persianlanguage.ir

خانه » خبر و گزارش » بالاخره نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی عرضه شد

بالاخره نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی عرضه شد بالاخره نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی عرضه شد

۱۷ تیر ۱۳۸۷

بالاخره نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی عرضه ...

پس از پانزده روز تاخیر بالاخره نسخه‌ی آزمایشی نرم‌افزار پیام‌رسان فارسی بر روی تارنمای همراه اول قرار گرفت. با استفاده از این نرم‌افزار شما می‌توانید پیامک‌های فارسی با حجم حدود 200 کاراکتر را ­ارسال نمائید. این در حالی است که در حالت عادی  و بدون استفاده از این نرم‌افزار، پیامک‌های فارسی با حجم بیش از 70 کاراکتر به چندین پیامک شکسته می‌شوند و این مساله هزینه مضاعفی را برای کاربر تحمیل می کند. بنابراین، استفاده از این نرم‌افزار نه تنها امکانات فارسی را برای ارسال پیامک‌های شما فراهم می‌سازد‌، بلکه باعث صرفه جویی قابل توجهی در هزینه‌های شما خواهد شد.

لازم به ذکر است که  این  نرم‌افزار امکان ارسال پیامک های فارسی در دو حالت فشرده و غیر فشرده را دارد. در حالت فشرده  گوشی تلفن همراه گیرنده باید نرم افزار پیام‌رسان فارسی را داشته باشد تا پیامک دریافتی قابل خواندن باشد، ولی درحالت غیر فشرده، پیامک ارسالی بر روی گوشی‌هایی  که  این نرم‌افزار را ندارند نیز قابل خواندن است.

نرم‌افزار پیام‌رسان ابزاری برای ارسال پیامک‌های فارسی است. این برنامه بر روی تمامی گوشی‌ها و PDA‌های دارای جاوا با امکانات زیر قابل اجرا است:

MIDP 2.0 / CLDC 1.0 / JSR 120 / 100 KB free memory


همچنین این نرم‌افزار تنها به مشترکین همراه اول سرویس می‌دهد و برای ارسال پیامک به مشترکین شرکت‌های دیگر باید پیامک را از آن به صورت غیرفشرده‌ ارسال کرد. شما می‌توانید برای دریافت نرم‌افزار و یا کسب اطلاعات بیشتر به تارنمای همراه اول مراجعه کنید.

نظر دهید
قاسم در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۷:۳۴ نوشته است:
به نظر من چیز خوبی است. نصب کرده‌ام یه مقدار مشکل در وارد کردن شماره و گرفتن تایید رسیدن پیام دارم ولی کلن خوبه. به هر حال باید از یه جایی شروع کرد. دستشون درد نکنه
سینا در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۷:۴۱ نوشته است:
من فکر می کنم ما هنوز از نظر مهندسی نرم‌افزار خیلی عقب هستیم
میلاد - milad@milad.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۰۹:۱۹ نوشته است:
بهتر بود این پروژه رو به صورت باز پخش کنند تا کدها توسط بقیه قابل دیدن بشه و بهتوند اون رو توسعه بدند
علی حسینی - fakeaaa@yahoo.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۱۳ نوشته است:
خیلی جالب است !آدم \"نمیداند قسم حضرت عباس را بپذیرد یا دم خروس را\"
شما یک سایت تخصصی برای زبان پارسی هستید (اگر اشتباه می کنم بگویید) و مخابرات هم این نرم افزار را به هدف پاسداشت زبان پارسی نوشته و پخش کرده است(باز اگر اشتباه میکنم بگویید).
اکنون شما با این پیش پنداشته ها، نگاهی به داوری من پارسی زبان در باره ی این خبر بیاندازید:
تاخیر : دیرکرد
ارسال کردن : فرستادن
مضاعف: دو چندان
کاراکتر : نویسه
تمامی : همه
لازم به ذکر:
باعث صرفه جویی قابل توجهی : !!
حالت عادی و بدون استفاده:

و ده ها نمونه ی دیگر که حتما خیلی پارسی است !
اصلا زبان پارسی چیست؟ کدام زبان را در دنیا سراغ دارید که اینچنین بی پروا از واژگان دیگر زبانها بهره بگیرد در حالیکه خود برخوردار از آنها است؟
خوب حالا من باید باور کنم که شما در پی پاسداشت زبان من هستید؟ یا در پی پاسداشت خطی که با من و زبان من بیگانه است؟
خواهش می کنم اید درد دل من را چاپ کنید!


مینو در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۲۸ نوشته است:
دوست عزیز،
اول از همه توجه داشته باشید که هیچ زبانی در دنیا یافت نمی‌شود که از زبان‌های دیگر وام نگرفته باشد و این نگاه که باید به طور کامل واژه‌های سره‌ی فارسی را به کار برد دردی از این زبان دوا نمی‌کند و تلاشی واپس‌گرایانه است که از کارهای مهمتر بازمان می‌دارد.
همین که شما می‌گویید پارسی و نمی‌گویید فارسی کمی عجیب است. اگر در خیابان‌های تهران از کسی بپرسید که به چه زبانی سخن می‌گوید مسلما می‌گوید فارسی و نمی‌گوید پارسی.
همچنین توجه داشته باشید که کار همراه اول کاری ستودنی است اما نه با سال‌ها تاخیر (سال‌ها پس از وارد شدن تلفن همراه به ایران).
در مورد سوالتان: "کدام زبان را در دنیا سراغ دارید که اینچنین بی پروا از واژگان دیگر زبانها بهره بگیرد در حالیکه خود برخوردار از آنها است؟" شما را به تمام زبان‌های زنده‌ی دنیا به خصوص انگلیسی ارجاع می‌دهم.
محمودی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۳۴ نوشته است:
نرم‌افزار حرف "ی" را به صورت مربع ارسال می‌کند.
علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۱ نوشته است:
دوست گرامی مینو!
سپاسگزارم که نظر بنده را نقد کردید
1- من نمیدانم چرا هر کس حرفی از پالایش زبان میزند، در پاسخ این را می شنود که "همه ی زبانهای دنیا وام واژه هایی را دارند و ..." اگر فردوسی هم مانند شما می اندیشید نباید دست به نوشتن شاهنامه میزد ، حرف من این است که درصد بالایی واژگان بیگانه در زبان پارسی وجود دارد که تا چندی دیگر ممکن است چیزی از زبان نماند. وام گیری واژه ها زمانی درست است که واژه ی هم ارزی در پارسی نداشته باشد و نتوان از پارسی و نیاکان آن چنین واژه ای را ساخت.
2- درست می گویید ، واژه پارسی را در خیابانهای تهران نمی یابید همچنان که "واپسگرایانه" ی شما را. آیا ملاک شما خیابانهای تهران است؟
3- حداقل 12 سال است که که کار و زندگی من با زبان انگلیسی است، اکثر وام واژه های این زبان از لاتین، فرانسه و آلمانی است که هر سه زبانی هم خانواده برای انگلیسی شمرده میشوند که آسیب چندانی نمیزند (چرا که ساختار همسانی دارند) ولی ما از زبانی کاملا بیگانه که ساختاری کاملا متفاوت دارد، وام میگیریم که هویت زبانی ما را تهدید کرده و میکند.
بهار در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۳ نوشته است:
من دانشجوی زبان‌شناسی هستم و اعتقاد دارم که اصرار برای به کارگیری لغت‌های هزارسال پیش منجر به ضربه‌ی بزرگی به زبان ما شده است و می‌شود. باید به زبان اجازه داد تا رشد کند.
علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۱:۵۵ نوشته است:
دوست گرامی مینو!
سپاسگزارم که نظر بنده را نقد کردید
1- من نمیدانم چرا هر کس حرفی از پالایش زبان میزند، در پاسخ این را می شنود که \"همه ی زبانهای دنیا وام واژه هایی را دارند و ...\" اگر فردوسی هم مانند شما می اندیشید نباید دست به نوشتن شاهنامه میزد ، حرف من این است که درصد بالایی واژگان بیگانه در زبان پارسی وجود دارد که تا چندی دیگر ممکن است چیزی از زبان نماند. وام گیری واژه ها زمانی درست است که واژه ی هم ارزی در پارسی نداشته باشد و نتوان از پارسی و نیاکان آن چنین واژه ای را ساخت.
2- درست می گویید ، واژه پارسی را در خیابانهای تهران نمی یابید همچنان که \"واپسگرایانه\" ی شما را. آیا ملاک شما خیابانهای تهران است؟
3- حداقل 12 سال است که که کار و زندگی من با زبان انگلیسی است، اکثر وام واژه های این زبان از لاتین، فرانسه و آلمانی است که هر سه زبانی هم خانواده برای انگلیسی شمرده میشوند که آسیب چندانی نمیزند (چرا که ساختار همسانی دارند) ولی ما از زبانی کاملا بیگانه که ساختاری کاملا متفاوت دارد، وام میگیریم که هویت زبانی ما را تهدید کرده و میکند.
علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۲ نوشته است:
دوست گرامی بهار، دانشجوی زبان شناسی
از شما نیز سپاسگزارم
ظاهرا شما روزانه همه چیز را "ارسال می کنید" و چیزی را "نمی فرستید" که "فرستادن" را مربوط به هزار سال پیش دانسته اید !

بنده هیج مخالفتی با رشد زبان ندارم ولی اگر استادان زبان در فرهنگستان اول مانند شما می اندیشیدند الان شما یک "محصل یونیورسیته " بودید که "لینگیستیک" می خواندید.

زبان فارسی - info@persianlanguage.ir - تارنما/وبنوشت - در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۰۴ نوشته است:
با سلام

با توجه به این که بحث در بین دوستان بالا گرفته است شاید ذکر این توضیح لازم باشد که تارنمای زبان فارسی خود مبلغ هیچ رویکردی درباره‌ی زبان فارسی نیست و نویسندگان آن نظرات شخصی خود را در آن منعکس می‌کنند. هر یک از شما نیز می‌توانید خبرها، مقاله‌ها و نوشته‌های خود را به منظور انتشار برای این تارنما بفرستید.

با سپاس
پیروز باشید
نیما در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۰ نوشته است:
وجود چنین نرم‌افزاری لازم بود
مینو در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۲:۲۵ نوشته است:
آقای علی حسینی
نظر اول شما بوی تعصب می‌داد اما در دو نظر بعدی منطقی‌تر بودید و من فکر نمی‌کنم آن‌چنان با شما مخالف باشم. بحث من این است که نباید با تعصب به قضایا نگاه کرد که امیدوارم شما هم با من موافق باشید.
به هر حال ممنون که پاسخ دادید
سیمین - simin1200@gmail.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۱۷ نوشته است:
اصرار دوستان را بر استفاده از بعضی واژه ها نمی فهمم. با استفاده از واژه "ارسال می کنم" ضربه ای به این زبان وارد نمی شود. با وام گیری تک واژه ها همین طور.
و اگر زبان مردم ملاک نیست، کدام زبان ملاک است؟
علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۲۶ نوشته است:
دوستان گرامی مینو و بهار
ببینید فرایند وام گرفتن واژه ای از زبان بیگانه ، فرایند ساده ای نیست و ساده انگارانه است که فکر کنیم با آمدن یک واژه به زبانمان، اتفاق خاصی نمی افتد. نمونه :
واژه "یون" در شیمی را در نظر بگیرید، این واژه در یک خوشه واژه است که اعضای دیگر ین خوشه عبارتند از : ionicو ionizedو ionizableو ionizingو ionizationو deionizer.
پس می بینید که هر واژه با خود همه ی واژه های هم خانواده خود را می اورد و اگر نتوانیم هم ارزی برای واژه ی نخستین بسازیم ، مجبوریم به همه ی واژه های آن خوشه تن در دهیم. اگر واژه ای از زبانی مانند عربی (که به لحاظ ساختاری کاملا با پارسی متفاوت است)ساختار زبانمان را هم به هم می ریزد.
امیرحسین در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۵۱ نوشته است:
من با سیمین در زمینه‌ی این که زبان مردم معیار اصلی است موافق هستم.
حمید در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۲۷ نوشته است:
با عرض سلام
امیر حسین و سیمین جان!
با اجازه شما ، من هم با قانون نسبیت اینشتن (E=MC2) مخالفم!!!
آخه چرا ما ایرانی ها به خودمون اجازه میدیم با هر چیزی مخالفت یا موافقت کنیم؟ اصلا چرا به خودمون اجازه میدیم اظهار نظر کنیم؟ مگه شما صاحب نظرید؟
چند تا کتاب در مورد زبان فارسی خواندید؟ چقدر از زبان شناسی و زبانهای هندو اروپایی آگاهی دارید؟ چقدر در مواجه با زبانهای خارجی قرار دارید؟
چند بار دست به ترجمه زده اید؟
بنده چون با همه اینهایی که گفتم درگیر بودم، به خودم اجازه میدم اظهار نظر کنم و بگم که من با نظر آقای "علی حسینی" موافقم چرا که به نظر می آد بسیار آگاهانه تر و علمی تر باشه.
ضمنا مردم اصلا نمیتوانند ملاک باشند، ظاهرا شما اصلا نمیدانید که چالش اصلی زبان فارسی امروز در دانشگاه هاست نه در کوچه بازار. ملاک اصلی استادان و صاحب نظران هستند.

با سپاس




سیمین - simin1200@gmail.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۰۰ نوشته است:
آقای حمید عزیز، من دانشجوی زبانشناسی هستم، چون مطرح کردید گفتم اما همانطور که می دانید زبان پویاست و پویایی آن را نه فضای آکادمیک که گویشوران آن تعیین می کنند.
حمید در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۲۶ نوشته است:
سیمین جان !
این "گویشوران" که گفتید در کجا و کدام محله گفته میشود؟ من تا بحال این واژه را تنها در "فضای آکادمیک( دانشگاهی)" شنیدم.
حرف من این بود که گویشوران ! یک زبان نمیتوانند وارد حوزه واژه سازی تخصصی بشوند مگر اینکه تخصص داسته باشند.


علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۳۶ نوشته است:
دوست ارجمند، سیمین
کدام یک از واژگان "دانشگاه، دانشجو، دانشکده، دانشسرا، دانش آموز،... دبیرستان، دبستان،.. دادگاه، دادگستری، دادنامه، دادستان،.. پزشک، دندانپزشک، ...نرم افزار، سخت افزار، ... و ...." توسط گویشوران ساخته شده؟
پذیرش واژه ها با گویشوران است اما ساخت آنها هرگز نمیتواند توسط آنها به درستی ساخته شود!

صداقتی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۴۲ نوشته است:
متاسفانه این دوستان واژه‌سازی را و به طور کلی زبان را به دانشگاه نسبت می‌دهند که واقعن خنده‌دار است. دوستان عزیز دانشگاه‌های جهان کمتر از چهارصد سال عمر دارند، پیش از آن آیا واژه‌ای ساخته نشده بود!؟

آخر انسان چقدر می‌تواند بدون فکر و از روی کتاب‌هایی که خوانده سخن بگوید. متاسفانه این اندیشه حاصل نظام دانشگاهی ماست....
علی حسینی در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۵:۵۱ نوشته است:
آقای صداقتی
شما ظاهرا خودتان بدون فکر این حرف را زده اید و به نظر میرسد از گستره دانش و فناوری اصلا آگاه نیستید، اگر بودید می دانستید که در همین 400 سال اخیر است که هزاران شاخه دانش بوجود آمده است و واژه سازی در دوران غار نشینی با واژه سازی علمی متفاوت است.
اگر فکر میکردید میفهمیدید که در همین 400 سال اخیر است که خطر از میان رفتن زبانها بوجود آمده است و انبوه واژگان وارداتی محصول همین دوران است و در دوره غار نشینی مد نظر شما، چیزی به نام تلوزیون، روزنامه، اینترنت، ماهواره نبوده در نتیجه وام گیری واژه ها اصلا مطرح نبوده و آن چنان هم نیازی به واژه سازی هم نبوده.
نکته: چون شما بقیه را بی فکر خطاب کردید، بنده هم از ادبیات خودتان در نقد استفاده کردم.
حمید در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۷ نوشته است:
آقای صداقتی
یک اینکه ، ببخشید اگر از روی کتابهایی که خوانده ایم سخن نگوییم ، پس از روی چه جیزی سخن بگوییم؟ از روی شکم ؟
دو اینکه، مگر کسانی که کتابها را نوشته اند فکر نکرده اند؟
سه اینکه، اگر قرار نیست اندیشه های ما حاصل نظام دانشگاهی باشد، پس باید حاصل چه نظامی باشد؟
حسین پیدنی - hpidani@yahoo.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۱ نوشته است:
من به عنوان یک ایرانی که میهن دوست هستم و بسیاربه فرهنگ و زبان کشورم افتخار می کنم در گفتگوی بالا که بین دوستانم علی، مینو و بهار جریان دارد نظر علی را علمی تر و محکم تر می بینم. سایر دوستان استناد می کنند به اینکه دانشجوی زبان هستند و یا .... اما هیچ کدام مانند علی دلیل و ملاک معتبری ارئه نکردند. ای کاش این موضوع مهم همانند این دوستان دغدغه همه ایرانیان می شد. بنده از خیلی استادانی که دستی در زبان و ادبیات فارسی دارند شنیده ام که اظهار نگرانی می کنند از وضع موجود حاکم بر زبان فارسی. فقط بگویم که متاسفم که دوست عزیز بهار در حالی استفاده از واژه های هزار سال پیش را واپسگرایی می داند که خود ادعا می کند دانشجوی زبان شناسی است!!! بهار جان همین زبانی که ما به آن می نازیم زبانی است که کمتر از هزار سال پیش به همت فردوسی زنده نگه داشته شده است. اگر ما نداشته باشیم زبانی را که بتوانیم پایه های زبان را بر آن بنهیم دارای یک زبان بی ریشه می شویم که کارمان به وام گیری هم نمی رسد. جا برای صحبت بسیار است اما شرمسارم از اینکه این همه از واژه های عربی در متنم استفاده کردم...
سالومه در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۲ نوشته است:
من که نفهمیدم این بحث‌ها چه ربطی به خبر داشت
حسین پیدنی - hpidani@yahoo.com در ۱۷ تیر ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۸ نوشته است:
من به عنوان یک ایرانی که میهن دوست هستم و بسیاربه فرهنگ و زبان کشورم افتخار می کنم در گفتگوی بالا که بین دوستانم علی، مینو و بهار جریان دارد نظر علی را علمی تر و محکم تر می بینم. سایر دوستان استناد می کنند به اینکه دانشجوی زبان هستند و یا .... اما هیچ کدام مانند علی دلیل و ملاک معتبری ارئه نکردند. ای کاش این موضوع مهم همانند این دوستان دغدغه همه ایرانیان می شد. بنده از خیلی استادانی که دستی در زبان و ادبیات فارسی دارند شنیده ام که اظهار نگرانی می کنند از وضع موجود حاکم بر زبان فارسی. فقط بگویم که متاسفم که دوست عزیز بهار در حالی استفاده از واژه های هزار سال پیش را واپسگرایی می داند که خود ادعا می کند دانشجوی زبان شناسی است!!! بهار جان همین زبانی که ما به آن می نازیم زبانی است که کمتر از هزار سال پیش به همت فردوسی زنده نگه داشته شده است. اگر ما نداشته باشیم زبانی را که بتوانیم پایه های زبان را بر آن بنهیم دارای یک زبان بی ریشه می شویم که کارمان به وام گیری هم نمی رسد. جا برای صحبت بسیار است اما شرمسارم از اینکه این همه از واژه های عربی در متنم استفاده کردم...


آگهی کار



آگهی کتاب