persianlanguage.ir

خانه » خبر و گزارش » یک بدرود آرام با مردی که دوستش می‌داشتیم

یک بدرود آرام با مردی که دوستش می‌داشتیم یک بدرود آرام با مردی که دوستش می‌داشتیم

۲۰ خرداد ۱۳۸۷

یک بدرود آرام با مردی که دوستش می‌داشتیم

مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد نادر ابراهیمی، داستان‌نویس بزرگ معاصر، ساعت 9 صبح امروز در مقابل خانه‌ی هنرمندان ایران برگزار شد. پیکر وی پس از برگزاری این مراسم برای خاکسپاری در قطعه‌ی هنرمندان به بهشت زهرای تهران منتقل شد. در زیر عکس‌های اختصاصی زبان فارسی از این مراسم را مشاهده خواهید کرد. 

Nader01



Nader02

Nader03

Nader04

Nader06

Nader07

nader08

nader09

 

nader10

 

Nader11

nader12

nader121

 

nader131

nader14

nader15

 

nader16

 

نظر دهید
خسرو در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۰ نوشته است:
مردی که عاشقانه دوستش داشتم
پانته‌آ در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۴۳ نوشته است:
عکس آخر به این می‌مونه که نادر به مردم پیوسته...
دوستش داشتم
سیاه‌مشق - siahmashgh@gmail.com در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۷ نوشته است:
تو خفته‌یی.
از پنجره می‌بینم که ماه، بسیار آرام، قدم می‌زند.
آسمان در خواب است
و ستارگان، بی‌صدا، به ماه نگاه می‌کنند.


(از یک عاشقانه‌ی آرام)

تو خفته‌یی.
فرزانه در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۵۱ نوشته است:
در اولین دوسالانه تصویرگران کتاب کودک ، افتخار داشتم در سخنرانی این استاد حضور داشته باشم - اغلب کتابهایش را خوانده بودم اما از آنروز نگاهم به زندگی به خانواده به آینده و به خودم، عوض شد . بعد از مدتی به این فکر افتادم متن اون سخنرانی رو از طریق موزه معاصر بدست بیارم تا دوستانم هم از آن کلام که صد البته با صدای خود استاد چیز دیگری بود استفاده کنند ... ، که این آرزوی من هرگز بر آورده نشد .
مینا در ۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۰۴ نوشته است:
عکس چهارم فوق‌العاده است
علیرضا - arshahrvand@yahoo.com - تارنما/وبنوشت - در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۲۹ نوشته است:
هر نویسنده ای که از میان ما میرود درد پس از او جانگدازتراست چرا که جای خالیش را هیچ کس پر نمی کند.
یادش بخیر نادر ابراهیمی

الان دارم آتش بدون دودش را میخوانم بسیار زیباست
حمید - hamid_hamid1357@yahoo.com در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۴۱ نوشته است:
کتابهایش را نه فقط خواندم که از روی آنها خلاصه هایش را می نوشتم. با خودنویس. برای اینکه هر بار آنها را تکرار کنم.نادر ابراهیمی در زمان جاری است." مرگ پایان کبوتر نیست..."
الیاس پهلوان - alyaspahlevan@yahoo.com - تارنما/وبنوشت - در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۵۹ نوشته است:
سلام
خدایش بیامرزد وقرین رحمت فرماید.
مریم السادات احمدی در ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۸ نوشته است:
دوباره مثل تو آیا؟ دوباره مثل تو هرگز .....
دوباره مثل تو دیروز ؟ دوباره مثل تو امروز؟ دوباره مثل توفردا؟؟؟ دوباره مثل تو هرگز ..
زندگی زین پس بدون نادر ابراهیی و قیصرامین پوربودنی است بدون تکیه گاه بدون امید به خواندن دلنوشته هایی که از دل برمی آمدو بر دل می نشست .افسوس
عقاب - emmence_god@yahoo.com - تارنما/وبنوشت - در ۲۳ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۳:۰۱ نوشته است:
دستمال های خیس تسکین دهنده ی درد های بزرگ نیستند!
یادش گرامی!
روحش شاد!
فرشید جلیل پور در ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۵ نوشته است:
نادر ابراهیمی شیفته ایران وایرانی بود،امید که زندگانی اش تلنگری باشد برذهن بیگانه پرست شیفتگان فرنگ ودوستداران زندگی در غرب.
مهدی در ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۱ نوشته است:
روحش شاد
کتاب عاشقانه آرام رو خوندم و بسیار و بسیار لذت بردم و آتش بدون دود رو هم می خوانم ان شاء الله.
او که می رود و به ستاره های خدا ملحق میشود، مطمئنم همسر ایشان به نادر افتخار میکند و می داند جای او پیش ستاره ها خوب و زیباست.
هر چند ما می مانیم و غم غربت این دنیا
ملاقات ما به سرای دیگر!
باز هم روحش شاد و قرین رحمت خدای عاشق باد!
مهدی در ۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۵۳ نوشته است:
عکس چهارم از نظر من هم بهترین است،
چیزی است که از نادر یاد گرفتم و در گوشت و خونم واردش کرد.
سپیده - havaye_gerye1@yahoo.com در ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۰۸ نوشته است:
چه سوگوارانه است تمام ِ پایان ها ... من دلم می گیرد
محمود فرنودی - mfarnoodi@yahoo.com در ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۱ نوشته است:
خدایش بیامرزد.صادقانه اینکه اورا از طریق نامش که بلند آوازه بود در رسانه ها میشناختم و ابدا کتابی یا مقاله ای از او نخوانده بودم نه اینکه نخواسته بودم که فرصت آشنایی فراهم نیامده بود مگر باید همه همگانرا بشناسند ؟ برخی مواقع آنقدر بد شانسیم که علیرغم تمایل قلبی خیلی ها را که از جمله خوبانند فرصت آشنایی دست نمیدهد الا بهنگام رفتنشان!! نادر ابراهیمی را از روی ابراز احساسات مردم بگاه مردنش بیشتر شناختم و دنیایی افسوس برایم باقی گذارد.خدا رحمتش کند که از شما دو چشم یکتن کم - وزشمار خرد هزاران بیش.
نسرین اسدی در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۶ نوشته است:
آتش بدون دود زیباترین کتابی هست که تا حالا خوندم .معرکه بود.
خدایش بیامرزد.
f-k - frnk_karami@yahoo.com در ۲۹ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۲۵ نوشته است:
فرزانگان با رفتن خود از زمین خود شاد وما غمگین کنند. روحش شاد
سمانه طاهری در ۰۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۷ نوشته است:
شعری خواند که با آن رطل های گران می کوبند.
یادش زنده است. در عشق هایی که با کلام او پدیدار شد و پایدار ماند.
جزیی از زندگی ام بود. با رفتنش تکه ای را گم کردم.
پیام گرامی فر در ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۱۷ نوشته است:
بارها به این صفحه آمدم و یادداشتی قرار ندادم، اما باور کنید نادر ابراهیمی به گردن همه ما حق دارد.

من درد ترا ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
اکبر در ۲۸ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۶ نوشته است:
درود بر او!
میلاد - GmmiladG@yahoo.com در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۲۲ نوشته است:
حرفهای من بود که از ذهن نادر به قلمش می آمد.
گاهی متعجب میشوم که چرا افکارم تا این حد به او نزدیک است.
او به من یک زندگی عاشقانه آرام هدیه کرد.
همیشه دوستت داریم و همیشه خواهی ماند.
امیرحسین آذربخت - amirhossein@gmail.com در ۰۸ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۴۰ نوشته است:
اثرهای نادر ابراهیمی زنده ن و نفس میکشن


آگهی کار



آگهی کتاب