persianlanguage.ir

خانه » گفتگو » گفت‏وگوی م.ف.فرزانه با صادق هدایت

گفت‏وگوی م.ف.فرزانه با صادق هدایت گفت‏وگوی م.ف.فرزانه با صادق هدایت

۰۵ مرداد ۱۳۸۸

گفت‏وگوی م.ف.فرزانه با صادق هدایت

از این پس بنا داریم با شُخم زدن متون مهجور مانده، آثاری که در آن شاکله‏ای از زبان فارسی طرح و بست شده و نگارنده‏اش اسم و رسمی به‏هم زده را دست‏چین کنیم و بر پیشانی تارنما به نمایش بگذاریم. این متنِ اکنون را از نسخۀ چاپ پاریس که آقای فرزانه در سال 1988 در پانصد نسخه منتشر کرده‏اند وام گرفته‏ایم. تا بعد...


م.ف. فرزانه -
ـ آیا شما معتقدید که خط فارسی باید عوض شود؟
ـ چرا که نه؟ این چه ­تعصبی است که همه راجع به خط دارند؟ خط فقط وسیلۀ نوشتن و خواندن است. مگر زبان ما عربی است که فقط باید به عربی بنویسیم؟ یک موقعی قدرت دست عرب‏ها بود. آدم‏های باسواد نه تنها به خط عربی مینوشتند، بلکه بدون اینکه عرب باشند کتاب به عربی مینوشتند. حالا قدرت و علم دست خاج‏پرست‏ها اقتاده است و اگر کسی بخواهد واقعاً به علوم دست پیدا کند با خط لاتین بیشتر سر و کار دارد. ولی مساله در اینجا چیز دیگریست؛ معلوم نیست سرنوشت کتاب‏های فارسی که به این خط نوشته شده چه خواهد بود. اساتید محترم که سر تلفظ هر کلمه با همدیگر دعوا دارند، مجبور میشوند کلمات را با اصواتشان بنویسند. شَجاع باید تلفظ کرد یا شُجاع؟ لغات عربی را ما غالباً با معنی و تلفظ غیرعربی مصرف میکنیم. آنوقت دست فضلاء باز میشود. به همین جهت خود این اشخاص کارشکنی میکنند. میترسند که دکان فضل‏فروشی‏شان کساد بشود و دیگر ندانند از چه راهی نانشان را در بیاورند.


ـ یعنی مهمترین مدرک سوادشان املاء و تلفظ است؟
ـ پس چیست؟ روزی که بنا بشود خط را عوض بکنند باید کتاب‏ها را به خط جدید بنویسند، کتاب لغت درست بکنند، دیکسیونر اصطلاحات بنویسند... برای این کار باید پهلوی بدانند، عربی بدانند، ترکی بدانند، یونانی بدانند، تاریخ وضع لغات را دربیاورند... این‏ها کار یکی دو نفر نیست. آمده‏اند تو این خلادانی زور زده‏اند و یک فرهنگستان قلابی پس انداخته‏اند که از خشتکشان لغت درمیاورند. چرا که کاری ندارند به زبان رایج. زبان برایشان نان‏دانی است. مثل همه‏چیز دیگر.


ـ اتفاقاً یک جزوه از آقای ذبیح بهروز بدستم افتاده است که خط جدیدی را پیشنهاد میکند و گویا بوسیلۀ این خط که بر اساس شکل حرکات لب و دهان و دماغ در موقع تلفظ حروف است، بچه‏ها زود خواندن و نوشتن را یاد میگیرند.
ـ بله؟ خط جدید؟ جدید بودنش در اینست که الفبای سیری‏لیک (خط اسلاوها) و لاتن را توی همدیگر بر زده وگرنه سال‏هاست که مستشرق‏های فرنگی برای آسان کردن کار خودشان عربی و فارسی را به صورت فونه‏تیک (صوتی) مینویسند و میخوانند و با این ترانس کریپسیون (تبدیل دقیق یک خط به یک خط دیگر) دچار اشکال نشده‏اند... مگر ترک‏ها خطشان را عوض نکردند؟ چه لزومی دارد که آدم بیاید و خط من درآری بسازد؟ ... تازه اگر روزی روزگاری بخواهند کتاب‏های موجود را به خط دیگری در بیاورند دکان کسانی که با کتاب‏های خطی کسب میکنند تخته میشود... مسایل یکی دو تا نیست. این خط را فعلاً نباید کنار گذاشت. خط را به تدریج باید هوض کرد. عجالتاً باید مشکلات ساده‏اش را حل کرد. مثلاً موقع چاپ میکنند، حروف اضافه را مجزا نوشت ولی لغات مرکب را سر هم نوشت.

ـ مثلاً ؟
ـ مثلاً چاپخانه یعنی جایی که چیز چاپ میکنند، اگر چاپ و خانه را سوا بنویسی میشود دو لغت، یا آبجو یک کلمه است، آب و جو را جدا از هم بنویسی معنی‏شان عوض میشود... مثال خیلی زیاد است. باید هم چاپچی شعور به خرج بدهد و هم محصص. لغت‏های مرکب در فارسی زیاد است، خیلی وقت‏ها پساوند یا پیشاوند فارسی است، ولی لغت عربی است... این کارها را فعلاً میشود کرد تا روزی که آدم باسواد زیاد بشود. کتاب‏خوان‏ها زیاد بشوند. اگر از حالا شروع بکنند به چاپ کردن کتاب به خط لاتین، بالاخره روزی میرسد که بشود کار جدی کرد، خط جدید را رسمی کرد. بهروز آدم باسواد و خوش‏نیتی است، فقط در همه چیز اغراق میکند. چه او و چه مقدم که اسم خودش را مغ‏دم تلفظ میکند و به این ترتیب خیال میکند که اسمش را فارسی سره شده و از نژاد آریایی! زکی‏سه! این‏ها کار اتی‏مولوژی (ریشه‏شناسی لغات) را به جایی کشانده‏اند که انگار عرب‏ها از اصل زبان نداشته‏اند و این زبان فارسی است که معرب شده... نه لغت داشته‏اند و نه با همدیگر حرف میزده‏اند... این جور تعصب را باید کنار گذاشت. هر ملتی جای خودش را دارد. درست است که عرب‏ها به دنیا گه زده‏اند ولی اگر آدم ادعا بکند که از اصل وجود نداشته‏اند تازه میشود یک پا هیتلر که موجودیت هیچ ملتی را به جز ملت آلمان که فدای مزخرفاتش شد قبول نمیکرد.



نظر دهید
ا. اکبری - akbari30@gmail.co در ۱۲ مرداد ۱۳۸۸ ساعت ۱۵:۵۷ نوشته است:
دگرگونیها یی که دراملا و شیوه ی نگارش فارسی در اولین گام می توان پیشنهاد کرد به قرار زیر است:
1- حذف تشدید و تکرار حرف مشدّد،
2- جدا نویسی "می، نه، به، مه، همی،... " در آغاز فعل و "ی / یه " نکره، در پایان اسم،
3- جدا نویسی صیغه های صرفی فعل "بودن"،
4- جدانویسی ضمیرهای ملکی و مفعولی،
5- حذف حروف ناخوانا،
6- آوردن همزه روی خط به صورت یک حرف مستقل،
7- وارد کردن "آپاسترف" در زنجیره ی خط برای نشان دادن حذف و ادغام.
نمونه
"کودکان، دنیا یه غیر ه قابل ه پیش بینی

یا
کودکان ه دنیا، غیر قابل ه پیش بینی
[نیکی ه نیکروان (با کمی اصلاح ه انشایی)]

دنیا یه امروز دنیا ای'ست سرشار از دستورولعملها که در برگیرنده یه انبوه ی از اططلاعات ه ضروری و غیرضروری که گاه به چند زبان ه زنده یه دنیا عرضه می شوند تا به شما به گویند چگونه باید در فوران ه بی مهابا یه تولیدات، از اجناس گرفته تا خدمات، از آنها استفاده کنید. با این همه بارها شاهد بوده ایم نکته ای هرچند ابزاری و مهمم در این راهنماها یه استفاده یه بهتر از نظر دور مانده است. به کررات هم پیش آمده که دستورولعمل چندان واضح و روشن نه بوده است و ما ناچار شده ایم به خدمات ه پس از فروش مراجعه کنیم.

اگر فرض کنیم کودکان نیز تولیدات ثانیه به ثانیه یه خلقت هستند، باید به پذیریم این تولیدات ه انبوه که همه در ظاهر، به خصوص در بدو توللد، تا حدد ه زیاد ی متتحدوششکل هستند، در کنه تفاوتها ای با یکدیگر دارند و نیاز به دستورولعمل برای ه تکامل هرچه بهتر ه آنها قابل ه اغماض نیست. البتته این تفاوت در کنه سبب می شود همه یه سرفصلها یه مورد ه مباحثه پیرامون ه کودکان امری کللی و قابل ه اجرا درباره یه همه یه آنان نه باشد و چه بسیار استثناها و موارد ی خلف نظر ه کارشناسان موجود است که در وجود ه یک کودک ه سالم از همه یه ابعاد متجللی می گردد و متاءسسفانه به دلیل ه عدم وجود ه خدمات ه پس از فروش برای ه کودکان، والدین با مشاهده یه تضادد ه کودک اشان با قوانین نوشته شده یه متخصّصان بشری دچار یاءس شوند. به همین دلیل نه باید این نکته را از نظر دور داشت که کودکان با وجود ه نیاز به انواع ه آموزشها، چنانچه در یک قالب ه آموزشی خاصص ی موففق نه بودند دلیل بر ناکارآمد بودن ه کلل ه آن سیستم ه آموزشی یا بلعکس(به عکس)، وجود ه نقصان در کودک نیست. کما این که همه یه ما بارها داستانها ای پیرامون ه ناموففق بودن ه نوابغ ه بشری در کلاسها یه آموزشی ه متداول ه دوران ه کودکی یشان خوانده یا شنیده ایم و همین افراد در کلاسها یه خاصص ی که صرفن برای ه آنها تدارک دیده شده بود بسیار موفّق نیز ظاهر شده اند، حتتا اگر همچون ادیسون ه اخراج شده از مدرسه، این معللم فقط مادر اش باشد.

کودکان تولید ه هر کس و هر جا ای و با هر جنسییت ی که باشند جا یه هیچ نگرانی نیست اگر قوانین و امر ونهیها یه کللی ه بشری در رشته ها یه مختلف درباره'شان صدق نکند. تنها باید آنها را کشف کرد، دنیا یشان را شناخت و به عنوان ه موجود ی مستقلل و یک انسان به آنان احترام گذارد و دست اشان را گرفت و پا به پای برد. خلاصه، تمام ه دفترچه ها یه راهنما یه دنیا درباره یه کودکان -در همه یه ابعاد ه زندگانی- این است که هر کودک سرشت و مشی ه خود را دارد و به روش ه خود باید دنیا را شناخته و آموزش به بیند. نه می توان با اعتماد ه صرف بر تبلیغات، انواع ه مختلف ه کلاسها و کتابها یه آموزشی، توققع داشته باشیم کودک امان همان شود که متخصصصان می گویند. چرا که در این فرآیند عوامل ه زیاد و متفاوت ی نقش دارند. امروزه شاهد ایم که حتتا کلاسها یه با تیتر ه خللاقییت برای ه کودکان سر و صدا یه زیاد ی به پا کرده اند! ولی آیا به راستی به عنوان ه یک والد باید انتظار داشت همه یه کودکان ه شرکت کننده در این کلاسها بعد از اتمام ه دوره یک مخترع و مبتکر و خللاق ه بیهمتا شوند؟ بد نیست گاه ی به رویاها یه کودکان امان جا یه پرواز به دهیم و اجازه دهیم گاه ی یاد گرفتنیها را خارج از چارچوبها ی آموزشی به طور مستقلل تجربه کنند و یاد به گیرند.

این‌ها را نیز بخوانید:

» خط فارسی اصلاح‌پذیر نیست



آگهی کار



هنر و رایانه