داستان ویس و رامین در شمار داستانهای عاشقانهی ایرانی قرار دارد. اما
در مورد زمان زندگی ویس و رامین و این که این دو دلباخته در چه زمانی
زندگی میکردند، اطلاعات مستندی در دست نیست. جز این که به علت پارهای از
قوائد مملکت داری، مانند وجود ملوک الطوایفی، به اشکانی بودن این داستان
اعتماد بیشتری وجود دارد. لازم به ذکر است که اشکانیان از بازه زمانی 247
ق.م تا 224 ب.م قدرت را در دست داشتند. با منقرض شدن سلسلهی اشکانیان،
بسیاری از نشانهها و آثار حکومتی ایشان بوسیلهی ساسانیان، محو گردید و
به علت همین امر، اطلاعات ما دربارهی دورهی حکومت آنها چندان زیاد نیست؛
حتی در مقام مقایسه، دانستههای ما از سلسلهی هخامنشیان، بیشتر و
مطمئنتر از دانشمان در مورد اشکانیان است و اگر امروزه دربارهی شاهان
این سلسله اطلاعاتی در دست داریم، بیشتر مدیون مورخان رومی هستیم که به
واسطهی جنگهای دو امپراتوری ایران و روم به ثبت رویدادهایی در مورد
تاریخ آن دورهی ایران مطالبی را گرد آوردهاند.
فردوسی بزرگ هم به علت نداشتن منبعی درست و موثق، تنها به آوردن
23 بیت و چند نام از شاهان سلسلهی اشکانی، اکتفا کرده است و به صراحت
میگوید:
کز ایشان به جز نام نشنیدهام
نه در نامهی خسروان دیدهام
به
همین دلایل، پی بردن به زمان زندگی ویس و رامین، میتواند اطلاعات و دانش
ما را از سلسلهی اشکانی و آن مقطع مهم اندکی بیفزاید و در سایهی همین
افزایش دانش است که در نهایت تصویری کاملتر از گذشته و تاریخ خود را به
دست خواهیم آورد.
دانشمندی به نام ولادیمیر مینورسکی، بر پایهی پارهای از جزئیات،
زمان حادث شدن این رویداد را برابر با زمان پادشاهی گودرز دوم، یعنی
سالهای 39 تا 51 میلادی میداند. متاسفانه ایشان -با وجود تمام خدمات
مهمی که به ادبیات پارسی کردهاند و از این لحاظ همهی ما پارسی زبانان به
ایشان مدیون هستیم- دلیل محکمی برای اثبات درستی حدس خود ارائه نکردهاند.
در این مقاله سعی میشود که بر اساس پارهای از واقعیات تاریخی و همچنین
کمک یک زایچهی نجومی، نگاهی تازه به زمان زندگی ویس و رامین انداخته شود.
با کمک این دلایل و شواهد نگارنده این حدس را مطرح میکند که ممکن است این
واقعه متعلق به 160 سال قبلتر از حدس مینورسکی باشد. در ادامهی مقاله
دربارهی شواهد و دلایلی سخن گفته میشود که میتواند رازگشای معمای زمان
زندگی ویس و رامین باشد.
jalal_hojati@yahoo.com
جلال حجتی فهیم -
کتاب ویس و رامین توسط فخر الدین اسعد گرگانی و در فاصلهی سالهای 432 تا 446 ه.ق (نگارش ویس و رامین در سال 1054 میلادی به پایان رسیده است) به نظم درآمده است. گرگانی، به نظم درآوردن ویس و رامین را از روی کتابی که اکنون در دست ما نیست انجام داده است. متن این کتاب به زبان پهلوی بوده و متاسفانه در مورد نویسندهی آن اطلاعی در دست نداریم. با این حال مشابهتهایی که در مورد زمانهی زیستن ویس و رامین و زمانهی حکومت کردن مهرداد دوم وجود دارد، آن چنان جالب است -و متاسفانه تا به حال مورد بررسی قرار نگرفته- که میتوان پارهای از شخصیتهای داستانی در ویس و رامین را با واقعیتهای تاریخی به صورت کامل تطبیق داد.
مهرداد دوم در فاصلهی سالهای 124/123 تا 88/87 قبل از میلاد پادشاه ایران بود. در زمان پادشاهی وی ایران به اوج اقتدار و قدرت خود رسید. با این حال در سالهای پایانی سلطنت وی مدعیانی برای تاج و تخت ایران پیدا شد که در مناطقی از ایران ادعای پادشاهی نیز کردند. مهرداد دوم از نبرد با این مدعیان دروغین شانه خالی کرد و حتی امروزه دلیل این کار وی به صورت یک راز برای مورخان باقی مانده است. هر چند که پاره ای از مورخین پیری مهرداد دوم و بی حوصلگی وی برای لشکر کشی جدید را از دلایل این امر میدانند.
در هر حال نگاهی اجمالی به اتفاقات روی داده در زمان مهرداد دوم خالی از لطف نیست:
• سال 124/123ق.م آغاز سلطنت
• سال 122/121 ق.م حمله به آسیای صغیر و شکست نیروهای روم
• سال 110 ق.م حمله به ارمنستان
• سال 96 ق.م ، اختلاف بین ایران و روم و اعزام سفیری به نام اروباز به نزد رومیان و در نهایت مصالحه با روم
• سرپیچی گودرز در سالهای پایان عمر مهرداد، لازم به ذکر است که در مجموعه نقش برجستههای بیستون، نقش برجسته ای از مهرداد دوم وجود دارد که 4 تن از ساتراپهای محلی در برابر وی قرار دارند. یکی از این افراد همین گودرز است که به عنوان ساتراپ ساتراپها، یعنی مسئول تمامی ایالات در پیشاپیش ساتراپهای محلی قرار گرفته است.
در این قسمت به بررسی انطباقهایی میپردازیم که بین داستان ویس و رامین و دوران پادشاهی مهرداد دوم وجود دارد.
الف- نخستین نمونه لقب شاه شاهان است که به اعتقاد عده ای از مورخان اولین بار مهرداد دوم آن را برای خود برگزید. (البته تعدادی نیز این لقب را از ابتکارات مهرداد اول می دانند.) بعد از وی هر چند تعدادی از سلاطین اشکانی از این لقب استفاده کردند. اما هیچ کدام از آنها از لحاظ اعتبار و اقتدار به پای مهرداد دوم نمی رسیدند. در منطومه ی ویس و رامین هم برای شاه موبد- برادر رامین و شوهر ویس- لقب شاه شاهان به کار برده شده:
چنان آمد که روزی شاه شاهان
که خواندندش همی موبد منیکان
و البته در سراسر منظومهی ویس و رامین این لقب بارها و بارها به کار رفته است.
ب- دومین مورد مسئله نبرد با ارمنستان است که در کتاب ویس و رامین نیز به آن اشاره گردیده است. آنجا که دایهی ویس، سراسیمه به بالین وی شتافته و میگوید:
بیامد دایه پنهان ویس را گفت
به چونین روز ویسا چون توان خفت
که رامین رفت خواهد سوی ارمن
به نخچیر شکار و جنگ دشمن
در این قسمت از داستان رفتن لشکر ایران به سمت ارمنستان ذکر شده است.
پ-جنگ ایران و روم
شاهنشه موبد از قیصر خبر یافت
که قیصر دل ز راه مهر برتافت.
ز بد راهی نهادی دیگر آورد
به خودکامی سر از چنبر برآورد
همه پیمانهای کرده بشکست
بسی کسهای موبد را فروبست
ز روم امد سپاهی سوی ایران
بسی آباد را کردند ویران
در ادامهی داستان هم شرح داده میشود که شاه از تمام ولایات طلب لشکر میکند و با سپاه خود به سوی رومیان رهسپار میگردد و در پایان با دست پر از میدان نبرد بر می گردد.
ت- در قسمتی از داستان رامین که سعی در فراموش کردن عشق ویس دارد تصمیم به دور شدن از شاه و ویس میگردد و از پادشاه میخواهد که او را سپهبد ماه آباد کند تا در آن منطقه دردمندی تنش را دوا کند. شاه نیز با استقبال از این پیشنهاد ولایت گرگان و ری و کوهستان را به رامین میسپارد.
ری و گرگان و کوهستان بدو داد
به شاهی مهر و منشورش فرستاد
در ادامهی داستان هم مشخص میشود که رامین علاوه بر این ساتراپها، به مناطق دیگری نیز فرمان میرانده است
بگشت او گرد مرز پادشاهی
گرفته رای فرمانش روایی
.........................
نشسته با سپاهی در سپاهان
که بود از مرزها بهتر سپاهان
ز گرگان تا ری و اهواز و بغداد
بگسترده بساط رامش و داد
در هر حال وظایفی که در اینجا برای رامین مشخص میشود. بیشتر به وظایف یک ساتراپ ساتراپها میخورد تا هر گونه عنوان دیگر و بر پایهی همین ابیات میتوان این فرض را مطرح کرد که گودرزی که در نقش برجستهی بیستون در برابر شاه ایستاده و عنوان ساتراپ ساتراپها را در اختیار دارد همان رامین است. البته در ادامه دلیل دیگری برای تقویت این حدس آورده خواهد شد.
ث- در صفحات پایانی داستان میخوانیم که رامین گنجینههای شاه را بر اشتران بار کرده و با رسیدن به قزوین، خود را پادشاه میخواند و تعدادی از ساتراپها نیز به طرفداری از وی بر میخیزند در حالی که تعدادی نیز طرف شاه موبد یا همان شاه شاهان را میگیرند. و در نهایت شاه موبد در حالی که همراه با لشکرش برای نبرد با رامین رهسپار است به دست گرازی از پای درمیآید.
چنین وضعیتی-البته منهای شرح کشته شدن شاه شاهان- بسیار شبیه به وضعیتی است که در سالهای پایانی عمر مهرداد دوم روی داد. چرا که در آن زمان گودرز ، سر از فرمان وی پیچیده و خود را شاه ایران میخواند. مهرداد دوم نیز با تمام شکوه و قدرت خود هیچگاه تن به نیرد یا گودرز را نداد و این گونه بود که در آن زمان ایران صاحب دو پادشاه همزمان گردید. در داستان ویس و رامین هم شرح درماندگی شاه از رفتن به نبرد برادرش، خواندنی است و با تصورات ما از روحیات و احساساتی که مهرداد دوم می تواند داشته باشد بسیار همخوانی دارد.
گهی گفتی شوم سوی خراسان
مه رامین، مه ویس و مه گرگان
گهی گفتی که من گر باز گردم
به زشتی در جهان آواز گردم
مرا گویند گشت از رام ترسان
و گر نه نامدی سوی خراسان
گهی گفتی که گر با وی بکوشم
ندانم چون دهد یاری سروشم
جالب آن است که متون تاریخی از گودرز به عنوان غاصب یاد میکنند. مراد از کلمهی غاصب هم میتواند اشاره به دزدیدن ثروت، تصاحب همسر شاه و یا تخت وی باشد.
بر اساس حدسیات مورخین که البته بیشتر بر تاریخ سکههای ضرب شده در قلمرو اشکانی استوار است؛ سرپیچی گودرز در سال 91 قبل از میلاد اتفاق میافتد. نکتهی جالب در انطباق تقریبی منطقهی فرمانروایی گودرز و مهرداد دوم با مناطقی است که شاه شاهان و رامین در برابر هم قرار میگیرند. در داستان ویس و رامین، رامین پس از طغیان در برابر شاه در مناطق غربی ایران مستقر میشود و از پشتیبانی ساتراپهای این ناحیه برخوردار میگردد. منطقهی پادشاهی گودرز هم مناطق غربی ایران بوده است. به طور مشابه شاه شاهان و مهرداد دوم هم پس از ظهور مدعی در منطقهی شرقی ایران زمام اختیار را در دست دارند.
ج- مهرداد دوم، علاوه بر لقب شاهنشاه دارای لقب خورشید نیز بوده است و گاه او را خورشید شاه خطاب میکردند. در داستان ویس و رامین هم در یک مورد به چنین لقبی در مورد شاه شاهان اشاره میشود. آنجا که شاه شاهان از بی وفایی ویس و خیانت برادر میگوید
سیه شد روی نام من به یک ننگ
نشاید آب صد دریا ازو ننگ
ز یک سو زن مرا دشمن گرفته
وزو خورشید نام من گرفته
البته باید توجه داشت که یکی از فرزندان ویس و رامین نیز خورشید نام میگیرد که در اینجا مراد ما نیست.
چ- محل آغازین داستان و پایتخت شاه شاهان یا همان موبد شاه شهر مرو دانسته شده است. در حالی که امروزه میدانیم مرو، در زمان اشکانیان چندان اهمیتی نداشته. بلکه در زمان شاعر است که دارای چنین اهمیتی میباشد. جالب است بدانیم که پایتخت مهرداد دوم شهر نیسا Nisa بوده است که ویرانههای آن امروزه در نزدکی عشق آباد (پایتخت کشور ترکمنستان) دیده میشود. شهر مرو نیز که امروزه ماری Mary نامیده میشود. در همان کشور ترکمنستان و در فاصلهی حدود 300 کیلومتری عشق آباد قرار دارد. بنابر این میتوان پذیرفت که مراد شاعر از شهر مرو، همان شهر نیسا بوده است.
مهرداد دوم در شهر نیسا و اطراف آن کاخها و بناهای مهمی بنا نهاد. معماری این دوره خالق بناهای مجللی است که گرایش به سمت نمادهای شرقی و رهایی از سبک یونانی را نشان میدهد. بر اساس نوشتههای باستان، مهرداد دوم برای کنترل تهاجم سیتها به مرزهایش، سدی بنا مینهد که تا سالیان سال مانع از هجوم این اقوام می گردد. حتی عده ای از مورخین ساخت سد سکندر را (که البته محل آن دقیق معلوم نیست ولی تعدادی از مورخان جایگان آن را در استپهای ترکمنستان میدانند) کار مهرداد دوم میدانند. در هر حال میتوان نتیجه گرفت که در عصر مهرداد دوم ساخت بناهای بزرگ و بناهای دفاعی مانند دژ و قلعه نیز به کمال رسیده بود. مهرداد دوم در نقاط زیادی از سرزمین خود دستور ساخت قلعهها و پادگانهای نظامی را نیز صادر کرده بود که متاسفانه امروزه نشان چندانی از آنها را نمی یابیم. نکته قابل تامل آنجاست که در داستان ویس و رامین هم به وجود دژی به نام اشکفت دیوان اشاره میشود که شاه موبد قبل از رفتن به جنگ رومیان، ویس را به آنجا میسپارد.
دژ اشکفت بر کوه کلان بود
نه کوهی بود برج آسمان بود
ز سختی سنگ او مانند سندان
نکردی کار بر وی هیچ سوهان
شرح خصوصیات دژ اشکفت دیوان نیز نشان میدهد که این بنا بسیار مستحکم و استوار بوده است و میتوانیم زمان کاربری این بنا را با عصر مهرداد دوم منطبق کنیم.
دلایل دیگری را هم میتوان در مشابهتهای موجود بین عصر مهرداد دوم و زمان زندگی ویس و رامین پیدا کرد که از آن جمله رابطهی دربار ایران با دربار چین است. در کتاب ویس و رامین در چند مورد به زیبارویان چینی، پارچههای چینی، ابریشم چین، مرز ایران و چین اشاره شده است و ما میدانیم که در زمان مهرداد دوم نیز رابطهی ایران و دربار چین بسیار حسنه بوده است.
لازم به ذکر است که همراه با شواهدی که در اثبات زمان زندگی ویس ورامین آورده میشود. ممکن است نکاتی هم در رد این مشابهت تاریخی آورده شود. به عنوان مثال ممکن است گفته شود که در دوران اشکانیان، مسئله ارمنستان چندین بار دیگر هم به مسئلهی مهم تبدیل شده است (در رد دلیل ب) یا این که بین ایران و روم بارها جنگ رخ داده است (در رد دلیل پ)، در این جا لازم است خاطر نشان کنم که دلایل فوق در کنار هم میتوانند اثبات کننده باشند و نه جدا از هم و به صورت تجزیه شده. ضمن آن که ممکن است در قسمتهایی از کتاب تفاوتهایی نیز با واقعیات دورهی اشکانی یافت شود. در هر حال بعد از گذشت سالیان بسیار دراز و با وجود سخت گیری ساسانیان بر میراث و نشانههای اشکانیان، وجود چنین ناسازگاریهایی هم طبیعی می نماید. ولی همچنان دلیل محکم دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن میتوان به صورتی قاطع حکم به یکسان بودن شخصیت مهرداد دوم با شاه موبد یا همان شاه شاهان کرد. این دلیل قاطع، زایچه ای (زایچه به جدول یا شرح محل ستارگان گفته میشود که بیشتر به مناسبتهایی خاص نظیر تولد، مرگ و یا وقوع جنگی ثبت میشده است.) است که در کتاب ویس و رامین آورده شده است و بیانگر زمانی است که شاه برای اولین بار با ویس دیدار میکند.
ز مشرق برکشیده طالع بد
بدان تا بد بود پیوند موبد
به هم گرد آمده خورشید با ماه
چو دستوری که گوبد راز با شاه
رفیق هر دو گشته تیر و کیوان
چهارم چرخ طالع جای ایشان
به هفتم خانه طالع را برابر
ذنب انباز بهرام ستمگر
میان هر دوان درمانده ناهید
ز کردار همایون گشته نومید
نبود از دادجویان هیچ کس یار
که فرخ بود پیوندش بدان کار
بدین طالع شهنشه ویس را دید
ندید از جفت خود آن کش پسندید.
نگارنده با استفاده از نرم افزار Starry night و با بررسی وضعیت آسمان در فاصلهی سالهای 247 قبل از میلاد تا پایان دورهی ساسانیان و حتی زمان زندگی فخر الدین اسعد گرگانی، تنها به یک حالت منطبق با نشانههای بالا برخورد کرد و این تاریخ هم برابر با 1 جولای 116 قبل از میلاد بود. یعنی درست همان زمانی که مهرداد دوم در ایران سلطنت میکرد. دلیل ثبت این نوع آرایش سیارهها نیز به اعتقاد پیشنیان مبنب بر شوم بودن مقارنهها دلالت دارد.

تصویر یک- آسمان در شب یک جولای صد و شانزده پیش از میلاد
تصویر شمارهی یک که تصویر آسمان در تاریخ یاد شده را نشان میدهد، بیانگر این مقارنه جالب است که ماه، خورشید، کیوان(زحل)، تیر(عطارد) و زهره در فاصله ای نزدیک به هم قرار گرفته اند. همان گونه که در تصویر میبینید، خورشید، کیوان و تیر در صورت فلکی خرچنگ(سرطان) قرار دارند که چهارمین صورت فلکی دایره البروج محسوب میشود (چهارم چرخ طالع جای ایشان) ضمن آن که موقعیت بهرام (مریخ) هم مطابق با همان چیزی است که گفته شده است. یعنی در هفتمین صورت فلکی دایره البروج که همان ترازو است. (به هفتم خانه طالع را برابر ذنب انباز بهرام ستمگر) (تصویر شمارهی دو)

تصویر دو- آسمان در شب یک جولای صد و شانزده پیش از میلاد
نکتهی جالب توجه در مورد این زایچه این است که چنین وضعیتی بسیار منحصر به فرد بوده و احتمال آن که از روی تصادف بیان شده باشد بسیار اندک است. چنین زمانی با سالهای نخست سلطنت مهرداد دوم (اشک) مطابقت میکند. نکتهی جالب آن است که داستان زندگی بسیاری از پادشاهان بزرگ ایران، علاوه بر مسائل سیاسی به خاطر مسائل زندگی خصوصیشان شهره گردیده است. به عنوان مثال داستان خشایار شاه و استر، خسرو پرویز و شیرین و اردشیر بابکان... شواهد مهمی بر این امر هستند.
لازم به ذکر است که این مقاله و مقالهی آسمان تاریخ در دوبیت، مهر تاییدی بر اهمیت زایچه نویسی در فرهنگ باستانی ایران دارد. زیرا در بیشتر متنهایی که ریشهی پهلوی دارند، نشانههایی از این زایچهها را میتوان دید.
با نکات گفته شده در بالا نه تنها میتوان حدس جدیدی را در مورد زمان زندگی ویس و رامین (که همان زمان سلطنت مهرداد دوم است) مطرح کرد. بلکه میتوان در مورد نسبت فامیلی گودرز و مهرداد دوم، بیشتر اندیشید و حتی حدسیات تازه ای را از وضعیت دربار و حکومت در آن هنگام مطرح ساخت و تمامی این موارد تنها با تکیه بر گنجینهی عظیم ادبیات پارسی ممکن است که متاسفانه بیشتر از آن چه که باید دست نخورده و بکر باقی مانده است. در هر حال این گنجینهی عظیم همت بالای کارشناسان و علاقهمندان را به خود فرا میخواند.
منابع:
تاریخ امپراتوری اشکانیان-نوشتهی آندره ورستاندیک-ترجمهی محمود بهفروزی-نشر جامی
ویس و رامین-نوشتهی فخرالدین اسعد گرگانی و با تصحیح محمد روشن-انتشارات صدای معاصر
چند نکته در مورد ویس و رامین-نوشتهی صادق هدایت- (پیوست کتاب ویس و رامین از انتشارات صدای معاصر)
ویس و رامین داستان عاشقانه پارتی-گفتاری از ولادیمیر مینورسکی-(پیوست کتاب ویس و رامین از انتشارات صدای معاصر)
تاریخ پانصد ساله حکومت اشکانیان-عبدالرفیع حقیقت(رفیع)- انتشارات کومش
تاریخ مردم ایران(ایران قبل از اسلام)-تالیف دکتر عبدالحسین زرین کوب- انتشارات امیر کبیر
شاهنشاهی اشکانی-نوشتهی یوزف ولسکی-ترجمهی مرتضی ثاقب فر
ابزار:
دایرهالمعارف چند رسانهای مایکروسافت انکارتا MICROSOFT ENCARTA
نرمافزار Starry Night
»»همچنین بخوانید: اخترشناسی در گنجینهی ادب و تاریخ پارسی
»» شما هم میتوانید مقالههای خود را برای زبان فارسی بفرستید.