زبان، گویش، لهجه

نمی‌دانم آیا شما هم مثل من گاهی اوقات در بین دوستان و آشنایان گرفتار این بحث شد‌ه‌اید، که مثلاً فلان زبان آیا لهجه است یا گویش یا اصلاً فرق اینها از هم چیست؟ به نظر شما چه فرقی میان کردی، لری و یا اصفهانی و مشهدی است؟ زبان چیست و لهجه یا گویش کدام است؟

این سوالات معمولاً در جامعه‌شناسی زبان مطرح می‌شوند. و هدف از آن دست یافتن به طبقه‌بندیی از انواع گوناگون زبان است در اجتماع. بگذارید کمی ساده‌تر حرف بزنم. بیایید با هم سفری داشته باشیم از تهران به دیگر نقاط ایران. مقصد اول ما اصفهان است. گشتی در شهر بزنید و با مردم صحبت کنید. آیا حرف مردم را می‌فهمید؟ (من نمی‌دانم، که شما اهل کدام شهر می‌باشید، اما در ذهن خود شما را فارسی زبانی فرض کرده‌ام، که از فارسی معیار برای تعاملات اجتماعی‌اش استفاده می‌کند.) اگر فارسی‌زبان باشید، حتماً می‌فهمید که مردم چه می‌گویند، و مردم اصفهان نیز حرف‌های شما را می‌فهمند. اما حتماً احساس می‌کنید که اصفهانی‌ها مثل مردم تهران صحبت نمی‌کنند، و از نظر تلفظ با لهجه محل شما فرق دارند. اما این تفاوت باعث نمی‌شود، که میان شما و اهالی اصفهان ارتباط برقرار نشود.

حالا مسیر خود را عوض کنید، و به یکی از شهرهای غربی ایران سری بزنید. نمی‌دانم تبریز و ارومیه را می‌پسندید، یا شهر کردنشین سنندج را، اما برای منظور ما فرقی نمی‌کند. کافی است که برای خرید به خیابان بروید. سعی کنید مردم نفهمند که شما مسافر هستید. بگذارید مردم فکر کنند، که شما هم یکی از مردم این شهر هستید. مطمئن باشید که با شما به همان زبان محلی خود، ترکی یا کردی صحبت خواهند کرد. من از مال دنیا فقط زبان فارسی را که در رادیو و تلویزیون استفاده می‌شود، بلدم! طبیعی است که حرف این مردم را نفهم. نه از تلفظ آن سر در می‌آورم و نه واژه‌های آن به گوشم آشناست. گمان نکنم، که از دستور آن هم سر در بیاورم. من که دست خود را رو خواهم کرد، و خواهم گفت: ” لطفاً فارسی صحبت کنید، من حرف شما را نمی‌فهمم”. خوب، از حالا به بعد وضع بهتر می‌شود، حالا که مردم فارسی صحبت می‌کنند، بهتر می‌فهمم. نمی‌دانم آیا شما قصد دارید، به سفرتان ادامه بدهید یا نه؟ اما برای کار من همین دو شهر کافی است.

باز گردیم به مسئله خودمان. در طی همین سفر کوتاهی که داشتیم، دیدیم که زبان تا چه حد می‌تواند متفاوت باشد. این مسئله در زبان‌شناسی با عنوان گوناگونی‌های زبان مطرح می‌شود و علل مختلفی دارد. اما ما در این جا به علل آن نمی‌پردازیم. مهم این است که بدانیم چطور می‌توان زبان‌هایی به این گوناگونی را از نظر اجتماعی طبقه‌بندی کرد. معمولاً می‌توان از دو منظر به گوناگونی‌های زبان در اجتماع نگریست. نخست: دیدگاه زبان‌شناسانه و دوم دیدگاه غیر زبان‌شناسانه.

منظور از دیدگاه زبان‌شناسانه به کار بردن ملاک‌هایی زبان‌شناختی است، برای طبقه‌بندی گونه‌های زبانی. بگذارید قبل از تخصصی شدن بحث اصطلاح گونه را برایتان تعریف نمایم. گونه اطلاقی عام و کلی است به جای زبان و لهجه و گویش. البته در زبان‌شناسی دلالت بر مفهومی تخصصی‌تر نیز دارد. اما در این جا زمانی گونه به کار می‌رود که نخواهیم دقیقاً مشخص کنیم که چیزی زبان است، یا گویش، یا لهجه.

از ملاک‌های زبان‌شناسانه می‌گفتم. پیش از آن که سفر خود را از تهران شروع کنیم، وقتی با مردم صخبت می‌کردیم، به خوبی حرف آنها را می‌فهمیدیم و آنها نیز حرف‌های ما را می‌فهمیدند، و به اصطلاح درک متقابل از هم داشتیم. از نظر تلفظ هم مردم دیگر با ما فرقی نداشتند. در این وضعیت که تفهیم و تفاهم کامل میان مردم اجتماعی برقرار شود، زبان‌شناسان می‌گویند که مردم این اجتماع از زبانی مشترک استفاده می‌کنند. وقتی که از تهران به اصفهان آمدیم، وضع کمی فرق کرد. تفهیم و تفاهم برقرار می‌شد، اما معلوم بود که زبان این مردم با آن چه که در تهران دیدیم فرق دارد. گاهی اوقات هم ممکن بود در موارد معدودی متوجه منظور افراد نشویم. علت آن هم عمدتاً نحوه خاصی از تلفظ اهالی اصفهان بوده است. در این مورد که میان افراد جامعه درک متقابل وجود دارد، اما تفاوت‌های زبانی بخصوص در سطح آوایی مشهود باشد، زبان‌شناسان لهجه را مطرح می‌سازند. به این ترتیب حتماً می‌توانید بفهمید، آن چه که در مشهد صحبت می‌شود، لهجه مشهدی است، یا زبان مشهدی؟

در سنندج و تبریز وضع فرق می‌کرد. من که چیزی از زبان آنها سر در نمی‌آوردم. اگر از آنها نمی‌خواستم که به فارسی با من صحبت کنند، حتما سر در گم می‌شدم. شاید لازم باشد این بار پیش از سفر به یکی از کلاس‌های آموزشی بروم تا این زبان‌ها را یاد بگیرم.

هرگاه در یک اجتماع گروهی از افراد از نظام ارتباطی استفاده کنند، که برای سایر افراد امکان مفاهمه و تعامل وجود نداشته باشد، زبان‌شناسان می‌گویند، در این اجتماع دو زبان متفاوت به کار می‌رود. به این ترتیب کردی، لری، ترکی، مازندرانی و گونه‌هایی از این دست، زبان می‌باشند، نه لهجه. معمولاً تفاوت این زبان‌ها در همه سطوح زبانی یعنی سطوح واژگانی و نحوی (دستوری) و آوایی است و آن قدر تفاوت زیاد است که امکان درک متقابل را ناممکن می‌سازد. ممکن است، بگویید، زبان‌هایی همچون کردی، لری و مازندرانی همه گونه‌های هستند، متولد از زبانی به نام فارسی. پس می‌توان ادعا کرد، که این‌ها لهجه‌هایی از فارسی می‌باشند. باید گفت که این زبان‌ها تنها زمانی لهجه‌ای از فارسی بوده‌اند، که تفاوتشان با فارسی از نظر آوایی بوده است، اما با تحولی که هم در فارسی و هم در این زبان‌ها ایجاد شده ، این زبان‌ها خود رفته رفته آن قدر تغییر یافته‌اند، که خود اکنون تبدیل به زبانی مستقل شده‌اند. این مسئله نه تنها در مورد فارسی، که درمورد دیگر زبان‌های هند و اروپایی¹ نیز صدق می‌کند. برای مثال زبان ایتالیایی و فرانسه دو گونه زبانی می‌باشند، که از مادری به نام لاتین متولد شده‌اند، و در طول زمان با پذیرفتن تغییر و تحول بسیار زبانی مستقل شده‌اند، با حفظ رابطه خویشاوندی.

تا این جا ملاک زبان‌شناختی یعنی درک متقابل را برای طبقه‌بندی زبان مطرح ساختیم و با کمک این ملاک فهمیدیم که چه تفاوتی میان لهجه و زبان موجود است. اما حتماً شما اصطلاحی دیگر یعنی گویش را فراموش نکرده‌اید. با مقدمه‌ایی به سراغ آن نیز می‌رویم.

معمولاً چنین طبقه‌بندی‌هایی از زبان که تنها از منظر علمی و زبان‌شناسی انجام می‌شود، حرف آخر را نمی‌زند. زبان نهادی اجتماعی است و طبعاً بررسی آن منتزع از اجتماع، یک بعدی خواهد بود. در بسیاری از موارد دیدگاه‌های غیر زبان‌شناختی نیز برای طبقه‌بندی انواع زبان اعمال می‌شود. به این معنا که در طبقه‌بندی گونه‌های زبانی به زبان، گویش و لهجه نمی‌توان فقط معیار درک متقابل را مد نظر قرار داد. (البته در پژوهش‌های زبان‌شناختی این معیار علمی‌ترین است.) همچنانکه گفته شد، مردم اجتماع خود معیارهایی برای طبقه‌بندی زبان دارند. از جمله آنها ست: نگرش افراد، مرز جغرافیایی، موقیت اجتماعی و… . در مثال زیر ما تاثیر مرز جغرافیایی – سیاسی و نگرش افراد را در طبقه‌بندی زبانی نشان خواهیم داد.

نگرش افراد: افغانی‌ها به عنوان مهاجر مدت زمان به نسبت مدیدی را در ایران سپری کرده‌اند. شاید به حسب ضرورت شما با یکی از آنها گفتگو کرده باشید، به نظر شما در مقایسه بین زبان فارسی و افغانی (فارسی دری) آیا افغانی لهجه‌ای از فارسی است، یا زبان است. بنا به ملاک‌های زبان‌شناختی ، فارسی دری خود لهجه‌ای از فارسی است، چرا که میان ایرانی‌ها و افغان‌هایی که از فارسی دری استفاده می‌کنند، ارتباط متقابل برقرار می‌شود. اما آیا خود افغان‌ها چنین چیزی را می‌پذیرند؟ این مسئله در مورد تاجیک‌ها نیز صدق می‌کند. این طبقه‌بندی ناشی از عواملی همچون نگرش افراد به زبان خود، مرزبندی‌های جغرافیایی-سیاسی و عوامل اجتماعی است. عواملی که در بالا ذکر شد، به علاوه تعداد سخنگویان یک زبان، دارا بودن ادبیات نوشتاری، تعداد واژگان، و خویشاوندی زبانی عواملی غیر زبانی می‌باشند که در تعیین زبان بودن یا لهجه بودند خالت دارند.

حال باز گردیم به گویش. از آن جایی که از ممکن است ازنظر سیاسی و حفظ تمامیت ارضی صلاح نباشد که در کشوری از وجود زبان‌های مختلف نام برده شود، بهنر دیده شد، که به‌جای زبان از اصطلاحی متعادل‌تر یعنی گویش استفاده شود. گویش از منظر زبان‌شناسی هیچ تفاوتی با زبان ندارد. تنها عامل غیر زبانی است، که چنین اصطلاحی را به جای زبان در اجتماع مرسوم می‌سازد. مثلاً می‌توان گفت گویش کردی، بجای زبان کردی، و یا گویش ترکی، بجای زبان ترکی، گویش بلوچی بجای زبان بلوچی و ….

تا بدین جا طبقه‌بندی کلی از زبان به دست دادیم و تفاوت‌های آن را شناختیم. اما شاید شما هم مثل من متوجه این مسئله شده باشید، که حتی در بین مردمی که از یک لهجه یا زبان خاص مشترک استفاده می‌کنند، تفاوت‌هایی وجود دارد. این مسئله ناشی از این است که هرکسی لهجه فردی² خاص خود را داراست. گاه ممکن است این تفاوت‌ها از سطح تفاوت‌های فردی فراتر رود و گروه یا طبقه‌ای خاص از مردم را دربر گیرد. مثال آن تفاوت‌هایی است که میان زبان و نحوه سخن گفتن افراد تحصیل کرده اجتماع در مقابل کم سوادان وجود دارد یا تفاوتی که میان سخن گفتن زنان و مردان وجود دارد. عواملی همچون منطقه جغرافیایی (محل زندگی افراد)، جنسیت، تحصیلات، طبقه اجتماعی، سن و سبک در سخن گفتن افراد جامعه زبانی تفاوت‌هایی ایجاد می‌کند. کافی‌ست از امروز به تمایزات محل زندگی، شغل، طبقه اجتماعی و… مردم دوروبر خود دقت کنید تا به میزان تاثیر آنها در نحوه سخن گفتن افراد پی ببرید. راستی به نظر شما کدام یک از عوامل بالا تاثیری بیشتر در تمایز زبانی افراد اجتماع ما دارد.

یکی از عوامل ایجاد تمایز زبانی سبک³ می‌باشد. زبان‌شناسان در تعریف سبک آن را مجموعه‌ایی از ویژگی‌های مختلف زبانی دانسته‌اند، که در موقعیت‌های مختلف اجتماعی به کار گرفته می‌شود. فرض کنید که شما امروز دو قرار ملاقات دارید. ساعت ۱۰ صبح با مدیر یک موسسه آموزشی که تا پیش از این او را ملاقات نکرده اید و ساعت ۴ بعد از ظهر با یکی از دوستانتان که از اول ابتدایی تا به حال او را می‌شناسید و با هم بوده‌اید. طبیعی است که آن چنان که با دوست خود بی‌تکلف و راحت صحبت می‌کنید، با مدیر آن آموزشگاه گفتگو نخواهید کرد. تفاوت‌های موجود در این دو نحوه گفتگو سبک را می‌سازد که می‌تواند رسمی، محترمانه، عادی، محاوره ای و … باشد. راستی می‌خواهید با دوست خود راجه به چه موضوعی صحبت کنید، هدف شما چیست، می‌خواهید انتقاد کنید یا این که پیشنهادی بدهید، رابطه شما در چه حدی ست، می‌خواهید چیزی را بنویسید و به او بدهید، یا این که می‌خواهید با او رو در رو صحبت کنید.

تمامی موارد بالا در انتخاب سبک موثر است.

با بحث سبک می‌توانیم موضوع گوناگونی‌های زبان را خاتمه دهیم اما نباید از نظر دور داشت که تنوع زبانی دلائل مختلفی دارد که بحث درباره آن مجالی دیگر می‌طلبد.

توضیحات:

۱٫ زبان‌های هندو اروپایی گروهی از زبان‌های خویشاوند هستند که از هند تا به اروپا گسترده شده‌اند. مادر این زبان‌ها ۴ هزاره پیش از میلاد در ناحیه‌ای واقع در شمال دریای سیاه میان اقوان نیمه چادرنشین رایج بوده است، و در اثر مهاجرت اقوام مختلف رفته رفته زبان فوق انشقاق و انشعاباتی یافته و از هند تا اروپا گسترده شده‌اند. خانواده زبان‌های هند و ایرانی، ژرمانی، ایتالی، یونانی، سلتی و… را می‌توان از جمله خانواده زبان‌های هند و اروپایی بر شمرد.

۲٫ Idiolect

۳٫ Style

منابع:

ترادگیل، پیتر، زبان‌شناسی اجتماعی. در آمدی بر زبان و جامعه، ترجمه محمد طباطبایی، چ. اول، تهران: نشر اگه. ۱۳۷۶٫

مدرسی، یحیی، درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۸٫

Hudson, R.A.(1980), Sociolinguistics, Cambridge, CambridgeUniversity Press.

Wardhaugh, Raoland., (1986), An Introduction to Sociolinguistics, Blackwell.

Crystal, David,(1992) An Encyclopedic Dictionary of Language and Languages, blackwell.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ صهبا سلیمی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

32 comments on “زبان، گویش، لهجه

  1. آناهیتا کمالی
    ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ at ۰۳:۲۲

    خیلی عالی

  2. ali
    ۱۶ اسفند ۱۳۸۹ at ۲۳:۵۰

    بادرود،
    یکم: اینکه دو کس همدیگر را در مکالمه ء ساده روزنه میفهمند یا نمیفهمند از دید زبانشناسی هیچ گونه نقشی در تعریت و تمییز زبان و گویش ندارد.
    یعنی اگر شما فارسی آفغانی را یا فارسی تاجیکی را نفهمیدید دلیل بر این نیست که آنها زبانهای جز فارسی باشند.
    دوم: فرمودید : از آنجا که ممکن است از لحاظ سیاسی و حفظ امنیت ارضی صلاح نباشد که در کشوری از وجود زبان های مختلف نام برده شود، بهتر است بزای زبان بگوییم گویش.
    اینجاا این سوال پیش میآید که تعریف علمی زبان چه ارتباطی به سیاست و تمامیت ارضی دارد؟ درضمن مگر تامیت ارضی با علم در تناقض است؟ چرا کشورهایی مثل سوییس چهار زبانه هستند، و تمامیت ارضی شان در خطر نیست؟
    اینجا گمان میرود، که نویسنده ء این مقاله، یا بی غرض نیست، یا در اشتباهی بزرگ راه “علمی” را گم کرده است. چرا که علم، بخصوص “علم تجربی” که زبانشناسی نیز جزو آن است. مستقل از تعابیر سیاسی، متدیک خود را طی میکند.در حالی که سیاست امریست که روزانه طبق شرایط و مصالحی تغییر میکنند که با متودیک علمی تحقیقی بی ارتباطند.
    سوم: نوشته اید: ” گویش همان زبان است . ” چه اشتباه فاحشی. زبان( language)، گویش (dialect ) و لهجه (accent ) تعاریفی هستند که در علم زبانشناسی پایه ای و متمایزند. هر چند که درمورد مرز بین آنها تفاوت نظر هست، اما هیچ زبانشناسی ، گویش و زبان را یکی ندانسته.
    باسپاس

  3. احد
    ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۹:۰۰

    الان دنیا را در نظر بکیرید تکیه از ۷۰ میلیون ۶۰ میلیون ترک داره اذربایجان ۱۵ میلیون ایران ۳۰ میلیون قزاقستان ۸ میلیون مغلستان ۵میلیون همچنین چین ترکستان قرقیزستان و خیلی …. تک هستند به صورتی که از لحاظ تعداد ترک زبانان ترکی پنجمین زبان است که بیشترین تعداد افراد را دارا میباشد اما فارسی در دو جا هست افغانستان و ایرا ایران ۳۰ میلیون افغانستان ۲۰ میلیون یعنی مجموع ۵۰ میلیون اون وقت شما چه طور ادعا کردید ترکی لحجه فارسی است چه طور ممکنه زبانی که تعداد افرادش کمه لحجه ای به وجود اورده باشه که ۷۰۰میلیون نفر انسان با ان زبان حرف میزنند تازه این از لحاظ تهعاد بود حال برو ترکی و فارسی را مقایسه کن ترکی جر زبان های الصاقی است در ان کلماتی است که در فارسی به جمله تبدیل میشه مانند گلن گلمین(در فارسی :کسایی که قصد رفتن دارند و کسایی که قصد رفتن ندارند) یا اتاقلاریمداشیندان(از چیزهایی که در اتاق هایم است) برو به لغت نامه ها نکاه کن ببین چندتا از لغات فارسی ریشه ترکی دارد نثلا اگه بری نگاه کنی میبینی که حتی کلمات پر کاربرد فارسی هم مثل خانم اقا بابا ماما و ترکی هستند اون وقت شما اومدید این چرندیات را گفته اید دوباره برو به لغت نامه ها نگاه کن ۶۰ در صد فارسی عربی است که در لغت نامه ها کلمات عربی با ع مشخص شده اند کافی است یک در صد گیری ساده کنی تا بفهمی لازم هم نیست تمام لغات کتاب را بشمری فقط بیست صفحه از هر جا که خواستی زبانی که این قد قدرت نداشته خودش را از عربی حفظ کنه اونوقت شما ادعا کردید که برای خودش گویش ران هم به وجود اورده

    • سروش
      ۲۹ آذر ۱۳۹۰ at ۱۷:۱۰

      احد، کاملا نشون دادی که ترکی…
      پس فارسی یه لحجه ار ترکیه…
      خدا شفات بده

    • پویا میرسیستانی
      ۱ بهمن ۱۳۹۰ at ۱۵:۱۷

      سلام۵۰ میلیون ایران۳۰میلیون افغانستان و۲۰میلیون تاجیکستان-۵میلیون ازبکستان-۱میلیون کانادا و۵۰میلیون سایرنقاط میباشند وزبانهای فارسی وترکی ازیک مادراند وترکی بشدت بافارسی امیخته شده پس میتونیم بگیم ترکی زیرمجموعه فارسی است

    • هادی
      ۱ مرداد ۱۳۹۱ at ۱۷:۴۳

      شما حتی سند مدرک قبول ندارید ….سخته قبول واقعیت …ترک لهجست

    • artin
      ۲ شهریور ۱۳۹۱ at ۱۳:۰۷

      آذری و نه ترکی‌ گویش هست به مانند دیگر گویش ها،گویش کردی،بلوچی،فارسی‌ و دیگر گویش‌ها و بهتر هست از واژه گویش به جای زبان استفاده کرد.

  4. احد
    ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۹:۰۷

    الان دنیا را در نظر بگیرید ترکیه از ۷۰ میلیون جمعیت۶۰ میلیون ترک داره اذربایجان ۱۵ میلیون ایران ۳۰ میلیون قزاقستان ۸ میلیون مغلستان ۵میلیون همچنین چین ترکستان قرقیزستان …. ترک هستند به صورتی که از لحاظ تعداد افراد ترکی پنجمین زبان است که بیشترین تعداد افراد را دارا میباشد اما فارسی در دو جا هست افغانستان و ایران ایران ۳۰ میلیون افغانستان ۲۰ میلیون یعنی مجموع ۵۰ میلیون اون وقت شما چه طور ادعا کردید ترکی لحجه فارسی است چه طور ممکنه زنانی که تعداد افرادش کمه لحجه ای به وجود اورده باشه که ۷۰۰میلیون نفر انسان با ان زبا ن حرف میزنند تازه این از لحاظ تهعاد بود حال برو ترکی و فارسی را مقایسه کن ترکی جر زبان های الصاقی است در ان کلماتی است که در فارسی به جمله تبدیل میشه مانند گلن گلمین(در فارسی :کسایی که قصد رفتن دارند و کسایی که قصد رفتن ندارند) یا اتاقلاریمداشیندان(از چیزهایی که در اتاق هایم است) برو به لغت نامه ها نکاه کن ببین چندتا از لغات فارسی ریشه ترکی دارد نثلا اگه بری نگاه کنی میبینی که حتی کلمات پر کاربرد فارسی هم مثل خانم اقا بابا ماما و ترکی هستند اون وقت شما اومدید این چرندیات را گفته اید دوباره برو به لغت نامه ها نگاه کن ۶۰ در صد فارسی عربی است که در لغت نامه ها کلمات عربی با ع مشخص شده اند کافی است یک در صد گیری ساده کنی تا بفهمی لازم هم نیست تمام لغات کتاب را بشمری فقط بیست صفحه از هر جا که خواستی زبانی که این قد قدرت نداشته خودش را از عربی حفظ کنه اونوقت شما ادعا کردید که برای خودش گویش ران هم به وجود اورده

  5. احد
    ۲۲ اسفند ۱۳۸۹ at ۱۹:۰۸

    بیش از۶۰% از فارسی عربی هست حال در مورد زبان یا گویش بودن فارسی (به اصتلاح عام لهجه بودن فارسی) خودتان قضاوت کنید البته شما هم میتوانید با مراجعه به لغت نامه ها و یا اگر دست رسی نداشتید به فرهنگ معاصر کوچک نوع فارسی به انگلیسی حییم که در انها لغات عربی با حرف ع مشخص شده اند با شمردن این لغات برای حداقل بیست صفحه و درصد گیری به این ۶۰ درصد برسید البته ۳۲ درصد فارسی را هم لغات انگلیسی ترکی فرانسوی و…. تشکیل داده و فقط ۱۰ درصد باقی مانده فارسی است فارسی زبان بسیار ضعیفی است همین ضعف باعث از بین رفتنش شده مگرنه ۲۵۰۰سال پیش فارسی هم برای خودش زبانی بود ولی به تدریج با ورود لغات بی شماری از عربی و زبان های دیگر حالا دیگر چیزی از فارسی باقی نمانده(کمتر از ۸ درصد) و دیگر نمی توان به ان زبان گفت و بهتر است بگوییم گویشی از عربی فارسی معادل کلمات زیادی در زبان های دیگر را ندارد و مترجمان را در ترجمه زبان های دیگر به این زبان دچار مشکل میکند علت این است که فارسی یک زبان ضعیفی است و ریشه اصلی ان زبان عربی هست عربی گویش های دیگری هم چون عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و…….. دارد که گویش ۳۳ ان فارسی است (که توضحات بیشتر در این مورد در قسمت های دیگر این وب لاگ داده شده است ) اما در این جا تنها دو زبان ترکی و فارسی را برسی میکنم تا ببینید فارسی چه کاستی هایی دارد ضمنا در سال ۸۶الی۸۷ با شایعه کردن لحجه بودن زبان های دیگر مانند کردی و لر وسایر زبان ها تلاش کردند تا لحجه(گویش عربی) بودن فارسی را گم کنند اما موفق نشدند چون حماقتی بیش نبود و اتفاقا باعث بیشتر شناخته شدن زبان ها شد و کاستی های فارسی بیشتر نمودار گردید.

    ترکی یه زبان قانون مند است و جزء زبان های الصاقی است و معانی کلمات ان با قرار گرفتن پسوند هایی کلا عوض میشود بدونه این که خود کلمه تغییر کند و کلماتی ساخته میشود که در بقیه زبان هما مخصوصا زبان های ضعیفی چون فارسی به چندین جمله تبدیل میشود که مثال هایی برای شما میاوریم

    اتاق- اتاقلاریمداشندان : از چیزهایی که در اتاق هایم است

    جیب-جیب لریمدشیندن ، کوچه : کوچه لریمدشیندن و…

    مثال دیگر:

    گِدن گِدمین : کسایی که میخوان برن و کسایی که نمی خوان برن

    گلن گلمین،گلن گدن،ایرن یمیرن و …

    کلمه (گدن گدمین) ترکی به دو جمله در فارسی تبدیل شد

    میبینید که کلمات بالا در فارسی به جمله تبدیل میشوند در حالی که در ترکی جملات فارسی را میتوان با یک کلمه در ترکی بیان کرد چرا باید ما در مدرسه هایمان به جای ترک فارسی تدریس کنیم

    ترکی به خاطر همین خوصیاتش که از جمله کمتر استفاده میکند ابهام کمتری دارد و شنونده دچار ابهام نمیشود ابهام زایی ترکی طبق گفته زبان شناسان ۲ درصد است در حالی که فارس ۵۷ درصد ابهام ایجاد میکنه به خاطر همین است که اگر دقت کنید نرم افزارها نمتونند زبان های دیگر را به فارسی ترجمه کنند و در صورت انجام این کار همه چی را به هم میریزند و نمیشه از مطلب چیزی فهمید در حالی که در زبان های دیگر نرم افزارها چنان مطالب را ترجمه میکند که حتی نیاز به ویرایش هم ندارد میتونید خودتون هم امتحان کنید

    در ترکی کلماتی با اختلاف جزئی وجود دارد که در فارسی نیست مثلا برای انواع دردها کلمات: آغری/آجی/سیزی/سانجی/گوینه مک/گیزیلدمک/اینجیمک/ زوقور/ یانقی .که هر کدام درد بخصوصی را بیان میکند

    اغری: معادل درد فارسی است

    سانجی:به درد کولیک احشاء توخالی گفته میشود مانند درد قولنج روده ها

    آجی: به درد شدیدی گفته میشود مانند درد کشیدن دندان

    سیزی: به درد خفیف سوزش دار گفته میشود

    یانغی:معادل سوزش فارسی میباشد

    زوققو: درد همراه ضربان است مانند درد عقربک انگشتان

    گوینه مک : مانند سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود

    اینجیمک: درد هنگام پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد

    گیزیلده مک: دردشبیه گز گز کردن دردناک میباشد

    در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد یا سوزش به کار میرود و معادل ندارند

    در ترکی برای دعوا کردن کلمات متفاوتی بکار میبرند که که هر کدام شکل و حالت ویژه ای از دعوا را بیان میکند

    دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن

    ووروشماق: همدیگر را زدن

    ساواشماق: با یک دیگر جنگ و دعوا کردن و گلاویز شدن

    دیدیشمک: دعوا همراه چنگ زدن یکدیگر

    چارپیشماق: باهم برخورد کردن(تصادم)

    دالاشماق : باهم دعوای افظی داشتن

    دارتیشماق: با هم مشاجره داشتن

    چاخناشماق: با هم سر شاخ شدن

    توتوشماق: دعوا همراه با گرفتن هم دیگر

    بؤغوشماق: دعوا همراه با یقه هم دیگر را گرفتن

    تیپشمک: دعوا همراه با لگد انداختن به هم

    سویوشمک: همدیگر را دشنام دادن

    دیریشمک: هم دیگر را دشنام دادن ورودر روی هم ایستادن

    بوغازلاشماق: گلوی هم دیگر را گرفتن و رودر روی هم قرار گرفتن ودعوا کردن

    چیرپیشماق: زود وخرد

    دوروشماق:مناقشه مجادله رودرو شدن

    سؤپورلشمک: گلاویز شدن درهم آویختن

    همچنین برای این که بگوییم فلانی از در وارد شد بسته به شخصیت فلانی ونحوه ورود و مناسبت گوینده با وی کلمات زیر به کار میرود

    قاپی دان گلدی:(از در امد به طور متعارف)

    قاپی دان ایچری بویوردولار:(از در تشریف فرما شدن)

    قاپیدان گیردی: از در وارد شد به طور خود نمایی

    قاپی دان کئچدی : از در گذشت

    قاپی دان سؤخولدی: از در خودش را چپاند

    قاپی دان تپیلدی: از در خودش را به زور وارد کرد

    قاپی دان دوروتولدو: از در یواشکی تو امد

    قاپیدان شوروشدو : از در سر خو امدی تو به معنی مجازی

    کلمات خیلی زیاد دیگری و جود دارد که در فارسی موجود نیسد اما در این جا مجال توضیح نیست. چند هزار لغت با ریشه ترکی در زبان فارسی موجود است که عینا تکرار شده که از این لغات بیش از ۶۰۰ لغت جزء کلمات پرکاربرد است، مانند: آقا، خانم، بابا، ماما، آبجی، داداش، دایی، بی بی، آتش، بشقاب، قابلمه، دولمه، سنجاق، اتاق، من، تخم، باتلاق، اجاق، آچار، آرزو، دگمه، تشک، فشنگ، توپ، قاچاق، گمرک، اتو، آذوقه، اردو، سوغات، اوستا، الک، النگو، آماج، ایل، بیزار، تپه، چکش، چماق، اردک، چوپان، چنگال، چپاول، چادر، باجه، بشکه، بقچه، چروک، اغوز،الاچیق ،باقلوا،بد قلق،بلدرچین،بلغور،بلوک،پاتوق،پلو،تبق،تفنگ ،تلمبه،توتون،چاپ،چاقو،چاق،چکمه ،ساجمه،سرمه،سورتمه ،شلوق ،قوچ،قارچ،قاطی،قالی،قدغن،قراول،قزل الا،قشلاق،قلچماق،قلدر،قِلِق،قنداق،قو ،قورباغه،قوشی ،قوطی،قیچی،قیماق،کشیک چی،کمک،کوک،گلنگدن،یواش،ییلاقی،یونجه،و ……..)حال شما تصور کنید یک مترجم وقتی میخواد یک کتاب ترکی یا هر زبان دیگه را به زبان فارسی ترجمه کنه و یا یک فیلم نامه ترکیه را ترجمه کنه با چه مشکلاتی روبرو است

    در ترکی به مرغ ابی اؤردک گفته میشود اما برای انواع انها اسامی مختلف به کار میرود مثلا به اردک ماده بورچین و برای نر سونا و یا یاشیل باش گفته میشود

    در ترکی برای اسب و بیشتر حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد مثلا قولان به اسب نوزاد دای به اسب دو ساله و یولان به اسب پنج ساله گفته میشود

    حال توجه شما را به بندهای سه گانه منشور زبان مادری مصوب سال ۱۹۹۶جلب میکنم

    یک: همه شاگردان مدارس باید تحصیلات رسمی خود را به زبان مادری اغاز کنند

    دو: همه دولتها موظف هستند که برای تویت و اموزش زبان مادری کلیه منابع /موارد وسایل لازم را تولید و توضیع نمایند

    سه:برای تدریس زبان مادری باید معلم به اندازه کافی تربیت و اماده شود زیرا تدریس به زبان مادری وسیله ای برای برابری اجتماعی شمرده میشود

    ضعفهای زبان فارسی

    در زبان عربی لهجه های مختلفی وجود داره از قبیل عراقی ، مصری، لیبی،عبری، اسپانیولی، لیبی، اردنی،خلیجی، خوزستانی و…….. که لهجه چهاردم اون فارسیه و از همه لهجه های دیگه عربیش کمتره (۶۰% عربی)

    زبان فارسی یک زبان سبک و آسان میباشد که ضعفهای زیادی دارد ولی چون یک زبان روان و جذابیه همیشه ضعفاش پنهان مونده در اینجا به بعضی از این ضعفها و ایرادها اشاره میکنم

    یک- یکی از بزرگترین ضعفهای زبان فارسی نداشتن مونث و مذکر می باشد (تو ،شما ، اینها و…….) معلوم نیست شخصیت مونثه یا مذکر

    دو- ضعف دیگر فارسی اسم یکسان کلماته مثلا شیر! معلوم نیست حیوانه یا شیر اب یا شیر خوردنی در حالی که در لهجه های دیگر عربی فقط حیوان شیر چندین اسم داره (اسد، سبع، ابوخمیس و)

    سه- کلمات فارسی معمولا یک معنی میده و نمیتونیم یک کلمه به کار ببریم که چند معنی رو در هم خلاصه کنه ،واضحتر بگم تفسیر کلمات فارسی خیلی راحت و آسانه (اگه یک زبان دیگر بلد باشین میدونید چی میگم)

    چهار- یکی از مهمترین ضعف های فارسی به کار نبردن لحن بعضی از حروفه که به کل معنی کلمه رو تغییر میده. مثلآ حرفهای(ز-ذ-ظ-ض) فقط با لحن ز خونده میشن(ت-ط ت) خونده همگی با لحن ت خونده میشن(س-ص-ث) همگی با لحن سین خونده میشن (ح-ه) خونده میشن یعنی در واقع حروف(ص-ث-ذ-ظ-ض-ط-ح) در زبان فارسی اضافه هستند چون هیچ کاربردی ندارند و فقط نوشته میشند در هیچ زبان دیگری اینطور نیست و همه کلمات صدا و لحن خاصی دارند

    • artin
      ۲ شهریور ۱۳۹۱ at ۱۳:۲۴

      زبان یا گویش فارسی‌ از آنجا که ریشه داشته و دارد از بین نرفت،بسیاری از زبان‌ها بودند که پس از هجوم اعراب از میان رفتند ولی‌ به جهت پایه دار بودن و ریشه داشتن فارسی‌ زنده ماند و زنده میماند،در این زبان به سادگی‌ میتوان واژه جدید ساخت ،خود مقایش کنید کافیست واژه واره را پس از ماه وارد کرد و ماهواره را ساخت،در تازی باید گفت قمر مصنوعی،پس به سادگی‌ میتوان واژه‌های تازه ساخت.

  6. تنها
    ۲۸ تیر ۱۳۹۰ at ۰۰:۲۸

    با درود
    ممنون از مطالب خوبتون
    به دردم خورد

  7. ghili ghili
    ۱۷ مهر ۱۳۹۰ at ۲۱:۳۴

    با اینکه ترکها ادعا می کنند ولی فقط ادعاست

    ۱٫ وقتی که می گی زبان فارسی پس خودت هم قبول داری که زبان است
    ۲٫ ادعا میکنی که ۵۷ درصد زبان فارسی تغییر کرده که بدون سند نمی شه نوشت
    ۳٫اومدی مثال زدی خوب خیلی از کلمات تو فارسی هست که باید به ترکی در موردش جمله گفت یا زبان دیگر و با اعکس پس ما یاد می گیریم که بدون هیچ مدرکی نمی شه حرف زد یا نوشت

  8. سيمين ميلاني
    ۳ آبان ۱۳۹۰ at ۱۹:۴۱

    لطفا معادل انگلیسی زبان فارسی را نیز بنویسد

  9. رضا
    ۴ آبان ۱۳۹۰ at ۲۲:۴۵

    آقای احد
    شما که حرف از قدمت میزنید بیشتر مطالعه کنید.در مورد زبان ترکی.به چهار تا سایت و کتاب کوچولو نگاه نکن و قضاوت کن.قدمت ایران پارسه.همه دنیا میدونن.درسته زبان فارسی تحریف شده. تا چند سال پیش زبان رسمی از بین النهرین تا هند بوده.کشمیر و هند و پاکستان و افغانستان و گرجستان و خود آذربایجان زبان رسمی بوده.من به همه آذری ها احترام میذارم ولی چرا شما ای ن طور هستید؟همه ایرانی هستیم.فارس و ترک ولر و کرد همه ایرانی هستیم . چرا تفرقه؟چرا بی عدالتی؟چرا کینه؟باید متحد باشیم

  10. یه تنهای دیگه
    ۸ آبان ۱۳۹۰ at ۱۲:۰۰

    باید به دوستان ، طرفدار ترک گفت که ای کاش برای صحبت های خودشان یک منبع مورد تایید ( غیرترک ) ذکر می کردید. این دوستان ایقدر احساستی شده اند که در نوشتار شون حتی تمرکز لازم رو نداشتند ( غلط های دیکته ای ) ، دوستان عزیز هموطن ، قبل از اینکه خیلی احساسی به موضوع « ترکی زبان هست یا خیر » بپردازید بهتر است کمی مطالعه نمایید.
    اینکه نویسنده مقاله اصلی اشتباهاتی داشته خوب معلومه ، اما شما هم که یکطرفه قاضی رفتید. آدم یاد مقایسه تعداد طرفدارهای تیم پرسپولیس با تعداد طرفدار های تیم تراکتور سازی می افته : ما هرچی یک میزیدم ( شماره طرفدار های پرسپولیس) می رفت اما هر چی سه می زدیم ( شماره طرفدار های تراکتور سازی) نمی رفت!

  11. BAHADOR
    ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ at ۱۷:۱۲

    be shoma pishnahad mishe , hattman dar mored e tarikh e zaban ha motale e konid. dar bakhshi az tozihat oomadass ” aval zaban e farsi boode va ba’ad az taghiratti tabdil be kordi , mazandarani va … shode”
    age shoma doost e aziz ye sarri be ketab haye tarikhi bezanni mibini avalin zabanni ke dar iran shekl gereft zaban e tabarri boode va aslan zaban e farssi vojood nadashte va az zaban e mazandarani boode ke loghat hayee varede farssi shodand va taht e systeme zaban e farsi taghir kardand … age niyaz be etela’tti bishtar darid hatman baram email konid ta manabaro baratoon befrestam

  12. سیاوش
    ۳۰ بهمن ۱۳۹۰ at ۲۳:۰۴

    با درود
    نکاتی به نظر بنده می رسه که شایسته است اینجا مطرح کنم.
    نخست اینکه من تعریف شما از زبان رو دقیق نمی دونم چرا که با یک پارادوکس در سخنانتون مواجه شدم.بذارید”کردی” رو به عنوان زبان مفروض در نظر بگیرم..شما می فرمایید که کردی زبانی جدا از پارسیه به این دلیل که اگر شمای شهرنشین که به پارسی معیار امروزی یا فارسی تهرانی حرف می زنید به شهر سنندج مسافرت کنید قادر به فهمیدن زبان رایج در اون شهر نیستید و بنابرین عنوان زبان رو برای “کردی”به کار می برید و اون رو در دسته ای مشابه “زبان ترکی” (که اون رو هم در تبریز متوجه نمی شید) قرار می دید.پس معیارتون میزان درک شمای تهرانی(فرضا) از یک زبان(در معنی عام اون) هست..خانواده ی من اصالتا اهل یکی از روستاهای نزدیک شیراز به نام “شول” هست که این نام،یک نام قومی است.قومی با زبان خاص خودش که مردم اون بنا به تاریخ مستند و همچنین تاریخ شفاهی از پیش از اسلام در این منطقه ساکن بوده و خود رو شولی و تیره ای از پارس ها می نمامند.اگر شما به عنوان یک پژوهشگر به شیراز تشریف بیارید و برای مدتی در یکی از محله های شولی نشین ساکن بشید و بخواید به گفتگوی چند شولی با هم دقت کنید مطمئن باشید که چیزی از گفتاری که بین اون ها شکل می گیره ،متوجه نخواهید شد،و این در حالیست که اون ها زبان خودشون رو یک زبان پارسی اصیل و سرشار از واژه های کهن می دونن.حالا بیاید با هم مسافرتی رو از شیراز به سمت شهرستان سپیدان در ۶۰ کیلومتری شمال غرب شهر شیراز آغاز کنیم.ابتدا به روستای قلات در ۲۵ کیلومتری شیراز میریم که اون ها هم به زبان(گویش) خاص خودشون صحبت می کن که اون ها هم خودشون رو و زبانشون رو از اصالتا پارسی معرفی می کنن.اما در اونجا هم ،شما و حتی من که اهل همون منطقه هستیم چیز زیادی از گفتگوی اون ها متوجه نمیشم،مسیرمون رو به سمت روستای خلار در ۴۰ کیلومتری و در سمت دیگر جاده ، به روستای شول ادامه می دم،اتفاقات مشابهی اونجا هم رخ خواهد داد و جالب اینکه شولی ها و خلاری ها هم با اینکه از نظر همه ی عناصر فرهنگی بسیار با هم همانندی دارند اما زبان یکدیگر رو متوجه نمی شن،چند کیلومتر پایین تر به روستاهای می رسیم که به گویش(زبان) لری با هم صحبت می کنن ( که البته این زبان با زبان رایج در لرستان بسیار متفاوت هست و در دو شاخه ی گویشی کاملا متفاوت قرار می گیرند و اطلاق نام لر به مردم این منطقه اصطلاحی رایج ،اما اشتباهی تاریخیست) و در نهایت به شهرستان سپیدان ، با زبان (از دید شما) ویژه و یکتای خود در فاصله ی ،تنها،۶۰ کیلومتر از شیراز می رسیم و با رویدادهایی مشابه روستاهای پیشین.نکته ی جالب توجه اینکه تقریبا نمی توان واژه ای در این چند زبان متفاوت در این مساحت جغرافیایی کوچک یافت ، که ریشه ی آن و یا شکل کهن تر آن در واژه نامه های پارسی یافت نشود(البته بیشتر،در میان واژه های فراموش شده) و نکته ی جالبتر اینکه مردم این منطقه با کمی دقت در گویش (زبان) “کردی” قادرند به راحتی بسیاری از واژه ها و جمله های این زبان را درک کنند و اگر فرضا یک شولی زبان که تاکید میکنم ، زبان خود را پارسی اصیل می داند، تنها، برای ۱ یا ۲ ماه در شهر سنندج ساکن شود قادر خواهد بود به طور کامل با مردم این شهر ارتباط گفتاری برقرار کند و این در حالی است که درک فرضا زبان(گویش) سمنانی که بسیار نزدیکتر به پایتخت است برای مردم این منطقه بسیار دشوارتر است.پس از نظر مردم این منطقه زبان کوردی شکل دست نخورده تر و کهن تر زبان پارسی است و نه زبانی مستقل از آن.جالب اینکه اگر سفری به منطقه ی جنوب و مثلا جزیره ی قشم داشته باشید خواهید دید که درک گویش مردم روستاهای قشم و منطقه ی درگهان بسیار دشوارتر از گویش مردم سنندج است اما زبان آن ها در دسته ای مستقل از زبان پارسی قرار نمی گیرد( و حقیقت هم چنین است،چراکه تحقیقات شخصی بنده که برای مدتی طولانی برای انجام پژو هش های میدانی در میان روستاییان آن منطقه زیستم نشان می دهد که باز هم تقریبا نمی توان واژه ای در زبان آن ها یافت که در واژه نامه های کهن تر پارسی (فرضا برهان قاطع) شکل اصلی آن یافت نشود)..خلاصه ی مطلب اینکه پادوکس مورد نظر بنده از اینجا ریشه می گیرد که یا باید معیارهای مرزبندی زبان،گویش،و لهجه ی امروزی رو موثق دانسته و در نتیجه تعداد زبان های موجود در ایران را صدها زبان مستقل بنامیم و یا اینکه باید این مرزبندی ها را شکسته و زبان هایی چون کردی و بلوچی و گیلکی و ..را از دسته ی زبان های مستقل غیر پارسی (مانند ترکی آذری و عربی و ارمنی) بیرون کشیده و همگی آن ها را شکل های تاریخی تر زبان پارسی ( یا به بیان بهتر:زبان ایرانی(همچنان که داریوش در کتیبه ی بیستون می نگارد)) بنامیم که هرکدام از آن ها در دوره ی زمانی خاصی زبان معیار پارسی بوده اند و شکاف زمانی و جغرافیایی باعث شده که در تیره ها و یا مناطقی خاص از گستره ی ایران بزرگ ثابت باقی مانده و در سایر نقاط و یا تیره ها و دوده ها دچار تغییر شده اند.با سپاس

  13. سیاوش
    ۱ اسفند ۱۳۹۰ at ۰۰:۲۰

    و در پاسخ به دوست خوبم آقای احد
    دوست عزیز:ای کاش به جای تعصب کورکورانه و یا بهتر بگم کینه توزانه و به جای کپی کردن یک سری موهومات و حرف های کودکانه که بارها و بارها و بارها در همین فضای سایبری پاسخ هایی علمی و مستند به اون ها داده شده به خویشتن خویش ( به قول برخی روشنفکران) برمی گشتید و به این نکته می رسیدید که با بیگانه کردن زبان پارسی از خودتون ، در حقیقت دارید دچار از خودبیگانگی میشید.دشمنی با این زبان،براستی،دشمنی با فرهنگ نیاکان خودتون و بخش بزرگی از فرهنگ جهانیه..
    دوست عزیز من کوچکتر از اونم که بخوام به شما پند و اندرز بدم و شما رو راهنمایی کنم ، اما اگر من رو به عنوان یک دوست می پذیرید در گفتگویی ساده می خوام به شما پاسخ بدم که:
    به طور کلی هیچ زبانی در ذات خودش برتر از زبان دیگر نیست و معیار برتری زبان ها میزان فرآورده ایست که گویشوران یک زبان در فرآیند فرهنگ سازی جهانی به فرهنگ جهانی تقدیم می کنند..مثل میزان ارزشمندی ادبیات یک زبان و یا قدرت یک زبان در پرورش ایده های نو که در این زمینه چند زبان خاص در طول تاریخ این برتری رو در برهه ای از زمان آشکارا نشون دادند. از جمله زبان سانسکریت(پدر زبان هندی)،یونانی،عربی،لاتین،فرانسوی و در حال حاضر،زبان انگلیسی..یکی از زبان هایی که در جایگاهی والا در این دسته قرار میگیره بدون شک زبان پارسیه.. زیرا یکی از کهن ترین زبان های زنده ی دنیاست که از کهن ترین زمان ها مکتوب شده،زیرا داری یکی از غنی ترین ادبیات های جهان است(۵ شاعر از ۱۰ شاعر برتر دنیا ایرانی هستند،فردوسی،خیام،حافظ،سعدی،مولوی)،زبانی است که همه صورت های گوناگون دانش در طول تاریخ با آن به سادگی بیان شده است از جمله اینکه کتاب های ارزشمندی با موضوع دین،فلسفه،ریاضیات،مردم شناسی،پزشکی،و اختر شناسی در سده های دور و نزدیک با این زبان نگاشته شده است…و موارد بسیار دیگر..
    از تاثیر عربی بر پارسی سخن گفتید ،نخست اینکه این تاثیر کاملا دوسویه بوده است و تاثیری صرفا واژگانی،و نه بنیادین.و اگر می خواهید میزان تاثیر پارسی در عربی را دریابید کافیست به یکی از واژه نامه های معتبر عربی مراجعه کرده و ریشه ی پارسی بسیاری از واژه ها را در آن ببینید..دوم اینکه ،این امر شانس بزرگی بزای هر دو زبان بوده است و زبان زیبای عربی توانسته زبان پارسی را نرمتر و روانتر کند و زبان قدرتمند پارسی توانسته بر قابلیت زبان عربی برای تبدیل شدن به یک زبان بین المللی(در دوران اسلامی) بیفزاید…و اما درباره ی زبان ترکی:نخست اینکه من به شخصه بسیاری از صمیمی ترین دوستانم از قشقایی های ترک زبان فارس هستند(هرچند باید به این نکته ی بسیار مهم توجه داشت که بسیاری از تیره های قشقایی بر این عقیده اند که نیاکان آن ها “لر” و یا “کورد” و یا “بختیاری” بوده اند و پس از اینکه در دوران صفویه به اجبار به این منطقه کوچ داده شده اند و خوانینی اغلب ترک زبان از سوی دربار بر آن ها گماشته شده و پس از اتحاد با سایر طوایف منطقه اتحادیه ی چادرنشینان قشقایی را تشکیل داده اند ، به پیروی از خوانین خود تغییر مذهب (از تسنن به تشیع) و زبان داده و به مرور ترک زبان شده اند) و همگی با آنکه زبان زیبای مادریشان را دوست می دارند، عاشقانه زبان پارسی را هم می ستایند و آن را پاس می دارند، و این در حالی است که با خوشحالی و با آغوشی باز زبان تورکی را به آن دسته از دوستانشان که مشتاق یادگیری آن هستند( از جمله بنده)یاد می دهند..این را گفتم که بدانید سخنان من به هیچ روی رنگ تعصب به خود نخواهد دید..اما باز گردیم به بحث اصلی و زبان ترکی:..دوست عزیز،اگر می خواهید میزان تاثیر و نفوذ زبان های پارسی و عربی در زبان تورکی را دریابید کافی است سری به متون ادبی و اسناد درباری حکومت عثمانی بزنید تا ببینید که میزان واژگان تورکی این متون کمتر از ۱۰% کل واژگان آن است اما با همه ی این وجود باز هم زبان این نوشته هارا تورکی می نامند و نه لهجه ای از پارسی ( و یا عربی) چراکه ساختار کلی آن زبان (به ویژه ساختار دستوری و همچنین واژگان بنیادی آن) تورکی است…پژوهش ها نشان می دهد که شمار همه ی واژگان تورکی موجود در واژه نامه های پارسی چیزی در حدود ۱۸۰۰ واژه است که البته درصد بسیار اندکی از آن، واژه های رایج هستندو بیشتر این واژه ها هیچ کاربردی در پارسی امروز ندارند. بیشتر این واژه ها از طریق زبان مغولی وارد پارسی شده اند و به ویژه اینکه بسیاری از این واژه ها از طریق لهجه تهرانی ( پس از پایتخت شدن) وارد پارسی معیار شده اند و جالب اینکه هرکدام از این واژه ها ۱ یا چند معادل پارسی دارند..البته فرهنگ زیبا و پذیرای ایرانی هیچگاه هیچگونه مشکلی با پذیرفتن عناصر فرهنگی سایر فرهنگ ها نداشته و این داد و ستد های فرهنگی را با جان و دل می پذیرد..و اما از ستده های زبان پارسی از زبان تورکی سخن گفتیم و مجال آن است که از داده هایش به زبان تورکی هم چند کلامی سخن بگوییم:همین پژوهش ها نشان می دهد که اگر واژه های نوساخته مانند دانشگاه،فرودگاه،شهرداری و غیره را که در سده ی جدید وارد زبا تورکی شده اند را نیز به کناری بگذاریم،شمار واژه های پارسی در تورکی چیزی در حدوی ۴۶۰۰ واژه است ، یعنی چیزی در حودو ۳ برابر…و خلاصه سخن اینکه همه ی زبان ها و گویش های رایج در ایران پیش از اینکه متعلق به مردمی خاص باشند،عناصری ایرانی هستند و باید برتی همه ی ایرانیان محترم و ستودنی باشند.. از یک سو فرهنگ ملی باید سیاست هایش را در جهت پاسداشت و گرامیداشت همه ی خرده فرهنگ ها ، از جمله گویش ها و زبان های رایج در گستره ی ایران تنظیم کند و از سوی دیگر همین خرده فرهنگ ها باید تقویت و پاسداشت و گرامیداشت فرهنگ ملی و از جمله زبان ملی را هدف اصلی و غایت مقصود خود قرار دهند.با سپاس از شما که حوصله کرده و این متن را خواندید.

  14. میلاد
    ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ at ۱۱:۳۹

    بادرود اما زبان لری چی چه تفاوتی بافارسی دارد

  15. علی
    ۱۲ خرداد ۱۳۹۱ at ۱۱:۴۰

    بادرود اما زبان لری چی چه تفاوتی بافارسی وسایر زبان ها دارد

  16. سامان
    ۲ تیر ۱۳۹۱ at ۲۲:۲۷

    مطلب جالب، ساده و آموزنده‌ای بود

    کاش پاسخی به نظرات می‌دادین که این شبهه گسترده نشه که متن علمی نیست!

  17. hasan
    ۱۳ شهریور ۱۳۹۱ at ۰۱:۲۵

    سلام

    کلیه ی اطلاعات زیراز موسسه ی ائی. ام. تی و آ. ام. تی که در اروپا و آمریکا واقع شده و تحت مدیریت برجسته ترین زبان شناسان اداره می شود، گرفته شده است و همه ساله گزارشهای زیادی را درباره ی زبانها منتشر می کنند و کلیه ی استانداردهای زبان شناسی از این ادارات که دولتی هستند،اعلام می شود. به اطلاعات استخراجی از این موسسات توجه کنید:
    – ۱۹% کلمات انگلیسی از زبان ترکی گرفته شده است.
    – ۹۲% کلمات فارسی از عربی و ترکی گرفته شده و مابقی بدون هیچ فرمولی تولید شده اند.
    – ۲% کلمات ترکی از ایتالیایی، فرانسوی و انگلیسی گرفته شده است.
    – در هیچ یک از زبانهای بین المللی لغتی از زبان فارسی وجود ندارد.
    – ۳۹% کلمات ایتالیایی، ۱۷% کلمات آلمانی و ۹% کلمات فرانسوی از زبان ترکی گرفته شده است.
    – ۱۰۰% کلمات ترکی ریشه ی اصلی دارند.
    – ۱۰۰% کلمات انگلیسی، آلمانی ، فرانسوی و ترکی دارای عمق ریخت شناسی هستند.
    – ۸۳% کلمات انگلیسی ریشه ی اصلی دارند.
    – جملات ترکی ۲% ابهام جمله ای ایجاد می کنند.(یعنی اگر یک خارجی زبان ترکی را از روی کتاب یاد بگیرد، پس از ورود به یک کشور ترک زبان مشکلی نخواهد داشت.)
    – جملات انگلیسی نیم درصد و جملات فرانسوی تقریبا ۱% ابهام تولید می کنند.
    – جملات فارسی ۶۷% ابهام تولید می کنند.(یعنی یک خارجی که فارسی را یاد گرفته، به سختی می تواند در ایران صحبت کرده و یا جملات فارسی را درک کند مگر آنکه مدت زیادی در همان جامعه مانده و به صورت تجربی یاد بگیرد ) که این برای یک زبان ضعف نسبتا بزرگی است.
    – جملات عربی ۸ تا ۹% ابهام تولید می کنند.
    – معکوس پذیری(ترجمه ی کامپیوتری) کلیه ی زبانها به جز زبانهای عربی و فارسی امکان پذیر بوده و برای عربی خطای موردی ۴۵% و برای فارسی ۱۰۰% است. یعنی زبان فارسی را نمی توان با فرمولهای زبان شناسی به زبان دیگری تبدیل کرد.

    زبان ترکی را شاهکار زبان معرفی کرده اند که برای ساخت آن از فرمولهای بسیار پیچیده ای استفاده شده است. خانم “نیکیتا هایدن” متخصص و زبان شناس مشهور آلمانی در موسسه ی اروپایی ((یورو توم)) گفته است: ” انسان در آن زمان قادر به تولید این زبان نبوده و موجودات فضایی این زبانم را خلق کرده و یا خداوند به پیامبران خود عالیترین کلام ارتباطی را داده است.
    هم اینک زبان ترکی در بیشتر پروژه های بین المللی جا باز کرده است. به مطالب زیر که برگرفته از مجله ی New science چاپ آمریکا و مجله ی International Languages
    چاپ آلمان است، توجه نمایید:
    – کلیه ی ماهواره های هواشناسی و نظامی اطلاعات خود را به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و ترکی به پایگاههای زمینی ارسال می کنند.
    – پیچیده ترین سیستم عامل کامپیوتری os2/8 و معمولی ترین windows زبان ترکی را به عنوان استاندارد پایه ی فنوتیکی قرار داده اند.
    – کلیه ی اطلاعات ارسالی از رادارهای جهان به ۳ زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی علایم پخش می کنند.
    – کلیه ی سیسستم های ایونیکی و الکترونیکی هواپیماهای تجاری از سال ۱۹۹۶ به ۳ زبان انگلیسی، فرانسوی و ترکی در کارخانه ی بوئینگ آمریکا مجهز می شوند.
    – کلیه ی سیستم ها و سامانه های جنگنده ی قرن ۲۱ “جی- اس- اف” که به تعداد هفت هزار فروند در حال تولید است، به ۲ زبان انگلیسی و ترکی طراحی شده اند.
    همه ی این مطالب نشان دهنده ی استاندارد بودن و بین المللی شدن و اهمیت ژئوپولیتیکی زبان ترکی است. متاسفانه زبان رسمی ما(فارسی) از هیچ قاعده ی فنولوجیکال نیز پیروی نمی کند و دارای ساختار تک دینامیکی است. اما زبان ترکی با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومین زبان زنده ی دنیا شناخته شده است، طی یک دستورالعمل اجرایی در تاریخ مه ۱۹۹۲ رسما از طریق همین موسسات به سازمان بین المللی یونسکو اعلام شده که زبان ترکی در کلیه ی دانشگاهها و دبیرستانهای اروپا و آمریکا جزو درسهای رسمی شود و این مسئله هم اکنون در کلیه ی دانشگاههای اروپا و دانشگاههای مطرح آمریکا اجرا شده و دومین زبانی است که در حال تهیه ی تافل مهندسی دانشگاهی برای آن هستند. اما زبان فارسی رتبه ی ۲۶۱ را به خود اختصاص داده است آن هم نه به عنوان زبان، بلکه به عنوان لهجه که این زبان را با ساختاری که بتوان جمله سازی مفهومی ایجاد کند، شناخته اندو و اگر روی این مسئله کار جدی نشود، در یادگیری مثلا زبان انگلیسی، ترکی یا فرانسوی مشکل عمده ای ایجاد کرده و می کند و می بینیم که فارسی زبانان برای یادگیری زبان انگلیسی با مشکل عمده ای مواجه هستند، ولی ترک زبانان با مشکل یادگیری و تلفظ مواجه نیستند. این مسئله به رفتارهای مغز انسان برمی گردد که خود دارای بحثهای دامنه داری است و اینکه بسیاری از جملات فارسی بر اساس عادت شکل گرفته اند نه براساس فرمول ساخت و با این وضعیت فرمول پذیری آن امکان ندارد.

  18. گیلک زبان
    ۱۳ مهر ۱۳۹۱ at ۱۲:۰۲

    زبان گیلکی زنده می ماند، فاشیست ها هرچه میخواهند بگویند

  19. ali
    ۱۴ مهر ۱۳۹۱ at ۱۷:۴۶

    سلام
    مقاله ای که نوشته اید کاملاً مغرضانه و جهت دار است گرچه در ظاهر ادعای علمی بودن و ابژکتیو بررسی کردن را دارد. از همان اول که مسیر مسافرت تان را به سمت اصفهان تعیین کردید معلوم بود که دارید به ترکستان علم می روید!
    دوست عزیز شباهت زبانی که در تهران استفاده میشود با زبانی که در قندهار و بلخ استفاده میشود هم از نظر دستور زبان و هم از نظر آوائی بیشتر است تا آنچه که در اصفهان استفاده میشود. در اصفهان صداهائی در موقع گفتار استفاده میشود یا در یزد که در تهران و قندهار و بلخ استفاده نمیشوند.
    این نمونه ای است برای اثبات غیر علمی بودن این مقاله. بقیه حرفهای شما هم کمترین بوئی از بی طرفی علمی ندارد و همه اش تلاشی کودکانه برای جا زدن عقاید سیاسی بوده است.

  20. محدیث
    ۲۷ مهر ۱۳۹۱ at ۱۱:۵۱

    عالی بود.

  21. محدیث
    ۲۷ مهر ۱۳۹۱ at ۱۱:۵۲

    خیلی خوب بود .خیلی بدرد درسم خورد.

  22. خسزونظری
    ۲۰ آبان ۱۳۹۱ at ۱۸:۴۸

    بعضی ازافراد درارتباط به زبان ولهجه درک درست نداشته همیشه ازلهجه به جای زبان وازبان به جای لهجه دارنند

  23. خسزونظری
    ۲۰ آبان ۱۳۹۱ at ۱۸:۴۹

    بعضی ازافراد درارتباط به زبان ولهجه درک درست نداشته همیشه ازلهجه به جای زبان وازبان به جای لهجه دارند

  24. محمد
    ۲۳ دی ۱۳۹۱ at ۰۳:۵۰

    سلام بر شما. برای فهم تمایز میان مفاهیم «زبان»، «گویش»، «لهجه» و «گونه» مثلاً می توان به منابع زیر رجوع نمود:

    ۱) “معرفی گیلکی به عنوان زبان: از منظری زبانشناختی”- نوشته سید حنان میرهاشمی – مجله ره‌آورد گیل – سال ۹ – شماره ۳و۴ – از ص ۵۳ تا ص ۵۵٫

    ۲) “زبان، گونه، گویش و لهجه…” – نوشته محمد دبیرمقدم – مجله ادب پژوهی – شماره ۵ – از ص ۹۱ تا ص ۱۲۸٫

  25. عباس
    ۱۷ بهمن ۱۳۹۱ at ۰۹:۲۳

    السلام علیک
    ما باید برای حذف کلنات ترکی که فارسی رو بسی قواره کرده کاری کنیم
    بعدا برای کلمات اساسی و نیاز روز
    مثل آمبولانس
    رستوران
    سوئیت
    معادل فارسی بگذاریم عربی این کار رو کرده

    اسعاف= آمبولانس

    مطعم = رستوران

    کرتقدم= فوتبال

    مرسی از مقالتون ولی نه خیلی علمی نیست ونه خیلی متدیک

  26. ایمان
    ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ at ۱۳:۱۷

    جکونگی تغیر گوش رام بگویید مثلا ترک زبانها چگونه میتوانند فارسی را بدون لحجه صحبت کنند

  27. محمد
    ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ at ۲۳:۳۵

    احد جان .تهران و کرج فقط ۱۵ میلیون ترک دارد. آذربایجان و قشفایی ها و غیره بماند.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *