آسمان تاریخ در دو بیت: پژوهشی نجومی در شاهنامه

پژوهش و تحقیق پیرامون شاهنامه همواره مهم و بحث برانگیز بوده است، اما نباید از این نکته غافل شد که در کنار پرداختن به ادبیات، آشنایی با دانش‌های نو نیز می‌تواند به شاهنامه‌پژوهان کمک فراوانی کند.

ماه گذشته دکتر فریدون جنیدی، خبر از تصحیح شاهنامه توسط خود داده بودند و اعلام کرده بودند که چند بیت از شاهنامه را متعلق به فردوسی ندانسته‌اند و در نتیجه این ابیات را حذف کرده‌اند.

این ابیات که از زبان رستم فرخزاد بیان می‌شود متعلق به زمان حمله اعراب به ایران است:

ز بهرام و زهره ست ما را گزند

نشاید گذشتن ز چرخ بلند

همان تیر و کیوان برابر شده ست

عطارد به برج دو پیکر شده است

دکتر فریدون جنیدی در قسمتی از مصاحبه گفته‌اند: «عطارد ترجمه تیر به عربی است این ستاره از خود چه اختیاری دارد که به برج دوپیکر برود؟ چون تیر نزدیک به خورشید است و با آن طلوع می‌کند و خورشید در هر برجی باشد ناچار او نیز باید در همان برج باشد.»

حقیقت امر این است که خود خورشید هم از تمام صورت‌های دایره البروج عبور می‌کند و اگر عطارد چسبیده به خورشید هم باشد همراه با خود خورشید از صورت فلکی دو پیکر عبور خواهد کرد. هر چند ذکر این نکته لازم است که عطارد می‌تواند تا اندازه‌ای خاص از خورشید فاصله بگیرد و به اصطلاح کشیدگی داشته باشد.

در برابر مصاحبه‌ی دکتر جنیدی، آقای رضا مرادی غیاث آبادی مقاله‌ای نوشتند که رد آشکار نظرات ایشان بود. در این مقاله، غیاث آبادی به شیوایی ایرادات سخنان دکتر جنیدی و فرضیات ایشان را گفته‌اند. این مقاله را می‌توانید در اینجا مطالعه کنید.

شاعر و تاریخدان ِ آگاه به دانش‌های نو- از مدت‌ها قبل از آغاز طرح این بحث با استفاده از نرم‌رافزارهای نجومی و با شبیه‌سازی رایانه‌ای، به نتایج بسیار جالب و در خور تاملی در مورد این دو بیت و دقت بی‌نظیر فردوسی در شاهنامه رسیده بود که نظر شما را به خواندن مقاله‌ای که حاصل پژوهش وی است و برای نخستین بار در زبان فارسی به چاپ می‌رسد جلب می‌کنم.

لازم به ذکر است که جلال حجتی فهیم، کتاب تاریخ نجوم ایران را در آینده‌ای نه چندان دور منتشر خواهد کرد. وی در این کتاب علاوه بر پرداختن به رویدادهایی از نجوم که بر اساس آنها می‌توان زمان وقوع اتفاقات مهم باستانی ایران را با دقت تعیین کرد، به ثبت‌های تاریخی در مواردی اشاره می‌کند که تا به امروز گمان بر آن بود که رصدگران ایرانی آنها را ثبت نکرده‌اند. از جمله این ثبت‌ها می‌توان ظهور دنباله‌دارها، ابرنواخترها و گذر زهره و عطارد از مقابل خورشید و … را نام برد.

به هر روی آن چه در پیش روی شماست می‌تواند فصلی نو در شاهنامه‌پژوهی باشد و باز هم گوشزد کند که مجهز شدن به ابزارهای جدید یکی از موثرترین راه‌های پیشبرد فرهنگ بومی است و دوران سخن‌سرایی غیر علمی در باب مسائل پژوهشی گذشته است.

در مورد شاهنامه و داستان‌هایش بسیار نوشته‌اند. آن چه در این مجموعه‌ی بی نظیر به همت آن حکیم والامقام گرد آمده است، داستان عبور زمان از تاریخ یک نژاد تمدن‌ساز است. نژادی که با اسطوره‌هایش آغاز می‌گردد و در آخرین برگ‌های شاهنامه با پهلوانان خویش به خون می‌غلتد. اما با آه‌ها و افسوس‌ها و در عین حال با افتخارات و سربلندی‌های خود باقی می‌ماند تا در زمان‌های دورتر به بار نشستن دوباره‌ی سرزمینش را نظاره‌گر باشد.

بی شک کار تدوین شاهنامه کاری سترگ بود که تنها از عهده‌ی فردوسی بزرگ برمی‌آمد و او هم به شایستگی تمام این مهم را به انجام رساند، به گونه‌ای که امروزه این حماسه‌ی شگرف فخر ما ایرانیان به شمار می‌رود. بی شک فردوسی در سرودن بیت بیت این اثر جاوید، توجه به منابع مستند و معتبر آن زمان را سرلوحه‌ی کار خود قرار داده بود. هر چند که دانش امروزه‌ی ما در مورد کیفیت و چگونگی منابع در دسترس وی چندان زیاد نیست، اما می‌توانیم به نقل خود وی در مورد منبع اصلیش استناد کنیم.

یکی نامه بود از گه باستان

فراوان بدو اندرون داستان

پراکنده در دست هر موبدی

ازو بهره‌ای برده هر بخردی

مطمئنا فردوسی بزرگ از منابع دیگری هم در سرایش شاهنامه استفاده کرده است و داستان‌هایی که سینه به سینه به وی رسیده بود هم نقش مهمی در خلق شاهنامه داشته است. اندازه‌گیری دقت و صحت این گفته‌ها امروزه دغدغه‌ی بسیاری از ایران پژوهان است و فعالان این عرصه سعی می‌کنند با دانش نوین و روش‌های جدید تحقیق، پرده از اسرار این گنجینه‌ی ملی بردارند. موضوع این نوشتار هم بررسی دو بیت از شاهنامه است که به صورت آشکار از وضعیت آسمان و نحسی بخت حاصل از آنها سخن به میان آورده است و ما سعی می‌کنیم با تکیه بر دانسته‌های تاریخی و نرم‌افزارهای نجومی، میزان درستی و صحت این دو بیت را مورد مطالعه قرار دهیم.

صفحات پایانی شاهنامه، به داستان حمله‌ی اعراب به ایران زمین اختصاص یافته است. تندی کلام فردوسی در این سطور به اندازه‌ای زیاد است که عده‌ای نگارش این قسمت‌ها را مربوط به وی نمی‌دانند و سعی می‌کنند این صفحات پایانی را به کاتبان شاهنامه که از ذوق شعری بهره‌مند بودند، منسوب کنند.

در هر حال داستان سرازیر شدن سپاه اعراب به مرزهای ایران و رویارویی رستم فرخزاد با این سپاه قسمت مهمی از بیت‌های پایانی شاهنامه را شامل می‌گردد و هنوز هم محققان زیادی در مورد عوامل شکست ساسانیان از اعراب به مطالعه و غور مشغول هستند، اما صرف نظر از تمامی دلایل نظامی و اجتماعی که بارها و بارها بیان گردیده است، دلیل دیگری هم برای شکست سپاه ایران از اعراب وجود داشت و آن اعتقاد به اختربینی و طالع نحس و سعد است.

در شاهنامه رستم فرخزاد، سپه سالار سپاه ایران، این گونه معرفی می‌گردد:

که رستم بدش نام و بیدار بود

خردمند و گرد و جهاندار بود

ستاره شمر بود و بسیار هوش

به گفتار موبد نهاده دو گوش

پس بنابر گفته‌ی فردوسی دو ویژگی مهم رستم فرخزاد یکی تسلط وی بر علم اختربینی و دیگری اعتقاد عمیق مذهبی وی بوده است و در بیت‌های بعدی می‌بینیم که رستم از طرف یزدگرد مامور به مقابله با اعراب می‌گردد. رستم قبل از عزیمت به نبرد قادسیه سعی می‌کند از طریق اوضاع آسمان به فرجام جنگ پی ببرد.

بیاورد صلاب و اختر گرفت

ز روز بلا دست بر سر گرفت

یکی نامه سوی برادر به درد

نبشت و سخن‌ها همه یاد کرد

و رستم در این نامه که خطاب به برادرش نوشته شده است از سرنوشت ساسانیان و شکست آتی سخن می‌گوید او در این نامه می‌گوید:

ز بهرام و زهره است ما را گزند

نشاید گذشتن ز چرخ بلند

همان تیر و کیوان برابر شده است

عطارد به برج دو پیکر شده است

در کتاب تاریخ طبری نیز اندک اشاره‌ای به وضعیت سیارگان و جنگ قادسیه شده است. در این کتاب می‌خوانیم که یزدگرد قبل از گسیل رستم به جبهه‌ی جنگ منجمی را فراخوانده و از او وضعیت نحس و سعد را جویا می‌شود. این منجم هم از ترس یزدگرد اوضاع فلکی را خوب گزارش می‌کند (چرا که یزدگرد به فرستادن نیرو برای نبرد با اعراب بسیار مصر بوده است و بر عکس وی رستم طرفدار تامل و تصمیم سنجیدهتری بود) و رستم که خود از دانش نجوم بهرهمند بوده است، حرف منجم را نمی‌پذیرد و این گونه است که پای فالگیر دیگری به نام زرنای هندی به این گفتگو باز می‌شود.

امروزه با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای نجومی می‌توانیم تصویر هر لحظه‌ای از آسمان را از چندین هزار سال پیش تا چندین هزار سال بعد به دقت بر صفحه‌ی مانیتور خود ببینیم. به همین دلیل نگارنده سعی کرد تا با استفاده از تاریخ روی دادن جنگ در مورد صحت چنین توصیفی تحقیق کند.

در مورد نبرد قادسیه تاریخ‌های متفاوتی نقل شده است. به عنوان مثال دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ مردم ایران -ایران قبل از اسلام- ژوئن ۶۳۷ میلادی را ذکر کرده است. در حالی که در لغت‌نامه‌ی دهخدا سال ۶۳۵ میلادی برای این نبرد آورده شده است. اما در کتاب تاریخ طبری اوایل محرم سال چهاردهم هجری برابر با فوریه-مارس ۶۳۵ به عنوان آغاز نبرد قادسیه ذکر گردیده است. در دایره‌المعارف چند رسانه‌ای Encyclopaedia of Islam ضمن آوردن نقل قول طبری، این گفته‌ی وی رد شده است و زمان جنگ را ماه محرم سال ۱۵ یا ۱۶ هجری (برابر با ۶۳۶ یا ۶۳۷ م) بیان نموده است.

پس بنابر این نقل‌ها ،از سال ۶۳۳ میلادی تا ۶۳۸ ،وضعیت آسمان توسط نرم‌افزار Starry Night Pro مورد ارزیابی قرار گرفت تا بیشترین انطباق با ابیات شاهنامه حاصل شود. نتیجه‌ی به دست آمده بسیار جالب بود چرا که در ۶۳۵/۶/۲۰ میلادی وضعیت سیاره‌های نامبرده شده کاملا منطبق با گفته‌ی فردوسی بود. در این تاریخ سیاره‌ی عطارد در برج دو پیکر قرار داشت و دو سیاره‌ی زهره و مریخ هم در نزدیکی یکدیگر بودند که چنین وضعیتی را در اصطلاح نجومی مقارنه می‌گوییم.

اما وضعیت سیاره‌ی کیوان بسیار جالب بود. نگارنده بر اساس مصرع “همان تیر و کیوان برابر شده است” به دنبال مقارن‌های دیگر بین عطارد و کیوان (زحل) بود، چرا که در پارسی به عطارد تیر هم گفته می‌شود، اما در کل بازه‌ی زمانی ۶۳۴ تا ۶۳۸ میلادی چنین اتفاقی روی نداده بود. در نهایت زمانی که محل مریخ، زهره و عطارد مطابق با نشانی‌های شاهنامه گردید به بررسی موقعیت زحل پرداختم و در کمال تعجب مشاهده کردم که در آن هنگام زحل در صورت فلکی قوس (کمان یا کماندار) قرار داشته است و منظور فردوسی نیز از کلمه‌ی تیر همان صورت فلکی قوس بوده است.

اما در تاریخ ۲۰ ژوئن ۶۳۵ میلادی، اتفاقات دیگری هم افتاده است که در شاهنامه به آنها اشاره نشده است، اما در طالع‌بینی باستان ابن اتفاقات شوم و نحس تلقی می‌گردیده است. وقوع خورشیدگرفتگی در این تاریخ یکی از نشانه‌های مهم دیگری بود که موجب ناراحتی رستم شده بود. ضمن آن که گذر عطارد از مقابل خورشید هم تقریبا در همین زمان -با اختلاف یک یا دو روز و یا حتی در هنگام خورشیدگرفتگی- روی داده است که این اتفاق نیز نگرانی ایرانیان را از پیوند حوادث زمینی و آسمانی بیشتر کرده بود.

لازم به ذکر است که از دیرباز خورشید به عنوان ستاره‌ی ایرانیان دانسته می‌شده است و گذر عطارد از مقابل آن و همچنین گرفتگی جزئی آن، طبیعتا نشانه‌ای نحس تلقی می‌گردیده است.

در دیدگاه گذشتگان زحل و مریخ هر دو ستارهای نحس به شمار می‌رفتند و کیوان (زحل) نحستر از بهرام (مریخ) به شمار می‌آمد از همین روست که زحل را نحس اکبر و مریخ را نحس اصغر نام می‌دادند. قرار داشتن کیوان در صورت فلکی کماندار که آشکارا یک شکل رزمی و جنگی بوده است هم احتمالا از یک جنگ شوم خبر می‌داده است و به همین دلیل است که فردوسی در این ابیات به موقعیت دقیق این سیاره اشاره کرده است.

مقارنه‌ی زهره و مریخ هم مقارن‌های سعد نبود بلکه مقارن‌های نحس به شمار می‌رفت. جالب آنجاست که عطارد هم سیاره‌ای خنثی به شمار می‌رفت که تنها می‌توانست بر شومی و یا سعدی اوضاع بیفزاید و در تاریخ ذکر شده، عطارد چندان فاصله‌ای از مقارنه‌ی زهره و مریخ (که خود واقعه‌ای شوم بود) نداشته است و از این روی نحسی و شومی اوضاع فلکی دو چندان گردیده بود.

توجه به این نکته لازم است که زمان روی دادن این نشانه‌ها تعیین کننده زمان گفتگوی یزدگرد سوم و رستم فرخزاد است که به گسیل سپاه ساسانیان از مناطق مرکزی ایران به سمت قادسیه می‌انجامد و تا روی دادن نبرد مطمئنا زمان زیادی تلف شده است. چرا که نقل از بیشتر کتبی که در این زمینه قلم فرسایی کرده‌اند، رستم با اتلاف وقت سعی می‌کرد اعراب را خسته کند تا بدون وارد شدن به نبرد آنها را مجبور به مراجعت کند.

با توجه به چنین انطباقی و مقدمات ذکر شده می‌توان به قاطعیت نظر نویسنده‌ی تاریخ طبری را در مورد زمان وقوع جنگ رد کرد، چرا که وی فوریه ۶۳۵ میلادی (یعنی ۴ ماه قبل از وقوع این نشانه‌ها) را زمان وقوع جنگ می‌داند که با توجه به شواهد ذکر شده، می‌تواند مورد تردید واقع گردد. به عبارت دیگر جنگ قادسیه می‌توانسته در سال ۶۳۶ یا ۶۳۷ میلادی روی داده باشد و ایرانیان در حالی به نبرد اعراب می‌رفتند ک بنا به اعتقاداتشان نه در آسمان و نه در زمین، هیچ چیز به نفع آنها رقم نمی‌خورد.

تصاویر:

• تصویر شماره ۱- غروب ۲۰ ژوئن ۶۳۵ میلادی (۲۰ روز از ششمین ماه سال ۶۳۵ م) تصویر شده است که عطارد در حال گذر از مقابل خورشید است در حالی که هم عطارد در صورت فلکی دو پیکر قرار دارد و هم این که یک خورشید گرفتگی جزئی نیز در حال اتفاق افتادن است. سیارات مریخ و زهره هم در نزدیکی یکدیگر خودنمایی می‌کنند.

• تصویر شماره ۲- سیاره‌ی زحل دیده می‌شود که در صورت فلکی کماندار قرار دارد. همچنین همان طور که مشاهده می‌شود، کیوان با تیری که در صورت فلکی کماندار متصور می‌شوند -مانند آن چه فردوسی می‌گوید (همان تیر و کیوان برابر شده ست)- در یک راستا قرار گرفته است (در همان تاریخ ۲۰ ژوئن ۶۳۵ میلادی).

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ جلال حجتی فهیم

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

4 comments on “آسمان تاریخ در دو بیت: پژوهشی نجومی در شاهنامه

  1. mc2
    ۶ دی ۱۳۸۹ at ۱۵:۴۴

    مطلب وبلاگتون خیلی خوب بود
    با کسب اجازه واسه انجام تحقیقم از نوشته هاتون استفاده کردم امیدوارم که در بازم به وبلاگتون سر بزنم و پاسخگوی نیازهام باشه

  2. masood
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ at ۲۰:۵۶

    با اجازه تون از مقاله تون برا تحقیقم استفاده کردم حالا میخوام منبع رو بنویسم ولی نمی دونم کجا چاپ شده لطفا راهنماییم کنید.

  3. علیجانزاده آرانی
    ۱۶ آبان ۱۳۹۰ at ۱۰:۴۰

    خیلی عالی بود استفاده کردم

  4. حبیب شوکتی نیا
    ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ at ۰۱:۴۸

    عالی بود . مستند و علمی .
    از اونجایی که این بحثو دنبال کردم و حتا با خواندن شاهنامه ی آقای جنیدی به پوچ بودن ادعاهای واهی ایشون در ارتباط با حذف انبوه ابیاتی از شاهنامه موافق نیستم ، این دلایل برام یه گنچ شایگان هستند . البته دلیل مخالفت من با ادعاهای اقای جنیدی همه بر پایه ی آگاهی هام از بازه های ادبی بوده که در حاشیه ی کتابشون به برخی اشاره کردم . یکی شونم همین واژه ی برنا و معنی ی خودساخته ی اونه که ایشون تموم ابیاتی رو که فردوسی ازین واژه استفاده کرده جعلی میدونه نه فقط اون یه بیتو که آقای غیاث آبادی بهش اشاره کرده . ناگفته نگذارم ما تو دزفول چند سالیه که یه جلسه شاهنامه خوانی داریم که همراه با نقد و نظره .
    به هرحال از اشنایی با شما خورسند شدم و استفاده ها بردم .
    با سپاس و درود .

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *