزار ویرایش متن لینوکس است را ببینید که به طور کامل از الگوریتم دوجهته پشتیبانی میکند. و از این دست نرم‌افزارها کم نیستند.
      همچنین دقت کنید که چون در بسیاری نقاط چپ-به-راست مینویسند، دلیلی نیست که چپ-به-راست نوشتن امری منطقی باشد، بلکه تنها عرفی است که در آن ممالک برقرار است همانطور که در مملکت ما راست به چپ مینویسند. اتفاقا راست-به-چپ نوشتن برای کثرت مردم که راست‌دست هستند مناسبتر است. حال مطابق این استدلالات شما، اگر امروز دیگر ملل از راست به چپ مینوشتند و ما از چپ به راست، آنگاه راست-به-چپ‌نویسی منطقی بود!!
      جناب خیام شما باید دلایل عرفی را از دلایل منطقی جدا کنید و سپس دلیلی ارائه دهید که به صورت مطلق، چپ-به-راست‌نویسی برتری منطقی داشته باشد.

  25. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۱۴

    بسیار خوب. جدانویس.
    تا وقتی حروف به هم بچسبد هیچ کس نمی‌تواند بگوید که ما چند حرف الفبا داریم. البته یادمان نرود که بحث از “خط فنی” شروع شد و قرار شد خط کنونی را به حال خود بگذاریم تا روزنامه‌های صبح تهران همین‌طور روزنامه‌های عصر تهران و شهرستان‌ها همین‌طور نامه‌های اداری و غیره را بنویسد، اما البته نه ریاضی را و نه فیزیک را و نه …دانش و فن را. اما این‌جا ناگزیریم نگاهی به خط کنونی بیندازیم. چند نوع همزه داریم؟ تمام استادان اختلاف نظر دارند اما از همزههای زیر استفاده می کنند. همزه با کرسی الف مانند مساله، همزه با کرسی واو مانند موتمن، همزه با کرسی ی مانند کجائید، همزه مستقل مانند امضاء . بقیه در پست بعدی

  26. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۰

    چند نوع الف داریم؟ آیا مد به فتح اول و سکون و تشدید دوم یعنی همان آی با کلاه خودمان جزو الف‌هاست؟ آیا آ در آخر کلمه کلاه خواهد داشت؟ چهار نوع ب را می‌شناسیم اول وسط آخر جدا. بقیه حروف هرکدام چند نوع هستند؟ بعضی حروف “دو طرف” چسب هستند مانند ب و بعضی حروف از یک طرف می‌چسبند مانند دال. در مورد ل یا لام یادمان نرود که جز چهار حالت پیش گفته، در ترکیب با الف وضع جدید پیدا می کند. اگر با دقت بشمارید عدد شما از حدود ۱۳۰ یکصدوسی حرف بیش‌تر می‌شود و شما به یک “کاراکتر ست” عظیم نیازمند می‌شوید. برای ترتیب (سورت) چه فکری بکنیم؟ موبد جلوتر می آید یا موتمن (همزه با کرسی واو) بقیه در پست بعدی.

    • مشهدی
      ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۰:۱۹

      به نظرم مفهوم جدانویسی و چند صورت داشتن حرف‌ها را با هم قاطی کرده‌اید. در انگلیسی هم وقتی بخواهیم دستنویس بنویسیم سر هم می‌نویسیم اما (تقریبا) هر حرف خارج از کوچک و بزرگ نوشته‌شدنش یک شکل دارد. یعنی پیوسته نوشته می‌شود ولی شکل حروف تغییر نمی‌کند.
      به همین دلیل به نظرم بهتر است از از اصلاح جدانویسی استفاده نکنید و بگویید یکتا بودن شکل حرف.

  27. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۱

    فکر نمی کنید با جدانویسی بتوانیم بخش اعظم این مشکلات را حل کنیم؟ در کتاب از چهار غین غول مغول جیغ دروغ نام برده بودم، دوست‌مان پرسام نمونه دیگر زغال- زاغ – بغداد – بغ را ارائه کرد. این چهار غین در جدانویسی تبدیل به یک غین می‌شود. در مورد سهولت آموزش و کاربرد “کاراکتر ست” به مراتب کوچک‌تر چه می‌گوئید؟ در بهره‌وری از حروف چسبیده برای تنظیم انتهای خطوط در صفحه ناگزیر از تنظیم فاصله و کاربرد حروف کشیده با هایفن هستیم، در جدانویس این مشکل نیز برطرف می‌شود. نظر شما چیست؟

  28. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۵۸

    تازه هنور در مورد کلماتی مانند مالا = م آ ل تنوین با کرسی الف آخر هیچ نگفته‌ایم. در مورد فتحه و کسره و ضمه نون تنوین نگفته‌ایم. در مورد تشدید هم نگفته‌ایم. پرسام در یکی از پست‌هایش به مشکلات “واو” اشاره کرد. خط عربی در آغاز برای سریع‌نویسی به این شکل در آمد اما این‌جا به هیچ‌وجه نمی‌خواهم وارد مبحث تاریخچه خط شوم. نظر شما در مورد کوه مشکلات چسبیده‌نویسی چیست؟

  29. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۰۶

    از مشهدی و پرسام ممنونم. کاش مینا بحث‌های ما را به اندازه ۲ واحد زبانشناسی می پذیرفت. چرا بقیه عزیزان ما را از پرتو دانش‌های خود بی‌نصیب گذاشته‌اند؟

  30. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۱۳

    مشهدی در بخشی از پست ۱۵ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۹ نوشت:

    بحث دلیل آوردن برای موارد زیر است:

    – جدانویس باشد.

    خط باید جدانویس باشد تا دارای حداقل حروف شود و تقدم تاخر حروف به روشنی مشخص گردد.

  31. مسعود خيام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۱۹

    تا یادم نرفته برای کسانی که فریدون مجلسی (مترجم و محقق) را نمی‌شناسند یک جستجوی گوگل بد نیست.

    • برسام
      ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۵۳

      از ایشان (آقای مجلسی) بعید است که اقوام محترم ترک را با تورانیان آریایی یکی بداند.
      این گونه برداشت ها بشتر به درد همان صفر مراد نیازوف(رییس جمهور سابق ترکمنستان)،که دچار به کیش شخصیت و موهوم پرستی و توهم زدگی است ، می خورد.

      • فريدون مجلسي
        ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۳۹

        تورانیها با تحلیل تاریخی و ن‍‍ژاد شناسی ایرانیان شرقی و امواج آرایی شامل کوشانیان، هپتالیان، سغدیان یا سکاها هستند که با خویشاوندان غربی تر خود شامل سکاهای جنوبی (سیستانی ها) و ژالرتها و پارسها که نسبت به آنها غربی محسوب می شدند در ستیزهایی بودند. امواج تورانی از شرق می آمدند به همین دلیل وقتی پس از امواج تورانی اولیه امواج بعدی که ترکان ایغور و آلتایی غیره بودند از اواخر ساسانی از شرق هجوم آوردند آنها را هم تورانی پنداشته شدند. فردوسی هم آنها را تورانی می نامد. البته چون من نژاد پرست نیستم، هیچ تعصبی در باره این مسائل ندارم. اختلاط نژادی و فرهنگی در این منطقه بزرگ که به لهجه های گوناگون فارسی و ترکی صحیبت می کنند و شباهتها به قدری زیاد است که جای کمتری برای نفاق افکنی ها و خود برتر بینی ها باقی می گذارد. بسیاری از اقوامی که امروز فارسی صحیبن می کنند ترک تبار و یا حتی مانند هزاره ها مغول تبار هستند، و بسیار از آنهایی که به ترکی سخن می گویند ایرانی تبار و در ترکیه حتی یونانی تبار و غیره هستند! هیچ کدام هم هیچ برتری نژادی بیه یکدیگر ندارند! البته این یک عقیده شخصی است. به عقیده عیر نژادپرستانه این شخص مردم این منطقه با شباهتهای فرهنگی سر انجام باید در چهارچوب اتحادیه ای مانند اتحادیه اروپا گرد هم آیند. اگر تورانی را معادل ایرانی می دانید چه بهتر،‌آنوقت ایرانی تورانی به معنی ایرانی ایرانی می شود! چخ مانعی دارد، اما اگر ترکان به هر دلیل نام آریایی تورانی را بر خود نهاده اند این دیگر به خودشان مربوط است. اما فراموش نکنید که بیشتر ترک زبانان کنونی خصوصا در خود ترکیه در واقع آریایی هستند، می گویید نه؟ به قیافه هایشان نگاه کنید! تازه چه اهمیتی دارد؟ منظور بحثی در باره اهمیت الفبایی بود که بتواند مردمان دیگری را به هم نزدیک کند. می دانم که نژادپرستان جنگ خونریزی و ویرانی را ترجیح می دهند به این خیال واهی که خودشان را بهتر از دیگران می پندارند. قدری دیر به ایران رسیده است، این حرفها را هیتلر می زد! ف.م

        • برسام
          ۲۲ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۱۸

          سلام
          به پیشنهاد آقای خیام کمی درباره شما در اینترنت جستجو کردم. اگر در نقد سخن شما درشتی کردم ببخشید.
          بنده هم به نژادپرستی باور ندارم و برتری نژادی که به برتری حقوق انسانی بیانجامد را نیز هرگز نمی پذیرم.
          بحث من چیز دیگری بود. یک بحث کاملا تاریخی بود و آن اینکه تورانی ها آریایی بوده اند و هیچ ارتباطی با اقوام ترک ندارد.
          بنده هم با شما موافقم که نژاد ها آمیخته شده اند و …
          اما نمی شود تاریخ را مخدوش کرد.

  32. برسام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۱۶:۰۱

    آقای خیام!
    سپاسگزارم از توضیحاتی که دادید.
    پیشنهاد و درخواست می کنم در مقاله ای جدا در همین سایت به این دلایل بپردازید.
    ضمنا نکته ای برای من مبهم است و آن تفاوت لهجه ها در ایران و دیگر کشورهای پارسی زبان است.
    خانه را xane باید بنویسیم یا xana ؟ ( البته xana به پهلوی نزدیک تر است و اصیل تر).
    در واقع می خواهم به این نکته اشاره کنم که خط استاندارد پارسی باید مورد توافق همه ی کشورها باشد. اینگونه نباشد که برای ما آسانی به ارمغان آورد و برای دیگران دشواری.

  33. برسام
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۱۶:۰۶

    نکته ی دیگر اینکه خط آینده باید حتما حروف بزرگ داشته باشد.
    تا بتوان کوته نوشت سازی کرد. و تا حد امکان نام این حروف کوتاه و رسا باشد. دلیلی ندارد نام ک کاف باشد و می توان آن را کا یا کی نامید که در خواندن کوته نوشت ها سرعت و سادگی ایجاد کند.
    خط کنونی چیزی به نام حروف بزرگ ندارد چیزی که هست دیس های مختلف یک حرف برای جایگاه های مختلف در واژه است. آغاز, پایان, میانه و جدا (initial, final, medial, isolated).

  34. شهاب
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۲:۰۴

    جناب خیام
    دغدغه شما بسیار قابل‌تحسین است اما به نظر من شما دو موضوع را به هم خلط کرده‌اید. اینکه در زبان فنی از الفبای انگلیسی استفاده میشود، امری است عرفی، و تنها باید در همان حوزه باقی بماند. دقت کنید:
    a^2+b^2=c^2
    هیچکس از این عبارت توصیفی زبانی ندارد بلکه عبارت فوق تنها یک عبارت منطقی است بنابراین لزومی ندارد که خط را به این دلیل عوض کنیم. این عبارات استاندارد شده‌اند و ارتباطی با زبان ندارند. ساخت زبان فنی به این معنا اصولا کار عبثی است. چون حتی با عرف جهانی نیز ناسازگار است.
    حال اگر منظور شما مشکلات موجود در رایانه و ابزارهای جدید است، آنگاه با توجه به تجربه‌ام در امر برنامه‌نویسی و رایانه (من تحصیل‌کرده در رشته مکانیک هستم، بدلیل علاقه شخصی برنامه‌نویسی میکنم و همچنین طراحی وب انجام میدهم. به خوبی از کاستی‌های زبانمان در امر فناوری نوین آشنا هستم.) میدانم که تمامی این مشکلات قابل حل است و نیازی به تعویض خط نیست. درضمن فارسی‌تل را ببینید. سیستم‌عامل تمام فارسی بر پایه گوگل انروید! تمامی امکانات لازم را هم داراست.
    امیدوارم منظورم را به خوبی رسانده باشم.
    باتشکر از شما که جوابگو هستید
    و با عرض پوزش از تاخیر

  35. زهرا مرادی
    ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۲:۲۰

    بسیار بحث جالبی بود و خوشحالم که این صفحه را دیدم. به گمان من کاهلی از خودمان است که به این روز افتاده‌ایم. اگر قدرتی از نظر علمی یا سیاسی جهان می‌داشتیم خط و زبانمان هم مشکلات کنونی را نداشت. شما چین را ببینید. در سراسر جهان کلاس‌های آموزش زبان چینی همچون قارچ در حال رشد هستند. دارند زبان و خطشان را در جهان جا می‌اندازند. خود به خود محصولاتی که خودشان تولید می‌کنند زبانشان را پشتیبانی می‌کند و خود به خود شرکت‌های خارجی نیز برای فروش محصولاتشان در چین نیازمند پشتیبانی از این زبان هستند.

    • محمد
      ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۲:۳۶

      بحث بر سر این نیست که اگر پیشرفت کنیم خط مان نیز پیشرفت خواهد کرد.
      بحث بر سر این است که خطی که از اساس برای یک زبان هندوارپایی ساخته نشده است چرا باید گزیده شود؟
      مگر ژاپنی ها پیشرفت نکرده اند؟ چرا آنها به فکر استفاده از خط لاتین افتادند؟( Romaji )
      وقتی خطی مشکلات بنیادین دارد نمی توان با پیشرفت صنعتی جبرانش کرد.

      • زهرا مرادی
        ۲۰ دی ۱۳۸۹ at ۲۳:۰۰

        آن‌ها هم برای زبان آموزی و کاربردهای این چنینی از خط دومشان استفاده می‌کنند و خط اصلی همچنان پابرجاست. این که اصولا از خط دوم درکنار خط دیگر هم استفاده می‌کنند هم باز به این دلیل است که فن‌آوری‌های غالب مانند نشانی اینترنتی و … ژاپنی نیستند و ژاپنی‌ها هم مجبورند از خط انگلیسی استفاده کنند. اگر زبان آمریکا به عنوان قدرت اصلی فن‌آوری رایانه‌ای جهان «گاگاگورگاگارایی» بود مسلما اکنون خط و زبان «گاگاگورگاگارایی» خط و زبان برتر شمرده می‌شد.
        البته این حرف به این معنی نیست که من واقعیت را نپذیرم و با تکیه به این موضوع که اگر قدرت داشتیم خطمان هم قوی بود، از رواج خطی دیگر در کنار خط کنونی استقبال نکنم. ما قدرتمند نیستیم و باید واقعیت را بپذیریم. منتها مسایلی مانند چپ به راست نویسی یا راست به چپ نویسی و … هیچ کدام همان طور که یکی از دوستان گفته بود بر پایهٔ منطق اثبات نمی‌شوند.
        از طرفی دیگر اگر بخواهم از پاسخ شما با اجازه خودتان اندکی سوءاستفاده کنم باید بگویم ژاپنی‌ها هم همان طور که می‌بینید خط دیگرشان برمبنای انگلیسی است و پیشنهاد ارایه شده در این صفحه خود به خود به آن راه که آن‌ها رفته‌اند منتهی نمی‌شود.

        • محمد
          ۲۱ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۵۹

          شما بر این باورید که همه ی خطها و زبانها توان یکسانی دارند و فراگیر شدن آنها فقط و فقط بسته به میزان پیشرفت آن کشورهاست؟
          بنده بر خلاف شما برخی زبانها را فاقد بخت جهانی شدن می دانم و همچنین برخی خط ها را هم!
          خط چینی هنوز واقعا خط نیست، هنوز نشانه های خط شکلی در آن دیده می شود. آنها بارها دست به اصلاح خط خود زدند و هم اکنون نیز خط simplified در چین استفاده می شود و نه خط traditional.
          خطوط ژاپنی هم از خط چینی برگرفته شده اند و همان مشکلات را دارند و ژاپنی هم خود بر این مشکلات آگاهند.

  36. مسعود خيام
    ۲۱ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۴

    شهاب در پست ۲۰ دی ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۰۴ نوشته : “لزومی ندارد که خط را به این دلیل عوض کنیم”

    آیا هرگز صحبت از تعویض خط بوده است؟
    ضمن تشکر از شهاب، باید از او خواهش کنم یک بار مطالب این صفحه را بخواند.

  37. مسعود خيام
    ۲۱ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۹

    درگرفتن بحث نشان داد خوش‌بختانه بسیاری از جوانان به موضوع خط فارسی علاقه‌مند هستند.

    آیا شما موافقید که صداهای مورد نیاز برای فارسی نوشتن هشت عدد هستند؟

    – فتحه مانند احمد
    – کسره مانند اسماعیل
    – ضمه مانند اردو

    – آ مانند آذر
    – او مانند اوشان
    – ای مانند ایران

    – او مانند جلو
    – ای مانند میدان

    در مجموعه حروف لاتین هشت حرف وجود دارد که می تواند به کار صدانویسی بیاید:

    A E I O U V W Y

    لطفا همفکری کنید ببینیم کدام حرف لاتین برای کدام صدای فارسی مناسب تر است. بعد آزمایش کنیم و کلمات مختلف را بنویسیم و نتیجه را بسنجیم. بعد ببینیم برای کسره اضافه (کتاب بیژن) چه می توانیم بکنیم و برای همزه – کسره روی ه آخر (همه پهلوانان) چه می توانیم بکنیم .

    • برسام
      ۲۲ دی ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۹

      بنده با این موافقم:
      http://unipers.com/up_per.htm

    • مینوچهر
      ۱۵ اسفند ۱۳۸۹ at ۰۶:۵۹

      خیر شش صدا, که میتوان با جهار حرف A E I O آنها را نوشت.

      raa (را)
      rah (ره)
      ro (رو)
      roo (رو بمعنی صورت)
      rend (رند)
      riz (ریز)
      و حرف u میتواند فقط برای ادای صوت الف, ع, ء, آ اول, وسط و آخر کلمه بکار رود

    • سیاوش
      ۱۳ آبان ۱۳۹۰ at ۱۸:۵۰

      آقای خیام
      در مورد دو جمله ای که نوشته اید به نظر من بایستی اینجور نوشته شوند:
      ketaabe Bijhan
      hameye pahlavaanaan
      نظر شما چیست؟

  38. مسعود خيام
    ۲۲ دی ۱۳۸۹ at ۰۶:۱۷

    با تشکر از پرسام عزیز. بله، یونی‌پرس پخته و حاضر و آماده است، اما آیا واقعا هیچ ایرادی ندارد؟
    کلاه یا مد خوبه؟ کلاه معکوس یا مد معکوس خوبه؟ حرف ع در سعدی با آپاستروف جایگزین بشود خوبه؟

  39. برسام
    ۲۲ دی ۱۳۸۹ at ۱۶:۴۷

    به هر حال خیلی به ع عربی هم بها داده نشود بهتر است
    چرا که در نظر گرفتن حرفی برای ع نقض غرض است و باعث می شود وام واژه های بیشتری از عربی بیایند.

  40. مسعود خيام
    ۲۳ دی ۱۳۸۹ at ۱۱:۲۶

    توجه به یک نکته مهم در متدولوژی ابداع خط ضروری است. باید صداها یا آواها یا الحان زبان فارسی را تشخیص داد تفکیک کرد سپس روبه‌روی آن‌ها برای هر صدا یک حرف مشخص قرار داد تا به “کاراکتر ست” جدید رسید. البته می‌توان از الفبای کنونی لاتین کمک گرفت، اما نمی‌توان مسیر را برعکس کرد یعنی نمی‌توان “کاراکتر ست” از پیش تعیین شده، مثل انگلیسی تعدیل شده یونی‌پرس را جلو کشید و صداها را داخل آن جا داد.

  41. مسعود خيام
    ۲۴ دی ۱۳۸۹ at ۰۵:۲۲

    شهاب در پست ۲۰ دی ۱۳۸۹ نوشته:
    در مورد اینکه در رایانه از چپ-به-راست به خوبی پشتیبانی نمیشود بدلیل عدم توسعه نرم‌افزارهای دوجهته در ایران است نه بدلیل ناممکن بودن آن.
    مشکل خط راست نویس فقط مشکل نرم‌افزار نیست و قبلا در مورد آن مفصل گفته شد اما بگذارید یک خاطره تعریف کنم. سال‌ها قبل (گمانم بیش از بیست سال) که مایکروسافت کسی را به ایران فرستاده بود تا فونت‌های فارسی را بخرد در پاسخ به سوآل “اگر ما نیاز به حرف جدیدی داشته باشیم چه می کنید؟” گفت: “شما طراحی کنید ما ساپورت خواهیم کرد.” بنابراین نترسید و خیال نکنید که محدوده بحث ما کیبورد کنونی انگلیسی- فارسی است.
    بحث ما به خط کنونی فارسی کاری ندارد و فقط در چارچوب ابداع و طراحی خط فنی یا خط دوم یا هر نامی که با توافق جمعی بپذیریم جریان دارد. حتا یکی از دست اندر کاران که به تنهایی و به طور جدی مشغول طراحی الفبا و فونت خط دوم است آن را “خط خیامی” نامیده است که انشاءالله به زودی نتیجه کارش را خواهیم دید.
    خط فنی فارسی از الفبای کنونی لاتین و ریاضی و نمادها و نشانههای به کار گرفته شده در علوم امروزی بهره خواهد برد. اما در هر حال نیاز به چند کاراکتر جدید خواهد داشت.
    مثلا بیاییم آی با کلاه را در نظر بگیریم. نظرتان چیه که آن را با A برعکس نشان بدهیم؟ احتمالا اگر همین حرف انگلیسی را معکوس کنیم به طوری که راس آن پایین قرار گرفته و دست های آن به سوی بالا باشد شاید بتواند جایگزین آی با کلاه شود. لطفا مرا تنها نگذارید و همفکری کنید.
    اگر یک نفر بتواند با فتوشاپ A را برعکس کند و آن را مثلا با jpg ضبط کند بعد تصویر را در مثلا Word بگنجاند یا Insert کند و بعد حاصل را با کپی پیست وارد نرم افزار این سایت کند کمک بزرگی به همه کرده است.
    ممکن است راه کار چیز دیگری باشد که اگر کسی بلد است لطفا ما را هم بی نصیب نگذارد.

    • مسعود خيام
      ۲۴ دی ۱۳۸۹ at ۰۵:۳۹

      نظرتان چیست که از مدیریت این سایت بخواهیم یک “فوروم” خط فنی فارسی راه بیندازد و از همه کسانی که علاقه به بحث دارند دعوت کنیم به ما بپیوندند؟
      البته به عنوان استارت “فوروم” می‌توان بحث‌های بالا را منتقل کرد و بعدا نرم‌افزار کنونی سایت را نیز باید تقویت کرد. نرم‌افزارهای بهتر وجود دارند مثلا همین الان نرم‌افزار سایت حقیر بهتر از این سایت کار می‌کند.

  42. مسعود خيام
    ۲۴ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۵۷

    زبان جهانی حاضر و آماده

    محمد در پست ۲۱ دی ۱۳۸۹ نوشت: “شما بر این باورید که همه ی خطها و زبانها توان یکسانی دارند و فراگیر شدن آنها فقط و فقط بسته به میزان پیشرفت آن کشورهاست؟ بنده بر خلاف شما برخی زبانها را فاقد بخت جهانی شدن می دانم و همچنین برخی خط ها را هم”

    این مرا به یاد یک نامه بی‌نهایت مهم انداخت. صدو پنجاه سال پیش فلاسفه دنیا به زبان فارسی این گونه نگاه می کردند:
    http://www.sarzaminparsian.net/thread3555.html
    بگذارید برای‌تان تکه‌ای با ترجمه‌ای دیگر بیاورم:
    “حال که قرار است چند هفته‌ای صرف کنم فرصت را غنیمت دانسته فارسی را فرا خواهم گرفت. در مقایسه می‌توان گفت فارسی بسیار آسان است . اگر به خاطر آن الفبای نا کار آمد عربی نبود که هر چند حرف آن عینا شبیه چند حرف دیگر است و اصوات آن نوشته نمی‌شود، کل دستور زبان آن را در عرض چهل و هشت ساعت فرا می‌گرفتم. جدا جای تاسف است که وایتلینگ نمی‌تواند فارسی بخواند. اگر می‌توانست، زبان جهانی حاضر و آماده و مطلوب خویش را در اختیار می‌داشت.

    • برسام
      ۲۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۹:۵۶

      بنده بر این باورم که زبانها توان یکسانی برای پیشرفت و همسو شدن با دانش و فناوری ندارند.
      کافیست شما توان چند زبان (از گونه های مختلف) را برگزینید و یک بررسی همسنجشی انجام دهید تا ببینید که برخی زبانها اساسا نمی توانند یک زبان علمی باشند. (مانند همین زبان عربی که سالها به ما خلاف این را گفته اند)
      پیشنهاد می کنم این مقاله را بخوانید جناب خیام!
      گوشه ای از هنر و توانش (پتانسیل) زبان پارسی بازنوده شده است.
      http://persianlanguage.ir/articles/received_articles/920
      برخی خط ها هم اساسا ظرفیت جهانی شدن و پیشرفت را ندارند.

  43. مسعود خيام
    ۲۶ دی ۱۳۸۹ at ۰۲:۵۸

    با تشکر از پرسام عزیز. اگر موافق باشید بحث را در دایره “خط فنی فارسی” حفظ کنیم و وارد بحث “زبان فارسی” نشویم چون خودش یک اقیانوس دیگر است، اما بگذارید خاطرهای برای‌تان بگویم. این مربوط به بیش از بیست سال پیش است:

    در گپی که با پروفسور جان گرنی، استاد تاریخ و مستشرق دانشگاه آکسفورد داشتم گفت: “زبان فارسی در قرن هفده و هیجده زبان بین‌المللی بود. حتا مکاتبات کمپانی‌های انگلیسی که با شرق سر و کار داشتند مانند کمپانی هند شرقی به فارسی انجام می‌شد و انگلیسی‌هایی که برای ماموریت‌های شرقی از کشور بیرون می‌آمدند فارسی یاد می‌گرفتند.”

    تا اندکی قبل، زبان ما یکی از بهترین زبان‌های دنیا بود که آن را تا حد زبان جهانی بالا می‌نشاندند. اقتدار امروز زبان انگلیسی و پشت‌گرمی آن به بمب و پنتاگون نیست، به مایکروسافت و “سیلیکون‌ولی” است.

    • دانشجو
      ۲۶ دی ۱۳۸۹ at ۱۴:۰۶

      احسنت جناب خیام.
      شما که خودتان به موضوع واقف هستید؟ چرا با خطی که بر مبنای خط انگلیسی باشد و خود به خود در تمام رایانه‌های پیاده‌سازی شده باشد مخالفید!؟

    • برسام
      ۲۶ دی ۱۳۸۹ at ۱۸:۲۴

      بله!
      حتا چنگیز خان با پاپ به فارسی نامه نگاری کرده!

  44. مسعود خيام
    ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۲:۵۲

    بعد از آن همه قصه، کسی که به قصه گوش نمی‌کرد سرش را خارید و گفت: “بالاخره ما نفهمیدیم لیلی زن بود یا مرد؟”

    • دانشجو
      ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۰۷

      اگر منظورتان من هستم. باید بگویم که تا کنون هیچ دلیلی نیاورده‌اید که چگونه خط شما در وسایل رایانه‌ای کاربردی خواهد شد و چه تفاوتی از این نظر با خط کنونی دارد؟ نگویید از چپ به راست است یا جدانویس است که به عنوان یک برنامه‌نویس از شما این دلیل را نخواهم پذیرفت.
      شما می‌گویید خط فنی شما از خط انگلیسی راحت‌خوان‌تر یا برای زبان‌فارسی مناسب‌تر است. به فرض قبول! اما این‌ها دلیل نمی‌شود که این خط در رایانه‌ها پیاده‌سازی شود! مشکل اصلی این است!

      با توجه به این چند جمله‌ی شما: «اگر یک نفر بتواند با فتوشاپ A را برعکس کند و آن را مثلا با jpg ضبط کند بعد تصویر را در مثلا Word بگنجاند یا Insert کند و بعد حاصل را با کپی پیست وارد نرم افزار این سایت کند کمک بزرگی به همه کرده است.
      ممکن است راه کار چیز دیگری باشد که اگر کسی بلد است لطفا ما را هم بی نصیب نگذارد». کاملا روشن است که در حوزهٔ رایانه تخصصی ندارید و بهتر است در این مورد حتما از متخصصین مشورت بگیرید تا دریابید که جز خط انگلیسی، هر خط دیگری را که بپذیریم همچنان با مشکلات کنونی در کارکرد با رایانه‌ها و وسیله‌های الکترونیکی روبرو خواهیم بود.

  45. مسعود خيام
    ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۳۱

    مسعود خیام در پست ۲۴ دی ۱۳۸۹ نوشت:

    سال‌ها قبل (گمانم بیش از بیست سال) که مایکروسافت کسی را به ایران فرستاده بود تا فونت‌های فارسی را بخرد در پاسخ به سوآل “اگر ما نیاز به حرف جدیدی داشته باشیم چه می کنید؟” گفت: “شما طراحی کنید ما ساپورت خواهیم کرد.” بنابراین نترسید و خیال نکنید که محدوده بحث ما کیبورد کنونی انگلیسی- فارسی است.

    • دانشجو
      ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۱۱:۰۰

      آقای خیام، مایکروسافت سال‌هاست که حتی صفحه‌کلید استاندارد فارسی را با وجود درخواست‌های متعدد و گستردهٔ کاربران فارسی‌زبان در سیستم‌عامل‌های خود پشتیبانی نمی‌کند. (این کار از نظر فنی برای مایکروسافت در حد جابه‌جا کردن برخی از تنظیمات است تا مثلا کلید پ جایش عوض شود یا مثلا با زدن فلان ترکیب از کلیدها کاراکتر مربوط به نیم‌فاصله گذاشته شود و….) آن وقت از ما می‌خواهید به حرف یک کارشناس مایکروسافت اعتماد کنیم؟
      شما توجه نمی‌کنید که بسیاری از شرکت‌ها ما را تحریم کرده‌اند!
      از سویی دنیای رایانه به هیچ وجه محدود به مایکروسافت نیست.
      گمان می‌کنم که صحبت‌هایی که در زمینهٔ مسایل رایانه‌ای رد و بدل می‌شود به هیچ وجه تخصصی و روزآمد نیست. در نتیجه به علت این که ممکن است پاسخ‌های من باعث ناراحتی شما گردد، دیگر پاسخی در این زمینه نخواهم نوشت و قضاوت را به متخصصین این حوزه می‌سپارم.

  46. مسعود خيام
    ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۴۰

    مساله اصلی ما اختراع کار آمد کمبود هاست. مساله بعدی ما طراحی فونت است. البته همان طور که در مصاحبه اصلی و پست های قبلی آمده ، علاقه شخصی خود من بهره وری از الفبای انگلیسی است اما به کمبودهای آن برای “خط دوم فارسی” نظر دارم.
    به نظر می رسد که ما چندان هم دغدغه حل مساله را نداریم. کاش دانشمندان کامپیوتر نیز آستین بالا می زدند.

  47. مسعود خيام
    ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۰۴:۵۱

    یکی از عزیزان لطف کرده و نوشته : “کاملا روشن است که در حوزهٔ رایانه تخصصی ندارید و بهتر است در این مورد حتما از متخصصین مشورت بگیرید…” که البته سخنش صد در صد درست است اما مرا به یاد خاطراتی انداخت:

    در سالهای شصت، شریک مهندسین مشاور بودم و مسئولیت کامپیوتر و نوشتن مدلهای ریاضی با من بود. در آن سالها آمریکایی‌ها از ایران رفته بودند و برنامه‌های کامپیوتری خراب شده بود. در چارچوب چند پروژه و در پست مشاور آب – کامپیوتر رییس سازمان برنامه و بودجه، همینطور در سمت کارشناس ارشد کمیته آب – کامپیوتر وزارت نیرو، درست کردن خرابی‌های برنامه‌های کامپیوتری بر عهده من افتاد که خوش‌بختانه از عهده برآمدم. حاصل کار به صورت یک رشته سخنرانی و چند مقاله در مجلات کامپیوتری عمومی شد. در همان سالها … نه، رهایش کنم که خاطرات کلنجارهای کامپیوتری مثنوی هفتاد من خواهد شد و به کار “خط فنی” فارسی نخواهد آمد.

  48. مسعود خيام
    ۲۷ دی ۱۳۸۹ at ۱۳:۱۸

    اگرچه بسیار پیش از موقع، اما به ناگزیر، گام‌های این کار یا فازهای این پروژه ارائه می‌شود:
    اول – توافق بر سر حروف مورد نیاز
    دوم – طراحی شکل آن‌ها
    سوم – آزمایش دستی
    چهارم – طراحی فونت
    پنجم – سفارش به یک شرکت یا سازمان کامپیوتری برای ساپورت کردن

    لطفا نترسیم. این کار برخلاف نظر عزیزانی که فکر می کنند به خاطر تحریم‌ها همه چیز باید در چارچوب همین وضع کنونی مایکروسافتی باشد، به خوبی عملی است. فقط جلو بیایید و همکاری کنید

    • بهنام
      ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۱:۴۹

      با سلام
      در خصوص کرسی توضیح بیشتری می دهید .
      من نوعی نشان سازی را به کار می برم می خواستم آنرا اینجا یا در بلاگ ام(http://faramarzbehnam.blogfa.com)بگذارم اما قابل خواندن نیست آیا امکان دیدار حضوری هست

      • مسعود خيام
        ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۲:۳۲

        بهنام عزیز
        از مدیریت سایت خواهش می کنم نشانی “رایانامه” یا همان ایمیل مرا در اختیار تو بگذارد.

  49. مسعود خيام
    ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۳:۰۴

    اندکی در مورد کرسی.
    کلمه‌ای مانند “حبیب” بین دو خط افقی بالا و پایین قرار می‌گیرد. اسم این دو خط، کرسی است. بسیاری کلمات این طور هستند و با دو کرسی نوشته می‌شوند.
    کلماتی مانند “بلد” علاوه بر دو کرسی میانی پیش گفته، به یک خط افقی بالاتر یا کرسی بالا نیز نیاز دارند.
    کلماتی مانند “بیم” علاوه بر دو کرسی میانی پیش گفته، به یک خط افقی پایین‌تر یا کرسی پایین نیز نیاز دارند.
    کلماتی مانند “بلم” به دو کرسی میانی و دو کرسی بالا و پایین یعنی جمعا چهار کرسی نیاز دارند.
    تکلیف کلماتی که دارای حروفی مثل ” آ ” – ج چ ح خ – ر ز ژ و (در حالت چسبان) – س ش ص ض ط ظ ع غ ق – ن – ی روشن نیست اما بسته به استاد خطاطی یا بسته به طراح فونت با انواع نیم کرسی یا دوسوم کرسی یا ترکیبی از این‌ها نوشته می‌شوند.
    تکلیف کاف با یک سرکج که معمولا ک نوشته می‌شود و گ با دو سرکج مطلقا معلوم نیست.
    تا امروز به تمام این موارد بر حسب سلیقه برخورد شده و هر کدام از استادان خط یا طراحان فونت به نوعی از زیبایی معتقدند که لزوما عمومی هم نیست.
    اگر شما به دنبال “خط تمام اتوماتیک” هستید باید مراقبت کنید و کرسی‌های افقی خود را به حد اقل یعنی همان دو کرسی برسانید.

  50. مسعود خيام
    ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۵:۰۳

    تا یادم نرفته، برای کسانی که فکر می‌کنند الفبای انگلیسی از آغاز به همین شکل بوده و در همواره به همین شکل باقی خواهد ماند عرض کنم قضیه کاملا به این صورت هم نیست و تحقیقات فراوانی در این زمینه در جریان بوده و هست که موضوع بحث کنونی ما نیست.

  51. مسعود خيام
    ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۵:۲۸

    مسعود خیام در ۲۴پست دی ۱۳۸۹ نوشت:
    “حتا یکی از دست اندر کاران که به تنهایی و به طور جدی مشغول طراحی الفبا و فونت خط دوم است آن را “خط خیامی” نامیده است که انشاءالله به زودی نتیجه کارش را خواهیم دید”.

    آدرس این سایت را به آن دوست عزیز دادم که امیدوارم ما را نیز از دانش خود بهره‌مند کند.

  52. بهنام
    ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۷:۵۷

    جهت نگارش انواع خط
    از چپ به راست: خط مصری، سانسکریت، یونانی، لاتینی وخطوط مشتق از آن، ارمنی، اتیوپی، گرجی و اسلاوی همه از چپ براست نوشته می‌شود.

    از راست به چپ: عبری، عربی، کلدانی، آسوری، فارسی، ترک، تاتار، از راست بچپ نوشته می‌شوند.

    چینی، ژاپونی سطور از بالا بپائین و حروف از راست بچپ تحریر می‌گردد.

    مکزیکی‌ها از پائین ببالا می‌نویسند.

    لازم به یادآوری هست که کهن‌ترین نوشته‌ها معمولاً از «راست به چپ» و سپس از «چپ به راست» نوشته شده‌است. حتی درآغاز نوعی روش شیار گونه نیز متداول بوده‌است. در یونان قدیم، نوعی نگارش بوده که ابتداء از راست بچپ می‌نوشتند و چون به انتهای سطر می‌رسیدند از چپ براست می‌نوشتند و باهمین ترتیب تا آخر پیش می‌رفتند

    • برسام
      ۲۹ دی ۱۳۸۹ at ۰۰:۴۱

      عربی، فارسی و ترک و تاتار همه یه خطه! همش عربیه!
      شما می خواستید آمار رو بالا ببرید! یا …

      • بهنام
        ۲۹ دی ۱۳۸۹ at ۱۰:۴۰

        ایرانیان در سده‌های نخستین اسلامی به خط‌های مانوی و پهلوی می‌نوشتند. در همین حال ایرانیان مسلمان نظیر یزید فارسی تلاش کردند شیوه نوشتن قرآن را که به خط نبطی بود و در آن ابهامات زیادی بود بهبود بخشند. در خط سریانی حروف بدون نقطه نوشته می‌شدند و مصوت‌های کوتاه و برخی مصوت‌های بلند مانند «ا» نوشته نمی‌شد. از آن رو که قرآن به زبان عربی بود، عرب‌ها در خواندن آن مشکلی نداشتند، ولی ایرانیان نمی‌توانستند آن را بخوانند؛ ازاین‌رو ایرانیان با ذوق و سلیقه خود و با نیم نگاهی به خط پهلوی و خط اوستایی، نقش مهمی را در تکامل خط نوشتاری قرآن و در واقع خط عربی بازی کردند.
        در اوایل قرن چهارم سال ۳۱۰ هجری قمری ابن مقله شیرازی خطوطی را بوجود آورد که به خطوط ششگانه یا اقلام سته معروف شدند که عبارتند از : محقق، ریحان، ثلث، نسخ، رقاع و توقیع. که وجه تمایز آنها اختلاف در شکل حروف و کلمات و نسبت سطح و دور در هر کدام می‌باشد. همچنین او برای این خطوط قواعدی وضع کرد که به اصول دوازده‌گانه خوشنویسی معروفند و عبارتند از: ترکیب، کرسی، نسبت، ضعف، قوت، سطح، دور، صعود مجازی، نزول مجازی، اصول، صفا و شأن
        خط هفتم تعلیق، که از رقاع و توقیع پدید آمده‌است و خط هشتم که نستعلیق باشد میر علی تبریزی در زمان امیر تیمور صاحبقران از نسخ و تعلیق استنباط نمود».
        (خط کنونی در زمانه ما ناکارامداست باید تغییر کند نه برای اینکه عربی است.من مطالبی در مورد پیدایش خط گردآوری کرده ودرhttp://faramarzbehnam.blogfa.com گذاشته ام )

  53. بهنام
    ۲۸ دی ۱۳۸۹ at ۰۸:۰۰

    پیشنهادی قابل تامل برای گردانیدن خط استفاده از نشان هفت قسمتی است که با آن میتوان ۱۲۷ نشانه که بیش از ۱۰۰نشان قابل تفکیک وتشخیص میباشد ساخت. که۱۰ نشان آن هم اکنون برای اعداد به کار میرود

  54. برسام
    ۱ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۴:۱۵

    بهتره بدونید که
    در آغاز سده‌ی بیستم میلادی در امریکا بحث اصلاح خط انگلیسی مطرح شد.

  55. برسام
    ۴ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۴:۴۷

    براتون فرستادم
    ولی ظاهرا سایت نشون نمیده!

    • مسعود خيام
      ۴ بهمن ۱۳۸۹ at ۲۳:۰۶

      به کدام سایت فرستادی؟ سایت شخصی خودم یا سایت زبان فارسی؟
      مدیر سایت زبان فارسی ایمیل تو را ندارد. به او ایمیل بزن، خودش آدرش خصوصی مرا به تو خواهد داد. اگر نمی‌خواهی، مطالب را برایش بفرست و بگو برای من بفرستد.
      یک راه دیگر هم دارد. در گوگل مرا ببین، برو توی سایت من، برام پیغام بگذار.
      خیلی ازت ممنونم

  56. امین
    ۴ بهمن ۱۳۸۹ at ۲۲:۰۹

    دقت کردین تعداد بحث کننده ها چقدر زیاده! واقعا مسئله اینقدر ساده است؟ دوستان دارین درباره خط صحبت می کنین که پیوند نزدیکی با زبان و فرهنگ داره. بحثهای فرهنگی بحثهای پیچیده و پر پیچ و خمی است و هزار نکته باریکتر ز مو اینجاست. توصیه می کنم گاهی از پشت کامپیوتر بلند شید و تو خیابون قدم بزنین!

    • برسام
      ۴ بهمن ۱۳۸۹ at ۲۲:۴۰

      نکنه فکر کردید ما تو وب به دنیا اومدیم، اینجا بزرگ شدیم، اینجا کار میکنیم، اینجا زندگی می کنیم و …!!!!
      ما هم مثل شما تو خیابونا قدم زدیم آقا!
      شما احتمالا اگر زمان فردوسی بودید، به ایشون هم می گفتید آقای فردوسی! این حرفا چیه؟ برو یه قدمی تو خیابونا بزن! ببین مردم چه گرفتاری هایی دارن، ببین اصلن مردم به این چیزایی که تو می سرایی اهمیت میدن یا نه! اینجا نشستی داری درباره ی هزاره ها پیش سخن می بافی!! مردم به نان فکر می کنن تو به پارسی!

  57. مسعود خيام
    ۵ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۷:۱۲

    خبر خوش
    مدیریت سایت اطلاع داده به زودی یک انجمن برای بررسی خط فنی فارسی راه‌اندازی خواهد کرد. پیشاپیش از همه می‌خواهم در بحث‌های آن شرکت کنند.

    • برسام
      ۷ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۱:۴۵

      دریافت کردید منابع رو؟ برای سایتتون فرستادم

  58. مسعود خيام
    ۶ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۳:۵۰

    http://www.unifon.org

    سایت بالا را پرسام معرفی کرد و جالب است. کسانی که سنگ خط انگلیسی را به سینه می زنند بد نیست نگاهی بیندازند. چند سایت دیگر هم هست که پس از افتتاح انجمن، پرسام آدرس‌شان را خواهد گذاشت.

  59. شهرزاد
    ۶ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۲

    از دیدن این صفحه بسیار هیجان زده شدم و لذت بردم. خدا را شکر می کنم که هنوز یک عده ای هستند که بر سر این مسائل دل بسوزانند و بحث کنند. از اینکه میهمان بحث شما از دورادور بودم بی نهایت شاد شدم. برایم روزنه امیدی شد که شاید بسیاری از نایافته هایم را اینجا بیابم.امیدوارم روزی برسد که بتوانم با شما عزیزان بیشتر اشنا شوم.

  60. مسعود خيام
    ۶ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۶

    پرسام چند آدرس مهم و جالب فرستاده و سعی کردم برای شما بفرستم اما نتوانستم. ظاهرا نرم‌افزار این سایت هر طور خودش دلش خواست عمل می‌کند. نرم‌افزارهای بهتری هست که امیدوارم مورد استفاده انجمن قرار گیرد. در هر حال بدون یک نرم‌افزار مقتدر نمی‌توان در مورد ریزه کاری‌های خط بحث کرد.

    • زبان فارسی
      ۷ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۰:۵۹

      جناب خیام گرامی، نرم‌افزار این تارنما یکی از پرکاربردترین و کارآمدترین نرم‌افزارهای وبگاه‌های فارسی است که بسیاری از تارنماهای حرفه‌ای فارسی‌زبان از آن استفاده می‌کنند. سامانهٔ ضدهرزنامهٔ وبگاه به گونه‌ای تنظیم شده است که در صورتی که در یک دیدگاه بیش از دو پیوند وجود داشته باشد، آن پیوند به عنوان هرزنامه برچسب‌گذاری می‌شود. در صورتی که بخش راهبری تارنما را مشاهده بفرمایید خواهید دید که روزانه صدها هرزنامه از سوی این سامانه به درستی تشخیص داده می‌شوند و در موارد بسیار استثنایی مانند این مورد، سامانه اشتباه می‌کند که به هر شکل از دوستان به این علت عذرخواهی می‌کنیم.
      همان طور که پیش از این نیز توضیح دادم، مشکل دیگری که پیش آمد به این دلیل بود که در وسط یک جملهٔ کاملا فارسی می‌خواستیم یک عدد انگلیسی را نمایش دهیم که سامانه به طور خودکار آن را به عدد فارسی تبدیل می‌کرد. این مورد هم واقعا یک مورد استثنایی است که بخواهیم عمدا در میان جملهٔ فارسی عدد انگلیسی بنویسم.
      در هر روی هیچ کدام از این توضیح‌ها توجیح‌گر این دو مشکل هر چقدر هم جزیی به نظر برسند نیست و از کاربران گرامی به خاطر رخ‌دادن آنان پوزش می‌خواهیم و تلاش خواهیم کرد در صورت یافتن راه حلی بهتر، تغییراتی در سامانه ایجاد کنیم.
      سپاس فراوان از تذکر شما

      • مسعود خيام
        ۷ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۱:۳۶

        با سپاس بی قیاس
        پرسام عزیز آدرس چند سایت را نوشته بود. من آدرس‌ها را مجددا تایپ کردم و فرستادم اما در سایبر اسپیس گم شد. دوباره این کار را کردم باز هم به شما نرسید. ممکن است ایراد از خود من باشد اما پرسام هم نتوانسته بفرستد. شاید اگر شروع یک مطلب به انگلیسی باشد کار دشوار می‌شود. در هر حال مساله فقط اعداد انگلیسی نیست. متنی را که در word درست تایپ می‌کنم وقتی کپی پیست می‌کنم در نرم افزار شما به هم می‌ریزد. البته منظور متن مخلوط انگلیسی فارسی است وگرنه با متن صد در صد فارسی مشکلی نداشته‌ام. آیا مایلید مشخصات نرم افزار دیگری را به شما بدهم؟

        • زبان فارسی
          ۷ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۵

          با پوزش از جسارتی که می‌کنم. اما اگر در تایپ فارسی با ورد (یا هر نرم‌افزار پردازش متن دیگری) به تغییر حقیقی جهت نوشته از نظر راست به چپ نوشته شدن توجه کنید و تنها جهت نمایشی آن را تغییر ندهید، مسلما در تارنما نیز به درستی نمایش داده می‌شود. این مورد بارها آزموده شده است. به این مثال که من می‌نویسم توجه کنید:

          فارسی می‌نویسم English english حال دوباره فارسی می‌نویسم.

          باز هم تاکید می‌کنم در تایپ اصولی فارسی می‌بایست جهت نوشته راست به چپ شود و راست‌چین کردن نمایش کافی نیست. اگر اجازه دهید در صورت نیاز این بحث را با رایانامه پی بگیریم.
          از هر گونه پیشنهاد نیز استقبال می‌کنیم، سپاس دوباره از شما

  61. برسام
    ۷ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۲:۴۵

    ۱- خیام جان، من برسام هستم نه پرسام!
    ۲- سایبراسپیس هم میشه رایااسپاش!
    ۳- امیدوارم پیوندها به درد پژوهش شما بخوره و سودمند باشه.
    ۳- جناب سایت! منم یه کم مشکل دارم. خب اگر دو تا پیوند بیشتر هرزنامه شمرده میشه و ثبت نمیشه، خوب اینو یه جوری به من کاربر اطلاع بدید که من بدونم چیکار کنم. من چند بار تکرار کردم هی پیغام میداد که اینو قبلا فرستادید!

  62. مسعود خيام
    ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۵:۱۰

    با سلام به تمامی عزیزان
    انجمن خط راه اندازی شد
    لطفا ثبت نام کنید
    احتمال دارد اسباب کشی به خانه جدید اندکی طول بکشد اما قاعدتا جادارتر و راحت‌تر خواهد بود
    ممنون

    http://forum.persianlanguage.ir/register.php

  63. مسعود خيام
    ۱۳ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۶:۳۸

    مطلب جدید را اینجا گذاشته ام

    http://forum.persianlanguage.ir/topic/4

    لطفا وارد شده و نظر بدهید

  64. سعید
    ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۱:۴۰

    سلام

    بسیار خوشحالم که چنین مباحثی شکل گرفته است ؛ هرچند که خیلی بیشتر و زودتر به آن باید پرداخته می شد.

    به هر حال من برنامه نویس هستم و مثلا ما در نوشتن توضیح در منبع نرم افزار مشکل داریم ، یعنی اگر کسی انگلیسی بلد نباشد کارش ساخته است ، چون نمی توان در منبع برنامه راست به چپ نوشت و معقول هم نیست .

    ولی اگر استانده ای برای خط چپ به راست وجود داشته باشد کار ما را راحتتر خواهد کرد.

  65. شهرزاد
    ۳ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۷:۰۱

    درود براستاد خیام گرامی. از محبت شما بی نهایت سپاسگزارم. فروموده بودید که یاد آوری نمایم تا نشانی عزیزی را برایم ارسال فرمائید که می تواند در زمینه پژوهش واژگان لباس و پارچه و . . . مرا یاری دهد. باز هم از توجه شما متشکرم. شهرزاد اخگر

    • مسعود خيام
      ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ at ۰۳:۵۸

      به نظر می رسد بحث های خط فارسی به پایان رسیده است. آیا این طور است؟

  66. عباس مهدوی
    ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ at ۱۵:۳۵

    تحقیق علمی از دانشگاه کمبریج
    چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت می کنید، خواهید توانست این نوشته را بخوانید!
    در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند.
    به همین دلیل است که با وجود به هم ریختگی این نوشته شما تواسنتید آنرا بخاونید

  67. عباس مهدوی
    ۲۴ خرداد ۱۳۹۰ at ۰۸:۳۷

    به نام خدا.
    با سلام.
    از این بابت که انگلیسی سخت‌تر می‌باشد!
    زمین می‌نویسند آسمان می‌خوانند! One (اُنْ) می‌نویسند wan (وان) می‌خوانند! Th یک جا (ذ) است جای دیگر (ت نوک زبانی) و جای دیگر (د نوک زبانی) در نود درصد موارد موقع معرفی خود باید نامتان را هجی کنید! A یک جا (اَ) است و جای دیگر (اِ) cat , car، Estimate هم (ایستیمِیت) تلفظ می‌شود که فعل است و هم (ایستِمِت) که اسم است و الخ!
    هر خطی سختی‌ها و آسانی‌های خودش را دارد حتی خط چینی که فقط ساده شده‌اش ۱۰۰۰۰ نشانه دارد! ولی همین آمریکایی‌ها کلی کلاس زبان چینی دایر کرده‌اند، چرا؟ چون می‌خواهند فکر و فرهنگشان را جهانی کنند؛ ولی ما با همین بهانه‌ی سخت بودن تقریباً هیچ کلاس زبان چینی نداریم! اگر خوب دقت کنیم زبان فارسی جز ساده‌ترین زبان‌هاست به ویژه خطش این را من نمی‌گویم! لکن مشکل یکی در کم رسیدن ما به این زبان است و دیگری عدم خود باوری تا جایی که امروز اگر وارد یک مغازه شوید و بگویید رایانه تمسخر خواهید شد! آمریکایی‌ها برای ویندوز ۷ فارسی‌ساز طراحی کرده‌اند ولی من نوعی به جرم فارسی کردن ویندوزم توسط هم‌وطنان هم‌زبانم تمسخر می‌شوم!
    یا علی.

  68. حسن
    ۲۸ آبان ۱۳۹۰ at ۱۵:۵۲

    به نظر من ایده کلی خوب است اما جایگزین کردن و استفاده از هر خط موجود بدون توجه به آواها و حروف فارسی سرنوشتی جز آنچه با آن مواجه هستیم وجود ندارد باید عمیق تر موضوع را بررسی کرد و بحث کرد. به هرحال بحث در این زمینه بسیار جالب می باشد بویژه ارائه استدلال از سوی زبانشناسان می تواند راهگشاباشد

  69. عباس مهدوی
    ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ at ۱۰:۱۰

    آقای خیام فقط یک انسان دچار خودباختگی فرهنگی شده می‌تواند مانند شما فکر کند! وگرنه چرا انگلیسی‌هایی که شما خطشان را بهترین می‌دانید و در مغز امثال شما فکر تغییر خط پارسی را انداخته‌اند برای یک بار هم که شده به این فکر نمی‌افتند برای ساده‌خوان‌تر شدن خطشان مثلاً به جای cupboard بنویسند: kabed
    و یا:
    hikab به جای hiccough

  70. مشرقی
    ۱۷ فروردین ۱۳۹۱ at ۱۰:۰۴

    همان طور که شاید بدانید در خط پهلوی اِعراب/حرکات نمی نوشتند و در خط فارسی نیز سه حرکت و علامات تشدید و سکون را نمی نویسند. می دانید برای چه؟ خوب برخی به این عقیده اند باعث خواهد شد لهجه های مختلف را پوشش بدهد. مثلا:
    تهرونی: من رفتم کتابخانه مطالعه کنم.
    مشدی: مو رفتم کتابخانه مطالعه کنم.
    اگر جمله فوق در سیستم pnglish بیاد این چنین است:
    man raftam ketabxane motale`e konam
    mo raftom ketabxana motalea konom
    شاید یکی از مزیت های الفبای فارسی همین پوشش بالای لهجه هاست!
    در ضمن برخی حروف در تهرانی تلظ نمی شود ولی دیگر لهجه دارند. مثلا:
    ق را بیشتر لهجه ها و زبان های ایران از جمله ترکی و کردی و ترکمنی و غیره دارند و در حالی که لهجه های تهرانی و مشهدی بجایش غ تلفظ می کنند!
    ذ در برخی لهجه های خراسانی و لهجه قدیم مشهدی تلفظ می شود: خذمت/خدمت، ترقبذ/طرقبه، مدرذمه/مدرزمه، مشقولذمه/مشغولزمه، ایقذ/ایغز،اقذر/اغزر…
    البته تلفظی شبیه ح وجود دارد ولی ترکیبی است مثل هویلی/حولی
    اشتباهاتی نیز در آوانویسی اغلب تهرانی ها می کنند مثلا:
    ال.ئی.دی را ال ای دی می نویسند که متاسفانه بخاطر بی توجهی به وجود همزه است در حالی که این صامت در فارسی هست و ناچار عیلام را ایلام می نویسند در حالی که می شود آن را ئیلام نوشت. همه این اشتباه به خاطر این است برخی بی دلیل قانون من دراوردی گفتند که ابتدای کلمات فارسی با ئـ نوشته نمی شود!

  71. گل احمد
    ۲۸ مهر ۱۳۹۱ at ۱۴:۰۶

    به نظر من مشکل بزرگی را که ما پارسینژادان در زبان دری فارسی «پارسی» داریم، اینست که زبان ما تا هنوز زبانمند نشده است و الفبأ زبان ما یک الفبأ ترکیبی است، درست مانند سایر زبانهای هندو اروپایی و هندو ایرانی که تا هنوز با این مشکل مواجه می باشند.
    اما برای رفع این مشکل مردم سرزمین هند راه و چارۀ را از همان آغاز کار برای خودشان یافتند. به این معنی که آنها الفبای موزیکال را جهت هارمونیزه ساختن زبان خود شان اختراع کردند که (سا _ ری _ گا _ ما _ پا _ دا _ نی _ سا) نامیده می شود و مجموعاً هشت کلمه می باشد. غربی ها نیز در زبان لاتین خود شان با استفاده از همین شیوه مشکل هارمونیزه ساختن زبان شان را حل کردند که (DO _RE _ ME _ FA _ SO _ LA _ TI _ DO ) نامیده می شود و نیز هشت کلمه می باشد.
    اگر دقیق شده باشید، حرف های اول و آخر این دو الفبأ در هردو زبان با هم همسان آغاز می شوند و هم سان هم ختم می شوند. از طرف دیگر ما در الفبأ زبان دری «پارسی» حرف الف را دو بار می نویسیم. یک بار به شکل (آ ) و بار دیگر به شکل (ا) که یکی آن دارای کلاه و یا (مد) می باشد و دیگر آن بدون کلاه و یا (مد) است. اما ایندو حرف در الفبأ زبان مان به حیث یک حرف (الف) قابل قبول است.
    تحقیق را که من در این زمینه انجام داده ام به این نتیجه رسیده ام که این دو حرف یکی ریشه در زبان سانسکریت دارد و دیگر آن در زبان اوستایی ریشه دارد که هردو زبان باهم خواهر اند و هردو هم دختر زبان هندو اروپایی می باشند که سابقۀ آنها به ۷۰۰۰ سال قبل بر می گردد.
    حال اگر ما هم بخاطر هارمونیزه ساختن زبان خود مان از همین شیوه کار گرفته و زبان موزیکال خود مان را با الفبأ (آ _ ب _ ت _ پ _ چ _ ژ _ گ _ ا ) که هشت حرف می شود، نیز ترتیب نمائیم آیا نمی توانیم مشکل زبانی خود مان را برطرف سازیم و آن را تا اندازۀ منظم ساخته و اساس دبیره زبان خود مان را با استفاده از آن عیار نمائیم؟ زیرا این هشت حرف اساس ساخت و بافت زبان مان را تشکیل میدهد و متباقی حروف آن با هم ترکیب شده و کلمات دیگری از آن بوجود آمده است.

  72. آرش
    ۳۰ مهر ۱۳۹۱ at ۱۸:۳۳

    با درود چرا ما بر سر دبیره تازه یا دبیره لاتین آوردن اختلاف داریم هنگامی که ایرانیان چند هزار سال پیش دبیره ای داشتند که با آن اوستا را مینویسند و هم اکنون کاملترین دبیره