کاستی‌ها و نادرستی‌های دستور خط فارسی فرهنگستان

مقدمه

در سال ۱۳۸۷ پس از هفت سال تلاش، کتابی با عنوان «شیوه‌نامه و املانامه‌ی جامع خط فارسی» -در ۵۵۶ صفحه- به قلم نویسنده‌ی این مطلب نوشته شد که به لطف خداوند، مخاطبان به‌خوبی از آن استقبال کردند؛ به‌گونه‌ای که پس از مدت کمی، از چاپ نخست آن نسخه‌ای باقی نماند. درپی چاپ آن کتاب و بر پایه‌ی قواعد نوشته شده در آن، به بررسی کتاب «دستور خط فارسی» مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی پرداختم و اشکال‌های مورد نظر را –در ۳۷ بند- در نامه‌ای برای رئیس محترم فرهنگستان، جناب آقای دکتر حداد عادل، نوشتم و داشته‌های همان نامه را نیز در قالب مقاله‌ای برای «ششمین مجمع بین‌المللی استادان زبان و ادبیات فارسی» فرستادم که از سوی شورای بررسی پذیرفته و در کتاب «مجموعه مقالات» آن همایش به‌چاپ رسید. گروه دستور زبان فارسی و رسم‌الخط فرهنگستان نیز پس از بررسی نامه، پاسخ‌ها و توضیحات خود را در نامه‌ای ۲۱صفحه‌ای به‌دست سرکار خانم زهرا زندی مقدم، کارشناس ارشد گروه، به مدیر محترم گروه نوشت، که نویسنده پس از پی‌گیری‌هایی موفق به دریافت نسخه‌ای از رونوشت آن شد. آن‌چه درپی می‌آید دربر دارنده‌ی نامه‌ی نویسنده به فرهنگستان، پاسخ فرهنگستان، و پاسخنامه‌ی نویسنده به فرهنگستان است. البته برای رعایت کوتاه‌نویسی، مقدمه‌ی نامه‌ی نخست را نیاورده‌ام.

اِن اُریدالا الاصلاح مااستطعت

جمشید سرمستانی، اسفند ۱۳۸۸

توضیح

(۱) هر یک از مطالبی که پس از مقدمه‌ی این نامه نویسنده آمده، دربر دارنده‌ی سه بخش است:

بخش یکم، اشکال یا ایرادی است که نویسنده درباره‌ی یکی از قواعد دستور خط فرهنگستان برای آن نهاد نوشته است.

بخش دوم، پاسخ فرهنگستان به آن اشکال یا ایراد است.

بخش سوم، پاسخ نویسنده به فرهنگستان است.

(۲) نوشته‌های فرهنگستان با شیوه‌ی خط فرهنگستان، و نوشته‌های نویسنده برابر با «شیوه‌نامه و املانامه‌ی جامع خط فارسی» حروف چینی شده‌اند.

(۳) همه‌ی شماره صفحه‌های داده شده از کتاب «شیوه‌‌نامه و املانامه‌ی جامع خط فارسی »۱ مربوط به چاپ اول این کتاب است.

(۴) برای آن‌که به همه‌ی موارد مطرح شده در پاسخ‌های فرهنگستان پاسخ دهم، بیش‌تر پاسخ‌ها را به بندهایی تقسیم کرده و به هر بند پاسخ مناسب داده‌ام.

آمار محتوای پاسخ‌ها

از آن‌جاکه در بسیاری از پاسخ‌های فرهنگستان (۶۸بخش) نمی‌توان تأیید یا رد ایرادهای بیان شده را به‌روشنی دریافت، و برای آن‌که بتوان درباره‌ی این پاسخ‌ها به جمع‌بندی روشنی رسید؛ برای هر پاسخ، عنوانی به‌شرح زیر در پرانتز آورده‌ و درصد بسامد آن را نیز در جلوی آن نوشته‌ام.

(۵٫۱) تأیید کاستی/ نادرستی (۷مورد=۲/۱۰درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده در نامه‌ را به‌روشنی تأیید کرده است.

(۵٫۲) رد کاستی یا نادرستی (۱۱مورد=۱/۱۶درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده در نامه‌ را نپذیرفته است. البته نویسنده نیز پاسخ مناسب به رد فرهنگستان را داده، و داوری را بر عهده‌ی بررسی کننده گذاشته

است.

(۵٫۳) هم رد و هم تأیید (۵مورد=۳/۷درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی مطرح شده ‌ را هم تأیید و هم رد کرده، یا بخشی از آن را تأیید و بخشی را رد کرده است.

(۵٫۴) نه رد و نه تأیید (۷مورد=۲/۱۰درصد): فرهنگستان کاستی یا نادرستی‌ را نه تأیید و نه رد کرده است.

(۵٫۵) توضیح بدون رد = تأیید (۱۴مورد=۵/۲۰درصد): فرهنگستان علت وجود کاستی یا نادرستی را توضیح داده، و از آن‌جا که دلیلی برای رد آن هم نیاورده آن را تأیید به‌شمار آورده‌ام.

(۵٫۶) توضیح همراه با رد (۶مورد=۸/۸درصد): فرهنگستان علت وجود کاستی یا نادرستی را توضیح داده، ولی آن را نپذیرفته است.

(۵٫۷) ارجاع به فرهنگ املایی = تأیید (۱۵مورد=۲۲درصد): پاسخ فرهنگستان این بوده که این کاستی یا نادرستی مورد نظر، در کتاب «فرهنگ املایی » فرهنگستان برطرف شده، و از آن‌جا که هر گونه پاسخ فرهنگستان به این دسته از کاستی‌ها و نادرستی‌ها، نخست مستلزم پذیرفتن کاستی یا نادرستی در کتاب «دستور خط» است، نویسنده آن را تأیید به‌شمار آورده است.

(۵٫۸) ایراد را پس می‌گیرم (۲مورد=۹ /۲درصد): ایراد بنده به فرهنگستان وارد نبوده و آن را پس گرفته‌ام.

(۵٫۹) بی‌پاسخ (۱مورد=۴/۱ درصد): فرهنگستان در این باره پاسخی نداده است.

جمع‌بندی آمار محتوای پاسخ‌ها

(۱) اگر همه‌ی موارد « تأیید کاستی/ نادرستی، نه رد و نه تأیید، توضیح بدون رد، و ارجاع به فرهنگ املایی» و نصف «هم رد و هم تأیید» را «تأیید» (مستقیم و غیر مستقیم) ایرادها به‌شمار آوریم، جمع موارد تأیید شده از سوی فرهنگستان «۵/۴۵ مورد = ۵/۶۶ درصد» است.

(۲) اگر همه‌ی موارد « رد کاستی یا نادرستی، توضیح همراه با رد» و نصف « هم رد و هم تأیید» را «رد» (مستقیم و غیر مستقیم) ایرادها بدانیم، جمع موارد رد شده «۵/۱۹ مورد = ۵/۲۸ درصد» است.

(۳)«۲مورد=۹ /۲درصد» ایرادها را پس گرفته‌ام و« ۱مورد=۴/۱ درصد» نیز از سوی فرهنگستان بی‌پاسخ مانده است.

پاسخ‌های فرهنگستان و پاسخنامه‌ی نویسنده

۱ ـ نادرستی

در صفحه‎ی ۱ مقدمه، درباره‎ی خط فارسی بیان شده است که ”طبعاً چنین خطی باید قواعد و ضوابطی معلوم و مدوّن داشته باشد“، ولی در صفحه‎های ۳ و ۵ همین مقدمه، در چهار جا برای «سلیقه» ـ که با قاعده در تعارض است ـ جایگاه تعیین‎کننده قائل شده است.

۱٫۱-پاسخ فرهنگستان (توضیح همراه با رد)

مدیرمحترم گروه دستور زبان فارسی و رسم الخط

جناب آقای دکتر علی اشرف صادقی

با عرض سلام و احترام

پیرو دستور جناب عالی ضمیمۀ حاضر را مطالعه کردم و توضیحات مربوط به هر شماره در زیر تقدیم می‌گردد.

(۱)در صفحه۱ مقدمه دستور خطّ فارسی، آمده است:

(۱٫۱) خطّ فارسی به موجب اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، خط رسمی کشور ماست و کلیه اسناد رسمی و مکاتبات در کتاب های درسی باید به این خط نوشته شود و طبعاً چنین خطی باید قواعد و ضوابطی معلوم و مدوّن داشته باشد تا همگان با رعایت آنها، هویت خود را تثبیت کنند و محفوظ دارند؛

(۱٫۲) در صفحه ۳ مقدمه چنین آمده است:

«به اعتقاد اعضای فرهنگستان، خط اصولاً طبیعت و ماهیتی دارد بسی پیچیده تر از علائم علومی مانند ریاضیات و توقع قانونمندی مطلق و قاطع از خط داشتن و راه را بر هر گونه استنباط بستن با این طبیعت ناسازگار است.»

(۱٫۳) در همان صفحه همچنین آمده است:

«فرهنگستان در پی آن بود که تا سرحد امکان خطّ فارسی را قانونمند و قاعده پذیر سازد تا از آشفتگی و هرج و مرج جلوگیری شود. اما از توجه طبیعت خط به طور کلی و به ویژه طبیعت خطّ فارسی و نیز ذوق و سلیقه و پسند اهل فن غفلت نکرده، در هر جا اعمال قانون را موجب پدید آمدن فهرست بالا بلندی از استثناها دید، از تصویب و تجویز آن خوداری کرد، و با رعایت انعطاف، میدان را برای ذوق و سلیقه باز گذاشت.»

(۱٫۴) درست است که در صفحه نخست مقدمه گفته شده چنین خطی باید قواعد و ظوابطی معلوم و مدرن داشته باشد ولی توضیحاتی که در صفحات بعد آمده علت باز گذاشتن میدان برای ذوق و سلیقه نویسنده را روشن نموده است.

پاسخ ۱ نویسنده

با عرض سلام و احترام

به عنوان کسی که سال‌ها در حرفه‌ی خود ( نویسندگی، ترجمه، ویرایش، و تدریس ویرایش و نویسندگی) با گروه‌ها و مراکز مخاطب کتاب دستور خط کار کرده و ارتباط داشته‌ام، باید عرض کنم: آنان را کسانی یافته‌ام که انتظارشان از دستور خط فرهنگستان برآورده نشده است. انتظار نویسنده و دیگران –تا آن‌جا که از که از آنان دریافته‌ام- آوردن عذر و علت برای وجود این نارسایی بزرگ در کتاب دستور خط نیست؛ انتظار از فرهنگستان به عنوان بالاترین و رسمی‌ترین مرجع در این زمینه، برآورده کردن هدفی است که در بند (۱٫۳) به آن اشاره شده ولی متاسفانه آن را محقق نکرده‌اید؛ یعنی «قانونمند و قاعده‌پذیر کردن خط فارسی برای جلوگیری از آشفتگی و هرج و مرج» و برای آسان و ممکن ساختن آموزش آن به نوآموزان و غیرفارسی زبانان.

اهمیت علت بیان شده از سوی فرهنگستان (یعنی غفلت نکردن از ذوق و سلیقه‌ و پسند اهل فن) هیچ‌گاه با قانونمند کردن خط و پایان دادن به آشفتگی و هرج و مرج در آن، قابل مقایسه نیست. به‌یقین اهل فن نیز حاضرند برای پایان دادن به این آشفته بازار، از ذوق و سلیقه و پسند خود بگذرند.

۲ ـ کاستی

در صفحه‎ی ۵ بیان شده است:

”[فرهنگستان] کوشیده است تا فقط مواردی را که جدا نوشتن و یا پیوسته نوشتن آن‎ها الزامی است تحت قاعده و ضابطه درآورد.“

در حالی که برای رعایت یک‎دستی و یکسانی شیوه‎ی خط در کشور و پایان دادن به پراکنده‎کاری در این زمینه، تعیین قواعد چسبیده یا جدانویسی همه‎ی کلمه‎های مرکب کاری لازم است.

۲٫۱-پاسخ فرهنگستان (توضیح بدون رد = تأیید)

همان گونه که مطلع هستید، ابتدا درخصوص اینکه جدا نویسی مبنای کار قرار گیرد و یا پیوسته نویسی، اختلاف نظر وجود داشت. فرهنگستان برای جلوگیری از جدا نویسی و یا پیوسته نویسی افراطی هیچ یک (جدا نویسی و یا پیوسته نویسی) را مبنا قرار نداد.

ادامه»»

به دلیل طولانی بودن این نوشتار متن کامل آن را از اینجا دریافت نمایید.

  • 0

    Overall Score

  • ‎رتبه‌بندی خوانندگان‫:‬0 Votes

هم‌رسانی

‎دربارهٔ جمشید سرمستانی

احتمالا به این‌ها نیز علاقه‌مندید:

26 comments on “کاستی‌ها و نادرستی‌های دستور خط فارسی فرهنگستان

  1. سالار محمدی
    ۱۰ مهر ۱۳۸۹ at ۲۳:۳۰

    یک- خسته نباشید برای وقتی که برای زبان فارسی گذاشته‌اید و تک‌تک موارد را بررسی کرده‌اید.

    دو- تا وقتی که قانون و ارادۀ محکمی پشت لزوم عمل به دستور خط فارسی مصوب فرهنگستان وجود نداشته باشد این دستورها تاثیرگذاری بسیار کمی دارند. فرهنگستان فارسی متاسفانه از خودش شدت عمل نشان نمی‌دهد. نگاهی به خبرگزاری‌ها یا روزنامه‌های دولتی و نیمه‌دولتی بیاندازید و ببینید که چند درصد دستور خط آن هم نه در مورد استثنائات بلکه در موارد بنیادین آن را رعایت می‌کنند؟

    سه- فرهنگستان از متن جامعۀ علمی، فرهنگی و ادبی کشور برنخاسته است و به همین دلیل مصوباتش را بسیاری از افرادی که نویسندۀ متن‌های گوناگون هستند، به هیچ می‌گیرند و ارزشی برایشان ندارد. نداشتن وجهۀ مورد قبول بین جامعۀ فرهنگی و علمی کشور مصوبات فرهنگستان را ضعیف می‌کند.

    چهار- آموزش و پروش و… برای خودشان دستور خط تصویب می‌کنند. فرهنگستان زبان فارسی قدرتمند نیست.

    • سرمستاني
      ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۰

      به‌یقین، اگر شیوه‌ها و قواعد فرهنگستان بتواند پاسخ‌گوی همه‌ی پرسش‌ها و نیازهای فارسی‌نویسان و فارسی‌پژوهان باشد -که تا امروز نبوده- همگی از آن پی‌روی می‌کنند؛ زیرا فرهنگستان بالاترین و رسمی‌ترین نهاد برای این کار در کشور است و برای رهایی از این آشفته بازار همه به آن نهاد چشم دوخته‌اند.

  2. آرش
    ۱۱ مهر ۱۳۸۹ at ۰۲:۴۲

    نویسنده​ی گرامی این نوشته! اگر برایتان امکان دارد؛ نوشته​ی خود و نوشته​ی فرهنگستان را جدای از هم قرار دهید تا بشود خود درباره​ی تایید یا رد شدن استدلال​ها و گفته​های شما تصمیم گیری کرد. من بسیار دوست داشتم که این نوشته را تا پایان بخوانم اما پس از خواندن چند خط از آن، سر در گم و پشیمان گشتم! شما هر بند از نوشته​ی فرهنگستان را برداشته و به چند جمله​ی کوتاه​تر بخش کرده​اید و هر کدام را یک بار برای خود تایید به حساب آورده​اید؟ گمان می​کنم بر اساس ریاضی که ما آن را خوانده​ایم همه​ی یک بند را باید با هم دیگر یک​جا و یک​بار به سود خود در می‏پنداشتید. باز هم پوزش! ولی من که نتوانستم نوشته​ی شما یا فرهنگستان را بفهمم!
    با سپاس فراوان!

    • سرمستاني
      ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۰۰:۳۴

      اگر فرصتی پیش آمد این کار را هم خواهم کرد ولی …

      • سرمستاني
        ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۲۰:۰۶

        ولی از آن‌جا که هر بند از پاسخ‌های فرهنگستان دربر دارنده‌ی چند مطلب بود و هر مطلب نیز نیازمند پاسخ جدا؛ هر بند را به بخش‌هایی تقسیم کردم تا بتوانم با دقتی بیش‌تر به‌ همه‌ی مطلب‌ها پاسخ دهم .
        نوشته‌های جلوی عنوان‌ها نیز درون پرانتز و تنها برای کمک به اثبات آمارهای آورده شده در آغازِ نوشته است؛ و خوانندگان محترم در داوری آزادند و می‌توانند آن‌ها را نادیده بگیرند. اگر از آن‌ها داوری به نفع خود برداشت می‌شود، پیشاپیش معذرت می‌خواهم.

  3. صالح
    ۱۱ مهر ۱۳۸۹ at ۰۹:۳۳

    من یه سوالی دارم:
    فرهنگستان زبان فارسی کلن می‌دونه که «نیم‌فاصله» چیه؟

    • سرمستاني
      ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۰۰:۲۰

      بله. در کتاب «فرهنگ املایی خط فارسی»(ص ۱۱) اصطلاحات «عدم فاصله، نیم‌فاصله و یک فاصله»به‌کار رفته است، و این سه نوع فاصله در ترکیب‌ها مشخص شده است؛ ولی قواعد آن بیان نشده است. خوش‌بختانه «قواعد فاصله/نیم‌فاصله‌ی ترکیب‌ها» را برای نخستین بار نوشته‌ام که در کلاس‌های ویرایش، آن‌ها را بیان کرده و می‌کنم و انشاءالله منتشر خواهد شد.

  4. شهریار رستمی
    ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۱۸:۳۲

    به اعتقاد بنده همان‌طور که به درستی بارها اشاره شده است مشکل اصلی این است که فرهنگستان برخی موارد را به «سلیقه» سپرده است. به نظر من می‌بایست قوانین جامع و قطعی و بدون حتی یک مورد سلیقه‌ای از سوی فرهنگستان ارایه گردد.

  5. کیوان
    ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۲۰:۳۱

    سپاس آقای سرمستانی. خیلی زحمت کشیده‌اید.
    یک پرسش هم داشتم از شما.
    آیا به نظر شما بهتر نیست که خط فارسی کنونی به خطی مانند خط‌های لاتین تغییر کند؟ لطفا دلایل خود را نیز در صورت امکان شرح دهید.

    • جمشيد سرمستاني
      ۱۷ مهر ۱۳۸۹ at ۲۲:۴۴

      پاسخ به این پرسش در این‌جا نمی‌گنجد، بنده هم صلاحیت و دانش پاسخ گفتن ندارم؛ ولی تجربه‌ی کشورهایی مانند تاجیکستان که الفبای سیریلیک را در زمان شوروی سابق برای خط خود برگزیدند، نشان داد که آنان از خواندن منابع فراوانی که به خط پیشین خود نگاشته بودند ، محروم شدند.

      • Ali Sabahi
        ۱۸ مهر ۱۳۸۹ at ۰۱:۰۹

        زمانی نام محرومیت درست است که از چیزی باارزش محروم شده باشیم ولی در جاییکه این آثار (جز چند چیز مانند شاهنامه) ما را به جایی نرسانده و به قاجار رسیدیم ، چیزی برای از دست دادن نداریم و آنچه ارزش دارد را به دبیره ی نوین برگردان خواهیم کرد.

      • حمید
        ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ at ۱۱:۵۴

        آقای سرمستی بزرگوار،باید به این نکته توجه داشت که اگر مثلا تاجیکستان ارتباطش را با گذشتش از دست داده،صرف عوض کردن خط نبود،بلکه سیاست روسگرایی شوروی سابق بود که می‌خواست اشتراکات سرزمینهایی را که زیر سلطه خود برده بود را با کشورهای اطرافشون کم و نابود کنه.ترکیه هم اگه همچین مشکلی واسش پیش اومده بخاطر سیاست اروپا گرایی و حذف فرهنگ عثمانی بصورت تعمدی بوده که سردمداران اونجا داشتن نه تعویض خط.اگر ما همچین تعمدی نداشته باشیم که نداریم تغییر خط مشکلاتی از این دست برای ما نخواهد داشت و بوستان و شاهنامه و … را میتوان بخط جدید نوشت.نکته دوم هم اینکه الان با ۱۵۰-۱۰۰ سال پیش که ترکیه و تاجیکستان خطشون عوض شده از لحاظ پیشرفت تکنولوژی و تجهیزات و ابزارها و کامپیوترو…قابل مقایسه نیست و میتوان کلیه کتب گذشته را در یک بازه چندین ساله و بصورت تدریجی به خط جدید نوشت بدون اینکه قطع ارتباطی با گذشته صورت بگیره.

  6. محمد
    ۱۸ مهر ۱۳۸۹ at ۰۱:۲۸

    من بالاخره نفهمیدم قضیه‌ی این “ه‌ی” چی شد. یعنی الان باید بنویسیم “مدرسه‌ی راهنمایی” یا باید بنویسیم “مدرسۀ راهنمایی”؟ منظورم اینه که فرهنگستان نظرش رو آیا دوباره عوض کرده؟

  7. akbari
    ۲۱ مهر ۱۳۸۹ at ۱۶:۲۹

    همه ی ِ ایرادها ای که از فرهنگستان گرفته اید وارد است؛ امما فقط ایرادها! بیشتر ِ پشنهادها ی ِ شما هم ایراد دارند. برای ِ نمونه گسستهنویسی وندها، و از آن جمله پسوند ِ جمعساز ِ «ها».
    بررسی همه ی ِ موارد در این جایگاه شدنی نیست، و برای ِ تائیید یا رددکردن استدلالها و گفته‍‍های شما تصمیمگیری – به دلیل ِ طولانی‍بودن ِ مطلب- نییاز به زمان دارد.
    اگر نشانی ی ِ شما را داشته باشم امکان بحث رو ی ِ تکتک ِ موردها وحود دارد. و گر نه چند مورد برجسته در همین تارنما بررسی خواهد شد.

    • زاکانی
      ۲۱ مهر ۱۳۸۹ at ۱۷:۲۲

      موضوع موضوع مهمی است. اگر این‌جا حداقل برخی از آن چیزهایی که به نظر شما ایراد یا تایید متن است را با دلیل بنویسید، من و دیگر خوانندگان نیز از آن‌ها بهره خواهیم برد و شاید بحث از یک بحث دو نفره به بحثی جمعی تبدیل شود. سپاسگزارم

      • ناشناس
        ۲۱ مهر ۱۳۸۹ at ۲۳:۳۷

        این کار در این پنجره شدنی’ست، امما با دشواری.
        برای ِ نمونه:
        ۱- امکان فننی ی ِ لازم وجود نه دارد (مثال: برای ِ من نوشتن ِ واژه ی ِ «گفته ها» بیفاصله وجود نه دارد و به شکل ِ ناخواسته ی ِ «گفتهها» در می آید،
        ۲- بررسیدن ِ همه ی ِ موردها به تفصیل در این پنجره دشوار است،
        ۳- پاسخ سنجیده و پخته زمانبر است،
        ۴- بحث پیرامون موضوع ی با این گستردگی،به طور ِ یکجا، افزون بر احتمال ِ جاذب نبودن ِ آن برای ِ برخ ی خوانندگان از بازدهی کمتر ی به نسبت ِ بحثها ی ِ محدودتر برخوردار است،
        ۵- پاسخ-در-پاسخ کار را می پیچد.

        با این حال چنانچه نظر ِ جناب ِ سرمستانی نیز همین باشد حتمن همینگونه عمل خواهد شد.

        • جمشيد سرمستاني
          ۲۶ مهر ۱۳۸۹ at ۲۱:۳۶

          جناب زاکانی با تشکر از دقت نظر شما

          هریک از بندهای زیر پاسخی به بندهای بالاست:

          (۱) اگر دکمه‌های shift+space (و در برخی رایانه‌ها کلیدهای ctrl+ خط فاصله)را هم‌زمان فشار دهید، به‌جای یک فاصله، نیم فاصله میان اجزای کلمه ایجاد می‌شود و مثلاً می‌توان به‌جای «گفتهها» نوشت: «گفته‌ها»

          (۲)می‌توانید هربار یک مورد را در یک پنجره‌ی جدا مطرح و بررسی کنید.

          (۳) کم‌کم پاسخ‌ها را بنویسد، اگر زمان هم ببرد اشکال ندارد.

          (۴) به‌طور یک‌جا بحث را مطرح نکنید، مورد به مورد مطرح کنید.

          (۵) امیدوار هستم پاسخ‌هایی که می‌دهم به‌گونه‌ای مستدل باشد که پاسخ در پاسخ نشود.

        • جمشيد سرمستاني
          ۲۷ مهر ۱۳۸۹ at ۲۳:۵۵

          از این‌که نام شما را به‌اشتباه« زاکانی» نوشته‌ام نیز عذر می‌خواهم.

    • جمشيد سرمستاني
      ۲۱ مهر ۱۳۸۹ at ۲۳:۳۲

      عازم مشهد هستم. بعید می‌دانم در آن جا بتوانم پاسخی بفرستم. انشاءالله پس از بازگشت در خدمتتان خواهم بود. هرگونه ایراد مستدل را می‌پذیرم.

      • akbari
        ۲۲ مهر ۱۳۸۹ at ۰۷:۴۴

        جناب ِ سرمستانی!
        آرزومندم به شما در مشهد خوش به’گذرد، و زیارت اتان قبول افتد!
        من هم پس از برگشت از اصفهان در خدمت خواهم بود.

    • جمشيد سرمستاني
      ۲۹ مهر ۱۳۸۹ at ۱۵:۵۵

      جناب اکبری، و منتقدان عزیز دیگر، با سلام:

      پیشنهادهای ارائه شده در نامه‌ی فرستاده شده به فرهنگستان، کامل نیست؛ برای

      آگاهی از همه‌ی قواعد مربوط به هر گروه‌واژه می‌توانید کتاب «شیوه‌نامه و املانامه‌ی

      جامع خط فارسی، نوشته‌ی جمشید سرمستانی، تهران، نشر سرمستان، ۱۳۸۷» را

      مطالعه کنید.

      ادعای قطعی نویسنده این است که:

      «هر واژه، متعلق به دست‌کم یک گروه‌واژه است، و این کتاب برای چه‌گونگی نوشتن

      همه‌ی گروه‌واژه‌ها و درنتیجه برای همه‌ی واژه‌ها قاعده‌ی روشن، قطعی و یک‌وجهی –

      نه دو یا چند وجهی- داده است. در نتیجه هیچ واژه‌ای در زبان فارسی بدون قاعده و

      تابع سلیقه‌ی افراد نیست.»

      باقاعده بودن خط نیز که جزئی از زبان است، آموزش دادن آن به غیر فارسی زبانان و

      نو آموزان را آسان می‌کند؛ در حالی که امروزه در این کار مشکل‌های جدی وجود دارد.

      از همین رو کاملاً آماده‌ام تا هر ایرادی را پاسخ دهم. این مطلب را در پایان نامه به

      فرهنگستان نیز با بیان زیر آورده‌ام (که البته هنوز پاسخی دریافت نکرده‌ام):

      “برای نشان دادن قابلیت کاربرد، قابلیت یادگیری، و جامعیت قواعد پیشنهادی خود؛

      و در مقابل، نبود این ویژگی¬ها در قواعد کتاب دستور خط، آماده¬ی مباحثه با

      عالی¬ترین کارشناسان و اعضای فرهنگستان در حضور رئیس محترم فرهنگستان، با

      شیوه¬ی زیر هستم:

      (۱) هر واژه‌ایی را به ذهنتان می‌آید، بگویید.

      (۲) قاعده و شیوه‌ی نوشتن آن را بیان می‌کنم.

      (۳) قاعده‌ی آن را در کتاب «شیوه‌نامه و املانامه‌ی جامع خط فارسی»

      نشان می‌دهم.

      سپس:

      (۴) واژ‌هایی را می‌گویم.

      (۵) قاعده و شیوه‌ی نوشتن آن‌ها را بیان کنید.

      (۶) قاعده‌ی آن‌ها را در کتاب «دستور خط فارسی» نشان دهید.”

      با همین شیوه، آماده‌ی‌ مباحثه با غیر فرهنگستان نیز هستم.

  8. akbari
    ۸ آبان ۱۳۸۹ at ۱۱:۱۱

    پاره ی ِ نخست

    یاداوری ِ ۱:
    ۱- بیشتر ِ مثالها ای مه در پی می آید از آقا ی ِ سرمستانی’ست، که من آنها را به صورت ِ پیوسته‌نویسی آورده ام.
    ۲- املاها ی ِ درون دوابرو از من است.
    ۳- «ی» ِ مییانجی هرجا حضور داشته آورده شده است.
    ۴- کوشش شده مییان ِ واکه ی ِ «ی» با صدا ی ِ /i/ و همخوان ِ «ی» با صدا ی ِ /y/ فرق گذاشته شود. اولی با کلید ِ (ctrl+x) و دوّمی با کلید ِ (D) تایپ شده است.
    در جستار ِ «کاستیها و نادرستیها ی ِ دستور ِ خط ِ فارسی» آقا ی ِ سرمستانی چگونه‌نویسی موردها ی ِ زیر را مورد ِ کنکاش قرار داده اند:
    – واژه‌‍‌ها،
    – «ی» ِ ناشناسی یا نکره،
    – وامواژه‌ها ی ِ عربی،
    – ترکیبها ی ِ اضافی،
    – کرسی ی ِ همزه.

    ۱- واژه‌ها
    تعریف کرانمندی ی ِ واژه:
    واژه خواه کوتاه، خواه بلند؛ چه بسیط و چه مرّکب یک یکان ِ معنائی’ست که دارا ی ِ یک تکیه است، و بی استثنا باید یک یکان ِ املائی تلقّی شود.
    بلندی یا زشتی ی ِ ریخت واژه نه می تواند ملاک جدانویسی باشد. زشتی ی ِ نشست ِ خط علاوه بر آن که تا اندازه ای سلیقه‌ای’ست، بستگی به آمخته‌گی ِ چشم دارد. در بیشتر زبانها ی ِ اروپائی مانند ِ آلمانی، روسی، سوئدی…بلندی ی ِ واژه‌ها ناهنجاری به حساب نه می آید. در فارسی به دلیل ِ اشکالات ِ ذاتی خط، گاه ی سرهمنویسی ی ِ باعث ِ دُژخوانی می شود. این کاستی با عادتکردن ِ چشم برطرفشدنی’ست. از سوئی می توان با فاصله ی ِ صفر (نیمفاصله) نیز بر این کاستی چیره شد. همین عیب ِ امروزین در زمان ی نه‌چندان دور از مزییّتها ی ِ خط ِ فارسی انگاشته می شد، زیرا به دلیل ِ کوتاهی ی ِ نوشتار اقتصادی تلقّی می گردید.
    پزوهشها نشان می دهد که برای ِ درک ِ واژه‌ها در مغز نییاز به خوانش و تشخیص همه ی ِ حروف تشکیلدهنده ی ِ آنها نیست. هرکلمه، چنانچه سابقه ی ِ تصویری ی ِ آن در مغز وجود داشته باشد با سه حرف ِ اساسی شناسائی می شود. [ در داشنگاه ِ کبمریج ِ انگلتسان پوژهش ی رو ی ِ روش ِ خوادنه‌شدن ِ کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند مغز ِ انسان تهنا حروف ِ اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده وکمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخاونید].
    «ها»ی ِ جمعساز، صفتها ی ِ «تر» و «ترین» به صورت ِ قییاسی، – تا آنجا که من می دانم- در هیچ کدام از زبانها ی ِ هندواروپائی به گونه ی ِ جدا از واژه ی ِ اصلی نوشته نه می شود. در زبان ِ عربی نیز چنین است.
    «بی» به دو گونه ی ِ پیشوندی و پیشواژه می آید. در حالت ِ پیشوندی معادل ِ (-less) ِ انگلیسی و (-loss) ِ آلمانی’ست؛ امّا در حالت ِ پیشواژه‌ای به ترتیب برابر ِ without وohne در زبانها ی ِ یادشده است.

    A- موردها ای که باید سرهم نوشته شوند

    a. همه ی ِ واژه‌ها ی ِ چند جزئی: آببان، پاککن، آبرو، خوشپز، نیکبخت، پاکنام، پاکرأی (پاکرئی)، نظاممند، طوطیوار (توتیوار)، طاووسوار (تاووسوار)، پریوار، کمدست، آئیننامه، پاککن، کممصرف، چوببری، پولخردکن، توپجمعکن، میخوش، میگل، مینوش، کمحال، کمجان، کمباد، تجارتخانه، عافیتطلبی، مصلحتبین، پاکضمیر، حقیقتجو، پایبرهنه، پایمالی، اجلرسیده، نمکپرورده، اخلالکننده، پاککننده، شاهنشین، سییهچشم، پاکدامن، خوشبییاری.

    b. واژه‌ها ی ِ تکرا ری و همسنگ: پولمول، تکتک، هقهق، سنگینرنگین.

    c. واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها به «آ» پایان یافته باشد: گلاب، دانشاموز، دلاگاه، زباناور.

    d. واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها عدد است، اگر رابطه ی ِ عدد و معدود برقرار نه باشد: پنجتن، پنجگانه، هفتگنبد، هشتبهشت، نهفلک، دهچرخه، هفتپیکر، دهگانه، پانزدهگانه.

    e. اسم ِ مصدر: سخنگفتن، نگاهداشتن.

    f. «به» اگر بر سر ِ مصدر در آید یا با اسم آمیخته شود: بگفتن، بنیوشیدن، بنام، بکار (نابکار)، بترس (ترسا)، بکش (جاکش)، بنام-ایزد، بهنگام، بروزاوری.

    g. هرگاه کسره ی ِ اضافه حذف گردد: سیبزمینی، آبمیوه، آبلیمو، آبجو.

    h. «ی» ِ نسبت، اسمساز و قیدی: اصفهانی (نسبت)، کتابی (نسبت)، گلوئی (اسم ِ ابزار)، تلفنی (به وسیله ی ِ تلفن).

    i. پیوندواژه‌ها (حروف ِ ربط) اگر باهم آیند (این شیوه در شاهنامه به ویرایش ِ جلال ِ خالقی ی ِ مطلق برای ِ حروف ِ ربط و شماره‌گان به کار رفته است): دراندرون، بجز، بهم، برهم، درهم،سرهم، باهم، درمییان، پس‌اندر.

    j. ترکیبها ی ِ صفت + موصوف: هنرمندمردم، سرخگل، سبزقبا، بلندبالا، سروقدّ، روئینتن، روئیندژ.

    k. نامها ی ِ ترکیبی ِ خانوادگی و شخصی ِ: شاهمیرولد، حسنپور، حسینراده، ایرانشاهی، علیلو، شاهقلی، امیرعباس، حمیدرضا، علیرصا.

    تبصره

    ۱- هنگام ی که بخش ِ پیشین واژه به «ه» ی ِ ناخوانا (/e/) پایان یافته باشد گسسته و بی فاصله نوشته می شود: بهانه‌گر، پایه‌دار، کناره‌گیر، جوجه‌سرخکن. («ه» ی ِ خوانا (/h/) حتمن باید به بخش ِ پس از خود به چسبد[سییهچشم]).

    ۲- واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها به «الف» پایان یافته باشد گسسته و بی فاصله، نوشته می شوند: دل‌انگیز، عقب‌اقتادگی، کم‌احساس.

    ۳- هرگاه بخش ِ پیشین ِ واژه اسم ِ خاص باشد با خطفاصله (-) به پسوند می چسبد: فردوسی-وار، سعدی-صفت، عیسا-صفت، مریم-بافته.

    ۴- صفتها ی ِ مرّکب نیز با خطفاصله (-) به هم می چسبند: سییاسی-اقتصادی، علمی-کاربردی، زییارتی-سییاحتی، فرهنگی-ورزشی.

    یاداوری ِ ۲: از دید ِ من نگهداشتن ِ «ه» پیش از پسوندها ی ِ «گان»، «گی» و «بان» ارجح است، زیرا اصل برابری ی ِ گفتار با نوشتار بهتر رعایت می شود: شماره‌گان می تواند معنی ی ِ متفاوت ی با شمارگان داشته باشد. همین گونه است: دیده‌‌بان/ دید‌‌بان ، بچّه‌گی/ بچّگی، غریبگان، غریبه‌گان.

    B- موردها ای که باید جدا نوشته شوند

    a. «ی» ِ ناشناسی: کتاب ی (نکره)، ، گلو ای (نکره)، تلفن ی، نامه‌ها ای،.

    b. فعل ِ صرف شده و پیشواژه‌ها ی ِ فعلی (می، نه، مَه، به، همی،…): سخن گفتم، نگاه داشتم، همی رفتمی، نه می رود، مه گردان، می خوردند.

    c. ترکیبها ی ِ اضافی: شورا ی ِ عالی، حاصل ِ ضرب، صرف ِ نظر، سیب ِ زمینی، آب ِ میوه، آب ِ لیمو، آب ِ جو.

    d. صیغه‌ها ی ِ صرفی ِ فعل ِ بودن: آورده ام، خورده بود، گرفته بوده باشد، من ام، تو آن ای، بیمار است، بیهوده بود.

    e. ضمیرها ی ِ ملکی و مفعولی: ، کتاب ات، لیوان ام، مدرسه تان، کتابها یشان، برای ات، گفتم اش، به نواخت اتان، داد اش، خود امان.

    f. بد این، بد آن، بد ایشان، بد این سان، بد او، هم او، چُن او: «بد» که در اصل «بَت» و «بَد» بوده، – و هنوز در گویشها ی ِ افغانی، تاجیکی و نیز برخ ی گویشها ی ِ ایرانی هنوز «بَه» واگفته می شود- واژه ای جداسر است که در پاره ای موردها به همین شکل به کار می رود، امّا بیشترینه به «به» دگردیسیده است. پس، می توان گفت: «به این، به آن، به ایشان، به این سان، به او»..
    «هم او» و«چُن او» نیز ادغام ِ آوائی ی-اند، و نه حذف. پس «الف» ِ «او» نه باید حذف شود. از این نمونه‌ها در فارسی فراوان است.

    g. لقبها و عنوانها: شاه عبّاس، سرتیپ خسروی، سرهنگ نامجو، مهندس بهروزی، دکتر فروزنده

    C- وامواژه‌ها ی ِ عربی

    a. وامواژه‌ها ی ِ عربی باید تابع ِ آئین ِ نگارش ِ فارسی باشند: عیسا، مصطفائی، انشاالّه، علا هذا، باری تعالا، حقّ تعالا، بسمه‌هی تعالا، علا ایّ ِ حال، طاها، یاسین، قرآن، مرآت، مرتضا، موسا، کبرا، صغرا، مشکات، قاضی‌القضات. (واژه ی ِ فارسی ی ِ «خوی= عرق» هم می توان با املا ی ِ «خی» نوشت).

    b. تنوینها را می توان با الف و نون نوشت: حتمن، اصلن، بعضن، ابدن، فورن.

    c. تشدید را می توان به صورت ِ تکرار ِ حرف نوشت: حسساس، امما، حتتا، سدد، قدد، حدد،معمما، محصصل.

    D- کرسی ی ِ همزه

    همزه یک همخوان است که مثل ِ هر حرف ِ دیگر باید نُماد و شخصییّت ِ یکتا ی ِ خود را داشته باشد. امّا در عمل چنین نیست.
    در فارسی واژه‌ها به صورت ِ هجاها ی ِ CV(C)(C) ظاهر می شوند؛ یعنی ترکیب ی از همخوان-واکه-(همخوان)-(همخوان). پس، هر هجا تنها با همخوان می آغازد. الف در آغاز ِ واژه‌ها و هجاها نُماد ی از همزه است. در وامواژه‌ها ی ِ اروپائی گاه ی شکل اصلی ی ِ همزه دیده می شود (ئیدروژن، ئیدرات) . در مییان و پایان ِ واژه‌ها همزه به شکلها ی ِ گوناگون ی ظاهر می شود (ﺌ‌، ؤ، أ، إ، آ، ۀ، ء)؛ و گاه ی نیز انکار می شود (رویین، آیینه، بویین).
    از همزه ی ِ آغازین که بو’گذریم، دست ِ کم همزه ی ِ مییانین می تواند، و باید با یک حرف ِ مستقل نشان داده شود. اگر نُماد ِ «ﺌ» را برای ِ همزه در مییان هجا برگزینیم به یکدستسازی و روالمندی کمک ِ شایان ی شده است. ( رئیس، مرئوس، مسئله، مسائل، مسئول، لوئلوء ، شیء، شیئی، مئخوذ، تئکید، مُئکّد(موئکّد)، تئویل، تئنیث، هیئت، تئدیب). همزه ی ِ پایانی هم می تواند همان شکل ِ مألوف ِ «ء» داشته باشد (شیء، مساء، جرء)، و یا یه صورت ِ «ئ» درآید (شیئ، مسائ، جزئ).
    همزه ی ِ آغازین در مییان ِ واژه اگر به صورت ِ «آ» نه باشد (مثل ِ قرآن، مرآت) همان شکل کلّی ی ِ «ﺌ» به خود می گیرد ( املائی، اهورائی، دائی، هیَئات/هیَآت، صائب، تائب، قائم، دائم).

    سخن ِ پایانی

    دبیره ی ِ فارسی دارا ی ِ کاستیها ی ِ سرشتی’ست. بیشترینه ی ِ این کاستیها و کژیها برطرفشدنی’ست، اما پاره ای از آنها چاره ای اساسی، شجاعتی مثالزدنی و عزمی راسخ می طلبد. فرهنگستان می بایست خاستگاه همه ی ِ این فضائل می بود، که شوربختانه چنین نیست.
    دیر یا زود باید دبیره و آئین نگارش آن متحوّل شود. این خواست ِ زمانه است، و ما باید فرزند ِ زمان ِ خود باشیم.
    من این نوشتار را خیلی مجمل و خلاصه نوشتم. شما آن را به عنوان فتح ِ باب ی به بینید. در صورت ِ لزوم می شود رو ی ِ موارد ِ افتراق مفصلن بحث کرد.

    پاره ی ِ نخست

    یاداوری ِ ۱:
    ۱- بیشتر ِ مثالها ای مه در پی می آید از آقا ی ِ سرمستانی’ست، که من آنها را به صورت ِ پیوسته‌نویسی آورده ام.
    ۲- املاها ی ِ درون دوابرو از من است.
    ۳- «ی» ِ مییانجی هرجا حضور داشته آورده شده است.
    ۴- کوشش شده مییان ِ واکه ی ِ «ی» با صدا ی ِ /i/ و همخوان ِ «ی» با صدا ی ِ /y/ فرق گذاشته شود. اولی با کلید ِ (ctrl+x) و دوّمی با کلید ِ (D) تایپ شده است.
    در جستار ِ «کاستیها و نادرستیها ی ِ دستور ِ خط ِ فارسی» آقا ی ِ سرمستانی چگونه‌نویسی موردها ی ِ زیر را مورد ِ کنکاش قرار داده اند:
    – واژه‌‍‌ها،
    – «ی» ِ ناشناسی یا نکره،
    – وامواژه‌ها ی ِ عربی،
    – ترکیبها ی ِ اضافی،
    – کرسی ی ِ همزه.

    ۱- واژه‌ها
    تعریف کرانمندی ی ِ واژه:
    واژه خواه کوتاه، خواه بلند؛ چه بسیط و چه مرّکب یک یکان ِ معنائی’ست که دارا ی ِ یک تکیه است، و بی استثنا باید یک یکان ِ املائی تلقّی شود.
    بلندی یا زشتی ی ِ ریخت واژه نه می تواند ملاک جدانویسی باشد. زشتی ی ِ نشست ِ خط علاوه بر آن که تا اندازه ای سلیقه‌ای’ست، بستگی به آمخته‌گی ِ چشم دارد. در بیشتر زبانها ی ِ اروپائی مانند ِ آلمانی، روسی، سوئدی…بلندی ی ِ واژه‌ها ناهنجاری به حساب نه می آید. در فارسی به دلیل ِ اشکالات ِ ذاتی خط، گاه ی سرهمنویسی ی ِ باعث ِ دُژخوانی می شود. این کاستی با عادتکردن ِ چشم برطرفشدنی’ست. از سوئی می توان با فاصله ی ِ صفر (نیمفاصله) نیز بر این کاستی چیره شد. همین عیب ِ امروزین در زمان ی نه‌چندان دور از مزییّتها ی ِ خط ِ فارسی انگاشته می شد، زیرا به دلیل ِ کوتاهی ی ِ نوشتار اقتصادی تلقّی می گردید.
    پزوهشها نشان می دهد که برای ِ درک ِ واژه‌ها در مغز نییاز به خوانش و تشخیص همه ی ِ حروف تشکیلدهنده ی ِ آنها نیست. هرکلمه، چنانچه سابقه ی ِ تصویری ی ِ آن در مغز وجود داشته باشد با سه حرف ِ اساسی شناسائی می شود. [ در داشنگاه ِ کبمریج ِ انگلتسان پوژهش ی رو ی ِ روش ِ خوادنه‌شدن ِ کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند مغز ِ انسان تهنا حروف ِ اتبدا و اتنها ی کلمات را پدرازش کرده وکمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آنرا بخاونید].
    «ها»ی ِ جمعساز، صفتها ی ِ «تر» و «ترین» به صورت ِ قییاسی، – تا آنجا که من می دانم- در هیچ کدام از زبانها ی ِ هندواروپائی به گونه ی ِ جدا از واژه ی ِ اصلی نوشته نه می شود. در زبان ِ عربی نیز چنین است.
    «بی» به دو گونه ی ِ پیشوندی و پیشواژه می آید. در حالت ِ پیشوندی معادل ِ (-less) ِ انگلیسی و (-loss) ِ آلمانی’ست؛ امّا در حالت ِ پیشواژه‌ای به ترتیب برابر ِ without وohne در زبانها ی ِ یادشده است.

    A- موردها ای که باید سرهم نوشته شوند

    a. همه ی ِ واژه‌ها ی ِ چند جزئی: آببان، پاککن، آبرو، خوشپز، نیکبخت، پاکنام، پاکرأی (پاکرئی)، نظاممند، طوطیوار (توتیوار)، طاووسوار (تاووسوار)، پریوار، کمدست، آئیننامه، پاککن، کممصرف، چوببری، پولخردکن، توپجمعکن، میخوش، میگل، مینوش، کمحال، کمجان، کمباد، تجارتخانه، عافیتطلبی، مصلحتبین، پاکضمیر، حقیقتجو، پایبرهنه، پایمالی، اجلرسیده، نمکپرورده، اخلالکننده، پاککننده، شاهنشین، سییهچشم، پاکدامن، خوشبییاری.

    b. واژه‌ها ی ِ تکرا ری و همسنگ: پولمول، تکتک، هقهق، سنگینرنگین.

    c. واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها به «آ» پایان یافته باشد: گلاب، دانشاموز، دلاگاه، زباناور.

    d. واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها عدد است، اگر رابطه ی ِ عدد و معدود برقرار نه باشد: پنجتن، پنجگانه، هفتگنبد، هشتبهشت، نهفلک، دهچرخه، هفتپیکر، دهگانه، پانزدهگانه.

    e. اسم ِ مصدر: سخنگفتن، نگاهداشتن.

    f. «به» اگر بر سر ِ مصدر در آید یا با اسم آمیخته شود: بگفتن، بنیوشیدن، بنام، بکار (نابکار)، بترس (ترسا)، بکش (جاکش)، بنام-ایزد، بهنگام، بروزاوری.

    g. هرگاه کسره ی ِ اضافه حذف گردد: سیبزمینی، آبمیوه، آبلیمو، آبجو.

    h. «ی» ِ نسبت، اسمساز و قیدی: اصفهانی (نسبت)، کتابی (نسبت)، گلوئی (اسم ِ ابزار)، تلفنی (به وسیله ی ِ تلفن).

    i. پیوندواژه‌ها (حروف ِ ربط) اگر باهم آیند (این شیوه در شاهنامه به ویرایش ِ جلال ِ خالقی ی ِ مطلق برای ِ حروف ِ ربط و شماره‌گان به کار رفته است): دراندرون، بجز، بهم، برهم، درهم،سرهم، باهم، درمییان، پس‌اندر.

    j. ترکیبها ی ِ صفت + موصوف: هنرمندمردم، سرخگل، سبزقبا، بلندبالا، سروقدّ، روئینتن، روئیندژ.

    k. نامها ی ِ ترکیبی ِ خانوادگی و شخصی ِ: شاهمیرولد، حسنپور، حسینراده، ایرانشاهی، علیلو، شاهقلی، امیرعباس، حمیدرضا، علیرصا.

    تبصره

    ۱- هنگام ی که بخش ِ پیشین واژه به «ه» ی ِ ناخوانا (/e/) پایان یافته باشد گسسته و بی فاصله نوشته می شود: بهانه‌گر، پایه‌دار، کناره‌گیر، جوجه‌سرخکن. («ه» ی ِ خوانا (/h/) حتمن باید به بخش ِ پس از خود به چسبد[سییهچشم]).

    ۲- واژه‌ها ای که بخش ِ پیشین ِ آنها به «الف» پایان یافته باشد گسسته و بی فاصله، نوشته می شوند: دل‌انگیز، عقب‌اقتادگی، کم‌احساس.

    ۳- هرگاه بخش ِ پیشین ِ واژه اسم ِ خاص باشد با خطفاصله (-) به پسوند می چسبد: فردوسی-وار، سعدی-صفت، عیسا-صفت، مریم-بافته.

    ۴- صفتها ی ِ مرّکب نیز با خطفاصله (-) به هم می چسبند: سییاسی-اقتصادی، علمی-کاربردی، زییارتی-سییاحتی، فرهنگی-ورزشی.

    یاداوری ِ ۲: از دید ِ من نگهداشتن ِ «ه» پیش از پسوندها ی ِ «گان»، «گی» و «بان» ارجح است، زیرا اصل برابری ی ِ گفتار با نوشتار بهتر رعایت می شود: شماره‌گان می تواند معنی ی ِ متفاوت ی با شمارگان داشته باشد. همین گونه است: دیده‌‌بان/ دید‌‌بان ، بچّه‌گی/ بچّگی، غریبگان، غریبه‌گان.

    B- موردها ای که باید جدا نوشته شوند

    a. «ی» ِ ناشناسی: کتاب ی (نکره)، ، گلو ای (نکره)، تلفن ی، نامه‌ها ای،.

    b. فعل ِ صرف شده و پیشواژه‌ها ی ِ فعلی (می، نه، مَه، به، همی،…): سخن گفتم، نگاه داشتم، همی رفتمی، نه می رود، مه گردان، می خوردند.

    c. ترکیبها ی ِ اضافی: شورا ی ِ عالی، حاصل ِ ضرب، صرف ِ نظر، سیب ِ زمینی، آب ِ میوه، آب ِ لیمو، آب ِ جو.

    d. صیغه‌ها ی ِ صرفی ِ فعل ِ بودن: آورده ام، خورده بود، گرفته بوده باشد، من ام، تو آن ای، بیمار است، بیهوده بود.

    e. ضمیرها ی ِ ملکی و مفعولی: ، کتاب ات، لیوان ام، مدرسه تان، کتابها یشان، برای ات، گفتم اش، به نواخت اتان، داد اش، خود امان.

    f. بد این، بد آن، بد ایشان، بد این سان، بد او، هم او، چُن او: «بد» که در اصل «بَت» و «بَد» بوده، – و هنوز در گویشها ی ِ افغانی، تاجیکی و نیز برخ ی گویشها ی ِ ایرانی هنوز «بَه» واگفته می شود- واژه ای جداسر است که در پاره ای موردها به همین شکل به کار می رود، امّا بیشترینه به «به» دگردیسیده است. پس، می توان گفت: «به این، به آن، به ایشان، به این سان، به او»..
    «هم او» و«چُن او» نیز ادغام ِ آوائی ی-اند، و نه حذف. پس «الف» ِ «او» نه باید حذف شود. از این نمونه‌ها در فارسی فراوان است.

    g. لقبها و عنوانها: شاه عبّاس، سرتیپ خسروی، سرهنگ نامجو، مهندس بهروزی، دکتر فروزنده

    C- وامواژه‌ها ی ِ عربی

    a. وامواژه‌ها ی ِ عربی باید تابع ِ آئین ِ نگارش ِ فارسی باشند: عیسا، مصطفائی، انشاالّه، علا هذا، باری تعالا، حقّ تعالا، بسمه‌هی تعالا، علا ایّ ِ حال، طاها، یاسین، قرآن، مرآت، مرتضا، موسا، کبرا، صغرا، مشکات، قاضی‌القضات. (واژه ی ِ فارسی ی ِ «خوی= عرق» هم می توان با املا ی ِ «خی» نوشت).

    b. تنوینها را می توان با الف و نون نوشت: حتمن، اصلن، بعضن، ابدن، فورن.

    c. تشدید را می توان به صورت ِ تکرار ِ حرف نوشت: حسساس، امما، حتتا، سدد، قدد، حدد،معمما، محصصل.

    D- کرسی ی ِ همزه

    همزه یک همخوان است که مثل ِ هر حرف ِ دیگر باید نُماد و شخصییّت ِ یکتا ی ِ خود را داشته باشد. امّا در عمل چنین نیست.
    در فارسی واژه‌ها به صورت ِ هجاها ی ِ(CV(C)(C ظاهر می شوند؛ یعنی ترکیب ی از همخوان-واکه-(همخوان)-(همخوان). پس، هر هجا تنها با همخوان می آغازد. الف در آغاز ِ واژه‌ها و هجاها نُماد ی از همزه است. در وامواژه‌ها ی ِ اروپائی گاه ی شکل اصلی ی ِ همزه دیده می شود (ئیدروژن، ئیدرات) . در مییان و پایان ِ واژه‌ها همزه به شکلها ی ِ گوناگون ی ظاهر می شود (ﺌ‌، ؤ، أ، إ، آ، ۀ، ء)؛ و گاه ی نیز انکار می شود (رویین، آیینه، بویین).
    از همزه ی ِ آغازین که بو’گذریم، دست ِ کم همزه ی ِ مییانین می تواند، و باید با یک حرف ِ مستقل نشان داده شود. اگر نُماد ِ «ﺌ» را برای ِ همزه در مییان هجا برگزینیم به یکدستسازی و روالمندی کمک ِ شایان ی شده است. ( رئیس، مرئوس، مسئله، مسائل، مسئول، لوئلوء ، شیء، شیئی، مئخوذ، تئکید، مُئکّد(موئکّد)، تئویل، تئنیث، هیئت، تئدیب). همزه ی ِ پایانی هم می تواند همان شکل ِ مألوف ِ «ء» داشته باشد (شیء، مساء، جرء)، و یا یه صورت ِ «ئ» درآید (شیئ، مسائ، جزئ).
    همزه ی ِ آغازین در مییان ِ واژه اگر به صورت ِ «آ» نه باشد (مثل ِ قرآن، مرآت) همان شکل کلّی ی ِ «ﺌ» به خود می گیرد ( املائی، اهورائی، دائی، هیَئات/هیَآت، صائب، تائب، قائم، دائم).

    سخن ِ پایانی

    دبیره ی ِ فارسی دارا ی ِ کاستیها ی ِ سرشتی’ست. بیشترینه ی ِ این کاستیها و کژیها برطرفشدنی’ست، اما پاره ای از آنها چاره ای اساسی، اراده ی ِِ سییاسی و عزمی راسخ می طلبد. فرهنگستان می بایست خاستگاه همه ی ِ این فضائل می بود، که شوربختانه چنین نیست.
    دیر یا زود باید دبیره و آئین نگارش آن متحوّل شود. این خواست ِ زمانه است، و ما باید فرزند ِ زمان ِ خود باشیم.
    من این نوشتار را خیلی مجمل و خلاصه نوشتم. شما آن را به عنوان فتح ِ باب ی به بینید. در صورت ِ لزوم می شود رو ی ِ موارد ِ افتراق مفصلن بحث کرد.

  9. جمشيد سرمستاني
    ۱۲ آبان ۱۳۸۹ at ۱۵:۴۱

    با سپاس از دقت و حوصله‌ی شما

    نوشته‌ی شما را دیدم. نظر دادن درباره‌ی آن نیازمند فرصت ویژه است. انشاءالله در اولین فرصت نظر خود را خواهم نوشت.

  10. ش
    ۲ خرداد ۱۳۹۱ at ۱۹:۱۴

    سلام خسته نباشید. یک سوال آیا همواره جدانویسی درست است؟ آیا نوشتن چگونه به‌صورت چه‌گونه درست است؟ آیا تغییر در واژه‌ها به‌قصد دشوارت کردن آنهاست یا آسان‌تر کردن؟ آیا …

  11. جمشید سرمستانی
    ۲۳ مهر ۱۳۹۴ at ۲۳:۳۹

    این متن دربردارنده‌ی سه پرسش است که پاسخ هر یک را به‌ترتیب در زیر آورده‌ام:
    (۱) جدانویسی یا چسبیده‌نویسی مطلق ترکیب‌ها، هر دو نادرست است. قاعده‌ی کلی املای ترکیب‌ها را در صفحه‌ی ۱۶۶ کتاب قواعد جامع املای فارسی این‌گونه آورده‌ام:
    ترکیب‌های دوهجایی -به‌جز در ترکیب‌های جدا- چسبیده نوشته می‌شوند و ترکیب‌های چندهجایی -به‌جز در ترکیب‌های چسبیده- جدا نوشته می‌شوند.
    توضیح این قاعده در همان کتاب آمده است.
    (۲) املای کلمه‌ی چه‌گونه به‌همین صورت درست است.
    (۳) تغییر در واژه‌ها به‌قصد منطبق کردن آن‌ها با قاعده، قاعده‌مند کردن همه‌ی واژه‌ها، و درنتیجه، ایجاد تنها یک صورت املایی برای هرواژه، باهدف آسان کردن و ممکن کردن آموزش املای فارسی به فارسی زبانان و غیر فارسی زبانان است.

دیدگاه شما چیست؟

Your email address will not be published. Required fields are marked *