persianlanguage.ir

خانه » مقاله و جستار » معایب خط فارسی

معایب خط فارسی معایب خط فارسی

۲۶ خرداد ۱۳۸۷

معایب خط فارسی

دکتر محمدرضا باطنی - وقتی درباره زبان سخن به میان می‌آید، اکثر مردم به طور ناآگاه به خط و نوشته فکر می‌کنند. ولی باید همواره به خاطر داشت که زبان اصل و خط فرع است و خط، به عنوان یک وسیله ثانوی، برای نمایاندن زبان به وجود آمده است.
با توجه به اینکه خط فارسی برای نشان دادن صداهای زبان فارسی ناتوان است. معایب مهم خط فارسی را به اختصار می‌توان چنین برشمرد.
1. مصوت‌های /o/ /e/ /a/ در خط نمایانده نمی‌شوند. مثلا «کَش»، «کِش»، «کُش» را در خط یک جور می‌نویسند. اشتباهات تلفظی و سوءتفاهماتی که در خواندن یک متن از این رهگذر پیش می‌آید بسیار است. چون مصوت‌های سه گانه بالا در خط وارد نمی‌شوند بسیاری از کلمات که تلفظ و معنی مختلف دارند یک صورت نوشته پیدا می‌کنند. مثلا صورت‌های: سقط، مهر، اقدام، اعمال، اخبار، اعلام، علم، اتباع، مجاز، رب، اسناد، ملک، پر، عده، چک، نسبی، حکم، ظهر، خلق، مثل، ترکه، در، مرد، خرد، تف، کرم، گرد، چرا، مسلم، سحر، سفت، صفر، و صدها صورت دیگر که گاهی چندین تلفظ و چندین معنی کاملا مختلف دارند. البته در مورد بعضی از کلمات آشنا از سیاق عبارت یا فحوای کلام می‌توان معنی آن‌ها را حدس زد و آن‌ها را درست تلفظ کرد، ولی در مورد کلماتی که برای خواننده آشنا نباشند، و مخصوصا در مورد کلمات خارجی و اسم‌های خاص که به خط فارسی نوشته شده باشند، فحوای کلام نیز نمی‌تواند دشواری تلفظ را بر طرف نماید.
2. چون بعضی از صامت‌ها مکرر هستند، یعنی تشدید دارند و در عمل علامت تشدید آن‌ها نوشته نمی‌شود، اغلب دو کلمه کاملا متفاوت، یک صورت پیدا می‌کنند. صورت‌های «بر»، «کره» و «ماده» با تشدید و بدون تشدید کلمات متفاوت با معانی متفاوتی هستند. گاهی اوقات دشواری تلفظ و اختلاط معنی ناشی از ترکیب دو نقض بالا است: مثلا اختلاط کلماتی که به صورت، محرم، رویه، مقدم، سر، در خط ظاهر می‌شوند، ناشی از فقدان مصوت و تشدید با یکدیگر است.
3. برای بعضی صداها بیش از یک علامت وجود دارد. مثلا برای صدای /s/ حروف «س»، «ص» و «ث» و برای صدای /z/ حروف «ز»، «ذ»، «ظ» و «ض» و برای صدای /t/ حروف «ت» و «ط» و برای صدا /h/ حروف «هـ» و «ح» و برای صدای /q/ حروف «ق» و «غ» به کار برده می‌شود. هم چنین دو حرف «ع» و «ء» نیز نماینده یک صدا هستند. این تعدد حروف از آن جا است که کلماتی که از عربی به فارسی آمده‌اند، بعضی دارای صداهایی بوده‌اند که در فارسی وجود نداشته است، در نتیجه فارسی زبانان نزدیک‌ترین صدایی را که در زبان خودشان وجود داشته، به جای آن‌ها نشانده‌اند. بدین ترتیب اختلاف املای کلمه که نماینده اصل عربی آن‌ها است حفظ شده، ولی تلفظ آن‌ها فارسی و یکنواخت شده است. گذشته از این که بسیاری از این کلمات از اصل فارسی به عربی رفته و دوباره به فارسی برگشته‌اند، از آن جایی که سال‌ها است این کلمات در فارسی به کار برده می‌شوند و در نتیجه تلفظ و معنی آن‌ها تغییر کرده است، باید آن‌ها را فارسی پنداشت. نوشتن آن‌ها به صورت اصلی عربی، نه تنها فارسی زبانان را به خارجی بودن آن‌ها حساس می‌کند - که خود کار نادرستی است زیرا این‌ها جزو واژگان فارسی شده‌اند - بلکه از نظر صوت شناسی نیز نامناسب است زیرا، چنان که گفتیم، هر دسته ازاین حروف نماینده یک صدا هستند و تمایز اصلی آن‌ها در فارسی از بین رفته است.
4. بعضی حروف نمایده بیش از یک صدا هستند. مثلا «و» می‌تواند نماینده /o/ باشد مانند «تو» /to/، یا نماینده /u/ باشد، مانند «رو» /ru/ یا نماینده /v/ باشد، مانند «ولی» /vali/، یا نماینده /ow/ باشد، مانند «روشن» /rowšan/. «ی» می‌تواند نماینده /y/ باشد، مانند «یار» یا نماینده /i/ باشد، مانند «کی» /ki/. در نتیجه صورت نوشته «دین» می‌تواند دو تلفظ و دو معنی داشته باشد: /deyn/ و /din/؛ هم چنین صورت‌های نوشته «کی»، «نیل» و مانند آن. «ا» در میان یا پایان کلمه نماینده صدای /â/ است، مانند «رفاه»، «جفا» و غیره ولی در آغاز به تنهایی می‌تواند نماینده سه صدا باشد مانند /a/ در «احمد»، /e/ در «اجبار» و /o/ در «الفت»؛ به صورت «آ» می‌‌تواند نماینده /â/ باشد، مانند «آب». به کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند به ترتیب نماینده صداهای /u/ و /i/ باشد، مانند «او» /u/ و «ایران» /iran/. بدین ترتیب، حرف «ا» به تنهایی یا با کمک حروف «و» و «یـ» می‌تواند در آغاز نماینده شش مصوت باشد.
5. یک حرف بسته به جای خود در کلمه و بسته به حروفی که در پس و پیش آن قرار می‌گیرد لااقل به چهار صورت نوشته می‌شود: ع ـع ء ـعـ. بعضی حروف مانند «ی» چهار صورت نیز بیشتر پیدا می‌کنند.
6. مسئله قطع و وصل حروف، که بعضی به هم می‌چسبند و بعضی نمی‌چسبند، مشکل دیگری است. در مورد حروفی که به هم می‌چسبند نیز مرز مشخصی وجود ندارد، به همین جهت تصمیم آن اغلب به سلیقه فردی نویسنده واگذار می‌شود. بعضی اوقات دیده می‌شود که چندین کلمه را به هم می‌چسبانند، مانند «اینستکه» (این است که) «طوریستکه» (طوری است که) و مانند آن. اشکال دیگری که از قطع و وصل حروف ناشی می‌شود این است که گاهی فاصله بین حروف منفصل یک کلمه، در نوشتن یا در چاپ، کم و زیاد می‌شود، در نتیجه خواندن آن کلمه مشکل می‌شود و یا اصلا معنی دیگری پیدا می‌کند. مثلا اگر فاصله بین حروف در جمله «ما در آن جا هستیم» به هم بخورد جمله می‌تواند معنی دیگری داشته باشد: «مادر آن جا هستیم».
7. اضافه که یکیاز عناصر بسیار فعال دستوری در زبان فارسی است، معمولا به صورت مصوت /e/  در تلفظ ظاهر می‌شود و چون این مصوت در خط فارسی وارد نمی‌شود بنابراین اضافه هم نوشته نمی‌شود. در نتیجه این نقص بزرگ گاهی خواننده جمله را تا آخر می‌خواند و آن را بی معنی حس می‌کند. ناچار برمی‌گردد و دقیق‌تر نگاه می‌کند و پی می‌برد که اضافه‌ای در تلفظ وارد نکرده یا بی جهت وارد کرده است. گاهی اوقات نیز کم و زیاد کردن اضافه جمله را بی معنی نمی‌کند، بلکه معنی آن را تغییر می‌دهد. مثلا در جمله «مردم دیگر این کار را نمی‌کنند» اگر اضافه‌ای پس از «مردم» قرار گیرد یا نگیرد معنی جمله به کلی فرق می‌کند. هم چنین بود و نبود اضافه پس از کلمه «اغلب» در جمله «اغلب ِ مردم این طور فکر می‌کنند» معنی آن را تغییر می‌دهد.
8. فراوانی نقطه‌ها و پس و پیش شدن آن‌ها و گاهی اوقات حذف آن‌ها اشکالات فراوانی ایجاد می‌کند که درباره آن‌ها داستان‌هایی ساخته شده است.
9. علاوه بر معایب فوق، رسم الخط‌های مختلف، شکسته نویسی و قوانین پیچیده و اختلاف سلیقه‌ها در مورد املای همزه و مانند آن بر اشکال خواندن و نوشتن خط فارسی می‌افزاید.
اصلاح خط کار آسانی نیست. زیرا گذشته از اشکالات فنی، موضوعی است که درباره آن سوءتفاهمات زیادی وجود دارد و با احساسات شخصی و ملی افراد برخود پیدا می‌کند. مسئله اصلاح خط امری است زبان‌شناسی، اقتصادی، اجتماعی، روانی، ملی و آمیختگی این جنبه‌ها، بحث آن را در هر کشوری به جدالی پر هیجان تبدیل می‌کند.
بعضی از مخالفت‌هایی که با تغییر یا اصلاح خط می‌شود، ناشی از سوءتفاهم است. مثلا یکی از کسانی که در یک مناظره علیه تغییر خط صحبت می‌کرد، می‌گفت «تغییر خط، زبان فارسی را از بین می‌برد»، غافل از این که زبان را با هر خطی می‌توان نوشت و تغییر خط نمی‌تواند زبان را نابود کند. بعضی دیگر دوست دارند همیشه به گذشته بچسبند و با هر تغییری مخالفت کنند. در مورد خط، یک عامل روانی نیز اضافه می‌شود و آن این که هر قدر خط مشکل‌تر باشد، رنج یاد گرفتن آن بیشتر است و کسانی که رنجی کشیده و این خط مشکل و کج و معجوج را آموخته‌اند نمی‌خواهند به آسانی دست بر دارند و حاصل زحمت سالیان دراز خود را تباه شده ببینند. عده دیگری نیز که دستخوش احساسات ملی افراطی هستند و افتخار ایران را در چیزهایی می‌دانند، خوب یا بد، که از گذشته به ارث رسیده، بدون این که مصالح فرهنگی و اجتماعی معاصران و آیندگان را در نظر بگیرند، با تغییر یا اصلاح خط مخالفت می‌کنند زیرا آن را به منزله تباه شدن میراث گذشته می‌دانند. عده‌ای نیز به این علت که تغییر خط به آن‌ها زیان‌های مادی وارد می‌کند، با آن مخالفت می‌ورزند.
ولی اشکالات تغییر خط فقط چیره شدن بر این مخالفت‌ها نیست. تغییر خط، در هر جامعه‌ای از جمله ایران، اشکالات فنی نیز دارد. یکی از این اشکالات فنی عامل جغرافیایی زبان است. امروز زبان فارسی از نظر جغرافیایی قسمت وسیعی از کشور ایران و قسمت‌هایی از کشورهای همسایه را در بر می‌گیرد. زبان فارسی در نواحی مختلف این قمرو وسیع، تلفظ‌های متفاوت دارد. اگر قرار باشد تلفظی انتخاب شود که خط از روی آن تنظیم شود اولین اشکالی که ایجاد می‌شود این است که کدام تلفظ از این انواع مختلف باید ملاک قرار گیرد. ممکن است بگوییم فارسی پایتخت، تهران، ملاک قرار گیرد. در این جا باز چندین اشکال ظاهر می‌شود. اولا در همه تهران، تلفظ یکنواخت نیست. ثانیا این کار، مشکل را به کلی رفع نخواهد کرد زیرا فقط مردم تهران کم و بیش آن طور که تلفظ می‌کنند خواهند نوشت ولی در لهجه‌های شهرستانی بین خط و زبان باز جدایی خواهد بود. مثلا گوینده اصفهانی باید بگوید: /peder/ و بنویسد /pedar/ «پدر» یا بر عکس دومی را به صورت نوشته ببیند و اولی را تلفظ کند. خط خود می‌تواند، در مورد زبان‌هایی که لهجه‌های بسیار مختلف دارند، یک عامل پیوند دهنده باشد و نمونه بارز چنین خطی، خط چینی است.
اشکال دوم مربوط به زمان است و این مخصوصا در مورد کشورهایی صادق است که دارای سنت ادبی هستند. کتبی که از قدیم به ما رسیده با خط فعلی نوشته شده است که تلفظ آن از بسیاری جهات مبهم است. اگر قرار باشد این کتب به خط جدید نوشته شود، دو اشکال به وجود می‌آید: اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ قدیم شان ضبط کنیم، مدرک قطعی برای تعیین تلفظ آن‌ها وجود ندارد و در نتیجه اختلاف رای ظاهر می‌شود و ایرادگیری‌های ادیب‌مآبانه از آن چه هست بیشتر رونق می‌گیرد. اگر سعی کنیم آن‌ها را با تلفظ امروز ضبط کنیم، دانسته حقایق را دگرگون جلوه داده‌ایم زیرا همه می‌دانیم که این کلمه در گذشته تلفظ امروز گویش تهران را نداشته‌اند.
ولی علی رغم همه این گرفتاری‌ها و مخالفت‌ها، خط فارسی باید تغییر کند یا اصلاح شود. خط امروز ما بسیار نارساست و برای منظورهای علمی و دقیق، قابل اطمینان نیست (و به همین علت است که هر جا دقت مطرح باشد، ما مجبوریم تلفظ کلمه را با کمک حروف لاتینی یا وسایل دیگر تثبیت کنیم.) علاوه بر این، چنان که گفته شد، این خط در بسیاری موارد از سرعت خواندن می‌کاهد و موجب اشتباهات و سوءتفاهمات زیادی می‌شود. یاد گرفتن آن برای دانش آموزان و بزرگسالان نوآموز رنج‌آور است، و مانع دلسردکننده‌ای است برای خارجیانی که بخواهند با زبان و فرهنگ ما آشنایی پیدا کنند.



برگرفته از: کتاب زبان و تفکر

نظر دهید
دادگر در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۰۵ نوشته است:
خط فارسی دیگه پیر شده... باید یه جوونترش رو درست کنیم
امیر - تارنما/وبنوشت - در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۷ نوشته است:
وجود خط فارسی (عربی و اردو) محاسن زیادی دارد:
1) سرعت خواندن بسیار بالا (بر خلاف نظر نویسنده محترم-زیرا هر کلمه یک شکل خاص دارد و مثل لاتین از نزدیکی حروف در یک ترتیب خاص ایجاد نشده)
2) عدم نیاز به اعراب در بیشتر کلمات و توانایی اعراب گذاری در مورد کلمات دشوار
3) متفاوت بودن فارسی با زبان غالب یک حسن بسیار بزرگ است. کسانی که با انگلیسی آشنا هستند میدانند که لغات خارجی در زبان انگلیسی با چه تلفظهای متفاوتی وارد شده اند. پدر آدم در میاد وقتی تلفظ یک کلمه را اشتباه یادگرفته باشی بخواهی درست تلفظ کنی!
4) متاسفانه تنها الترناتیو معقول استفاده از حروف لاتین است. برای این حروف بعضی معایب فوق برقرار است مثل شماره 9 و 6

5) ادامه دارد...
روح الّه در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۰ نوشته است:
سلام. سوالی که برایم پیش آمده، این است که مواردی مثلِ فاصله گذاری بینِ بخش های یک کلمه، یا لزومِ نوشتنِ مصوّت های کلمه برای پرهیز از نادرست خوانیِ آنها، که در این نوشته، در شمارِ اشکالاتِ خطِّ فارسی آمده است، در واقع از مختصّاتِ آن می تواند به شمار آید.
استاد خوب واقف اند که در خطِّ زبان های نو-لاتین مثلِ فرانسه، چندان آکسانِ گوناگون گاهی برای یک کلمه ی ساده نوشته می شود، حال آن که گاهی حتّی بدون آن علامت ها هم می توان کلمه را درست خواند، امّا کسی آن علامت ها را اشکال یا دشواریِ خطِّ فرانسه نمی داند.
فکر می کنم گاهی بیهوده می اندیشیم که خطِّ زبانِ فارسی، نارساست؛ اگر زحت بکشیم و همه ی علامت ها را و فاصله ها را قرار دهیم و رعایت کنیم و بر سرِ ابهامات به تفاهم برسیم،خطّ مان درست تر می شود، ضمن این که باید به یاد داشته باشیم که خطوطی بسیار دشوار تر وجود دارند که امروزه مردمِ دنیا مشتاقانه به یادگیری شان روی آورده اند، چون یادگیریِ همین ظرافت ها و رمزآلودگی های خطّ و زبانِ بیگانه را هیجان انگیز و دوست داشتنی یافته اند. متشکّرم.
Thirdman - تارنما/وبنوشت - در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۰۷ نوشته است:
خسته نباشید!
لطفا در انتهای مقالات گزینه‌ای برای پرینت تعبیه کنید.
داود سپاهی - تارنما/وبنوشت - در ۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۴۳ نوشته است:
دوستانی که می گویند خط فارسی اشکالی ندارد،آیانمره های دیکته های کلاس اول و دوم ابتدایی خودشان را به یاد می آورند؟ ببینید کودکان دبستانی در مواجهه با ترکیب و اتصال نا معلوم کلمات چه رنجی متحمل می شوند؟ برای درک عمیق از چیزی که بدیهی می نماید کافی است اندکی از آن فاصله بگیرید. فرانسه که مشکلات خود را دارد و ما که درباره آنها حرفی نداریم! نیز ببینیم دقت کردن و اعراب گذاری چه کیفی دارد اگر در اداره و ... مشغول انجام کاری باشیم. اعراب آیا اعراب می گذارند؟
سیما سلطانی در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۴۲ نوشته است:
شک نیست که خط فارسی اشکالاتی دارد. دیکته‌ی فرانسه نیز دچار مشکل است. در بسیاری از کشورها مسائلی از این دست وجود دارد. چرا به راحتی چیزی تغییر نمی کند؟ باید گفت خط اگرچه زبان نیست اما بار زبان را به دوش می کشد و به این راحتی نیست که مثلا تصمیم بگیریم ط را از این پس ت بنویسیم. آن‌وقت چگونه کودکان ما طول را بفهمند، طمئنینه را بخوانند؟ آیا این تغییر یا اصلاح باعث نمی شود که آثار بزرگان و نیاکان خود را نتوانیم بخوانیم یا بفهمیم. آیا نباید ترسید از وضعیتی که ترکیه، البته در بدترین شکل آن، به آن دجار شده است. ترک ها دیگر نمی توانند از آثار قدیم خود استفاده کنند. به همین راحتی.
امیر - تارنما/وبنوشت - در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۴۴ نوشته است:
این کاملا صحیح است که دشورایهای خط لاتین دشواریهای خط فارسی را توجیح نمی کند اما باید دید آلترناتیو پیشنهادی خط فارسی چیست تا ببینیم که تغییر خط کار عاقلانه ای است یا خیر. درست مثل انتخاب بین بد و بدتر.
در حال حاضر به نظر میرسد که طرفداران تغییر خط لاتین را در ذهن دارند. به نظر من املای خط لاتین برای زبان انگلیسی به مراتب دشوارتر از فارسی است. در نیوزلند که یک کشور انگلیسی زبان است گاها ایمیل هایی میگیرم که تعداد زیادی غلط املایی دارد.
مریم مکی در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۵ نوشته است:
جناب آقای دکتر باطنی عزیز . کشور ترکیه با تصمیم گیری های عجولانه جناب آتاتورک چنین خیانتی را در حق زبان ترکی در کشور ترکیه کرد . که بیچاره مردم ترکیه توانایی خواندن میراث مکتوب خود را ندارند .متاسفانه چنین کاری هم در کشورهای تاجیکستان . ازبکستان و حتی هند و پاکتان و بنگلادش انجام گرفت و اینک مردم این کشورها قادر به استفاده از منابع تاریخی کشور خود نیستند . چرا جناب باطنی عزیز در این زمان ایران ستیزی و به ظاهر وطن دوستی . این پیشنهاد وحشتناک را می دهند . نکند دست ایشان هم در همان کاسه باشد !چرا به فکر نسخه های خطی خود نیستید ؟ اصلاح خط فارسی در چهار چوب الفبای فارسی بسیار هم مفید و لازم است .
شقایق در ۲۸ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۲۹ نوشته است:
بر خلاف نظر برخی از دوستان من فکر می کنم آقای دکتر باطنی سعی کرده اند خیلی منطقی و علمی و به دور از تعصب به مقوله خط فارسی بپردازند.
محمد - freshmanir@yahoo.com در ۳۰ خرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۳ نوشته است:
زبان و زبان شناسی را دوست دارم. یک بار دیدم که یک زبان شناس فرانسوی می‌گفت زبان انگلیسی که زبان علم شده است دارد زبان‌های دیگر رااز بین می‌برد. زبان و بعد خط نحوه‌ و روش فکر دیگری را در انسان به وجود می‌آورد. چقدر حیف که زبان‌ها از بین می‌روند...
در برخی از برنامه‌های مستند می‌بینید که برخی از مکان‌ها مردم دنیا چقدر بدوی و دست نخورده هستند، سعی کنیم آن‌ها را حفظ کنیم، اگر از بین بروند نمونه‌ی دیگری وجود ندارد، حیف است...
زبانی داریم که با تعداد کمی فعل و پیش‌وند و خطی عجیب می‌توانیم زندگی کنیم، پیش‌رفت کنیم و شاید جور دیگری فکر کنیم که برای دنیا لازم باشد، حیف است تغییر کند...
انسا‌ن‌های جدید با روش‌های جدید پیش‌رفت می‌کنند، شاید بیشتر لذا ببرند، شاید آسوده‌تر زندگی کنند شاید نکنند، شاید از منابهع تاریخی خود شکل اولیه نتوانند استفاده کنند، شاید فقط آینده و حال را می‌بینید، چقدر حیف است.
بالاخره کسی باید گذشته را همانطور که هست نگه دارد، حتی برای این کار موزه را ساختند.
ما ملتی با سابقه‌ی فرهنگ کهنه و قدیمی، ببخشید کهن و طولانی هستیم و آن را با جان دل حفظ می‌کنیم.
قربانی لازم است.
علی نجفی - mooozhan@yahoo.com - تارنما/وبنوشت - در ۰۴ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۴۸ نوشته است:
می‌توان نارسایی‌هایِ خط را اصلاح کرد و کاستی‌ها و نارسایی‌های‌اش را زدود و آن را قانونمندتر کرد.
در این باره – تا آن‌جا که من دیده ام – داریوشِ آشوری پیشنهادهایِ سودمند و سازنده‌ای دارند. (نگ‍. بازاندیشیِ زبانِ فارسی، داریوشِ آشوری، نشرِ مرکز)
فرزاد - farzad_azarmand@yahoo.com در ۱۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۰۹ نوشته است:
درود بر شما
از خواندن نوشته شما استفاده کردم.
من بر این باورم که باید نوشتار پارسی دگرگون شود چرا که آنچه می خوانیم با آنچه می نویسیم هماهنگی ندارد.
گویش ما پارسی و برخواسته از فرهنگ ایرانی خودمان است ولی آنچه می نویسیم خطی است امانت کرفته از فرهنگ سامی و تازی.
به گمانم از دین دبیره آگاهی داشته باشید، نوشتاری آسان و کامل که آنچه می خوانید همان را می نویسید.
من می گویم بیاییم واژه بند (حروف) دین دیبره را به جای واژه بند تازی به کار بریم البته ساده تر.
باور کنید بسیاری از دردسرهای نوشتاری برطرف خواهد شد.
شادزیید و تندرست.
نادر خرمی راد - info@khorramirad.com - تارنما/وبنوشت - در ۱۹ مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۰۰:۲۸ نوشته است:
تمام این صحبت ها برای رفع مشکلات و بهبود بخشیدن به مسایله؛ هرکدوم با یه دیدگاه و با یه تحلیلی. بهتره افرادی که نظرشون مشابه هم نیست به همدیگه به چشم دشمن نگاه نکنن، به چشم همکار و همراه نگاه کنن.
حمیرا بهادرانی - تارنما/وبنوشت - در ۱۷ آذر ۱۳۸۷ ساعت ۰۲:۰۱ نوشته است:
برای شرکت در یک نظر سنجی راجع به خط فارسی به اینجا سر بزنید
http://aboutpersian.blogfa.com/post-31.aspx
علیِ نجفی - تارنما/وبنوشت - در ۰۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۲۱:۲۶ نوشته است:
به نظر-ام ضرورتی ندارد خطِ فارسی را زیر-و-زبر کنیم، چه بسا باید آن را اندک-اندک اصلاح کنیم.

پیشنهادهایِ داریوشِ آشوری را در «بازاَندیشیِ زبانِ فارسی» ببینید؛ به نظر-ام بسیار راه‌گشا و بجا ست.
اکبری - akbari30@gmail.com در ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۸ نوشته است:
همه ی ایرادهای نویسنده وارد است، گر چه برخی از آنها برطرف کردنی ست. اما نوا قص و دشواریهای خط فارسی به همین نه مورد محدود نمی گردد. چند مورد دیگردر که به نظرم زیر آورده می شود باشد. دوستان دیگر کمک کنند تا این موارد تکمیل گردد:
1- عدم امکان گسسته یا پیوسته نویسی فراگیر با خط موجود که با موردهای پیشین ِ آورده شده در متن مقاله کار برگردان، ویرایش ترانویسی برگردان گویشی را؛ اگر نگوییم غیر ممکن، بسیار دشوار می کند.
2- دشواری در شناخت و مرزبندی واژه ها برای واژه نامه های نرم افزاری.
3- نا ممکن بودن خلاصه نویسی و سرنامنویسی در فارسی به دلیل مستقل نبودن نویسه ها.
4- دشواری در نوشتن در نرم افزار بو یژه همراه با فرمولنویسی.
5- مخالفنویسی اعداد و حروف (اعداد از چپ به راست و حروف از راست به چپ).
6- دشواری در ترکیبنویسی فارسی با خطوط چپ به راست. می شود گفت نوشتن متنهای فارسی- لاتینی برای کاربران غیر حرفه ای شکنجه آور است.
7- رهاکردن توده ی نسلهای دوم و سوم ایرانیان به خود و اخراج خاموش آنها از جغرافیای زبان فارسی.
دیگران برای ترویج زبانشان در سرزمینهای بیگانه ازهیچ کوششی دریغ ندارند. حیف است ما این گروه بزرگ از زبان آموزان بلقوه را به دست فراموشی بسپاریم. الفبای کمکی برای کارکردهای برونمرزی زبان می تواند بویژه در این زمینه راهگشا باشد.
sorahy - sorahy@gmail.com در ۲۶ بهمن ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۱۴ نوشته است:
بنده با نظر جناب آقای باطنی کاملا موافق هستم.
سالهاست که در مدارس به تدریس املا مشغولم و با نارسایی های خط فارسی آشنا هستم.
خط فارسی فقط با تغییر آن به لاتین درست می شود .
به آقایانی که مثل کنه به خط پر از اشتباه عربی چسبیده اند باید عرض کنم که بیش از این سنگ فرهنگ عربی را به سینه ی خود نزنید .
ملت ایرا بیدار شده.
سهامی در ۱۱ اسفند ۱۳۸۷ ساعت ۲۰:۰۹ نوشته است:
به نظر بزرگترین مانع جلوی خط فارسی عدم سازگاریش با دنیای رایانه است به خصوص در حیطه جست و جو که از مهمترین مسائل رایانه است و یکی از دالایلش عدم شکل ثابت و وجود سلیقه های متعدد نگارش هست که جست و جوی فارسی رو سخت میکنه.
مشکل دیگر در همین ارتباط مسئله عدم سازگاری با مسائلی مثل پایه های رایانه است مثلا ما به سختی میتوانیم یک کامپایلر که خط فارسی رو کامپایل کنه داشته باشیم تا بتوانیم یک زبان برنامه نویسی به خط فارسی داشته باشیم این مسئله فراتر از دلایل تاریخی نمو و رشد کامپیوتر در غرب است.
http://culturalpains.blogfa.com - تارنما/وبنوشت - در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۳۲ نوشته است:
با درود بر شما

من نیز با تغییر خط عربی امروز موافق هستم اما من با تحقیق زیاد گزینه‌ای بسیار بهتر از خط لاتین و الفبای انگلیسی پیشنهاد می‌کنم که خط اوستایی یا اشتقاقی از آن خط است.

در این بلاگ توضیحات لازم را داده‌ام. http://culturalpains.blogfa.com


اما چرا اوستایی بهترین جایگزین خط عربی است؟ زیرا:

0 - این تنها خطی است که نگارش کلمات در آن مطلقا استثنایی ندارد و نگارش واژگان در آن از استفاده از علائم فونتیک استاندارد قابل اعتماد تر است!در این خط تنها اتکا بر تلفظ حروف کافی است زیرا در آن هر لفظ فارسی را می‌توان نوشت از همین روی حتی کسی که نگارش یک کلمه را ندیده باشد با شنیدن اول باز آن می‌تواند با توجه صرف به تلفظ صحیح آنرا بنویسد و در مقابل کلمه‌ای را که هرگز نشنیده به درستی بخواند.

1 - این خط تاریخی ترین و ایرانی ساخت ترین خط ایرانی است. به جرات می‌توان گفت تنها خطی است که تنها برای نگارش زبانهای ایرانی (اوستایی و پازند - فارسی ساسانی) تکوین یافته و امروز نیز چیزی از ارزش آن کاسته نشده است.

2- تنها خطی است که یکسره برای نگارش الفبای زبانهای ایرانی مانند فارسی پهلوی و اوستایی ساخته شده و تنها خطی است که تمام واجهای ایرانی را آنچنان که هست نشان می‌دهد.

3 - بسیار ساده است و در یک هفته می توان آنرا آموخت نیاز به 12 سال تحصیل املا در مدارس ندارد!

4 - تنها خطی است در جهان که تمامی حروف آن تنها با یک حرکت دست نوشته می شود (غیر از یکی دو حرف که می‌توان آنر هم یک کاری کرد.) و این ویژگی برای وارد کردن حروف به کامپیوترهای آینده که با قلم نوری اطلاعات دریافت می کنند یک مزیت خارق العاده است! (همین امروز خط انگلیسی در این باره به مشکل برخورده و عملا شرکت‌های رایانه ای برای این کار نوع جدید از خط را اختراع کرده اند!) و نیز این ویژگی منجر به زیبایی و در عین حال سرعت زیان این خط است. و نیز در بین خطهایی که با حروف جدا نوشته می شوند به دلیل همین ویژگی یک حرکتی بودن حرف سریعترین خط جهان است.

5- تنها خطی است که جدا از کاربردی بودن و کارایی بیش از خط لاتین برای نگارش پارسی می‌تواند به عنوان با هویت ترین خط تاریخ ایران (تنها خطی که یکسره توسط ایرانیان ساخته شده)می تواند به عنوان عاملی برای وحدت بیشتر ایرانیان نیز درآید.

6 - این تنها خطی است که تمامی واجهای پارسی را می توان به درستی در آن نوشت برای نمونه واژه‌ی شیر به معنی شیر آب خوری یا شیر جنگل یا شیر دستشویی در این خط به سه شکل منحصر به فرد نوشته می‌شوند! زیرا با بررسی این خط خواهید دید که در واقع درفارسی ما سه نوع ((ش)) داریم! که خوانش بسیار متفاوت دارند اما خط عربی این تمایز را از میان برده اما در میان روستاییان هنوز چنین تفاوت تلفظی دیده می‌شود که جای شادی دارد.

7- با خط عربی امروز اعراب گذاری دشوار است پس ثبت زبانهای محلی با این خط محال است که این موجب فراموشی و نادیده گرفته شدن بسیاری از زبانها و لحجه‌های محلی شده است اما در خط اوستایی حروف صدادار با دقتی شگفت انگیز نوشته می شوند پس در آن علاوه بر پارسی سره و معیار می‌توان تمامی لحجه‌ها و گویش‌های پارسی را نیز به نگارش درآورد.

8 - تمامی کلمات در این خط با یک نقطه متمایز می‌شوند پس دیگر مشکل فاصله گذاری را هم نخواهد داشت!

تقاضا دارم حتما بلاگ مرا ببینید:
culturalpains.blogfa.com
حامد - karparvar2009@yahoo.com در ۰۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۰۱:۳۸ نوشته است:
با سلام و سپاس
مطلب بسیار جالب و دقیقی بود . البته من سر رشته ای از زبان و ادبیات ندارم اما این مطالب بزای من هم خیلی آموزنده بود.
آذری نیا - mak_azarinia@yahoo.com در ۰۸ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۰۴ نوشته است:
درود
من هم با دگرگونی خط پارسی موافقم، همه انگیزه هایی که دوستان در بالا برای تغییر خط پارسی آورده بودند درست و قابل تامل است.
من نزدیک به 12 سال است از دین دبیره در نوشتن بعضی کارها استفاده می کنم و به نظر من نه تنها نوشتن با آن آسان است بلکه خواندن آن هم آسان تر از خط فعلی است حتی با کاربرد این خط که بسیار کامل تر از خط لاتین هم می باشد و توانایی های بسیار زیاد و باور نکردنی در سازگاری با زبان های مختلف دارد (من این مورد را با ارمنی و ترکی و کردی و حتی عربی امتحان کرده ام) این نوع خط طرفداران بسیار زیادی خواهد یافت.


آگهی کار



هنر و رایانه