,

تاثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان و ادبیات ملل یوگسلاوی سابق

ارتباطات و تبادلات زبان‌شناسی میان ملل مختلف همیشه بر جنبه‌های مختلف علمی تاثیرگذار بوده و موجب تشویق زبان‌شاسان نیز می‌شود و همچنین از ارتباطات معنوی میان اقوام دوردست مانند ایرانیان و صرب‌ها به شیوه‌ای خاص سخن می‌گوید.

غالبا مشترکات لغوی بهترین و موثق‌ترین شاخص این گونه ارتباطات است.

برای پی‌بردن به نحوه و چگونگی تاثیر زبان فارسی بر زبان صربی، بایستی به برخی از تغییرات آوایی، ویژگی‌های مورفولوژی، معنایی و تغییراتی که پس از ورود این واژه‌ها به زبان «صرب و کرواتی» ایجاد شده، توجه کرد.

پس از دهه نود میلادی یعنی دوره تغییر و تحولات مهم سیاسی و اجتماعی در سرزمین یوگسلاوی سابق که با زبان صربی در صربستان آشنا شدم، نه تنها کشورهای جدیدی در این منطقه تاسیس شد، بلکه زبان‌های جدیدی نیز شکل گرفتند. (۱)

چنین تغییرات و تحولات سیاسی و جغرافیایی مشکلاتی را در تعریف فضای جغرافیایی مانند نحوه مفاهیم، تشریح تماس‌های زبانی و اجتماعی در سرزمینی که هنوز واژه‌های فارسی‌الاصل زبان صرب و کرواتی زنده‌اند، موجب گردید.

بدون شک، باید گفت که منطقه بوسنی بعنوان «دروازه» اصلی ورود واژه‌های فارسی به بالکان بوده و بهمین دلیل زبان مسلمانان بوسنیایی بیش از هر زبان دیگری تحت تاثیر زبان‌های شرفی قرار گرفته است.

حال این سوال مطرح می‌شود که مبدا و منشاء کلمات و واژه‌های بیگانه در زبان یک ملت که مسافت بسیار زیادی از زبان مادری وازگان یادشده دارند از کجا است؟ در این مورد منظور نفوذ زبان فارسی بر زبان صرب و کرواتی را نباید نادیده گرفت.

البته تاثیرات مذهبی بر هر زبان امری اجتناب‌ناپذیر و مهم است که باید به آن توجه کرد، اما این باور وجود دارد که نظامیان و بازرگانان از دوره باستان مهم‌ترین عامل‌های انتقال بسیاری از تاثیرات معنوی و زبانی بوده‌اند.

در این رابطه، فتوحات عثمانی و گسترش اسلام در بین اقوام اسلاو جنوبی از عوامل اصلی این تاثیرات بشمار می‌آیند، ولی منابع ادبی و آموزش‌های دینی نیز نقش مهمی در گسترش واژه‌های فارسی در منطقه بالکان داشتند.

تا قرن نوزدهم بیش از ۱۵۰ مدرسه مذهبی در منطقه بالکان غربی وجود داشته و در اواسط این قرن ۴۴ مدرسه در ولایت بوسنی دایر بوده که ۹ مدرسه آن در شهر سارایوو قرار داشته است.

در اکثر مدارس، مکتب خانه و رشدیه‌ها علاوه بر آموزش زبان‌های عربی و ترکی و زبان فارسی، آثار گوناگون ادبی فارسی بعنوان کتاب‌های درسی در این مدارس مورد استفاده قرار می‌گرفت که «پندی عطار»، «گلستان» و «تعلیمی فارسی» (۲) نمونه‌ای از این آثار‌ها است.

بر اساس مصوبه وزارت آموزش و پرورش به مورخ ۳۱/مارس/ ۱۹۳۵میلادی، مدرسه عالی الهیات اسلامی در سارایوو تاسیس گردید.

برنامه درسی این مدرسه شامل سه مقوله حقوق اسلامی، نظام الهیاتی و زبان بودند؛ و علاوه بر زبان‌های عربی و ترکی، زبان فارسی نیز در این آموزشگاه تدریس می‌شده است. (۳)

در بایگانی و موزه‌های یوگسلاوی سابق کتاب‌های درسی و دیگر کتاب و آثار خطی به زبان فارسی نگهداری می‌شوند.

برای نمونه نزدیک به ۲۰۰ نسخه خطی به زبان‌های شرقی از جمله زبان فارسی تنها در شهر «پریزرن» در کوزوو وجود دارد.

وجود بسیاری از آثار ادبا و شعرا به زبان فارسی، بهترین گواه بر حضور گسترده زبان فارسی در این منطقه است.

«محمد آرشی می‌نار‌زاده» عالم و شاعر قرن شانزدهم شهرت بسیار داشت و در اواسط قرن شانزدهم «احمد سودی افندی» بهترین مفسر آثار ادبی کلاسیک فارسی در آن زمان بود که آثاری ادبی بسیار غنی و پر محنوا را همچون: مثنوی رومی، گلستان و بوستان سعدی و دیوان حافظ بخوبی متوجه و تفسیر کرده بود.

«درویش پاشا بایزداگیچ» شاعری مشهور و بزرگ از شهر «موستار» در بوسنی و هرزگوین از شاعران بزرگ و مشهور آن زمان بود که دیوان خود را به فارسی نوشته است.

«رشید بوساناتس» از «سارایوو» نیز از جمله شاعران مشهور از اواسط قرن ۱۷ میلادی است که در بین شاعران و علاقمندان به شعر و ادبیات آوازه بسیار خوبی در آن زمان داشت.

بوساناتس بر زبان‌های عربی، ترکی و فارسی تسلط خوبی داشت و دیوان اشعارش سند محکمی بر وجود تاثیر زبان فارسی در این منطقه است.

از میان ادبای نامداری که آثارش را به زبان فارسی نوشته شده است، می‌توان به شیخ «فوزییا بلاگایاتس» (یا فوزییا بوساناتس) اشاره کرد که معروف‌ترین آثارش کتاب «بل بلستان» به زبان فارسی است.

برخی از شعرا همچون «جوات سلیمان پاشیچ» که اشعارش از دیوان حافظ نشعت گرفته، کتاب شعر خود را در سال ۱۹۲۸ میلادی در سارایوو به چاپ رسانده است. (۴)

پس باید گفت که این میراث غنی زبان و فرهنگ پارسی تاییدی بر وجود عناصر مشترک لغوی در زبان‌های صرب و کرواتی با زبان پارسی است.

این امکان وجود دارد که برخی از عناصر لغوی یاد شده برای نسل جدید که زبان

مادریشان صربی یا بوسنایی است، مشخص نباشد و دلیل آن ممکن است عدم آشنایی به انقلاب زبان‌شناسی در طی ۲۰۰ سال گذشته باشد که تغییر و تحول زیادی بر زبان گذاشته است.

شکل ساختار فرهنگ لغتی در آثار ادبی قوم صرب که از زبان فارسی به ارث رسیده است، بخصوص در داستان‌ها، اشعار و ضرب المثل‌ها که اساسا در لهجه داستان سرایان محلی ثبت شده‌اند، بوضوح حس می‌شود. (۵)

زبان‌شناسان اروپایی و اسلوونیایی در پژوهش‌های زبان‌های شرقی در بالکان از آن تحت عنوان «ترکیسم» نام می‌برند. با توجه به اینکه قوم ارمنی قرن‌های متمادی است در مجاورت اقوام ایرانی و ترک (قرن‌ها با قوم صرب در دوره امپراتوری عثمانی) هم زیستی داشتند، زبان ارمنی نیز تحت تاثیر مستقیم زبان‌های فارسی و ترکی قرار گرفته است. البته بیشترین واژه‌های بیگانه در زبان ارمنی از زبان فارسی اقتباس گرفته شده، ولی با این حال کلمات اقتباسی ترکی بیشتر در لهجه‌های زبان ارمنی حضور دارند که تعداد آن‌ها به چهار هزار واژه می‌رسد. (۶)

ولی با مطالعه کلمات اقتباسی فارسی در زبان عامیانه ارمنی به این نتیجه می‌رسیم که اغلب واژگان یادشده دارای جانشین و معادل خود در زبان ارمنی هستند، اما این مسله در ارتباط با واقیعت لغوی زبان صرب و کرواتی متوجه می‌شویم که بسیاری از این واژه‌های فارسی‌الاصل فاقد معادل صربی – کرواتی هستند.

برغم اینکه بسیاری از زبان‌شناسان به پاکسازی زبان و بکارگیری حداقل کلمات اقتباسی حتی در محافل زبان‌شناسی صربی تاکید دارند، ولی باید گفت که برای یافتن معادلات مناسب با واژه‌های یاد شده مدت زمان زیادی نیاز است.

امروز واژه‌های فارسی‌الاصل بسیاری وجود دارند که فاقد معادل صربی هستند برای نمونه می‌توان به موارد ذیل اشاره نمود: čarapa، česma، šećer، čekić، ćela، lala، jasmin، leš، pamuk، kesa، sanduk، این واژه‌های شرقی در واقع کلمات روزمره در زبان صربی هستند.

۲. زبان‌های مشابه ژنتیکی

زبان به عنوان شاخص اصلی قومی، می‌تواند بیان کننده جزییات تکوین قومیت یک ملت باشد. براساس برخی از ارزیابی‌ها، امروزه در جهان ۳ هزار زبان وجود دارد و بر اساس برآوردهای دیگر نزدیک به ۵۰۰۰ زبان در جهان وجود دارد، با این حال نمی‌توان بطور دقیق تعداد زبان‌های مختلف در جهان را مشخص کرد. (۷)

برای مشخص و تصور کردن یک زبان خاص، معیار خاصی و جامعی وجود ندارد و این امر بیشتر بخاطر وجود پدیده‌های مختلف از جمله تحولات زمانی، مکانی، ساختاری و استعمالی است.

آن دسته زبان‌هایی که دارای تشابهات در ساختار ادبی و فونتیکی هستند، نمی‌توان توضیح داد که این تشابهات آیا اقتباسی، اتفاقی است و یا ویژگی عمومی همه زبان‌ها است. (۸)

البته در اینجا باید به این موضع اشاره کرد که در واقع همه زبان‌های مشابه یک پدیده ژنتیکی دارند.

در واقع باید گفت که این زبان‌ها اصالتا بعنوان یک خانواده زبانی از یک ریشه سرچشمه می‌گیرند.

بنابراین، زبان‌های مشابه می‌توانند به مروز زمان نسبت به یکدیگر غیرقابل فهم شوند که در این مورد می‌توان به زبان پهلوی (پارسی میانه) اشاره کرد که دارای واژه‌هایی شبیه آن در زبان‌های اسلاو باستان بوده است که از نقطه نظر آوایی در زبان فارسی نوین دستخوش تغییر و تحول شده، ولی در زبان صربی محفوظ مانده‌اند.

مثال:

بنابراین زبان‌های صرب و کرواتی و فارسی از نظر ژنتیکی مشابه یا هم خانواده هستند.

۲-۱. فارسی و صربی بعنوان زبان‌های هم ریشه

تشابهات و هم‌ریشگی دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان حداقل در دو مقوله مورد بحث قرار داد:

الف) تشابهات اساسی که مربوط به ریشه «مادری» هند و اروپایی است.

ب) از لحاظ لغوی بسیاری واژه‌های فارسی از طریق زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شده‌اند. برای نمونه:

papuče (پاپوش)، taze (تازه)، turšija (ترشی)، pišmaniti (پشیمانی)، bakšiš (بخشش)، džigerica (جگر).

می‌توان در این زمینه نیز به مساله تاریخی بعنوان قوی‌ترین ارتباط بین دو زبان فارسی و صرب و کرواتی که نتیجه گسترش امپراطوری عثمانیان در شبه جزیره بالکان است، اشاره کرد.

درواقع، ارتباط میان دو زبان فارسی و صرب و کرواتی را می‌توان به دو زیر مجموعه تفکیک کرد: کلماتی که به واسطه حضور ترک‌ها به زبان صرب و کرواتی آورده شدند و دوم اینکه کلماتی که ریشه آن هندو اروپایی بوده است. برای این دسته از واژه‌های مشابه می‌توان به صراحت گفت که این کلمات مشابه پیش از حضور ترک‌های عثمانی در این منطقه در زبان صرب و کرواتی وجود داشته‌اند.

در اینجا بطور اجمال می‌توانیم دو یا سه سطح تشابه یا ارتباط را میان زبان‌های فارسی و صرب و کرواتی مورد بررسی قرار دهیم.

۲-۲. تشابهات در مقایسه با زبان اولیه و مادری

این تشابهات در برگیرنده فرهنگ لغوی، دستور زبان و ساختار فونتیکی و زمان است. (۹)

۲-۲-۱. فرهنگ لغوی اساسی

اصولا این گروه شامل واژگان زبان هندو اروپایی می‌شود، و واژه‌ها در ارتباط با خانواده، طبیعت، بروز حوادث طبیعی، اعضای بدن و موارد مشابه محصور هستند. (۱۰)

این تشابه شامل برخی رقم‌ها نیز می‌شود:

همچنین بسیاری از فعل‌های زبان فارسی و صرب و کرواتی جزء این گروه هستند که واژگان اساسی زبان مادری بشمار می‌آیند و اکنون نیز در هر دو زبان جایگاه خود را حفظ کرده‌اند.

۳. زبان ترکی و نقش آن در رشد واژگان زبان صرب و کرواتی

فرهنگ لغوی، ارائه دهنده بیشترین منابع برای مطالعه ریشه یک قوم و تاریخ آن است که امری طبیعی است، زیرا کلمات و واژه‌ها در فرهنگ لغت هر زبانی وجود دارند که در دوره‌ها و از راههای متفاوت وارد زبان شده‌اند. این لغت‌ها بیانگر تاثیر و تبادل بین فرهنگ‌های گوناگون است.

جذابیت شعر و ادبیات فارسی و اندیشه‌های متعالی عرفانی و صوفیانه ایرانی عوامل اصلی گسترش زبان فارسی نه تنها در ترکیه بلکه در بالکان نیز هستند.

در واقع بسیاری از واژگان فارسی از این طریق یعنی از طرق ادبیات و یا مستقیما از طریق زبان ترکی و نظام آموزشی و اداری ترکی وارد شده‌اند. ورود عناصر شرقی در فرهنگ و زبان اسلاو‌های جنوبی و همچنین سایر اقوام بالکانی، موجبات برخورداری منطقه بالکان از جایگاه جغرافیایی مهم بعنوان راه ارتباطی بین اروپا و آسیا گردید. این عناصر در همه شاخه‌های زندگی قومی وجود دارد، بنابراین، بخشی از واژگان اقتباسی را بصورت یک مجموعه درآوردیم که از نظر ما نشان دهنده زندگی مردمی و حضور گسترده واژه‌های فارسی در آن است.

۳-۱. اسامی گل و گیاهان

بسیاری از اسامی شرقی مربوط به گل، گیاه، نوشابه و عذا به واسطه ترک‌ها و زبان ترکی وارد زبان صرب و کرواتی شدند.

علاوه بر اسامی عربی و ترکی، اسامی و نام‌های فارسی نیز در این مجموعه وجود دارند.

۳-۲. اصطلاحات دینی و عرفانی

آن دسته از اسلاوهای جنوبی که تخت تاثیر موقعیت‌های جدید به اسلام گرویدند، نحوه زندگی کردن به گونه شرقی‌ها را انتخاب کردند.

آن‌ها بدین‌ترتیب با واسطه‌هایی برای توسعه و گسترش عناصر زندگی شرقی، برخی از اصطلاحات فارسی‌الاصل دینی و عرفانی را نیز پذیرفتند.

۳-۳. اصطلاحات کشوری، اداری و نظامی

البته ترک‌های عثمانی بسیاری از واژه‌ها، نام عنوان‌ها و مقام‌ها در زبان فارسی را به زبان اسلاوهای جنوبی وارد کردند.

۳-۴. اصطلاحات بازرگانی و صنعتی

ترک‌ها نقش مهمی را در گسترش صنعت شرقی داشتند. در میان اصطلاحات تجاری و صنعتی کلماتی وجود دارند که فارسی هستند.

۳-۵. اسامی آلات موسیقی

برغم اینکه منابع کتبی گسترش موسیقی در بین اسلاوهای جنوبی را مدیون رومیان می‌دانند اما بسیاری از اسامی آلات موسیقی که امروزه نیز در محافل موسیقی استفاده می‌شود، کلمات فارسی هستند.

۳-۶. نام و اسامی وسایل و ابزار آلات خانگی

بسیاری از این اسامی امروز نیز کاربرد دارند.

بالاخره بر آن شدیم از اصطلاح «اورینتالیسمی» (واژه‌های شرقی) که جامع‌تر است استفاده کنیم، اما بنا بر انتخاب ما واژه‌های فارسی را «پرسیزمی» (واژه‌های فارسی) می‌نامیم، علت آن نیز وجود بیش از ۱۰۰۰ کلمه و واژه فارسی در زبان صرب و کرواتی است.

ظهور این مقدار کلمات فارسی در زبان صربی یا بعبارت بهتر زبان صرب و کرواتی بیانگر این است که «گفتگوی تمدن‌ها» از قرن‌های پیشین شروع شده و امروزه نیز از طریق زبان و فرهنگ زنده است.

پانویس:

۱. در این مقاله از کلمه فراموش شده زبان «صرب و کرواتی» که مدتی زمانی طولانی رایج بود استفاده می‌کنیم،. زیرا برای بررسی برخی پدیده‌های اجتماعی – تاریخی که در ارتباط با زبان فارسی بوده مجبور به استفاده از آن بودیم، این زبان یعنی زبان «صرب و کرواتی» به لحاظ فاصله زمانی و کنوانسیون زبانی مستلزم جدا شدن از یکدیگر است.، اکنون به دلایلی آن دو کلمه از هم جدا شده و به همین سبب از واژه «زبان صربی» استفاده شده است.

۲٫ Jašar Redžepagić, Islamsko-persijska kultura i uticaj persijskog jezika u nas, Beograd, 1996, str. 42-55.

۳٫ Dragan Novaković, Školstvo Islamske zajednice, Niš, ۲۰۰

۴٫ Jašar Redžepagić, Iranološka istraživanja i najistaknutiji iranolozi na teritoriji prethodne Jugoslavije, Beograd, 2001, str. 58-65.

۵٫ Вук Стефановић Караџић, Српски рјечник, Штампарија Јерменског манастира, Беч, ۱۸۱۸,

Вук Стефановић Караџић, Српске народне пословице, Штампарија Јерменског манастира, Беч, ۱۸۴۹, Српске народне приповијетке, ۱۸۵۳, Српске народне пјесме, (I , 1841), ( II, 1845), (III, 1846), (IV, 1862). U krilu zlatna jabuka, Antologija srpskih narodnih pripovedaka, bajki i legendi, prir. R. Božović, Bagdala, Kruiševac, 1983.

۶٫ Ա. Մարգարյան, Ժամանակակից հայոց լէզու, Երևան, ۱۹۹۳, էջ ۱۶۲

۷٫ Ranko Bugarski, Uvod u opštu lingvistiku, Beograd, 1996, str. 63.

۸٫ Ranko Bugarski, Jezici, Beograd, 1997.

۹. برای نشان دادن تشابهات میان زبانهای یادشده از منابع ذیل استفاده کردیم:

В. Георгиев, Исследования по сравнительно- историческому языкознанию, Москва, ۱۹۵۸٫

Л. Пейсиков, Лексикология савременного персидского языка, ۱۹۷۵٫

A. Meje, Uvod u uporedno proučavanje indoevropskih jezika,Beograd, 1965.

O. Семериньи, Введение в сравнительное языкознаниe, Mосква, ۱۹۸۰٫

A. Савченко, Сравнительная грамматика индоевропейских языка, Mосква, ۱۹۷۴٫

A. Сараджева, Армяно – славя анские лексико-семантические паралеллы, Ереван, ۱۹۸۶٫

۱۰. علاوه بر فارسی و صربی، ریشه های زبان هندو اروپایی و اسلاو باستانی را ارائه داده‌ایم و زبان ارمنی را برای ارائه بهتر اصالت مشترک این واژه‌ها انتخاب کرده‌ایم. زبان ارمنی بعنوان شاخه ویژه خانواده زبانی هندواروپایی تاثیر مستقیمی از زبان‌های فارسی و ترکی داشته است و همزمان دارای عناصر مشترک با زبان صربی است.

فهرست منابع:

  • В. Абаев, Историко-этимологический словаръ осетинского языка, том ۲, Наукa, Ленинград, ۱۹۷۳
  • ابوالقسمی، محسن؛ ریشه شناسی؛تهران: انتشارات ققنوس، ١٣٧۴
  • Հրաչյա Աճառյան, Հայերեն արմատական բառարան, Երևանի պետական համալսարանի հրատարակչություն, հատ. ۱- ۴, Երևան, ۱۹۷۱/۷۹
  • Е. Агаян, Лексические и этимологические исследования, Ереван, ۱۹۷۱
  • عمید، حسین؛ فرهنگ عمید؛ تهران:انتشارات امیر کبیر، ١٣۶۶
  • Bajraktarević Fehim, Pregled istorije persijske književnosti, Naučna knjiga, Beograd, 1979.
  • Bugarski, Ranko: Uvod u opštu lingvistiku, Čigoja, Beograd, 1996.
  • دهخدا، علی اکبر؛ لغت نامه؛ تهران: دانشگاه تهران،١٣٧٧
  • Գ. Ջահուկյան, Հայոց լեզվի զարգացումը և կառուցվածքը, Երևան, ۱۹۵۵
  • ԳГ. Джаукян, Введение в армянскую дијалектологию, Јереван, ۱۹۷۲
  • فره وشی، بهرام؛ فرهنگ زبان پهلوی؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران،١٣۵١
  • В.Г. Гузев, Староосманский язык, Наука, Москва, ۱۹۷۹
  • حیاتی، محمد؛ وازه‌نامهء زبان‌شناسی؛ تهران: آوای نور،١٣٧٢
  • Ա.Մարգարյան, Ժամանակակից հայոց լեզու, Երևանի համալսարան, Երևան, ۱۹۹۳
  • Meje, A.: Uvod u uporedno proučavanje indoevropskih jezika, Naučna knjiga, 1965.
  • А. Мейе, Введение в сравнителъное изучение индоевропейских языков, М.-Л., ۱۹۳۸
  • معین، محمد؛ فرهنگ فارسی؛ تهران: موٌسسهء انتشارات امیر کبیر، ١٣٧۵
  • معین، محمد؛ برهان قاطع، تهران:انتشارات امیر کبیر،١٣۶١
  • نجفی، ابولحسین؛ مبانی زبانشناسی و کاربرد آن در زبان فارسی؛ تهران: انتشارات نیلوفر، ١٣٧۶
  • Գեորգի Նալբանդյան, Պահլավերեն հայերեն բառարան, Փյունիկ, Երևան, ۱۹۶۰
  • Речник српскохрватског књижевног језика, Матица Српска, књига четврта, Нови Сад, ۱۹۷۱٫
  • Redžepagić, Jašar: Iranološka istraživanja i najistaknutiji iranolozi na teritoriji prethodne Jugoslavije, Kulturni centar Islamske Republike Iran, Beograd, 2001.
  • Ređžepagić, Jašar:Islamsko-persijska kultura i uticaj persijskog jezika u nas, Kulturni centar Islamske Republike Iran, Beograd, 1996.
  • Šabanović, Hazim: Književnost muslimana BiH na orijentalnim jezicima, Sarajevo, 1973.
  • ساغروانیان، جلیل؛ فرهنگ اصطلاحات زبانشناسی؛ مشهد: نشر نما، ۶٣۶۶
  • А. Н. Савченко, Сравнительная грамматика индо-европейских языков, Высшая школа, Москва, ۱۹۷۴
  • تفضلی، احمد؛ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام؛ تهران: انتشارات سخن،١٣٧٧
  • Türkçe-sirpča sözlük, hazirlayanlar prof.dr Slavoljub Đinđic, doc. dr Mirjana Teodosijević i prof. dr. Darko Tanasković, Ankara, 1997.
  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

12 comments on “تاثیر زبان و ادبیات فارسی بر زبان و ادبیات ملل یوگسلاوی سابق

  1. طاهری
    ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۸:۳۴

    بسیار عالی. استفاده کردیم

  2. یاشار
    ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ at ۱۳:۱۲

    عجب! نمیدانستم چکش و چنگال و بازارگان باشی و … فارسی هستند، فکر میکردم ترکی هستند!
    واقعاً که…

    • علي
      ۴ مرداد ۱۳۹۰ at ۱۷:۰۹

      وازگان یاد شده کاملا فارسی بوده و بازماندگان زبان اوستایی هستند. برای مثال چکش در زبان اوستایی /chakusha/ بوده است. همچنین بسیاری از وازگان از زبان اوستایی یا پارسی پهلوی به زبان تازی(عربی) و انگلیسی وارد شده. برای مثال واژه جاد از گات و ستر از ستره , ابریق از آبریز … و واژگانی که در قرآن کریم است جن از /jaini/ دین از /daena/ ذات همان ذات با زبر ت و در انگلیسی واژه ice از / isi/ و imortel از /amertata/ که همان امرداد یا مرداد است و bank از بنک و … سر‌چشمه گرفته اند.

    • رامین
      ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ at ۰۴:۵۸

      اتفاقا تمامی وسایل آشپزخانه پارسی هستند این زبان ترکی است که هیچ ریشه و رشته ای ندارد.

  3. علي
    ۴ مرداد ۱۳۹۰ at ۱۷:۱۱

    با سپاس از تلاش شما بسیار عالی بود.

  4. وحید
    ۱۴ مرداد ۱۳۹۰ at ۱۴:۰۴

    oخوب بود

  5. علیرضا
    ۲۴ شهریور ۱۳۹۰ at ۰۳:۵۶

    خوب

  6. ناهید
    ۱۷ مهر ۱۳۹۰ at ۱۷:۲۵

    به عنوان دانشجوی سال اولی ازدیدگاه من خوب بود ولی بهتر میشد اگر از عکس های جالب به عنوان ضمیمه مقاله اتان استفاده میکردید

  7. بورزو
    ۲۵ آبان ۱۳۹۰ at ۰۰:۲۱

    بسیار نیکو بود و خواندی ولی اگر آن واژه ها را پارسی بنامید بهتر است، زیرا فارسی زبانی در هم از دیگر زبانها به ویژه تازی که نزدیک به ۶۰٪ و ترکی نزدیک به ۱۵- ۲۰ ٪ می باشد. واژه های پارسی در فارسی کم نیستند ولی هنگامی که کسی آنها را بکار ببرد، بیگانه پرستان آنان را مسخره میکنند و یاوه سرایی میکنند.
    ای کاش ایرانی دست از بیگانه پرستی بردارد و بیش از این خاک مردگان بیگانه را بر سر و روی خود نریزد تا گرد و خاکش در چشم نزدیکان و دیگران نرود.
    این گرد و خاک ها است که نمیگذارد ایرانی چشمی بینا داشته باشد، از این رو همیشه جیق و فریادش به ان اندازه بالا است که گوش خود و دیگران وا هم کر میکند. پس بکوشیم تا هم بهتر ببینیم و هم بهتر بشنویم

  8. نیک اندیش
    ۵ تیر ۱۳۹۱ at ۰۴:۴۲

    گوهر فزای گوهر دنیاست پارسی… جان سخن به هر تن زیباست پارسی…با پارسی بخوان وبدان هرچه هستی است… اندیشه سازمغز تواناست پارسی… خاروخس هردم پیچ خورد دور پرنیان… ابریشم شیرازه ی دلهاست پارسی… از پارسی بلند شده واژه های نغز… مادر چنان پدر که هویداست پارسی…از پارسی رسیده به هر لفظ مایه ای … خورشید تابداربه همه جاست پارسی… بی پارسی کجا شکند طوطیان شکر؟… حقا که انگبین سخنهاست پارسی… نادرچه کرد تا که خرم کرزیش کند؟… معنی فشرده ارزش فرداست پارسی… جان کندن قبیله گرایان برای چیست؟…ناجی ورهنما و مسیحاست پارسی.. نیک اندیش

  9. سایه
    ۲۸ دی ۱۳۹۱ at ۰۳:۲۹

    بسیار عالی، باز هم از این مقالات مفید در سایتتون قرار بدید

  10. حسن
    ۱۲ بهمن ۱۳۹۱ at ۱۲:۰۵

    خوب

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *