چکیده
فارسی زبانی است که معرف فرهنگ و هویت ملی ما ایرانیان است. این زبان در گذر زمان ، فراز و نشیبهای زیادی را طی کرده، اما همچنان جاویدان و پا برجا مانده است. راز جاودانگی زبان فارسی را میتوان در داشتن یک پشتوانهی فرهنگی غنی دانست؛ فرهنگی که شاعران و نویسندگان بزرگی را پرورش داده تا زنجیرههای استوار و ناگسستنی زبان فارسی را تشکیل دهند.
در دورهی معاصر، به دلیل گسترش ارتباطات و وسایل ارتباط جمعی، زبان فارسی بیش از همه دورهها در معرض خطر قرار گرفته است؛ وجود یک فرهنگستان قوی، برنامهریزی مناسب برای آموزش زبان و ادبیات فارسی در مدارس و همفکری دانشگاهیان و صاحبنظران نگارش و ویرایش و اتفاق نظر آنان در این زمینه، میتواند جاودانگی این زبان را استمرار بخشد.
حسن انصاری -
مقدمه
فارسی زبانی است که مردم این سرزمین قرنها بدان سخن گفتهاند؛ هجوم اقوام گوناگون (مقدونی ، ترک ، عرب و ...) در طول تاریخ هرگز نتوانسته است این زبان را از پای در آورد. از سوی دیگر، فارسی، زبانی است که در گذر زمان، دگرگونیهای زیادی را برخود پذیرفته است اما این دگرگونیها نه تنها سبب نابودی این زبان دیر پا نشده بلکه پویایی آن را بیشتر نموده است.
هنگامی که به این نکته میاندیشیم که چرا چیرگی اعراب و خلافتهای اسلامی بر دستگاه اداری مردم این سرزمین هرگز موجب نشد تا زبان فارسی در ایران (مانند زبان رومی در سوریه و لبنان و قبطی در مصر) به فراموشی سپرده شود، به آیندهی این زبان و جاودانگی آن بیشتر امیدوار میشویم نگارندهی این مقاله بر آن است تا در ادامه نگرانیهای موجود نسبت به آیندهی این زبان را در سه مرحلهی جاودانگی زبان فارسی، چگونگی حمایت از آن و علل تحول در زبان و خط فارسی امروز مورد بررسی قرار دهد:
آ) جاودانگی زبان فارسی: ژیلببر لازار هنگام بررسی شکل گیری زبان فارسی میگوید: «شکل گیری زبانهای ملی همواره روندی پیچیده دارد. به ویژه هنگامی که با زبان معتبر یک تمدن و فرهنگ مواجه باشیم» یکی از نقاط قوت زبان فارسی، این است که این زبان معرّف یک فرهنگ شناخته شده است. بدیهی است، زبانی که چنین پشتوانهی فرهنگی استواری داشته باشد، از بین نخواهد رفت. در این نوشته، مجال آن نیست که به فرهنگ و تمدن ایران پرداخته شود، اما به این نکته باید اشاره کرد که زبان فارسی حداقل در دو آزمون دشوار، به واسطهی همین پشتوانهی استوار فرهنگی، جاودانگی خود را نشان داده است:
نخست اینکه یورش عرب های مسلمان و چیرگی آنها بر ایرانیان با اینکه موجب شد تا با گذشت یک قرن، ایرانیان به زبان عربی شعر بگویند و کتاب بنویسند و نسلی ایرانی اما ناآشنا با زبان فارسی پدید آید، هرگز نتوانست قوم ایرانی را دچار گسستگی فرهنگی کند. و با گذشت سه قرن، زبان فارسی نه تنها به عنوان ابزاری برای ارتباط های عادی و روزمره تبدیل شد، بلکه موجب آفرینش یکی از غنیترین شکلهای ادب جهان گردید.
آزمون دیگر، سیاست فرهنگزدایی اتحاد جماهیر شوری در دوره معاصر، برای ریشه کن نمودن این زبان از سرزمین تاجیکستان است آنان برای رسیدن به هدف خود ، شهرهای بزرگی چون سمرقند و بخارا را ازحوزهی زبان فارسی جدا کردند، در تصمیم گیریهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی، ازبکها را بر تاجیکستان مسلط نمودند، خط و نگارش فارسی را ابتدا به لاتین و سپس به روسی تغییر دادند، کهنه سوادانی را که به خط فارسی مینوشتند، تحت تعقیب قرار داده به زندان افکنده و یا کشتند و سرانجام نام زبان فارسی را زبان تاجیکی گذشتند اما هیچ یک از این اقدامات، نتوانست مانع از آن شود که زبان فارسی در این سرزمین نابود گردد و سرانجام با استقلال جمهوری تاجیکستان زبان و خط فارسی به سرعت در این کشور بالنده شد.
فارسی زبانی است که شاعران و نویسندگان بزرگ به کمک آن به آفرینش ادبی پرداخته اند. در حقیقت وجود شخصیتهای بزرگ ادبی، حلقههایی هستند که زنجیرهوار، این زبان بزرگ را همواره استوار نگه داشته است. نویسندگان و شاعران بزرگ، فرهنگستان واقعی یک ملت هستند. هنگامی که یک ملت ادبیاتی غنی دارد، حداقل فایدهی آن برای حفظ زبان این است که سایر ملل، برای ترجمهی آن آثار، آموزش آن زبان را نیاز ضروری خود میدانند البته ترجمهی آثار ادبی فارسی به زبانهای بیگانه ، فقط به آثار کهن اختصاص ندارد در دوره ی معاصر نیز آثاری همچون اشعار سپهری، سووشون سیمین دانشور و ... به زبانهای زنده دنیا ترجمه شده است.
هر زبانی با توجه به ساختار خود، ویژگیهایی برای واژهسازی دارد؛ مثلا یکی از ویژگیهای زبان عربی، نداشتن چهار واج (پ، ژ، گ، چ) است. نبودن این واجها به زبان عربی این امکان را می دهد که واژههای دخیل را (که معمولا یکی از این واجها را در خود دارند) با تغییری اندک، به مجموع واژگان خود بیفزاید (مثلا: شات = چَت. غزنطش=گرینویچ) از آن جا که زبان عربی از گروه زبانهای سامی است، یک راه دیگر ساخت واژه در این زبان، اشتقاق واژهها بر اساس تغییر شکلی است که به ریشههای سه حرفی یا چهار حرفی داده میشود بنابراین واژههای موجود در این زبان، نسبت مستقیم با شمار ریشههای ثلاثی و رباعی دارد اما زبان فارسی که از شاخهی زبانهای هند و اروپایی است، این توان را دارد که با استفاده از روش اشتقاق و ترکیب و تعدد وندها چندین برابر بیش از زبان عربی به واژهسازی بپردازد. با نگاهی به دو واژهنامه یکی انگلیسی به عربی و دیگری انگلیسی به فارسی به خوبی میتوان به این موضوع پی برد: واژه نامههای انگلیسی به عربی، در برابر تعدادی از واژهها مجبور به توضیح میشوند اما واژهنامه های انگلیسی به فارسی در برابر همان واژهها یک معادل فارسی دارند مثلا واژه Mollusque در واژه نامهی عربی، « حیوان عادم الفقار» و در فارسی «نرمتنان » معنی شده است یا واژهی Confrontation در واژه نامهی عربی «جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم » معنی شده و در فارسی، معادل «روبهرویی» است. «آکادمی مصر که در تنگنای موانع[واژه سازی] واقع شده است، چنین نظر داده که باید از بکاربردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبان های هند و اروپایی استفاده نمود».
ب) علل تحول در زبان و خط فارسی: از آنجا که زبان حالتی پویا دارد نه ایستا، ناگزیر تحول پذیر است. تنها زبان و خط فارسی نیست که با گذشت زمان دگرگون میشود. همهی زبانها و خطوط دنیا ویژگی تحویل پذیری دارند. عوامل زیر را میتوان از جمله علل تحول در زبان و خط فارسی امروز برشمرد:
1- گسترش وسایل ارتباط جمعی به ویژه شبکهی جهانی اینترنت، موجب شده است ایرانیان به ویژه تحصیل کردگان و جوانان، با انجمنهای علمی و دانشمندان و دانشجویان خارجی ارتباط برقرار نمایند. این ارتباط که به زبان و خط انگلیسی برقرار میشود، خود به خود تسلط فارسی زبانان جوان را بر حروفچینی انگلیسی افزایش میدهد و موجب میگردد که آنان، هنگام ارتباط با فارسیزبانان نیز، فارسی را با الفبای انگلیسی بنویسند.
2- بنا به دلایل سیاسی و اجتماعی پس از پیروزی انقلاب اسلامی که این مقاله جای بحث درباره آنها نیست، ایرانیان بیش از ملتهای صاحب فرهنگ کهن دیگر (چین ، ژاپن ، یونان ، مصر و ...) در نقاط مختلف جهان پراکنده شدهاند . این پراکندگی و دور بودن از حوزهی زبان فارسی، پیامدهایی را برای این زبان به همراه داشته است. بسیاری از کودکان این ایرانیان در آمریکا، اروپا و... در مدارس غیر ایرانی درس میخوانند و پرورش مییابند بنابراین، فرصتی برای آشنایی با خط فارسی پیدا نمیکنند و تنها، زبان فارسی را به واسطهی استعمال در جمع خانواده فرا میگیرند. این گروه از ایرانیان نیز به دلیل نا آشنایی با خط فارسی، مطالب فارسی خود را به خط انگلیسی در پایگاههای اینترنتی ، نشریات و کتابها به ظهور میرسانند. از طرف دیگر؛ زبان آنها به دلیل مجاورت با غیر فارسیزبانان به صورتی طبیعی و غیر محسوس برای خودشان و بسیار محسوس برای ما تحول مییابد.
3- ترجمهها یکی دیگر از عوامل تحویلپذیری زبان فارسی است بسیاری از اصطلاحات انگلیسی و فرانسوی (در جریان قرار دادن، روی کسی حساب کردن، بی تفاوت بودن و ...) از طریق ترجمه به زبان فارسی وارد شدهاند و امروزه جزیی از زبان فارسی شدهاند (گرته برداری معنایی) متاسفانه در بسیاری موارد، ترجمهها بر نحو زبان فارسی نیز تاثیر گذاشتهاند که از آن جمله می توان به ذکر فاعل همراه با اصطلاح به وسیله در جملههای مجهول اشاره کرد: موش به وسیله ی گربه خورده شد. البته تاثیر ترجمهها فقط بر زبان فارسی است و در خط تحول ایجاد نمیکند.
4- متاسفانه در کشور ما جای یک نهاد نظارتی که همهی نشریات و انتشارات را به استفاده از یک شیوهی مشخص خط فارسی ملزم کند، خالی است. هر نشریهای برای خود یک شیوهی رسمالخطی خاص پیشه میکند. فرهنگستان ادب فارسی، علی رغم سابقهی هفتاد و چند ساله خود هرگز این وظیفهی نظارتی را عهده دار نشده است. نگارنده بر این گمان است که اگر فرهنگستان به همان اندازه که به واژهسازی میپردازد بر شیوهی خط فارسی نظارت مینمود، دستاوردهای بهتری برای زبان فارسی به ارمغان میآورد. البته نباید این نکته را فراموش کرد که یکی از دلایل ضعف فرهنگستان، اختلاف نظر بین علمای زبان و نگارش فارسی است نگاه هر چند سطحی به انواع کتابهای نگارش و ویرایش و املا و دستور زبان، این اختلاف نظرها را به خوبی نشان میدهد.
5- گسستگی ایرانیان از تمدن و پیشینهی فرهنگی خود، بنا به هر دلیلی که باشد زبان و خط فارسی را به ضعف و انحطاط میکشاند . زبان فارسی، بیانگر یک فرهنگ است علت جاودانگی این زبان نیز به همان پشتوانهی غنی فرهنگی و باستانی بر میگردد این زبان به خیمهای میماند که فرهنگ و هویت ایرانی، ستونهای آن هستند این خیمه زمانی فرو میریزد که ستونهایش را از دست بدهد.
متاسفانه در سالهای اخیر، بیگانگان تلاش فراوان نمودهاند تا فرهنگ ایرانی را که به دلیل آمیختگی دین و ملیت یکی از غنیترین فرهنگهای جهان است، وارونه جلوه دهند و ما را قومی بدوی معرفی نمایند اما آنچه بیشتر جای تاسف دارد، بی توجهی خود ایرانیان به فرهنگ وتمدن باستانی و هویت ملی است بر ذهن کودکانهی دانش آموزان ما در دورهی دبستان چند داستان ملی نقش می بندد؟ (جز داستان تولد زال داستان دیگری دیده نمی شود). در برنامههای تلویزیونی چقدر به فرهنگ باستانی خود پرداخته ایم؟ آیا ملتی که گذشته باستان خود را به فراموش بسپارد ، میتواند حامی زبانی باشد که جزئی جدانشدنی از آن فرهنگ است؟ کدام فرهنگستان در قرنهای گذشته زبان ما را از نابودی نجات داده است؟ مسلما آنچه این زبان را محفوظ نگه داشته، دلبستگی ایرانیان به فرهنگ باستان و ملی در کنار فرهنگ دینی بوده است.
پ) چگونه فارسی را پاس بداریم؟ هر چند که پاسداری از زبان و ادب فارسی وظیفهی همهی فارسیزبانان است اما بعضی نهادها در این پاس داشت وظیفهی مستقیم دارند.
در اساسنامهی فرهنگستان زبان و ادب فارسی یکی از وظایف این نهاد چنین برشمرده شده است:«حفظ قوت و اصالت زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی ایرانیان و زبان دوم عالم اسلام» اگر این نهاد بتواند در کنار گسترش دامنهی واژگان، به این شعار خود جامهی عمل بپوشد و به اصالت زبان فارسی به عنوان یکی از ارکان هویت ملی بپردازد، بسیاری از نگرانیها برطرف خواهد شد.
یکی دیگر از نهادهایی که میتواند بیش از فرهنگستان در پاس داشت زبان و خط فارسی تاثیرگذار باشد آموزش و پرورش است. برنامهریزی مناسب آموزشی در جهت شناساندن هویت ملی و آموزشهای یکنواخت و منطقی زبان خط فارسی از وظایف آموزش و پرورش است. آموزش و پرورش ما باید در برنامه ریزی درس خود به این نکته توجه کند که دانش آموزان این سرزمین، دانش را از طریق زبان خط فارسی فرا میگیرند بنابراین آموزش هر چه دقیق تر زبان و خط، زیربنای فراگیری دانش و مهارت است. در این زمینه باید روخوانی درست متن(روانخوانی) و املا (درستنویسی) به عنوان درسهای مستقل و اجباری شمرده شده و برای آنها مثلا نمره حداقل 14 در نظر گرفته شود.
سومین نهاد موثر در پاس داشت زبان و ادب فارسی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی هستند؛ متاسفانه صاحب نظران زبان و نگارش فارسی که میتوانند بر همسانسازی خط تاثیر بسیاری داشته باشند، اتفاق نظر ندارند و هرکدام بر شیوهی خاص خود پای میافشرند.
صدا و سیما نهاد موثر دیگر در اشاعهی زبان فارسی و حمایت از آن است. این نهاد علاوه بر آن که میتواند در گسترش و یکسانسازی زبان و خط فارسی ایفای نقش کند، میتواند در شناساندن هویت ملی که همانا پشتوانهی زبان فارسی است نیز موثر واقع شود.
به هر حال هماهنگی بین چهار نهاد یاد شده به صاحبان زبان یک شیوه مشخص در خط و عشق به زبان فارسی به عنوان یک عامل وحدت ملی را القا میکند.
پینوشتها :
1- لازار، ژیلبر: شکلگیری زبان فارسی (ترجمه : مهستی بحرینی)، انتشارات هرمس، تهران ، چاپ اول ص 1
2- دوماهنامه طلایه، مهر و آبان 1374 ، مقاله ای درباره ی واژه سازی در زبان فارسی، دکتر محمود حسابی ص 11
منابع و مآخذ:
1- لازار، ژیلبر: شکلگیری زبان فارسی، ترجمهی مهستی بحرینی، تهران، انتشارات هرمس چاپ اول 1384
2- رواقی، علی: زبان فارسی فرارودی [تاجیکی]، تهران انتشارات هرمس ، چاپ اول 1383
3- دکتر حسابی، محمود، مقالهای در باره واژهسازی درزبان فارسی، دوماهنامه طلایه، مهروآبان 1374صص 7- 11
4- متون ادب فارسی و ایین نگارش، سال دوم فرهنگ و ادب، چاپ 1368 بخش ایین نگارش، مقاله ی زبان فارسی را در یابیم، ابوالحسن نجفی
5- بهار، محمد تقی ( ملک الشعراء )، سبک شناسی، جلد یک، تهران، انتشارات پرستو، چاپ چهارم، 1355
این مقاله در وبنوشت نویسنده نیز منتشر شده است.
»» شما هم میتوانید مقالههای خود را برای زبان فارسی بفرستید.