معایب خط فارسی

وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر مردم به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌کنند. ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع است و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده است.

با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان است. معایت مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد.

۱- مصوت های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند. مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند. اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در خواندن یک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار است. چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌کنند. مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند. البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی آن‌ها را حدس زد و آن‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.

۲- چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید آن‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌کنند. صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند. گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا است: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر است.

۳- برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد. مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود. هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند. این تعدد حروف از آن جا است که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته است، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای آن‌ها نشانده‌اند. بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی آن‌ها است حفظ شده، ولی تلفظ آن‌ها فارسی و یکنواخت شده است. گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از آن جایی که سال‌ها است این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی آن‌ها تغییر کرده است، باید آن‌ها را فارسی پنداشت. نوشتن آن‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن آن‌ها حساس می‌کند – که خود کار نادرستی است زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند – بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب است زیرا، چنان که گفتیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی آن‌ها در فارسی از بین رفته است.

۴- بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند. مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/. «ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/. در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند آن. «ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ است، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب». به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/. بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.

۵- یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش آن قرار می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ. بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌کنند.

۶- مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری است. در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم آن اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود. بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این است که) «طوریستکه» (طوری است که) و مانند آن. اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این است که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه خواندن آن کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند. مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در آن جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر آن جا هستیم».

۷- اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی است، معمولا به صورت مصوت /e/ در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود. در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و آن را بی معنی حس می‌کند. ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده است. گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی آن را تغییر می‌دهد. مثلا در جمله «مردم دیگر این کار را نمی‌کنند» اگر اضافه‌ای پس از «مردم» قرار گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند. هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ مردم این طور فکر می‌کنند» معنی آن را تغییر می‌دهد.

۸- فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن آن‌ها و گاهی اوقات حذف آن‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره آن‌ها داستان‌هایی ساخته شده است.

۹- علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند آن بر اشکال خواندن و نوشتن خط فارسی می‌افزاید.

اصلاح خط کار آسانی نیست. زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که درباره آن سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند. مسئله اصلاح خط امری است زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث آن را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.

بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم است. مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌گفت «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند. بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت کنند. در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و آن این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن آن بیشتر است و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند. عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌کنند زیرا آن را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند. عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به آن‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با آن مخالفت می‌ورزند.

ولی اشکالات تغییر خط فقط چیره شدن بر این مخالفت‌ها نیست. تغییر خط، در هر جامعه‌ای از جمله ایران، اشکالات فنی نیز دارد. یکی از این اشکالات فنی عامل جغرافیایی زبان است. امروز زبان فارسی از نظر جغرافیایی قسمت وسیعی از کشور ایران و قسمت‌هایی از کشورهای همسایه را در بر می‌گیرد. زبان فارسی در نواحی مختلف این قمرو وسیع، تلفظ‌های متفاوت دارد. اگر قرار باشد تلفظی انتخاب شود که خط از روی آن تنظیم شود اولین اشکالی که ایجاد می‌شود این است که کدام تلفظ از این انواع مختلف باید ملاک قرار گیرد. ممکن است بگوییم فارسی پایتخت، تهران، ملاک قرار گیرد. در این جا باز چندین اشکال ظاهر می‌شود. اولا در همه تهران، تلفظ یکنواخت نیست. ثانیا این کار، مشکل را به کلی رفع نخواهد کرد زیرا فقط مردم تهران کم و بیش آن طور که تلفظ می‌کنند خواهند نوشت ولی در لهجه‌های شهرستانی بین خط و زبان باز جدایی خواهد بود. مثلا گوینده اصفهانی باید بگوید: /peder/ و بنویسد /pedar/ «پدر» یا بر عکس دومی را به صورت نوشته ببیند و اولی را تلفظ کند. خط خود می‌تواند، در مورد زبان‌هایی که لهجه‌های بسیار مختلف دارند، یک عامل پیوند دهنده باشد و نمونه بارز چنین خطی، خط چینی است.

اشکال دوم مربوط به زمان است و این مخصوصا در مورد کشورهایی صادق است که دارای سنت ادبی هستند. کتبی که از قدیم به ما رسیده با خط فعلی نوشته شده است که تلفظ آن از بسیاری جهات مبهم است. اگر قرار باشد این کتب به خط جدید نوشته شود، دو اشکال به وجود می‌آید: اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ قدیم شان ضبط کنیم، مدرک قطعی برای تعیین تلفظ آن‌ها وجود ندارد و در نتیجه اختلاف رای ظاهر می‌شود و ایرادگیری‌های ادیب‌مآبانه از آن چه هست بیشتر رونق می‌گیرد. اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ امروز ضبط کنیم، دانسته حقایق را دگرگون جلوه داده‌ایم زیرا همه می‌دانیم که این کلمه در گذشته تلفظ امروز گویش تهران را نداشته‌اند.

ولی علی رغم همه این گرفتاری‌ها و مخالفت‌ها، خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت است که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که گفته شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت خواندن می‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود. یاد گرفتن آن برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور است، و مانع دلسردکننده‌ای است برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا کنند.

برگرفته از: کتاب زبان و تفکر

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

20 comments on “معایب خط فارسی

  1. mm
    ۲۱ آذر ۱۳۸۹ at ۱۴:۳۳

    بسیار درخشان

  2. فرامرز
    ۲۳ دی ۱۳۸۹ at ۲۰:۵۵

    از دید یک برنامه نویس، جدا از عیب های گفته شده، عاملهای پیچیده دیگر در خط ما، مانند صورتهای گوناگون حرفها، نوشتن از راست به چپ و چسبیدن حرفها به یکدیگر موجب کند شدن روند بومی سازی نرم افزارها و ابزارهای برنامه نویسی است. که خود موجب گسترش به کارگیری الفبای بیگانه و ناهمگونی خط در استفاده روزمره است. از آن جمله می شود به پدیده فینگلیش یا استفاده از زبانهایی جز پارسی در ابزارها و ابزارک ها اشاره کرد.

  3. مسعود
    ۳ بهمن ۱۳۸۹ at ۲۱:۳۲

    درود.به نظر من ما باید در اینده خط خودمان را به خط پهلوی که خط زمان ساسانیان بوده برگردانیم با قواعد نوشتن خودش که البت میتوانیم یک تغییراتی را در موارد گنگ ایجاد کنیم.البته رواج خط مشکلاتی دارد که در طول زمان برطرف میشود همانطور که در ۸۰ سال پیش در ترکیه خط خود را از خط عربی-فارسی به لاتین تبدیل کردند.البته ترکها چون خطی مثل خط پهلوی ما نداشتند لاتین را انتخاب کردند واز خط میخی سومری هم که نمیتوانستند استفاده کنند.به امید برگشت ورسیدن به خط اصیل ایرانی برای همه اقوام ایرانی ورواج ان در کشورهای همسایه که از خطهایی که مغایرت زیادی با فرهنگ قدیمیشان دارد استفاده میکنند مثل تاجیکستان و اذربایجان ترکیه و غیره

    • ناشناس
      ۲ دی ۱۳۹۱ at ۱۵:۵۹

      سلام.اما من فکر میکنم که خط اوستایی بهتراست از پهلوی ساسانی؛چون هم آسانتر و روان تر است و هم کامل تر.خط پهلوی اوستایی از جمله خط های کامل و کلاسیک جهان است.

  4. شاهرخ
    ۲۲ فروردین ۱۳۹۰ at ۰۷:۲۷

    درود/ برای اشنایی بیشتر با خط پارسی / نوشتار زیر میتواند کمک کند/ نام نوشتار ((خط پارسی بازمانده خطهای کهن ایران)) نوشته شده توسط ازاده احسانی دانشجوی دکترای ایران شناسی. در تارنمای http://www.iranboom.ir/khaneh.htmi امید وارم سودمند باشد

    • حمید
      ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ at ۲۱:۴۶

      متاسفانه این سایتی که آدرسشو گذاشتید پر از جعل و سیاه نمایی هست.درسته که ایرانیان در تکامل خط عربی نقش مهمی داشتند ولی مصادره این خط با نام “خط پارسی بازمانده خطهای کهن ایران” هم کار درستی نیست.این نکته رو هم باید در نظر داشت که خطوط پهلوی و اوستایی نیز ریشه‌ای غیر ایرانی (آرامی) داشتند

  5. پارسی شکر
    ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ at ۱۳:۴۸

    نوشتار فارسی

    خط فارسی

    ..
    … برای زبان فارسی باید نوشتار را تکمیل کرد تا از روی حروف

    بشود نوشته را درست خواند بدون آنکه از حافظه کمک گرفت

    تا با در نظر گرفتن جای کلمه ، تلفظ صحیح آن را به یاد آورد .

    یعنی خواندن کلمات ، تصویر خوانی نباشد و یا اینکه مجبور باشیم

    به متن موضوع یا جمله نگاه کنیم تا آن لغت را درست بخوانیم .

    .

    حروف اضافه و شکل جدید هم به حروف فارسی اضافه نمی کنیم .

    همان حروفی که داریم کافی است .

    یک حرف را فقط ” یک صدائی ” تلفظ می کنیم .

    « یک حرف یک صدا »

    و چند صدا ، برای یک حرف بکار نمی بریم .

    مثلا :

    – الف بی کلاه « ا » در همه جا فقط صدای « اَ » می دهد : اسب .

    – الف با کلاه « آ » در همه جا فقط صدای « آ » می دهد آبی.

    – « و » در همه جا فقط صدای « اُ » می دهد : ( من ، تو ) .

    – « وو » در همه جا فقط صدای « وو » می دهد :

    ( زور ، دور ) زوور ، دوور .

    – « وْ » (و نقطه دار) در همه جا فقط صدای « و » می دهد :

    (وقت ) وْ اقت .

    با استفاده از این چند حرف موجود در نوشتار فارسی برای صداها ،

    نوشتن منظور آسان تر می شود . خواننده با کمی آشنائی به

    زبان فارسی به آسانی و راحتی می تواند فارسی را درست بخواند

    و بدون آشنائی ِ زیاد و تسلط کامل ِ قبلی به زبان فارسی

    و اطلاع از اینکه این کلمه در این جمله

    سَبَب خوانده می شود و نه سِبَب ، و نه سُبَب ،

    کلمه را درست بیان می کند …

    • تفکر
      ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ at ۰۲:۲۳

      ما برای بهبود نوشتار و زبان پارسی یا فارسی کوشش می کنیم .
      هدف بهتر خواندن نوشته هاست و با اشتباه کمتر خواندن نوشته
      هاست و این در صورتی ممکن است که نوشتار یا خط ، آوا ها و صدا ها را برای نوشتن داشته باشد.
      نمی توانیم چون زبان فرانسه یا انگلیسی در نوشتن و برای خواندن همان نوشته ، با اشکال مواجه است خود را قانع کنیم که خوب ما هم با همین نقص و ناتوانی بسازیم چون دیگر کشور ها هم چنین مشگلی را هم دارند.
      در فرانسوی می نویسند « رنالت » و می خوانند « رنو »
      در فارسی حتا دکترای ادبیات می گوید که این شعر را این طوری
      هم می شود خواند و هر دو معنی را می دهد .
      یک نفر که خواندن و نوشتن را بلد است نمی تواند درست فارسی
      را بخواند . باید به جمله نگاه کرد و از روی معنی لغت را درست خواند. مثل همین کلمه « درست » که هم می شود / دَرسَت = درس ِ تو / دُرَ ست = دُرّ یا جواهر / دَرَست = در می باشد / خواند.
      خوب با همین حروف الفبائی که داریم می توانیم با اختصاص یک حرف برای یک صدا ، کلی در بهبود نوشتن و خواندن پیش برویم.

  6. major
    ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ at ۱۹:۴۹

    درود یا سلام – یا هر واژه دیگری که برای اینکار بکار برده میشود-
    ۱- به عنوان یک دری زبان به شما یادآور میشوم که این زبان یا لهجه یا گویش که به آن مینویسیم گویش یا لهجه دری از گویشهای زبان فارسی است پس ما به فارسی دری می نویسیم زبان فارسی دارای ۱۲ شاخه زبانی است که بخشی از آن بیشتر با جنگ ها و تجاوزها نابود شده و فقط کتاب یا نوشته یا اثری باقی مانده مانند فارسی سغدی که با یورش تزارهای روس دربخشهای فرارودان ( ترکمنستان – تاجیکستان – قفقاز و..) نابود شده و به تاریخ پیوسته
    ۲- این زبانی که به آن مینویسیم الفبای عربی( تازی) است که جایگزین الفبای آرامی یا همان الفبای فارسی پیش از یورش تازیان به امپراتوری پارس شده است
    ۳- هر زبانی دارای پیچیدگی ها ضعف های سستی ها و نقص هایی است هیچ زبانی در دنیا کامل نیست همه زبانهای دارای مشکلهای حرکتی – گویشی – نگارشی – و گفتاری هستند
    که گویندگان و سیاستمداری آن کشور با پروبال دادن به آنها جایگاه خود را ارتقا میدهند البته در سطح جهانی
    ما به جای انکه به دنبال بالا بردن سطح کیفی زبان خود باشیم
    زبان و گویش و هر آنچه که دارایم را بی ارزش برای خودمان جلوه می دهیم
    توجه شما را به زبان فرانسه – آلمانی – انگلیسی – روسی – یونانی جلب میکنم که من اندکی به این زبانها البته با کتاب آشنا شده ام همگی ناقص هستند و بروی همدیگر تاثیر میگذارند
    بطوریکه بسیاری از واژه های کلیدی در زبان انگلیسی و روسی ریشه یونان دارد و البته بسیار ناقص گرته بردای شده اند و گاهی برای یونانی زبانان خنده دار است.
    حال بجای آنکه به تاثیر زبانها بروی یکدیگر اندیشه کنید بنویسید که زبان فارسی چنین چنان !!!!!

  7. یک ایرانی
    ۲۸ آبان ۱۳۹۰ at ۰۹:۴۴

    با درود

    نویسندهٔ این مقاله آیا غیر از پارسی‌ زبان دیگه‌ای می‌دونه؟

    بسیاری از مشکلاتی که ذکر شد در زبانهای دیگر هم هست. همین انگلیسی‌ در آمریکا انگلیس و استرالیا به سه گونه مختلف صحبت میشه. حتا گویش در استانهای مختلف هر کدوم از این کشور‌ها متفاوت

    اگر هم برای یک صدا چند حرف داریم چون ایرانی‌ها در مقابل لهجه نه زیبای عربی‌ مقاومت کردن،

    در آخر فکر می‌کنم بهتر است همهٔ زبانهای هم نوع پارسی را مطلع کنیم و بعد نظری‌ بدهیم، بسیاری از مشکلات (البته اگر اسم آنها مشکل باشه) به مرور زمان پیش آماده و ربطی‌ به زبان خاصی‌ نداره

    به طور مثال از طرز تلفظ که بگذریم، حرفها زیادی که در دیکتهٔ کلمات فرانسوی و انگلیسی‌ نوشته میشن و خونده نمی‌شن،

    مشکل عدم تطابق حرف زدن و نوشتن مشکل همه جاست

    همین انگلیسی‌ آیا همهٔ a ها یک جور تلفظ میشن؟ همهٔ “ae”‌ها چطور؟ باز هم مثل بدم خدماتتون

    این نوشته بیشتر درد دل‌ یک کودک کلاس اولی‌ بود با مادرش :)

    مدرکشو نگین تو رو خدا، ما اینقدر ایرانی دکترا دار داریم که نگو. استدلال منطقی‌ ربطی‌ به مدرک نداره

    یک ایرانی

  8. مهران
    ۲۸ آبان ۱۳۹۰ at ۱۰:۳۰

    البته یک شکل دیگر این است که این خط هیچگاه با زبان پارسی سازگار نشده است مثلا گاهی در تلفظ برخی واژه ها در جاهای مختلف کشور اختلاف وجود دارد . من احتمال می دهم که برخی تلفظ ها در این روش نوشتاری گم شده باشد و بنابراین هر جایی سبک خاصی را برای نوشتن انتخاب کرده است مثلا شاید ما حرفی داشتیم که تلفظی بین “و” و “ب” داشته است از اینرو برخی واژه ها در جایی با و خوانده می شود و در جای دیگر با ب.

  9. مهران
    ۲۸ آبان ۱۳۹۰ at ۱۰:۳۰

    البته یک مشکل دیگر این است که این خط هیچگاه با زبان پارسی سازگار نشده است مثلا گاهی در تلفظ برخی واژه ها در جاهای مختلف کشور اختلاف وجود دارد . من احتمال می دهم که برخی تلفظ ها در این روش نوشتاری گم شده باشد و بنابراین هر جایی سبک خاصی را برای نوشتن انتخاب کرده است مثلا شاید ما حرفی داشتیم که تلفظی بین “و” و “ب” داشته است از اینرو برخی واژه ها در جایی با و خوانده می شود و در جای دیگر با ب.

  10. رویا
    ۲۹ آبان ۱۳۹۰ at ۰۳:۰۷

    با سلام و درود
    این مشکلات صرفا متعلق به زبان فارسی نیست ، دوستان به نگارش و تلفظ واژگان در زبان انگلیسی دقت کنید
    درصد بسیار زیادی از لغات انگلیسی هستند که از روی نحوه نگارش انها نمیتوان به تلفظ صحیحشان پی برد
    همچنین یک لغت انگلیسی با یک نگارش در نقاط مختلف به گونه های مختلف تلقظ میشود

  11. hutan
    ۲۰ آذر ۱۳۹۰ at ۰۰:۵۷

    bejaaye in mobahesaat , biyaa’id yek veb baa alefbaaye kaameli raah beyandaazid

  12. سلمان محمدی
    ۱۰ دی ۱۳۹۰ at ۰۳:۵۳

    غالب این عیبها را انگلیسی و فرانسوی و عربی و شاید خیلی خطوط دیگر هم دارند. چرا کسی به فکر تغییر خط در آنها نیفتاده؟
    به نظر من بحثی کاملا انحرافی و بی‌فایده و حتی زیانبار است. حیف از وقت شما که صرف این کارهای دوران‌گذشته شود.

  13. اردشیر
    ۵ اسفند ۱۳۹۰ at ۲۱:۲۰

    براستی که ایرانیان در ایجاد خط بی همانند بوده اند
    یکی از مشکلات امروز بشر خط است که مشکل همه جوامع از جمله ایرانیان است. وجود ص و ث و س و غیره دیکته را سخت کرده است. یا در انگلیسی می نویسند تابله table و می خواند تی بل (teybel) .
    حالا اگر خط پارسی خط دین دبیره بود هیچ یک از این مشکلات . از آن جالبتر اینکه چون باور زرتشیتان به صلح و آرامش وسازندگی است و از جنگ گزیران هستند . خط دین دبیره و خط پهلوی گوشه تیزندارد و گرد است . ایرانیان پس از اسلام که مجبور شدند که با خط عربی بنویسند تا حاکمان ببتوانند بفهمند که چه می نویسند . خط کوفی را اعراب می نوشتنند وچون جنگ طلب بودن وخیلی خیلی تیز مانند شمشیربود را ایرانیان گرفتند وبه خط نستعلیق دراوردند که مجددا گوشه پوزه هایش گرد شود.
    درود برنیاکان

  14. جوينده
    ۲۶ آبان ۱۳۹۱ at ۲۰:۵۴

    درود بر شما
    ۱٫ برخی ها که می گویند خط فارسی به یکی از خطوط زمان ساسانی و یا ماقبل آن برگردد باید گفت که خطهای پهلوی، اوستایی،سریانی و سغدی مانند عربی و عبری همه از خط آرامی گرفته شده اند و خط های میخی هم ریشه سومری دارند پس نباید برای این که نشان دهیم از خط بومی آریایی استفاده می کنیم خود را محدود به انتخاب آن ها کنیم چون این خطوط بومی نیستند.
    ۲٫ اصلاح خط کنونی که به نظر بعید می رسد بتوان تمام معایب گفته شده را اصلاح کرد؛
    پس یا باید همین خط را پذیرفت یا به دنبال خطی دیگر رفت.
    ۳٫خط لاتین نیز اشکالاتی دارد از نظر زیباشناختی نمی توان آن را زیبا دانست که در برابر خط فارسی مخصوصا نستعلیق شکسته به خوبی نمایان است
    محققان دریافته اند که مغز انسان کلمات را به صورت یک تصویر متحد پردازش می کند نه به صورت حرف به حرف و خط لاتین به صورت حروف جدا می باشد که خواندن آن زمانبر تر و سخت تر است، نوشتن آن نیز کمی سخت تر از خطی مثل فارسی است که حروف به هم چسبیده است .
    ۴٫ خط اوستایی یکی از کامل ترین خطوط دنیاست که می توان هر تلفظی را با آن نگارش کرد ولی دارای ۵۳ یا ۵۸ حرف است که تعداد حروف کمی زیاد است همچنین از راست به چپ نوشته می شود که همامنگی با حروف لاتین را از بین می برد
    که این ها به قول دوستمان که در بالا گفتند بومی سازی نرم افزاری را با مشکل همراه می کند.
    ۵٫ به قول بزرگی: «یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت»
    ساختن یک خط جدید بومی با کمک متخصصین مختلف و بدون عجله در طی چند سال که بهترین و کامل ترین خط دنیا باشد می تواند گزینه ی مناسبی باشد؛ اگر فنیقی ها و آرامی ها در چند هزار سال پیش چنین خطهایی را پدید آوردند آیا ما نمی توانیم با برنامه و با استفاده از دانش های نو و کامپیوتری و با این جمعیت متخصص، خطی از همه لحاظ کامل و زیبا درست کنیم؟

  15. محمد
    ۷ اسفند ۱۳۹۱ at ۰۸:۳۶

    ما باید خط فارسی را عوض کنیم
    گل= gol, gel
    کرم= kerem, kerm, karam
    چشم= cheshm, chashm
    مرد= mard, mord

  16. ali faraji
    ۳ مهر ۱۳۹۲ at ۱۶:۴۶

    من با حذف بعزی از حروف که هم ثدا هثتند موافغم

  17. حمید
    ۱۸ شهریور ۱۳۹۴ at ۲۱:۵۶

    در جواب اونایی که میگن فرانسه و انگلیسم مشکل داره خطشون،اولا که این کشورها خطشون رو بارها اصلاح کردن دوما چون بفرض خط اونا مشکل داره ما هم باید خط مشکل دارمونو حفظ کنیم؟!آخه اینم شد دلیل.خط ما بیش از هزار ساله که تغییری نداشته در صورتی که زبان تغییرات بسیاری داشته برای مثال ما “خاهر” را به شکل “خواهر”مینویسیم چون هزار سال پیش این لغتو” خوآهر”تلفظ میکردن!خط ما متاسفانه در ۱۰۰۰ سال پیش گیر کرده

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *