کودتای حروف

در هفته‌ی ِ اول خرداد ماه هشتاد و شش گروهی از استادان زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران در بیانیه‌یی نگرانی خود را از وضعیت خط فارسی در«فضای کامپیوتر و ارتباطات سیار» ابراز کردند(۱). این بیانیه گرچه بیشتر هشداری بود در مورد استفاده‌ی بی رویه از حروف لاتین در ارتباطات روزمره‌ی فارسی زبانان (مثل ِ ارسال پیامک یا همان SMS و ای-میل به زبان فارسی و با حروف لاتین)، اما بحث قدیمی را که بیشتر مربوط به نارسایی‌های ِ خط فارسی می‌شود نیز بین اهل فن برانگیخت. به نظر می‌رسد که اجماعی در اجرای خط فارسی، مصوب ِ فرهنگستان زبان وجود ندارد. در این خصوص، پژوهش‌گرانی پیش نهاد‌هایی را به منظور ِ بهبود ِ خط فارسی ارایه کرده‌اند که شاید هیچ وقت مورد توجه نهادهای ذی ربط قرار نگرفته است(۲ و ۳). به درستی نمی‌دانم که آیا استادان ِ امضا کننده‌ی ِ این بیانیه همانند گروهی از پیش‌نهاد دهنده گان، قایل به ایرادات ِ وارد بر نارسایی‌های ِ رسم الخط ِ مصوب ِ فرهنگستان زبان هستند یا نه. به علاوه، از میان کسانی که به نارسایی‌های ِ خط فارسی اشاره می‌کنند، گروهی پا را فراتر نهاده و زمزمه‌های تغییر خط فارسی و استفاده از حروف لاتین را برای نگارش ِ فارسی پیش‌نهاد می‌کنند (۴ و ۵). به هر حال، به نظر می‌رسد که نگرانی همه‌ی این گروه‌ها، مورد تهدید قرار گرفتن ِ زبان فارسی در زمانه‌ی ِ تکنولوژی است. در این مقاله‌ی کوتاه نکاتی در مورد هر یک از این نگرانی‌ها و پیش‌نهادها ارایه می‌شود.

توسعه‌ی ِ زبان

به عقیده‌ی زبان‌شناس معروف، سوسور، زبان و خط (نگاشته) دو دستگاه نشانه‌یی مجزا از یک دیگر هستند؛ در حالی که خط تنها برای بازنمایی‌ی ِ زبان به وجود آمده است. زبان را نمی‌توان به دلیل رابطه‌ی بین واژه‌ی مکتوب و واژه‌ی ملفوظ تعریف کرد(۶). به نظر دریدا (۷)، سوسور تنها کارکردی محدود و اشتقاقی را برای رابطه‌ی بین گفتار و نگاشتار تشخیص می‌دهد. « اشتقاقی به دلیل ِ بازنماینده‌گی: دال ِ اولین دال، بازنمای ِ صدای خود-نماینده، بازنمای ِ دلالت ِ فوری، طبیعی و مستقیم ِ معنی (ی ِ مدلول، مفهوم، شیء ایده‌آل…). محدود بدین دلیل که آن کیفیتی از حوداث است که می‌تواند برای یک زبان اتفاق بیافتد که اساس‌اش … برای همیشه نیالوده بوسیله‌ی خط باقی بماند» (۷). به عبارت دیگر، « زبان دارای یک…سنت شفاهی است که مستقل از خط است»(۶و۷). نا گفته نماند که سوسور این جدایی زبان و خط را از تعریف ارسطویی اقتباس می‌کند: « واژه‌های گفتاری (ملفوظ) سمبل‌هایی از تجربه‌ی ذهنی هستند و واژه‌های نگاشتاری (مکتوب) سمبل‌هایی از واژه‌های گفتاری…»(۷). در واقع، این واژه‌ی ملفوظ است که زبان را می‌سازد. اما در بسیاری مواقع به اشتباه این واژه‌ی مکتوب است که به نظر نقش اصلی را ایفا می‌کند؛ این یعنی زبان را با رسم‌الخط آن اشتباه گرفتن. گرچه «خط تحت شرایطی می‌تواند دگرگونی‌های زبان را کند سازد ولی با فقدان ِ خط به هیچ روی ثبات زبان به خطر نمی‌افتد»(۶). بنابراین اگر به خط به عنوان دستگاه نشانه‌یی ی ِ مستقل از زبان بنگریم، می‌توان برای نگارش زبانی مثل ِ فارسی هر رسم‌الخطی را برگزید. رسم الخط رایج در زبان فارسی که به آن « خط فارسی» می‌گوییم، همان خط برگزیده یا شاید تحمیل شده با بیش از هزار سال قدمت است. حال آن که تغییر چنین خطی به هر خط دیگر (مثلا لاتین) گرچه ممکن است، اما همان طور که اشاره شد این امر هیچ کمکی به توسعه یا دگرگونی‌های این زبان نمی‌کند. ماحصل چنین تحلیلی، اگر توسعه‌ی زبان مطرح باشد، ما را به ضرورت و تقدم ِ بازنگری به خود زبان فارسی و تفکر در آن راهنمایی می‌کند.

خاطرات گم شده

در پاسخ به کسانی که تجربه‌ی ِ تغییر خط در کشورهای دیگر (مثل ترکیه) را به عنوان امری پیش‌رونده و مثبت تصور و آن را برای زبان فارسی تجویز می‌کنند، به قسمت‌هایی از نامه ی ژاک دریدا، فیلسوف فرانسوی، که از ترکیه به دوست خود می‌نویسد بسنده می‌کنم. او می‌نویسد:«من تنها به آن فکر می‌کنم، منظورم این است به او، به این، به حروف {الفبا}. در این مورد، به الفبای ِ تــُرک‌ها فکر می‌کنم، به تغییر ِخطــّی که برای آنان اتفاق افتاد، ضربه‌یی تمام بر آن‌ها در تاریخ‌شان، به حروف ِ گمشده‌ی‌شان فکر می‌کنم، به الفبایی که آنها بی‌رحمانه مجبور به تغییرش شدند، زمان ِ اندکی پیش، از یک روز به روزی بعد، به دستور ِ رهایی دهنده‌یی مفرط، شفاف، اما ستم کار ِ«عصر مدرن»، همان طور که می‌دانی، قهرمان ِ برجسته‌ی نظامی ک. آ.، کسی که ذهنیاتش را هم گام با مدرنیته به پیش آورد»(۸). نمی‌دانم چرا دریدا نام «کمال آتاترک» را به صورت مخفف می‌نویسد. نکته‌ی مهم این است که دریدا ذهنیات « آتاترک» را گرچه هم گام با مدرنیته می‌داند ولی در عین حال او را ستم کاری بیش نمی‌داند «روی جاده‌یی، پیش‌رونده، در سفری بزرگ! رژه‌یی پیش‌رونده! چه جراحتی. تصور کن چنین چیزی برای ما رخ دهد: رییس جمهور تصمیم بگیرد که از فردا مجبور خواهیم بود که خط جدید ی را استفاده کنیم. بدون تغییر زبان! و هرگونه بازگشتی به حروف ِ دیروزین ممنوع باشد! ما شاید این کودتای حروف (coup de la letter)، این شانس یا ضربه‌ی مشت هر زمانی که علیه ما حمله‌ور شود اتفاقی چنین می‌افتد: یک فرد نه تنها مجبور به درآوردن لباس خود بلکه به تـــَرک محل خود می‌شود، مجبور به شروع دوباره‌ی ِ سفری می‌شود اما برهنه، مجبور به تغییر تنه‌ها، به تبدیل گوشته‌ی کلمات، نشانه‌ها، و هر ابرازی می‌شود، مادامی که به همان شکل ماندن و بر زبان آن فرد به چیره‌گی باقی ماندن، وانمود می‌کنند. خشونت این تغییر ِ خط ، تمام خیابان‌های استانبول ِ مرا محاصره کرده است، این خشونت آثار جراحتش را بر روی هر چیزی که کشف می‌کنم، قرار می‌دهد، بر نشان‌های بازرگانی، چهره‌ها، معماری، هر جا که قدم می‌زنم یا جایی که – به معنای تمام نشانه‌ها- خاطراتم از الجزایر تازه می‌شود، و همچنین خاطرات ِ مراکشی، یونانی، فلسطینی و اسراییلی‌ام…»(۸). پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا این تغییر خط اگر به گونه‌یی غیر یک شبه و با مرور زمان انجام شود نیز آثار جراحتی بر روی خاطرات، خواهد گذاشت. من معتقدم اگر این تغییر آثار جراحتی را بر جای نگذارد، حداقل کم رنگ کردن ِ خاطرات را به همراه دارد. خاطرات ِ کتیبه‌های ِ اصفهان، خاطرات ِ ایرانی!

استقلال ِ حروف

یکی از ویژه‌گی های خط لاتین این است که حروف لاتین حتا وقتی که در واحد کلمه قرار می‌گیرند نیز استقلال خود را حفظ می‌کنند. این ویژه‌گی، که خط فارسی از آن بی‌بهره است، کمک می‌کند تا به راحتی از کنار یک دگر قرار دادن ِ این حروف، کلمات ِ ترکیبی و بزرگ را مخفف کرد. اما در خط فارسی به محض این که دو حرف در کنار هم قرار می‌گیرند به هم می‌چسبند و استقلال خود را از دست می‌دهند. مثلا، همه می‌دانند که «هواپیمایی ملی ایران» را «هما» می‌نامند. در اصل از به هم پیوستن اولین حرف سه واژه‌ی هواپیمایی، ملی و ایران، به طور اتفاقی کلمه‌ی زیبایی درست شده است که نه تنها مخفف آن سه واژه، بلکه نام آن پرنده‌ی افسانه‌یی-ایرانی نیز است. جالب این است که ما این سه حرف را با نامشان (یعنی: ه ِ، میم، الف ) نمی‌خوانیم بلکه کلمه را می‌خوانیم آن هم با اضافه کردن صدای کوتاه ِ «_ ُ_» که در ضمن، در صورت نوشتن کلمه آن را نیز نمی‌نویسیم. در حالی که، در زبان انگلیسی به طور مثال، این را به عنوان یک قاعده می‌توان اجرا نمود و این حروف هستند که مستقلا نامیده می‌شوند (مثل SMS به جای Short Message Service). این ویژه گی‌ی ِ حروف لاتین به خصوص در مورد کاربردهای رقومی (digital) برتری خود را به رخ می‌کشد. البته این بدان معنی نیست که امکان استفاده از خطوط آوانگار ِ دیگر نظیر ِ خط فارسی یا خطوط اندیشه نگار مانند خط چینی در این مورد وجود ندارد. این تنها به معنای سهولت استفاده از حروف لاتین در این موارد یا به خاطر فراگیر بودن این حروف در فضای رقومی است. به طور مثال، نشانی‌ی ِ تمام تارنماهای (website) موجود در اینترنت از یک پروتکل عمومی تبعیت می‌کنند که با توجه به حروف لاتین ایجاد شده‌اند. بر خلاف، می‌توان حتا از حروف لاتین برای وارد کردن همین نشانی‌ها استفاده نکرد به شرط آن که خدمات پشتیبانی کننده‌ی ِ تارنمای ِ مورد نظر قابلیت تبدیل خط دیگر را به این پروتکل فراهم کرده باشد. برای کاربران فارسی زبان، این شاید تنها در مورد تارنماهای فارسی قابل اجرا باشد. بالطبع، در فضای «نا متنهایی» ی ِ اینترنت که مرزهای زبانی و نگاشتاری در هم می‌آمیزند کاربران می‌بایستی بنا به نیازشان با حروف لاتین آشنا باشند. در هر صورت، چیزی به عنوان مشکل «تکنولوژیکی» وجود ندارد. تنها ایجاد تسهیلات نرم و سخت‌افزاری و سهولت ِ کاربرد آن، مطرح است.

بهبود شیوه ی ِ نگارش

تلفظ کلمات در بیشتر زبان‌ها به همان شکل که خط نوشته می شود رعایت نمی شود. جالب این که بعضی این ایراد را در باره ی ِ خط فارسی که حروف صدا دار کوتاه آن معمولا نوشته نمی شود بسیار بزرگ تر جلوه می دهند. در حالی که در بسیاری از زبان هایی که همه ی ِ حروف صدار دار نگاشته می شوند نیز این امر مشاهده می شود. مثال بارز آن خط فرانسوی است با آن نگارش دشوار و تلفظی که از خط پیروی نمی کند. به عبارت دیگر، در بسیاری از زبان ها مراجعه به تلفظ نویسی (فونتیک) برای ادای درست واژه گان ِ مکتوب ضروری است و در این خصوص زبان فارسی مستثنا نیست. اما اگر نظر خود را از واژه ها به سمت جمله برگردانیم، متوجه می شویم که در نگارش فارسی علاوه بر نشان گذاری، در مواردی نیاز به گذاردن ِ حرف ِ صدا دار کوتاه ِ« زیر» است تا متن بهتر خوانده شود. این مشکل و هم چنین مشکلاتی نظیر ِ نقش های ِ متفاوتی که حروف ِ « و»، « ه» ، و «ی» بازی می کنند، سر ِ هم نویسی یا جدا نویسی پیش وند ها و پس وندها و غیره دلایل خوبی هستند تا نگارش خط فارسی را مورد بازنگری قرار دهیم. البته به این مهم با حضور نویسنده گان و زبان شناسان ِ مطرح به عنوان « شورای بازنگری و اصلاح خط فارسی» در دوهه ی گذشته پرداخته شده است. به هر صورت، به نظر می رسد که تمام اصول « بی فاصله نویسی»ی ِ پیش نهاد شده از طرف این شورا مورد توجه فرهنگستان زبان قرار نگرفته است (۳). در این میان بیشتر نگارش متن هایی که نظارت فرهنگستان بر آن ها چیره نیست، ملغمه یی است از اصول فرهنگستان و بی فاصله نویسی ی ِ انتخابی. این مشکل شامل نگارش ِ این متن نیز می شود.

خواست هایی که استادان زبان فارسی در بیانیه ی اخیر خود مورد توجه قرار دادند گرچه لازم است اما کافی نیست. نیاز به بهبود و آموزش شیوه ی نگارش ِ خط فارسی به نظر امری ضروری است اما چگونه گی ی ِ انجام آن به عنوان مساله یی غیر سیاسی و کاملا حرفه یی، امر مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

مراجع

(۱) « خط فارسی را در یابید»، بیانیه ی هشدار دهنده ی استادان زبان فارسی. ایسنا

(۲) داریوش آشوری، بازاندیشی ی ِ زبان ِ فارسی، نشر مرکز، ویرایش دوم ۱۳۷۵

(۳) فرج سرکوهی، رادیو فردا.

(۴) پیام یزدانجو. « زبان فارسی و خط لاتینی»، رادیو زمانه

(۵) پیام یزدانجو. «در ادامه ی زبان فارسی و خط لاتینی»، رادیو زمانه.

(۶) فردینان دوسوسور، « دوره ی زبان شناسی عمومی»، ترجمه ی کوروش صفوی. انتشارات هرمس، ۱۳۷۸٫

(۷) Jacques Derrida, “Of Grammatology”, translated by Gayatri Chakravorty Spivak. The Johns Hopkins University Press, 1997.

(۸) Catherine Malabou and Jacques Derrida, “Counterpath, Traveling with Jacques Derrida”, translated by David Wills. Stanford University Press, 2004.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ عبدالرضا مقدم

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

4 comments on “کودتای حروف

  1. محمود
    ۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۰۸

    خط فارسی از زیبا ترین خطوط جهان است بهتر است به بهینه سازی ان بیندیشیم

  2. دکتر محمود شهبندی
    ۵ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۱۳

    خط پارسی از زیباترین و قدرتمند ترین خطوط جهان از نظر ریشه و معانی و دارای فرهنگ کهن جهان است.از وظائف تک تک همه پارسی زبانان جهان است که در ترقی ان بکوشیم.

  3. بخشی از مقاله دکتر محمود شهبندی
    ۱۳ مهر ۱۳۹۰ at ۱۶:۲۲

    ب: زبان
    دانشمندان زبان شناسی بر آنند که زبانهای امروزی دنیای بر سه بخش است:
    نخست: بخش یک هجایی (یک سیلابی) و این قسم زبانها را زبان ریشگی نامند زیرا لغات این زبانها را زبانهای تنها یک ریشه است که به اول یا آخر آن هجاهائی نیفزوده‌اند. مانند زبان چینی که گویند چینیها برای بیان فکر خود ناگزیرند لغات را پس و پیش کنند یا مراد خود را با تغییر لحن و آهنگ کلمه بفهمانند.
    دوم: بخش زبانهای ملتصق این زبانها یک هجایی نیست … و هر چه به او افزایند به آخر او الحاق می¬شود. مانند مردم اورال و آلتایی که شاخه‌ای از نژاد زرد پوست می¬باشند و مانند مردم ژاپن و کره. بومیان آمریکا، مردم جنوب مصر در آفریقا و مردم استرالیا.
    سوم- بخش زبانهای پیوندی، در این زبانها بر ریشه و ماده‌ی لغات هجائی افزوده می¬شود مانند زبانهای سامی، عبری و عربی.
    زبانهای پیوندی اینهاست:
    الف: زبانهای سامی، مانند عبری، عربی و آرامی که بعد سریانی نامیده شد، و در عهد قدیم زبانهای فینیقی و بابلی و آشوری و زبان مردم «قرطاجنه» که شعبه بوده‌اند از فینیقیان و زبان حیمری
    ب: ربانهای مردم هند و اروپایی به معنی اعم: آریائیان هند، آریائیان ایران – یونیان – ابتالیاییان – بومیان اروپای غربی، ژرمنی- لِتْ و لیتوانی و سلاو (که روس و اسلاوها شرقی اروپا و مردم بلغارستان و صرب و سایر اسلاوهای بالکان باشند)

  4. بخشی از مقاله دکتر محمود شهبندی
    ۱۳ مهر ۱۳۹۰ at ۱۶:۲۵

    زبان فارسی
    زبان فارسی از خانوادۀ زبانهای هندی و اروپائی است این زبانها از حدود هزارۀ اول و پیش از میلاد در بخش بزرگی از اروپا و جنوب و جنوب غربی آسیا رایج بوده و از نیمه دوم سده پانزدهم میلادی در آمریکا و آفریقا و اقیانوسیه هم رایج گشته اند.
    فارسی زبانی است که امروزه بیشتر مردم ایران افغانستان، تاجیکستان و قسمتی از هند، ترکستان، قفقاز و بین النحرین بدان زبان سخن می گویند.
    تاریخ زبان ایران، هفتصد سال پیش از مسیح روشن و در دست است. و از آن پیش نیز از روی آگاهی‌های علمی می‌دانیم که در سرزمین پهناور ایران سرزمینی که از سوی خراسان (مشرق) به مرز تبت و ریگزار ترکستان چین و از جنوب شرقی به کشور پنجاب و از نیمروز (جنوب) به سند و خلیج پارس و بحر عمان و از شمال به کشور سکاها و سامارتها و (جنوب روسیه امروز) تا دانوب و یونان و از مغرب به کشور سوریه و دشت حجاز و یمن می¬پیوست مردم به زبانی که ریشه و اصل امروز ماست سخن می¬گفته‌اند… آنچه که مسلم است زبان فارسی در پهنه زیادی از جهان گسترده بوده است از جمه زبان دری نیز که از گویش فارسی است که از قدیم لغت ساکنان چند شهر بوده است که آن بلخ، بخارا، بدخشان و مرو است… و گروهی گویند که در زبان، بهمن اسفند یار چون مردم از اطراف عالم به درگاه او می¬آمدند و زبان یکدیگر را نمی¬فهمیدند بهمن فرمود تا دانشمندان زبان فارسی را وضع کردند و آن را «دری» نام نهادند یعنی زبانی که به درگاه پادشاهان تکلم کنند و حکم کرد تا در ممالک به این زبان سخن گویند زیرا که بهترین لغات فارسی زبان دری است.
    زبان فارسی پیشینه و قدمت پنج هزار ساله دارد ایران به عنوان بزرگترین کشوری که دارای زبان فارسی در منطقه است و آثار باستانی موجود در این کشور اتصال به ربان فارسی را از لحاظ، فرهنگی عمیقتر نموده است.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *