persianlanguage.ir

خانه » مقاله و جستار » یادداشتی بر «آسمانِ تاریخ در دو بیت»

یادداشتی بر «آسمانِ تاریخ در دو بیت» یادداشتی بر «آسمانِ تاریخ در دو بیت»

۰۲ تیر ۱۳۸۷

یادداشتی بر «آسمانِ تاریخ در دو بیت»

با توجه به بحث‌هایی که پس از انتشار مقاله‌ی «آسمانِ تاریخ در دو بیت» پیرامون این مقاله درگرفت، آقای جلال حجتی فهیم یادداشتی برای ما فرستاده‌اند و برخی موارد را توضیح داده‌اند که این یادداشت از نظر شما می‌گذرد.

جلال حجتی فهیم -

آغاز بحث: در مقاله‌ی «آسمانِ تاریخ در دو بیت» به دو بیت از شاهنامه پرداخته شد. این دو بیت به شرح نشانه‌های نجومی رخ داده در زمان حمله‌ی اعراب به ایران پرداخته بود .در آنجا دیدیم که بر اساس شبیه سازی‌های کامپیوتری با نرم‌افزار Stary night pro در تاریخ 20 ژوئن سال 635 میلادی، نشانه‌های فردوسی با اوضاع آسمان تطابقی بی نظیر داشت. اما موضوع به همین جا ختم نمی‌شود، با اثبات برابر بودن نشانه‌های شاهنامه و اوضاع آسمان در تاریخ ذکر شده به نتایج جالبی دست پیدا می‌کنیم که البته اثبات دقیق و کامل آنها همراهی کارشناسان و صاحب نظران در این زمینه را می‌طلبد. آنچه در زیر می‌آید، نتایجی است که به فکر و ذهن نگارنده رسیده است و آرزو می‌کنم که روزی با شرکت صاحب نظران تاریخ و ادبیات بتوانیم در این موارد رو در رو تبادل نظر کنیم.


اگر شما هم مقاله را خوانده باشید، شرح نامه‌ی رستم فرخزاد به برادرش را خواندید. در این نامه همان نشانه‌های نجومی که ما بر روی آنها کار کردیم بیان شده بود. این ابیات عبارت بودند از:
ز بهرام و زهره است ما را گزند
نشاید گذشتن ز چرخ بلند
همان تیر و کیوان برابر شده ست
عطارد به برج دو پیکر شده ست
به خاطر دارم که پیشترها، در بررسی بسیاری از منابع عربی و همچنین منابع زبان پارسی که به شرح زندگی نامه‌ها و یا وقایع پرداخته بودند (مانند بعضی سفرنامه ها) در بسیاری از موارد با شرح موقعیت‌های سیاره‌ها و ماه و خورشید رو به رو می‌شدم (در اصطلاح این نوع شرح زایچه نامیده می‌شود، به عنوان مثال در یک زایچه ممکن بود چنین عباراتی به کار رفته باشد: روز اول سرطان، زهره در 19 درجه‌ی قوس، مریخ در سنبله و ....) و شخصا از افراطی که در آوردن این زایچه‌ها می‌شد دچار تعجب بودم و فکر می‌کردم که چرا همیشه چنین رویکردی در این کتاب‌ها تکرار می‌شود. بعدها و در جریان تدوین این مقاله پی بردم که اوضاع آسمانی بیش از اندازه‌ی تصورم برای پیشینیان مهم بوده و به همین دلیل بود که حتی بارش باران را با موقعیت ماه می‌سنجیدند و بر اساس آن پیش بینی خشک سالی یا پرباری محصول آینده را می‌کردند.
نتیجه‌ 1: (مهم) وجود ابیات فوق در شاهنامه نشان می‌دهد که سنت زایچه نویسی در ذکر وقایع، مربوط به پیش از اسلام بوده و از ایرانیان به اعراب رسیده است. هر چند که ابیات بالا در نامه‌ی رستم درج شده است، اما شباهت بی نظیری که این ابیات به زایچه‌های مندرج در کتاب‌های عربی و گاه پارسی قرن‌های بعد دارد، نشان دهنده‌ی این است که حداقل در زمان ساسانیان چنین رسمی در نگارش وجود داشته است.
نتیجه 2: انطباق باورهای اختربینی اعراب و همچنین ابیات فوق نشان می‌دهد که اختربینی عربی هم از باورهای ایرانی اخذ شده است.
نتیجه 3 :(مهم) در مورد 2 نتیجه‌ی بالایی ممکن است روزی اشتباه خود را بپذیرم، ولی در مورد این نتیجه کاملا به خودم مطمئن هستم. البته این نتیجه بارها و بارها از زبان معلم‌های ادبیات مدارس راهنمایی و دبیرستان هم تکرار شده است و کار تحقیقی هم مهر تاییدی به گفته‌ی این عزیزان است. این نتیجه‌ی مهم این است که فردوسی بزرگ در کار شاهنامه به ضرورت وزن و قافیه کار نمی‌کرده است که اگر مصرعی را با "برابر" تمام کرد، مجبور به آوردن "دو پیکر" در مصرع بعدی باشد.
به اعتقاد نگارنده این بزرگترین درسی است که شاعران زمانه‌ی ما می‌توانند از این دو بیت پر مفهوم دریابند. در هر حال سخن در مورد این دو بیت می‌تواند باز هم ادامه پیدا کند و همین بحث‌ها نشان می‌دهد که در سرایش این حجم عظیم از ابیات چه اندازه ذوق، نیرو و لحظه لحظه‌ی عمر آدمی چون فردوسی مایه گذاشته شده است.... به امید این که قدر گنجینه‌ی عظیم ادبیات خویش را بدانیم.



»»همچنین بخوانید: اخترشناسی در گنجینه‌ی ادب و تاریخ پارسی

نظر دهید
یاسر در ۰۲ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۰ نوشته است:
نتیجه‌گیری شخصی من این است که باید توجه شود که نداشتن علم درباره‌ی چیزی برابر با عدم درست بودن آن نیست و صد البته برعکس این نیز صادق است. بحث این است که هر گزاره‌ و موضوعی یا باید با دلیل اثبات شود یا باید با دلیل رد شود و رد و یا قبول بدون دلیل از سر بی‌دانشی نتایج ناگواری دارد.
مجیدی در ۰۴ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۸:۵۸ نوشته است:
در هر حال من گمان می‌کنم با آن که از نظر علمی و تاریخی اهمیت دارد که ابتدا کدام قوم به زایچه‌نویسی پرداخته است اما از نظر فرهنگی این مورد اهمیتی ندارد. آن چه مسلم است این است که اقوام در طول همزیستیشان با یکدیگر چیزهای بسیاری از هم یاد گرفته‌اند و بحث تقدم و تاخر از نظر فرهنگی اهمیتی ندارد. البته این نظر شخصی من است که شاید شما با آن مخالفت کنید.
محمد عظیم رهبان - azem_rahban@yahoo.com در ۰۵ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۵۰ نوشته است:
من از نوشته شما خیلی خوشم آمدمن به این نظر هستم که نوسینده کان آنزمان از یک خرد خاص برخوردار بودن ودرست است که شاید ار یکی دیگه خود یاد گرفته باشد ولی آنها خیلی از این زمانه با هوش وذهین بودن وفتی که انسان میتواند با دوبید شعر خود یک تاریخ را تشریح کند کار بزرگی است


آگهی کار



آگهی کتاب