سهیل خسرویپور -
راهاندازی تارنمای زبان فارسی این فرصت را برایم ایجاد کرد تا با صاحبنظران بسیاری دربارهٔ مشکلهای پیش روی زبانها (و به طور خاص زبان فارسی) در کشور گفتگو کنم. با توجه به این که انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ماه سال جاری برگزار خواهد شد، بهتر دیدم اکنون که هنوز نامزدهای قطعی انتخابات مشخص نشدهاند، برخی از اصلیترین درخواستهایی را که از اندیشمندان مختلف حوزهٔ زبان در یک سال گذشته شنیدهام را به اختصار خطاب به رییس جمهورر آینده (هر که باشد) بیان کنم تا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در صورتی که توجه به زبان را دارای اهمیت میدانند، پاسخگویی به این درخواستها را در برنامهٔ خود قرار دهند.
۱. پاسداشت و بالنده ساختن هر زبان تنها با همیاری مردمانی که به آن زبان سخن میگویند امکانپذیر است. اگر مردمی ارزش زبان خود را بدانند و برای پاسداشت آن تلاش کنند، هیچ نیرویی نمیتواند آن زبان را از بین ببرد. از این رو لازم است در برنامهٔ مدرسهها تلاش ویژهای صورت گیرد تا حس پاسداری از زبانهای ایران در دانشآموزان ایجاد شود. همچنین باید در صدا و سیما ساخت برنامهها و آگهیهای آموزشی گوناگون دربارهٔ زبان و اهمیت آن در دستور کار قرار گیرد.
۲. زبان فارسی در کشورهای تاجیکستان، ایران، افغانستان و ازبکستان صحبت میشود. عدم توجه به این موضوع که مرزهای سیاسی، مرزهای زبانی و فرهنگی نیستند ضربهٔ بزرگی به زبان فارسی وارد خواهد کرد و زبان یگانهٔ فارسی را به آرامی به سه زبان فارسی [تهرانی]، دری و تاجیکی تبدیل خواهد کرد. بنابراین لازم است از هیچ تلاشی در جهت همگرایی زبانی کشورها و مناطقی که فارسی در آنان صحبت میشود فروگذار نشود. مهمترین تلاش در این زمینه میتواند رایزنی با کشورهای یادشده برای بنیانگذاری یک فرهنگستان زبان فارسی مشترک باشد که وظایفی مانند واژهگزینی، تصویب دستور خطها و... به آن واگذار شود. راهاندازی شبکههای تلویزیونی و رادیویی مشترک، افزایش گردشگری بین این کشورها و افزایش فعالیتهای فرهنگی، آموزشی و پژوهشی مشترک نیز میتوانند برخی دیگر از کارهای موثر در این زمینه باشند.
۳. زبانشناسی به عنوان شاخهای که به طور خاص به زبان میپردازد از اهمیت فراوانی برخوردار است و پژوهشگران آن میتوانند نقش بزرگی در پاسداشت زبانهای ایران ایفا کنند. افزایش دورههای گوناگون زبانشناسی در مقطعها و گرایشهای گوناگون و توجه ویژه به پژوهش در گرایشهای مختلف زبانشناسی با رویکرد به زبانهای ایران میتواند آیندهٔ روشنی برای زبانها و فرهنگ ایران به ارمغان آورد.
۴. یکی از مشکلهای اصلی زبان فارسی در جهان پیشرفته و درحال تغییر امروز چگونگی رویارویی آن با فنآوریهای روز است. به سبب اهمیت بسیار بالای این موضوع لازم است دولت حمایتهای ویژهای از شرکتها و موسسات خصوصی و غیرخصوصی که در زمینهٔ ساخت نرمافزارها، تارنماها و یا سامانههای مرتبط با زبان فارسی فعال هستند، داشته باشد.
۵. با آنکه چندین سال از آغاز پروژهٔ سیستمعامل ملی میگذرد اما هنوز حتی در بسیاری از دانشگاههای کشور از سیستمعامل ویندوز انگلیسی استفاده میشود، پیگیری سرانجام این پروژه و حمایت از پروژههای مشابه که در شرکتهای خصوصی انجام شدهاند و ملزم ساختن دستگاههای دولتی و نیمه دولتی (به خصوص مدرسهها و دانشگاهها) به استفاده از سیستمعاملهای فارسی، یکی دیگر از برنامههای موثر در جهت پاسداری از زبان فارسی خواهد بود.
۶. سالانه دستگاههای الکترونیکی بسیاری برای مصرفهای شخصی، خانگی، اداری، صنعتی و... به کشور وارد میشوند که متاسفانه در بسیاری از آنان زبانفارسی پیادهسازی نشده است. باید راهکارهایی برای پیادهسازی زبان فارسی در این دستگاهها اندیشیده شود. ممنوع ساختن ورود دستگاههای فارسیسازینشده، افزایش تعرفهٔ گمرکی ورودی آنان، فارسیسازی نرمافزارهای بهکارگرفته شده در این دستگاهها توسط متخصصین داخلی و یا قرار دادن مشوقهایی برای سازندگان دستگاههای فارسیسازیشده میتوانند برخی از راهکارهای احتمالی مقابله با این وضعیت باشند تا استفاده از این دستگاهها به زبانهای بیگانه، زبان ملی را کمارزش نسازد.
۷. برای نوشتن به خط فارسی در محیطهای رایانهای باید علاوه بر رعایت دستور خط فارسی (مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی) از آخرین استاندارد صفحهکلید فارسی (مصوب موسسهٔ استاندارد و تحقیقات صنعتی) نیز استفاده کرد. اما متاسفانه حتی بسیاری از سازمانها و رسانههای دولتی که خود باید الگوی قانونمداری و احترام به مصوبات فرهنگستان و موسسهٔ استاندارد باشند هیچکدام از این دو را رعایت نمیکنند (برای نمونه میتوانید به نوشتههای منتشرشده در تارنمای خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، مراجعه کنید). لازم است دستورهای لازم مبنی بر الزام سازمانها و نهادهای دولتی به رعایت دستور خط فارسی و استفاده از صفحهکلید فارسی استاندارد صادر شود. همچنین آموزش تایپ فارسی درست به دانشآموزان، دانشجویان و کارمندان دولت میتواند به یکپارچگی شیوهٔ تایپ فارسی کمک فراوانی کند.
۸. یکی از دلایلی که برخی از شرکتهای نرمافزاری خارجی را از سرمایهگذاری برای پیادهسازی زبان فارسی در نرمافزارهایشان دور میکند عدم تصویب و رعایت قوانین جهانی حق نشر در ایران است. همچنین عدم رعایت عملی قوانین حق نشر داخلی نیز سرمایهگذاری شرکتهای داخلی در صنعت نرمافزار را به یک سرمایهگذاری پرخطر تبدیل کرده است. به نظر میرسد با تصویب قوانین جهانی حق نشر، پیوستن به معاهدههای جهانی مرتبط با آنها و تلاش برای اجرای آنها میتوان یکی از موانع بزرگ شرکتهای داخلی و خارجی برای سرمایهگذاری در ساخت نرمافزارهای فارسی را از پیش رو برداشت.
۹. با توجه به این که هماکنون فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است بهتر است به سه نکتهٔ زیر در انتخاب رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران که میتواند نقش تعیینکنندهای در رویکرد این فرهنگستان داشته باشد، توجه شود.
الف- فرهنگستان زبان و ادب فارسی ایران بیشتر به زبان میپردازد (تا به ادب) و از آنجا که در دنیای امروز زبانشناسی نیز مانند دیگر شاخههای علمی نیاز به تخصص دارد بهتر است رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی از بین زبانشناسان انتخاب شود.
ب- زبان موضوعی عمومی است و به حزب یا جناحی خاص وابسته نیست، بنابر این بهتر است رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی از بین افراد غیرسیاسی انتخاب شود.
پ- با توجه به آنچه بیان شد یکی از بزرگترین مشکلهای زبان فارسی در شرایط کنونی چگونگی رویارویی آن با فنآوریهای روز است، بنابراین بهتر است رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی از بین افراد آگاه به مسایل دانش و فنآوریهای روز انتخاب شود تا بتواند رویکرد درستی نسبت به این موضوعها در فرهنگستان ایجاد کند.
۱۰. حداقل دو و نیم میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی میکنند. فرزندان این ایرانیان با مشکلهای زیادی در زمینهٔ آموزش زبان و خط فارسی روبرو هستند. لازم است علاوه بر گسترش مدرسههای فارسی خارج از کشور و تربیت آموزگاران ویژهٔ آن مدرسهها، شیوههای آموزشی خاصی نیز با توجه به شرایط آموزشی این نوآموزان و دانشآموزان طرحریزی شوند و در اختیار عموم (والدین و مدرسههای فارسی خودجوش) قرار داده شوند تا چندصدهزار تن از فرزندان ایران بدون پشتوانهٔ آموزشی رها نگردند.
۱۱. به سبب گستردگی میهنمان زبانها و گویشهای گوناگونی در آن رایج است. عدم توجه به این زبانها و گویشها میتواند منجر به نابودی آنان شود و نابودی این زبانها و گویشها ضربهٔ بزرگی به فرهنگ ایرانی وارد خواهد کرد. با توجه به آن که بنابر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تدریس ادبیات این زبانها و گویشها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است میتوان با گنجاندن ادبیات هر زبان و گویش در برنامهٔ درسی منطقهای که آن زبان یا گویش در آن صحبت میشود از خطر نابودی آنان کاست و این ستونهای نگهدارندهٔ فرهنگ ایرانمان را برای فرزندانمان پابرجا نگاه داشت.